مهدی مقاری در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است:
«پیشوا، از سالِ ۱۳۳۱ با انجمنِ شهر و یک سال بعد با شهرداریِ مستقل، قدم در مسیرِ مدیریتِ شهری نهاد. از زمانِ راهاندازیِ شوراهای اسلامی، چهرههای شاخصی چون جعفرینسب که پیش از شوراها قریب دو دهه شهردار بود و زیرساختهای شهر را دگرگون کرد و امیری، تنها شهردارِ فرنگدیدهٔ پیشوا که نگاهی نوین به برنامهریزیِ شهری داشت، برگهایی زرین بر تاریخِ این شهر افزودند. پس از استقرار شوراها، شهردارانی چون محمدرضا فاضلیدوست، محبوب احمدی، رضا کارخانه، شیرزاد یعقوبی، غلامرضا حبیبی و سید جمال محمدی نیز بر این کرسی نشستند و در سوی دیگر، اعضایی چون سید صالح یاسینی، سید منصور گتمیریان، اکبر قمیکردی، مجتبی جنیدی، سید مصطفی طباطبایی، ابوالفتح هژبری، علیاکبر کیلانی، سید حسن طباطبایی، اکبر عبدی، امیر فلاح، سید مرتضی طباطبایی، علیاکبر مهدیزاده، اردوان مهدیزاده، علی اسدی، ابراهیم عابدی، احمد قمی، حسین حیدری، سید عباس طباطبایی، حامد هداوندخانی و معصومه یوسفی بهعنوان تنها عضوِ زنِ ادوار، هر یک تجربیاتی به کارنامهٔ شورا افزودند. اما امروز، شورایِ ششم نه تنها با میراثی از جلساتِ غیرعلنی دستوپنجه نرم میکند، که با تمدیدی بیسابقه تا انتخابات ریاستجمهوریِ ۱۴۰۷، فرصت تغییر را از شهروندان گرفته است.
شورایِ پیشوا در تمام ادوار، رویهای ضدحقوقی را حفظ کرده: جلساتِ غیرعلنی، مگر در موارد انگشتشمار سؤال از شهرداران.
این رویه، با مواد قانون شوراها در تناقض است و حقِّ نظارتِ عمومی را پایمال کرده. شورای ششم با تمدید سهساله، این بیشفافیتی را نهادینهتر کرده است.
تمدید شوراها در سطحِ ملی برای هماهنگی با انتخابات و کاهش هزینهها بود، اما در پیشوا به بهانهای برای روزمرگی تبدیل شده. شورا، حالا با خیالِ آسوده، برنامهها را به «پس از ۱۴۰۷» موکول میکند؛ این در حالی است که جعفرینسب بدونِ تمدیدِ قانونی، دو دهه شهر را متحول کرد و امیری با نگاهِ فرامرزی، برنامهریزیِ مشارکتی را به پیشوا آورد. یعقوبی ساکنِ پیشوا و شهردار شریفآباد و حسنآباد فشافویه و کارخانه که پس از پیشوا، ورامین و پردیس را مدیریت کرد، دنیایی از تجربه را به ایشان امانت دادهاند.
اعضای فعلی با اتکا به تمدید، نقشِ تأییدکنندهای را بازی میکنند و متأسفانه میتوانند بسترِ قراردادهایِ غیرشفاف را هموار سازند. شورایِ ششم، ارتباط را به پیامهایِ مجازی تقلیل داده و از نشستهای محلی طفره میرود. نتیجه، انباشت مطالباتِ آب، فاضلاب، معابرِ فرسوده و... است. معصومه یوسفی، تنها عضوِ زنِ ادوار، میتوانست نمادِ تحول باشد، اما از ظرفیتش برای پیگیریِ مطالبات زنان بهرهای گرفته نمیشود و نگاهِ جنسیتی بازنگری نشده است. این غفلت، نیمی از جمعیت را تا ۱۴۰۷ از تصمیمسازی محروم میکند.
شورای ششم با تمدید، فرصت جبران داشت، اما نه تنها گامی برنداشته، که اطلاعرسانی را محدودتر کرده. گویی اعضا از ترس افشا، پشت دیوار غیرعلنی پناه گرفتهاند؛ حال آنکه در انجمنِ شهرِ ۱۳۳۱، صورتجلسات روی کاغذ ثبت میشد و در دسترس بود، اما امروز در عصرِ دیجیتال، شورا از انتشار یک فایل پیدیاف عاجز است.
شورای ششم درحالیکه هنوز در مرحلهٔ انتخابِ شهردارِ جدید قرار دارد و شهرداری مدتی است بهصورتِ سرپرستی اداره میشود، باید بداند که این تأخیر بهنفع مردم نیست. اعضا میتوانند با تسریع در انتخاب و برگزیدن مدیری توانمند، سرعت خدمترسانی را افزایش دهند و بخشی از اعتماد ازدسترفته را جبران کنند. شهروندان، شهرداری میخواهند که همچون جعفرینسب، عزمِ آبادانی داشته باشد و چون امیری، افقهایِ نو بگشاید و چون یعقوبی و کارخانه، اثرگذار و مثل محمدی مستقل باشد.
راهکارهای پیشنهادی
اعضایِ دورهٔ فعلی، آقایانِ سید مرتضی، سید حسن و سید عباس طباطبایی، احمد قمیکردی، حامد هداوندخانی، حسین حیدری و خانمِ معصومه یوسفی، اینک در اجرایِ موادِ قانونِ تشکیلات، وظایف و انتخاباتِ شوراها، با پخشِ زندهٔ جلسات، انتشارِ صورتجلسات در وبگاه شهرداری ظرف ۴۸ ساعت، تشکیل کمیتهٔ شفافیت با حضورِ رسانهها، ارائهٔ برنامهٔ عملیاتیِ سهساله، واگذاریِ کمیسیونی تخصصی و عملیاتی (نه صوری) برای پیگیری مطالبات زنان و برگزاری جلساتِ ماهانه در محلات، نگاهِ مردم به شورا را تغییر دهند.
پیشوا با آن پیشینهٔ هفتدههای، امروز در آزمونی تاریخی ایستاده. شورایِ ششم با تمدید تا ۱۴۰۷، نمیتواند ناکارآمدی را به گردنِ «کمبود زمان» بیندازد. این سه سال، فرصتِ جبران ربعقرن بیشفافیتی است. اگر این دوره نیز با غیرعلنیها سپری شود، تاریخ «سوءاستفاده از زمان» را ثبت خواهد کرد. وقت تمدید اعتماد است، نه تمدید تقویم!
شورای ششم در انتخابِ شهردار، میتواند برگهٔ تاریخ را عوض کند!»
انتهای پیام