چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ | ۰۸:۳۲
شعر می‌تواند مانع فراموشی دردهای جنگ شود

یک شاعر:

شعر می‌تواند مانع فراموشی دردهای جنگ شود

البرز (ایسنا) - رتبه سوم بخش شعر کلاسیک دومین پویش ملی «آیین ققنوس» گفت: شعر می‌تواند فراتر از بیان احساسات فردی، صدای جمعی جامعه در برابر فجایع جنگ باشد و با ثبت دردها و تجربه‌های انسانی، مانع فراموشی آنها در گذر زمان شود.

آمنه قاسمی در گفت و گو با ایسنا، درباره برگزاری پویش ملی آیین ققنوس توسط معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی البرز درباره جنگ تحمیلی دوم و سوم، اظهار کرد: فراخوان این پویش را در یکی از گروه‌های دانشگاهی مشاهده کردم. از آنجا که یکی از محورهای فراخوان به کودکان میناب اختصاص داشت و پیش از آن نیز چهارپاره‌ای با همین موضوع سروده بودم، احساس کردم اثرم با موضوع موردنظر تناسب دارد و می‌تواند در این رویداد ارائه شود؛ به همین دلیل تصمیم به شرکت گرفتم و در نهایت موفق به کسب رتبه سوم بخش شعر کلاسیک شدم.

وی افزود: اگرچه تجربه حضور در جشنواره‌ها و رویدادهای ادبی متعددی را نداشته‌ام، اما موضوع این فراخوان برایم اهمیت خاصی داشت. آنچه بیش از هر چیز مرا به شرکت در این پویش ترغیب کرد، ارتباط عاطفی و انسانی موضوع آن با شعری بود که پیش‌تر نوشته بودم. احساس می‌کردم این اثر باید فرصتی برای خوانده‌شدن پیدا کند؛ چراکه موضوع آن یک مضمون ادبی یا انتخاب شاعرانه نبود، بلکه به حادثه‌ای مربوط می‌شد که از نظر انسانی نمی‌توان نسبت به آن بی‌تفاوت بود.

قاسمی با اشاره به تأثیر عمیق حوادث جنگ بر احساسات و تجربه‌های شخصی خود بیان کرد: جنگ از تلخ‌ترین تجربه‌هایی است که یک جامعه می‌تواند با آن مواجه شود. ما در اصفهان نیز روزهای دشواری را پشت سر گذاشتیم؛ صدای موشک‌ها و انفجارها را می‌شنیدیم، شاهد پرواز جنگنده‌ها در آسمان بودیم و در اطراف خود افرادی را از دست دادیم. بنابراین، آنچه در جریان جنگ بر مردم می‌گذرد، برای من یک خبر یا موضوع دور از زندگی روزمره نبود، بلکه بخشی از تجربه زیسته و واقعیتی بود که با آن مواجه بودیم.

وی ادامه داد: با وجود تجربه تلخی که مردم مناطق مختلف از جنگ دارند، آنچه برای کودکان میناب اتفاق افتاد، از منظر انسانی برایم بسیار سنگین و متفاوت بود. کودکان از آسیب‌پذیرترین گروه‌های جامعه هستند و هیچ کودکی نباید قربانی جنگ شود. جان‌باختن کودکان در چنین شرایطی، رنجی فراتر از یک فقدان معمولی ایجاد می‌کند؛ چراکه با زندگی‌هایی مواجه هستیم که هنوز فرصت تجربه بسیاری از مراحل طبیعی رشد، آرزوها و آینده خود را پیدا نکرده‌اند.

این شاعر با تأکید بر اینکه سرودن شعر درباره کودکان میناب را نوعی واکنش انسانی به یک واقعه دردناک می‌داند، تصریح کرد: من نمی‌توانم ادعا کنم که با نوشتن یک شعر کار بزرگی انجام داده‌ام یا توانسته‌ام تأثیر مستقیمی بر شرایط بگذارم، اما به‌عنوان کسی که امکان بیان احساساتش را از طریق شعر دارد، فکر کردم می‌توانم دست‌کم از همین ظرفیت استفاده کنم. برای من مهم بود که نسبت به این اتفاق سکوت نکنم و آنچه را در درونم نسبت به این کودکان احساس می‌کردم، به زبان شعر بیان کنم.

وی افزود: شاید درباره برخی دیگر از آثارم چنین دغدغه‌ای برای انتشار وجود نداشته باشد، اما دوست داشتم این شعر بیشتر دیده و خوانده شود. دلیل این تمایل اهمیت موضوعی بود که شعر به آن می‌پرداخت. احساس می‌کردم اگر این اثر بتواند مخاطبان بیشتری را با رنج کودکان میناب همراه کند، دست‌کم توانسته‌ام در حد توان خود قدمی برای بازتاب این اندوه بردارم.

قاسمی در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی ایفای نقش هنرمندان در شرایط بحرانی و ظرفیت هنر برای کاهش آلام اجتماعی، گفت: وقتی اتفاقی تلخ، به‌ویژه جنگ، رخ می‌دهد، جامعه به‌طور گسترده تحت تأثیر اندوه و نگرانی قرار می‌گیرد. در چنین شرایطی هر فردی احساسات خود را به شکلی بیان می‌کند، اما هنرمند به دلیل برخورداری از ابزار و زبان هنری می‌تواند بخشی از احساسات پراکنده جامعه را در قالب یک اثر منسجم بازتاب دهد. به همین دلیل، گاهی هنر و به‌ویژه شعر به زبان مشترک افرادی تبدیل می‌شود که تجربه و احساس مشابهی دارند، اما امکان بیان آن را به یک شکل پیدا نمی‌کنند.

این شاعر بیان کرد: آنچه شاعر می‌نویسد، محدود به تجربه فردی او نیست. ممکن است یک شعر از احساس شخصی شاعر آغاز شود، اما در ادامه به اثری تبدیل شود که مخاطبان بسیاری خود را در آن پیدا کنند. در واقع، شاعر می‌تواند با قلم خود حرف کسانی را بیان کند که شاید همان اندوه، همان نگرانی یا همان اعتراض را در وجودشان داشته باشند، اما نتوانند آن را به زبان بیاورند. از این منظر، شعر می‌تواند از مرز تجربه فردی عبور کند و به بازتابی از وجدان و احساس جمعی جامعه تبدیل شود.

قاسمی با اشاره به تأثیر عاطفی زبان شعر بر مخاطب گفت: یکی از ویژگی‌های مهم شعر، شیوه خاص آن در انتقال احساسات درونی انسان است. شعر صرفاً مجموعه‌ای از کلمات برای توصیف یک اتفاق نیست، بلکه می‌تواند مخاطب را به تجربه عاطفی آن واقعه نزدیک کند. گاهی فردی شعری را می‌خواند و احساس می‌کند شاعر همان چیزی را بیان کرده که خود او در ذهن داشته است؛ احساسی که شاید مدت‌ها در وجودش مانده، اما نتوانسته آن را به زبان بیاورد.

وی افزود: اگر یک شعر بتواند مخاطب را متأثر کند، اشکی بر چشمانش بنشاند یا او را برای لحظه‌ای به تأمل درباره رنج انسان دیگری وادارد، توانسته است ارتباطی فراتر از انتقال اطلاعات برقرار کند. چنین اثری مخاطب را از جایگاه یک شنونده یا خواننده صرف خارج می‌کند و او را با بخشی از تجربه انسانی دیگران همراه می‌سازد. به باور من، این ظرفیت عاطفی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی است که شعر را در مواجهه با حوادث تلخ و بحران‌های اجتماعی به رسانه‌ای اثرگذار تبدیل می‌کند.

