نمایش قبل از فصل شکار، در ژانر معمایی و ترسناک، برای مخاطبان بالای ۱۵ سال در نظر گرفته شده که در خلاصه داستان آن آمده است؛ در سال ۱۹۷۰ میلادی، پشت کلیسای دهکدهای در جنوب پنسیلوانیای آمریکا، زنی با احترام دستهگلی روی تابوت مردی میگذارد که از پشت هدف گلوله قرار گرفته است. ۲۰ سال بعد، آن مرد در نیمهشبی بارانی و ترسناک، برای قدردانی از بابت آن دستهگل به خانه زن بازمیگردد...

تئاتر، بستری برای رشد فکری
نویسنده و کارگردان نمایش «قبل از فصل شکار»، در گفتوگو با ایسنا با تأکید بر کارکرد آگاهیبخش هنر تئاتر اظهار کرد: خاستگاه تئاتر صرفاً سرگرمی، وقتگذرانی و ایجاد نشاط نیست؛ بلکه تئاتر هنری برای آگاهیبخشی و فرهنگسازی است. مخاطب باید پس از خروج از سالن نمایش نیز مدتی با آنچه دیده و روایتی که تجربه کرده، درگیر باشد و درباره آن فکر کند.
علیرضا مصرپور بیان کرد: تلاش ما این است که مخاطب با تماشای نمایش به بینش و دستاورد تازهای برسد؛ چراکه این تجربه میتواند در شکلگیری جهانبینی و رشد فکری او تأثیرگذار باشد و حتی به تصمیمگیریهای درستتر در زندگی کمک کند.
وی در زمینه کارگردانی اثر اظهار کرد: ذاتاً نمایشنامهنویس هستم و نمایش «قبل از فصل شکار» را برای یکی از دوستان نوشته بودم، اما به دلیل مشغله کاری امکان اجرای آن برای ایشان فراهم نشد و در نهایت خودم کارگردانی اثر را بر عهده گرفتم.
وی با اشاره به انتخاب ژانر وحشت و تعلیق برای این اثر ادامه داد: این نمایش در ژانری قرار میگیرد که مخاطب خاص خود را دارد و به نظر میرسد طی چهار تا پنج دهه اخیر، کمتر شاهد اجرای آثاری با چنین رویکردی در تئاتر تبریز بودهایم. در این اثر از عناصر وحشت، تعلیق و غافلگیری، معما، اوهام و توهمات با ویژگیهای سوررئالیستی استفاده کردهایم تا تازگی و نوآوری در فضای تئاتر این شهر ایجاد کنیم.
مصرپور در پاسخ به این پرسش که چرا ژانر وحشت در سینما و تئاتر گاهی بهعنوان گونهای صرفاً سرگرمکننده و هیجانمحور تلقی میشود، گفت: چنین نگاهی حرفهای نیست؛ چراکه اگر یک اثر به شکل حرفهای در این ژانر اجرا شود، وحشت میتواند در قالب یک رویداد دراماتیک و از دل داستان شکل بگیرد.
وی با اشاره به شیوه اجرای نمایش توضیح داد: در این نمایش حتی با روشنایی کامل و نور کافی اجرا میکنیم تا عنصر وحشت نه از طریق تاریکی و جلوههای بیرونی، بلکه از درون قصه و به واسطه شخصیتها شکل بگیرد. اصل غافلگیری نیز مخاطب را در موقعیتی قرار میدهد که ناچار به قضاوت و تصمیمگیری شود.
وی افزود: مخاطب در جریان داستان با معماهای مختلف و گشایشهای تازهای مواجه میشود و ممکن است در روند قضاوتهای خود دچار اشتباه شود. همین مسئله باعث میشود علاوه بر دنبال کردن روایت، درگیر اتفاقات و تلنگرهای داستان نیز باشد.
این نمایشنامه نویس و کارگردان در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به وضعیت آموزش و فعالیت هنرجویان تئاتر گفت: امروز برخلاف سالهای گذشته، بسترهای آموزشی و امکانات بیشتری برای فعالیت هنرجویان فراهم شده و از نظر کمی شاهد گسترش دورههای آموزشی و تولید آثار نمایشی هستیم، اما این رشد لزوماً به معنای ارتقای کیفیت نیست.
وی با انتقاد از آنچه ادعای کاذب برخی هنرجویان میخواند، افزود: گاهی این مسئله باعث میشود احترام به پیشکسوتان، صحنه و امکانات اجرایی کمتر مورد توجه قرار بگیرد. هنرجویان باید بدانند رسیدن به جایگاه حرفهای، صرفاً با گذراندن یک دوره آموزشی امکانپذیر نیست و به تلاش، تمرین و ممارست مستمر نیاز دارد.

شخصیتهایی میان مرز خیال و واقعیت
بازیگر نمایش «قبل از فصل شکار» نیز در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ویژگیهای شخصیتی نقشی که در این اثر ایفا میکند، اظهار کرد: در این نمایش نقش آلبرت، خدمتکاری پیر و شخصیتی مرموز را بازی میکنم که در بخشهایی از اثر حالتی ترسناک و در مقاطعی نیز ویژگیهای طنزآمیز دارد. روایت بهگونهای پیش میرود که مرز میان خیال و واقعیت کاملاً مشخص نیست و مخاطب نمیداند اتفاقات رخداده حقیقت دارند یا حاصل خیال، رؤیا و حتی عذاب وجدان شخصیت زن هستند.
رضا گلآور با اشاره به ویژگیهای ادبی و نمایشی اثر گفت: این نمایش را میتوان در چارچوب ادبیات سوررئالیستی و با مؤلفههایی از اکسپرسیونیسم بررسی کرد و شخصیت آلبرت نیز در همین فضای رازآلود و چندلایه شکل میگیرد. پیش از این نیز تجربه بازی در نمایش شعبدهباز را در سال ۱۳۷۰ داشتم که آخرین نمایش اجرا شده با چنین سبکی در تبریز است.
وی درباره کمتوجهی به برخی ژانرهای نمایشی نیز گفت: البته نمیتوان گفت پرداختن کمتر به یک ژانر الزاماً به جریان تئاتر آسیب میزند؛ چراکه انتخاب ژانر تا حد زیادی به سلیقه کارگردان بستگی دارد. از سوی دیگر، مسئله متن نیز اهمیت دارد و در شهر ما نمایشنامهنویسانی که بهصورت تخصصی در این حوزه فعالیت کنند، چندان پرشمار نیستند.
وی با اشاره به فعالیتهای زندهیاد استاد اسد صادقی در حوزه نمایشنامهنویسی خاطرنشان کرد: ایشان از جمله هنرمندانی بودند که نمایشنامههای خود را مینوشتند و اجرا میکردند. به اعتقاد من، علیرضا مصرپور نیز از جمله هنرمندانی است که امروز نوشتههای خودش را روی صحنه میبرد و این اتفاق ارزشمندی است؛ چراکه انتخاب متن یکی از نخستین و مهمترین مراحل شکلگیری یک اثر نمایشی است.

تکههای پازل پس از پایان اجرا تکمیل میشوند
دیگر بازیگر نمایش «قبل از فصل شکار» نیز در گفتوگو با ایسنا با معرفی شخصیت خود در این اثر اظهار کرد: در این نمایش نقش ژانت را ایفا میکنم؛ زنی سرسخت و مغرور که اتفاقات پایانی داستان، مخاطب را با غافلگیری مواجه میکند. تماشاگر قرار است وارد فضایی وهمآلود و ترسناک شود، اما به نظر میرسد شکلگیری برداشت واقعی از این فضا تنها پس از تماشای نمایش امکانپذیر است.
فاطمه حسینی با اشاره به اهمیت بازخورد مخاطبان پس از اجرا افزود: زمانی که نمایش به پایان میرسد و نظرات تماشاگران را میشنویم، بهتر متوجه میشویم که آنها تا چه اندازه با روایت و ژانر اجرایی اثر ارتباط برقرار کردهاند. این اثر پازلوار تنها پس از پایان تکمیل میشود.
وی که از سال ۱۳۷۶ فعالیت خود را در عرصه تئاتر آغاز کرده است، درباره شرایط حضور زنان در تئاتر تبریز نسبت به گذشته اظهار کرد: شرایط امروز برای ورود زنان به عرصه بازیگری و فعالیتهای هنری بسیار بهتر و فراهمتر از گذشته است. در سالهای قبل آموزشگاهها و کلاسهای آموزشی به شکل امروز وجود نداشتند، تقاضا برای حضور زنان در نقشهای نمایشی کمتر بود و خانوادهها نیز حمایت کمتری از این مسیر میکردند. اکنون با فراهم شدن بسترهای آموزشی و افزایش حمایت خانوادهها، مسیر فعالیت زنان در حوزه تئاتر و هنر نسبت به گذشته هموارتر شده است.
به گزارش ایسنا، وی در پایان با تأکید بر نقش مخاطب در حیات تئاتر گفت: تئاتر با مخاطب خود زنده است. زمانی که یک گروه نمایشی اثری را آماده اجرا میکند، بازیگران و عوامل اجرایی امیدوارند تماشاگران برای دیدن آن به سالن بیایند. حضور مخاطب و پر شدن سالن، انگیزه و امید تازهای به بازیگر میدهد و باعث میشود با انرژی بیشتری روی صحنه حاضر شود.

انتهای پیام