حجتالاسلاموالمسلمین محسن پرویزی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به تحولات اخیر ایالات متحده اظهار کرد: این رخداد را میتوان با تمثیل قرآنی «عصف ماکول» (کاه جویدهشده) و سرنوشت محتوم سپاه ابرهه تبیین کرد؛ روایتی از فروپاشی ناگهانی یک قدرت بزرگ مادی در برابر عواملی که در محاسبات متکبرانه طراحانش، به هیچ عنوان جدی گرفته نشده بودند.
وی در تشریح این تمثیل تاریخی خاطرنشان کرد: در روایت اصحاب فیل، ابرهه با لشکری عظیم، تجهیزات پیشرفته و فیلهای جنگی برای تسخیر مکه و تخریب کعبه به راه افتاد و تمام محاسبات میدانی را به نفع خود قطعی میدانست؛ اما از محاسبه عوامل غیرمنتظره و آسمانی (پرندگان ابابیل و سنگهای سجیل) عاجز ماند و در نهایت، سپاه مجهز او به مصداق آیه «فَجَعَلَهُم کَعَصف مأکول» مبدل گشت.
این مسئول بیان کرد: حزب جمهوریخواه و دونالد ترامپ نیز در این کارزار انتخاباتی، با اتکا به ساختار قدرت موجود، دستگاه تبلیغاتی و ماشین پولساز حزبی، با اعتمادبهنفس کامل وارد میدان شدند و گمان میکردند قدرت لابیها، هیاهوهای سیاسی و دستاوردهای مقطعی اقتصادی، تضمینکننده پیروزی آنهاست. با این حال، بحرانهای انباشتهشده درونسیستمی نظیر تورم لجامگسیخته، هزینههای سنگین نظامی و نارضایتی عمیق طبقه متوسط و کارگر، حکم همان سنگهای سجیل را داشتند که بنیان اتحاد حزبی آنها را در هم ریخت؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: «و کَیدُهُم فی تَضلیل»؛ نقشههایی که عاقبت گریبان طراحانش را گرفت.
معاون سیاسی نمایندگی ولیفقیه در سپاه امیرالمؤمنین (ع) استان ایلام تصریح کرد: ابرهه تمام تمرکز خود را معطوف به قدرت مادی و بیرونی ساخت و از مطالبات و واقعیتهای پیرامونی غافل ماند. دونالد ترامپ نیز در ماهها و روزهای منتهی به انتخابات، به جای تمرکز بر مهار تورم و حل معضلات معیشتی شهروندان آمریکایی، زمان خود را صرف حواشی سیاسی، تسویهحسابهای شخصی و جریانسازی های رسانه ای وتبلیغات کرد. این رویکرد، خطایی راهبردی و نیرنگی بود که به خود او بازگشت و به یک «عصف ماکول سیاسی» تبدیل شد.
وی تأکید کرد: اعتراف صریح ترامپ به تأثیر منفی جنگ و نارضایتی عمومی از هزینههای سرسامآور آن در شکست حزب، گواهی روشن بر این مدعاست که افکار عمومی آمریکا دیگر تحمل هزینههای جنگطلبی و بیتوجهی به اقتصاد داخلی را ندارد.
حجتالاسلاموالمسلمین پرویزی با مقایسه الگوهای حکمرانی دو حزب توضیح داد: برای درک ریشههای این شکست، باید به دو الگوی متضاد حکمرانی میان دموکراتها و جمهوریخواهان توجه کرد. رویکرد حزب جمهوریخواه همواره بر پایه کوچکسازی دولت فدرال، کاهش مالیات ثروتمندان و شرکتهای بزرگ، مقرراتزدایی حداکثری و در سیاست خارجی، اتخاذ رویکرد یکجانبهگرایی و اعمال فشار اقتصادی ،تحریم و تعرفه استوار بوده است. این سیاستها اگرچه در کوتاهمدت برای صاحبان سرمایه جذاب است، اما در بلندمدت موجب تعمیق شکاف طبقاتی و تحمیل فشار مضاعف بر اقشار آسیبپذیر میشود.
این مسئول تشریح کرد: در نقطه مقابل، دموکراتها بر نقش فعالتر دولت در تنظیمگری اقتصاد، تقویت رفاه اجتماعی، توسعه بیمههای درمانی و کاهش نابرابریهای نژادی و اقتصادی تأکید دارند. اولویت اصلی دموکراتها در این دوره، مهار تورم، حل بحران مسکن و دسترسی همگانی به خدمات بهداشتی بود؛ وعدههایی که توانست رأیدهندگان مردد و خسته از وضعیت موجود را به سوی صندوقهای رأی جذب کند.
وی در تبیین پیامدهای این پیروزی بر ساختار سیاسی آمریکا تشریح کرد: پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای به معنای خلع سلاح کامل رئیسجمهور یا سلب حق وتوی او نیست؛ چرا که دموکراتها در کنگره فاقد اکثریت دو سوم آراء برای لغو قطعی وتوی ریاستجمهوری هستند، بنابراین، ساختار کلان نظام سیاسی آمریکا دستخوش دگرگونی بنیادین نمیشود، اما توازن قوا تغییر چشمگیری خواهد کرد. از یک سو، دموکراتها با در اختیار داشتن ابزارهای نظارتی و بودجهای کنگره (کیف پول) میتوانند هزینه سیاسی ادامه جنگها و لشکرکشیهای خارجی را برای دولت به شدت افزایش داده و آن را تحت فشار برای پایان دادن به درگیریها قرار دهند؛ امری که خطر رویارویی نظامی مستقیم را کاهش میدهد.
معاون سیاسی نمایندگی ولیفقیه در سپاه امیرالمؤمنین (ع) استان ایلام گفت: از سوی دیگر، با توجه به گستردگی اختیارات اجرایی رئیسجمهور در حوزه سیاست خارجی، تغییرات بیشتر در لحن دیپلماتیک و روش اجرا بروز خواهد کرد تا در اصول استراتژیک هژمونی آمریکا؛ هرچند فشار افکار عمومی و اراده کنگره، مانع از ماجراجوییهای بیمحابا خواهد شد.
حجتالاسلاموالمسلمین پرویزی یادoآور شد: شکست جمهوریخواهان در این دوره رویدادی تصادفی نبود، بلکه نتیجه قهریِ تناقضات درونی، سیاستهای اقتصادی ناکارآمد و تمرکز بر جنگافروزی به جای رسیدگی به معیشت مردم بود، این تحول، پایان مطلق تنشهای سیاسی در ایالات متحده نیست، بلکه سرفصل جدیدی از کشمکشهای حزبی و پارلمانی را گشوده است؛ تحولاتی که به روشنی نشان میدهد قدرتهای بزرگ نیز در برابر خشم فروخورده جوامع و عوامل پیشبینینشده آسیبپذیرند.
انتهای پیام