قاسمی با بیان اینکه نقش ادبیات در مواجهه با بحران‌ها به همدلی و تأثیرگذاری عاطفی محدود نمی‌شود، اظهار کرد: شعر و ادبیات می‌توانند بخشی از حافظه تاریخی یک جامعه را نیز حفظ کنند. آنچه شاعران و نویسندگان در دوره‌های مختلف درباره حوادث زمانه خود نوشته‌اند، در آثارشان باقی می‌ماند و امکان بازخوانی آن تجربه‌ها را برای نسل‌های بعد فراهم می‌کند. به این ترتیب، دردها، اندوه‌ها و صداهای مردم در قالب ادبیات ثبت می‌شود و با گذشت زمان از میان نمی‌رود.

این شاعر توضیح داد: تفاوت مهم روایت ادبی با بسیاری از روایت‌های معمول تاریخی در این است که ادبیات می‌تواند علاوه بر بیان اصل واقعه، به لایه‌های عاطفی و انسانی آن نیز بپردازد. ممکن است در یک متن تاریخی بخوانیم که جنگی اتفاق افتاده یا حادثه‌ای رخ داده است و اطلاعاتی درباره زمان و چگونگی آن به دست آوریم، اما شعر می‌تواند ما را به فضای درونی آن حادثه نزدیک کند و نشان دهد انسان‌هایی که درگیر آن بوده‌اند، چه رنج، ترس و اندوهی را تجربه کرده‌اند.

وی با اشاره به ظرفیت شعر در بازنمایی عمق فاجعه‌های تاریخی گفت: برای نمونه، گاهی یک شعر درباره یک واقعه تاریخی می‌تواند تأثیری بر مخاطب بگذارد که با خواندن گزارش تاریخی آن حادثه حاصل نمی‌شود. در شعر، مخاطب تنها با وقوع یک اتفاق مواجه نیست، بلکه می‌تواند بخشی از درد و اندوه انسان‌هایی را که آن واقعه را تجربه کرده‌اند، احساس کند. به همین دلیل، معتقدم شعر قادر است ابعادی از تاریخ را حفظ کند که شاید در روایت‌های صرفاً اطلاعاتی کمتر مورد توجه قرار گیرند.

قاسمی افزود: آثار ادبی می‌توانند اجازه ندهند تجربه‌های انسانی در گذر زمان به چند واقعه و تاریخ و نام محدود شوند. آنچه در شعر باقی می‌ماند، فقط شرح یک اتفاق نیست؛ بلکه احساس انسان‌هایی است که در متن آن اتفاق زندگی کرده‌اند. این ویژگی باعث می‌شود مخاطب در سال‌های بعد نیز بتواند با آن تجربه ارتباط برقرار کند و رنجی را که شاید شخصاً شاهد آن نبوده است، از دریچه نگاه شاعر و نویسنده درک کند.

وی با تأکید بر ضرورت توجه هنرمندان به مسئولیت اجتماعی خود در برابر رخدادهای زمانه بیان کرد: به نظرم هنرمند نمی‌تواند نسبت به اتفاقاتی که جامعه و انسان‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، کاملاً بی‌تفاوت باشد. البته هر هنرمندی با زبان و شیوه خاص خودش واکنش نشان می‌دهد، اما همین که بتواند احساسات و دغدغه‌های انسانی را در اثرش بازتاب دهد، اهمیت دارد. من نیز در سرودن این شعر تلاش کردم به اندازه توان خود نسبت به اتفاقی که برای کودکان میناب رخ داد، واکنش نشان دهم.

این شاعر در پایان گفت: خوشبختانه کتابی از آثار شرکت‌کنندگان این رویداد منتشر شده و آثار من و تعدادی دیگر از دوستان نیز در این مجموعه قرار گرفته است. انتشار آثار در قالب کتاب این امکان را فراهم می‌کند که نوشته‌ها از محدوده یک رویداد و زمان برگزاری آن فراتر بروند و در دسترس مخاطبان بیشتری قرار گیرند. برای من نیز ماندگاری این شعر و امکان خوانده‌شدن آن در آینده اهمیت دارد؛ چراکه موضوع آن به رنجی انسانی مربوط است که نباید به فراموشی سپرده شود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها