به گزارش ایسنا، در جوامع صنعتی و کشورهای در حال توسعه، رخداد حوادث گوناگون ناشی از کار همواره یکی از چالشهای بنیادین و نگرانکننده نظامهای سلامت شغلی به شمار میرود؛ به طوری که بر اساس آمارهای معتبر جهانی سالانه بیش از دو میلیون و سیصد هزار نفر جان خود را در اثر بیماریها و سوانح مرتبط با حرفه از دست میدهند. این رخدادهای ناگوار افزون بر تلفات جانی و مرگومیر، بار سنگین مالی و اجتماعی فراوانی را به جوامع تحمیل کرده و موجب ازکارافتادگی موقت یا همیشگی نیروها، افت چشمگیر بهرهوری و ثبت هزینههای گزاف درمانی میشود. این بحران در کشورهایی که زیرساختهای ایمن ضعیفتر، آموزشهای ناکارآمدتر و نظارتهای کمتری دارند، به مراتب پررنگتر بوده و بر اساس گزارشهای رسمی در ایران نیز سالانه شمار زیادی سانحه شدید ثبت میشود. شواهد نشان میدهند که بخش مهمی از این معضلات ریشه در کمبود فرهنگ ایمنی و شیوع خطاهای رفتاری دارد.
در این میان، مفاهیمی چون جو ایمنی و فرهنگ ایمنی از ارکان کلیدی تغییر رفتار به سمت سلامت شغلی به شمار میروند. جو ایمنی در واقع به درک و احساس آنی کارگران از ارزشگذاری مدیران بر اصول محافظتی اشاره دارد، در حالی که فرهنگ ایمنی لایهای بسیار عمیقتر از باورها و ارزشهای مشترک یک محیط را میسازد. صنعت فرآوری چای در استان گیلان به دلیل فعالیتهای متنوعی همچون جابهجایی بار، کار با ادوات مکانیکی، خشککردن و بستهبندی، پرسنل را در معرض انواع خطرهای جسمی، ارگونومیک، شیمیایی و حرارتی قرار میدهد. با این وجود، به دلیل کارهای فصلی و نبود دورههای آموزشی منسجم، توجه اندکی به عوامل رفتاری این حوزه شده بود. از این رو تحلیل رابطه همزمان این مؤلفهها برای حفاظت بهتر از نیروی کار در این قطب تولید چای ضرورت دارد.
به منظور پر کردن این خلأ تجربی، سپیده کمالی از کمیته تحقیقات دانشجویی دانشکده علوم پزشکی اسفراین به همراه دو همکار خود از همان مرکز و با همراهی پژوهشگرانی از دانشکده علوم پزشکی ایلام دست به کار شدند. این تیم تحقیقاتی دانشگاهی، مطالعهای میدانی و سنجشی را برای بررسی میزان همبستگی میان احساس شاغلان از وضعیت محیط امن و ارزشهای کلی حاکم بر کارگاههای عملآوری چای در مناطق شمالی به سرانجام رساندند تا زاویههای مختلف رفتار سازمانی در این خطوط تولیدی را شفاف کنند.
پژوهشگران برای اجرای این طرح، جامعه مورد نظر خود را از میان کارگران فعال در سه کارگاه چایسازی مستقر در استان گیلان برگزیدند. اطلاعات از طریق دو پرسشنامه استاندارد در زمینههای درک ایمنی و باورهای ایمنی جمعآوری شد و در ادامه دادهها با بهرهگیری از نرمافزارهای آماری تحلیل شد.
بررسی دادههای حاصل از این مطالعه که روی ۱۱۶ نفر انجام شد، نشان داد بیشتر افراد شرکتکننده را مردان با سطح سواد زیر دیپلم تشکیل میدادند و میانگین سنی کل نمونهها حدود ۳۵ سال بود. یافتهها تأیید کردند که میان متغیر فرهنگ ایمنی و جو ایمنی رابطه مستقیم، مثبت و معناداری برقرار است. همچنین بین مؤلفه سنجش و ارزیابی ایمنی درون کارگاه با جو ایمنی رابطه آماری بسیار قوی و مثبتی حاصل شد.
نتیجهگیری نهایی نشان میدهد ارتباط قدرتمند میان این دو مفهوم تأکید میکند که بازنگری در سیاستهای مدیریتی، تعهد راسخ مسئولان، ارتقای آموزش و مشارکت مستقیم کارگران میتواند فضای بسیار ایمنتری در این کارگاهها بیافریند. از آنجا که عوامل سازمانی بیش از ویژگیهای فردی بر نگرش کارکنان اثرگذار بودند، بازرسیهای مداوم راهکار اصلی کاهش حوادث خواهد بود.
در تبیین بیشتر این دستاوردها باید اشاره کرد که چایسازی صنعتی کاربرمحور و متکی بر رویارویی مستقیم با ابزارهای فیزیکی است و وقتی نظارتها پیگیرانه باشد، نیروها توجه مدیران را لمس کرده و احساس امنیت بیشتری مییابند. همچنین همبستگی میان سطح سواد و درک اختیارات ایمنی مدیریت نشان میدهد افراد تحصیلکرده توان تحلیلی بالاتری برای تطبیق محیط با اصول قانونی دارند، تعهدات کارفرما را بهتر پیگیری میکنند و حساسیت زیادتری به کمبودها نشان میدهند. نبود تفاوت در ادراک سنین مختلف نیز ناشی از یکنواختی محیطهای کاری و تجارب یکسان فیزیکی در میان کارگران خطوط چای است.
یافتههای این پژوهش در قالب یک مقاله علمی در «فصلنامه تحقیقات سلامت در جامعه» به چاپ رسیدهاند؛ نشریهای تخصصی که تحت نظارت و وابستگی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی مازندران منتشر میشود.
انتهای پیام