شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۷
ارتباط شگفت‌انگیز چربی خوب بدن با کاهش اضطراب و افسردگی

ارتباط شگفت‌انگیز چربی خوب بدن با کاهش اضطراب و افسردگی

پژوهشگران می‌گویند چربی «خوب» بدن با تشخیص کمتر اضطراب و افسردگی مرتبط است.

به گزارش ایسنا، وقتی به چربی بدن فکر می‌کنیم، اغلب عدد روی ترازو یا افزایش دور کمر به ذهنمان خطور می‌کند،‌ اما تحقیقات روی چربی قهوه‌ای توجه‌ها را به ارتباط متفاوتی جلب می‌کند؛ بیمارانی که اسکن‌هایشان این بافت را نشان داده بود، تشخیص‌های ثبت‌شده کمتری از اضطراب و افسردگی داشتند.

چربی قهوه‌ای که در مناطقی از جمله گردن، نزدیک استخوان‌های ترقوه و زیر بغل یافت می‌شود، هنگام فعال شدن توسط سرما، گرما تولید می‌کند. این چربی، ردیاب قند رادیواکتیو مورد استفاده در اسکن‌های پزشکی خاص را جذب می‌کند و آن را در تصاویر قابل مشاهده می‌کند.

نیکلاس گومز-بانوی(Nicolás Gómez-Banoy)، متخصص غدد درون‌ریز و محقق دانشگاه راکفلر می‌گوید: آنچه ما را بیشتر شگفت‌زده کرد، این است که هیچ مطالعه قبلی وجود ندارد که ارتباط بالقوه‌ای بین چربی قهوه‌ای و خلق و خو را مستند کرده باشد.

تحقیقات این تیم در سال ۲۰۲۱، چربی قهوه‌ای را به میزان پایین‌تر دیابت و بیماری‌های قلبی-عروقی مرتبط دانست. پس از آن مطالعه، محققان تحقیقات خود را به صدها تشخیص گسترش دادند.

آنها سوابق بیش از ۱۰۰ هزار بیمار را در مرکز سرطان Memorial Sloan Kettering در نیویورک بررسی کردند و اسکن‌های PET/CT که به دلایل بالینی گرفته شده بودند، در کنار تشخیص‌ها و سوابق دارویی بیماران ارزیابی شدند.

این تیم، بیماران دارای چربی قهوه‌ای قابل تشخیص و بدون چربی قهوه‌ای را از نظر سن، جنسیت، شاخص توده بدنی و دمای بیرون تطبیق دادند. در این گروه‌های تطبیق یافته، تشخیص دوره‌های افسردگی برای ۵.۴ درصد از بیماران دارای چربی قهوه‌ای قابل تشخیص و ۸.۲ درصد از بیماران فاقد آن ثبت شد. تشخیص اختلال اضطرابی نیز در بیماران دارای چربی قهوه‌ای قابل تشخیص کمتر رایج بود.

این ارتباط‌ها پس از تجزیه و تحلیل و در نظر گرفتن سابقه سیگار کشیدن، نوع سرطان، مرحله سرطان، درمان و سایر عوامل همچنان ادامه داشت.

محققان همچنین می‌خواستند بدانند که آیا میزان و محل چربی قهوه‌ای فعال اهمیت دارد یا خیر، بنابراین از هوش مصنوعی استفاده کردند.

یک ابزار یادگیری ماشینی به اندازه‌گیری حجم چربی قهوه‌ای و جذب گلوکز در حدود ۸۷۰۰ بیمار دارای چربی قهوه‌ای قابل تشخیص کمک کرد. این اندازه‌گیری‌ها در کنار هم برای تخمین فعالیت چربی قهوه‌ای در ۶ ناحیه بدن استفاده شدند.

فعالیت بیشتر چربی قهوه‌ای در اطراف زیر بغل به‌ویژه با سلامت قلبی-عروقی و متابولیک بهتر مرتبط بود.

یافته‌های روانپزشکی از مقایسه جداگانه تشخیص‌های ثبت‌شده به دست آمد.

بیمارانی که چربی قهوه‌ای قابل تشخیص داشتند، قند خون پایین‌تری نیز داشتند، از جمله نشانگری که سطح قند خون بلندمدت را منعکس می‌کند.

گومز توضیح داد: محتمل‌ترین توضیح این است که بیماران دارای چربی قهوه‌ای، پروفایل متابولیک بهبود یافته، توزیع چربی سالم‌تر و نشانگرهای التهابی پایین‌تری را نشان می‌دهند. همه این موارد با بهبود پیامدهای روانپزشکی مرتبط بوده‌اند.

بیمارانی که داروهای ضد افسردگی خاصی از دسته SSRI مصرف می‌کردند که برای درمان افسردگی و اضطراب استفاده می‌شوند، کمتر احتمال داشت چربی قهوه‌ای قابل تشخیص داشته باشند. این ارتباط پس از متناسب‌سازی شرایط مطالعه برای تشخیص‌های روانپزشکی مرتبط نیز پابرجا باقی ماند و با تحقیقات انسانی قبلی که نشان می‌داد این داروها می‌توانند فعالیت چربی قهوه‌ای را کاهش دهند، سازگار بود.

این تیم همچنین سوابق دارویی را برای داروهایی که ممکن است چربی قهوه‌ای را فعال کنند، جستجو کرد. بیمارانی که داروهای فشار خون خاصی مصرف می‌کردند، احتمال بیشتری داشت که بافت قابل تشخیص داشته باشند. محققان یکی از آنها به نام لوزارتان(losartan) را در سلول‌های چربی قهوه‌ای کشت‌شده در آزمایشگاه و موش‌ها آزمایش کردند.

لوزارتان فعالیت چربی قهوه‌ای را افزایش داد و موش‌های درمان‌شده انرژی بیشتری مصرف کردند.

این آزمایش‌ها اضطراب یا افسردگی را ارزیابی نکردند.

گومز گفت: با توجه به اینکه مطالعه ما گذشته‌نگر است، لازم به ذکر است که این یافته‌ها تنها نشان‌دهنده ارتباط هستند و رابطه علت و معلولی را نشان نمی‌دهند.

این مطالعه روی بیماران یک مرکز سرطان انجام شد و بیش از سه چهارم افراد در گروه‌های همسان، زن بودند. این مقاله همچنین اشاره می‌کند که انواع تومور و درمان‌های سرطان بین گروه‌ها متفاوت بوده است و با وجود تعدیل‌های آماری، نمی‌توان تأثیر آنها را بر یافته‌ها رد کرد.

گومز گفت که آزمایش داروها یا سایر روش‌ها برای فعال کردن چربی قهوه‌ای نیز باید ثبت کند که آیا اضطراب یا افسردگی بیماران تغییر می‌کند یا خیر.

این پژوهش در مجله Nature منتشر شده است.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی