به گزارش ایسنا، در ششم نوامبر ۱۹۵۶ نیروهای انگلیس و فرانسه در حال پیشروی در پورتسعید مصر مشرف بر ورودی یکی از مهمترین آبراههای جهان بودند. یک روز پیشتر چتربازانشان برای تصرف کانال سوئز فرود آمده بودند و نیروهای اسرائیلی نیز برای هموار کردن مسیر، در شبهجزیره سینا پیشروی میکردند. اما تا نیمهشب، تهاجم انگلیس و فرانسه متوقف شد؛ نه از آن رو که سربازانشان عقبنشینی کردند، بلکه چون دولتهای آنها زیر فشار واشنگتن ناچار به تسلیم شده بودند. دوایت آیزنهاور، رئیسجمهوری وقت آمریکا، تهدید کرده بود اقتصاد شکننده انگلیس را در هم میکوبد و سازمان ملل متحد را برای مطالبه آتشبس و خروج نیروها به میدان آورده بود. نفوذ اقتصادی و سیاسی آمریکا در چند ساعت کارزار نظامی غرب را به پایانی تحقیرآمیز کشاند.
مجله خبری هفتگی نیوزویک در تحلیلی با اشاره به ناکامی عملیاتها و اقدامات متجاوزانه ایالات متحده در تنگه هرمز به تاسی از رویکرد سلطهگرانهای که زمانی بر کانال سوئز اعمال کرد و با برجستهسازی این واقعیت که هرمز بر خلاف سوئز نه عرصه قدرتنمایی بلکه به عرصه نمایش ضعف ایالات متحده بدل شده مینویسد: «۷۰ سال بعد از رویداد سوئز، آمریکا خود درگیر جنگی بر سر آبراه حیاتی دیگری، یعنی تنگه هرمز، است. واشنگتن اما این بار در مواجهه با درسهای ناخوشایندی قرار گرفته که روزگاری به متحدان اروپایی خود میآموخت؛ با این تفاوت که این بار خودش نیز متحمل خسارت اقتصادی و سیاسی شده است.»
کانال سوئز باریکه آبی به عرض کمتر از یکپنجم مایل است که مصر را میشکافد، دریای مدیترانه و دریای سرخ را به هم متصل میکند و آفریقا را از آسیا جدا میسازد. این کانال همانگونه که در آن زمان بود، امروز نیز کوتاهترین مسیر دریایی میان اروپا و آسیاست و در سال ۱۹۵۶ بیش از نیمی از نفت مورد نیاز اروپای غربی از آن عبور میکرد. هنگامی که جمال عبدالناصر، رئیسجمهوری وقت مصر، در ژوئیه همان سال شرکت انگلیسی- فرانسوی ادارهکننده کانال را ملی اعلام کرد، آنتونی ایدن، نخستوزیر وقت انگلیس، و گوئی موله، همتای فرانسویاش، تصمیم گرفتند به هیچ روی احتمال از دست دادن نظارت بر کانال و منطقه وسیعتر خاورمیانه را برنتابند.
لندن و پاریس با اسرائیل نقشهای حیلهگرانه طراحی کردند: قرار شد نیروهای اسرائیلی به شبهجزیره سینا حمله کنند تا بهانهای برای «مداخله» انگلیس و فرانسه برای جدا کردن طرفهای درگیر و اشغال کانال فراهم شود. اگر ناصر هم در این میان سرنگون میشد، چه بهتر. تهاجم زمینی با نمایش چشمگیر قدرت آتش در پنجم نوامبر آغاز شد؛ هواپیماهای انگلیسی و فرانسوی مواضع پدافندی مصر را بمباران کردند و چتربازان نزدیک پورتسعید فرود آمدند. نیروهای آبی-خاکی نیز روز بعد پیشروی به سوی جنوب از این شهر را آغاز کردند. اما مصریها آن را پیشبینی کرده بودند و نیروهای ناصر عمداً کشتیها را در کانال غرق کرده بودند تا عبور نفت که کالایی شدیدا مورد نیاز بود، مسدود شود.
به نوشته نیوزویک، این تحولات فشارها بر داراییها تضعیف شده انگلیس در دوران بعد از جنگ جهانی دوم را مضاعف ساخت، دولت ایدن به شدت به کمک اضطراری صندوق بینالمللی پول برای تثبیت پول خود نیاز داشت. بدون حمایت آمریکا، پوند انگلیس با فروپاشی بالقوه فاجعهباری روبهرو میشد.
واشنگتن اما کوچکترین میلی برای آنکه به فریاد لندن برسد نشان داد. به عکس، آیزنهاور نه تنها از کمک به بریتانیا در حالی که نیروهایش مصر را اشغال کرده بودند خودداری کرد، بلکه تهدید کرد با فروش ذخایر استرلینگ آمریکا اقتصاد آن را به قهقرا میکشاند.
ایدن و موله در برابر این فشار ویرانگر اقتصادی تسلیم شدند، تهاجم خود را متوقف کردند و نیروهایشان را در هفتههای بعد بیرون کشیدند. ایدن در ژانویه ۱۹۵۷ استعفا داد و نخستوزیریاش بر باد رفت، در حالی که تحقیر انگلیس در سوئز نشان داد این کشور تا چه حد به حمایت اقتصادی آمریکا وابسته بوده و روند افول آن به سوی جایگاه یک قدرت رده میانی را تسریع کرد.
نشریه انگلیسی در ادامه این تحلیل تصریح میکند: «۷۰ سال بعد، آمریکا از قدرت نظامی و منابع مالیای برخوردار است که انگلیس فقط میتوانست در رویایش ببیند. اما جنگ اخیر دونالد ترامپ علیه ایران آسیبپذیری آشنایی را آشکار کرده است: حتی نیرومندترین ارتشهای جهان نیز نمیتوانند دولت کشور خود را از پیامدهای اقتصادی جنگ در امان نگه دارند. دولت ایران ماهها حملات آمریکا و اسرائیل را پشت سر گذاشته و ارتش آن همچنان توانایی مسدود کردن هرمز را دارد؛ تنگهای که پیش از جنگ حدود یکپنجم نفت جهان از آن میگذشت. هشت ماه اختلال، قیمت انرژی را بالا برده و فشارهای تورمی ناشی از کارزار تعرفههای ترامپ را تشدید کرده و هزینهرا روی دوش خانوارهای آمریکایی گذاشته است.»
نیوزویک با اشاره به اینکه واشنگتن باید قبل از دست زدن به ماجراجویی علیه ایران و در تنگه هرمز، از سرنوشت انگلیس عبر ت میگرفت تاکید میکند: «روز سهشنبه هفته قبل رأیدهندگان آمریکایی حکم خود را برای این تجاوزگری ترامپ صادر کردند و هر دو مجلس کنگره را به دموکراتها سپردند. ۶ نفر از هر ۱۰ رأیدهنده در نظرسنجی آسوشیتدپرس گفتند تصمیم دولت ترامپ برای حمله به ایران اشتباه بوده، در حالی که هزینههای زندگی، وزن بیشتری در تعیین انتخاب آنها داشت. آسیبپذیری اقتصادی انگلیس در سال ۱۹۵۶ ماجراجویی نظامی ایدن را به پایانی تحقیرآمیز کشاند. هر چند مداخله ترامپ در ایران ادامه دارد اما ظاهرا مسیری مشابه را طی میکند و همین الان نیز حزب جمهوریخواه او تاوان آن را پرداخته است.»
فشار مالی آیزنهاور تنها بخشی از کارزاری بود که انگلیس، فرانسه و بعدها اسرائیل را از مصر بیرون راند. رئیسجمهور وقت آمریکا همچنین از سازمان ملل متحد — که واشنگتن تنها ۱۱ سال پیش از آن به تأسیسش کمک کرده بود — برای بسیج مخالفت بینالمللی با حلمه به مصر و کمک به مهندسی یک خروجی منظم بهره گرفت. هنگامی که بریتانیا و فرانسه قطعنامههای شورای امنیت را که خواستار پایان مداخله آنها بود وتو کردند، واشنگتن به انتقال اختلاف به نشست اضطراری مجمع عمومی کمک کرد؛ مجمعی که با اکثریت قاطع از آتشبس فوری و خروج نیروها حمایت کرد. مذاکرات بیشتر به تشکیل «نیروی اضطراری سازمان ملل متحد» که تبدیل به نخستین مأموریت صلحبانی مسلح این سازمان شد انجامید. نیروهای آن بر خروج نیروهای متجاوز نظارت کردند و سپس در مرز مصر و سرزمینهای اشغالی گشتزنی و به حفظ صلحی شکننده کمک کردند. تا مارس ۱۹۵۷ آخرین سربازان اسرائیلی از مصر خارج شده و کانال ماه بعد، پس از پاکسازی کشتیهای غرقشده، بازگشایی شد.
نیوزویک مینویسد:« آیزنهاور میدانست چگونه میتوان قدرت اقتصادی آمریکا، نهادهای بینالمللی و روابط دیپلماتیک را با هم به کار بگیرد تا نفوذی بسیار فراتر از آنچه نیروی نظامی به تنهایی میتواند به دست آورد، اعمال شود.»
این رسانه در خاتمه با اشاره به دیگر سیاستها و تصمیمات مخرب ترامپ در دور دوم ریاست جمهوریاش که هر چه بیشتر پایههای ایالات متحده را تضعیف ساختهاند عنوان کرده است: «دونالد ترامپ بخش زیادی از دومین دوره ریاستجمهوری خود را صرف تضعیف نظاممند همین سرمایهها کرده است. او در ژانویه دستور خروج آمریکا از ۶۶ سازمان بینالمللی و نهادهای سازمان ملل را صادر و استدلال کرد آنها حاکمیت آمریکا را تضعیف و پول مالیاتدهندگان را هدر میدهند. ترامپ همچنین میان واشنگتن و متحدان فراآتلانتیکی آن شکاف انداخته است. اعضای اروپایی ناتو آشکارا درباره چگونگی آماده شدن برای آیندهای بدون حمایت نظامی تضمینشده آمریکا بحث میکنند، در حالی که اتحادیه اروپا ناچار شده برای جلوگیری از جنگ تجاری تمامعیار با واشنگتن، با آن بر تعرفه مذاکره و توافق کند.»
نیوزویک در ادامه تصریح میدارد:« بنابراین چندان تعجبآور نبود که همان متحدان امسال درخواستهای ترامپ برای اعزام ناوهای جنگی برای بازگشایی هرمز را نادیده گرفتند، هرچند منافع اقتصادی قابلتوجهی در احیای کشتیرانی تجاری داشتند. پس از تحمل سالها تهدید و سرزنش از سوی ترامپ، دولتهای اروپایی رغبت چندانی برای پیوستن به حمله واشنگتن علیه ایران که تقریباً بدون هیچ رایزنی قبلی آغاز شد، نداشتند. »
نیوزویک نتیجهگیری میکند:«درسی که آمریکا در سوئز به انگلیس آموخت را اکنون خودش باید فرا بگیرد. ترامپ جنگی به راه انداخته که پیامدهای اقتصادی آن به رویگردانی رأیدهندگان از او کمک کرده و در همان حال، همان متحدانی را از خود دور کرده که حمایتشان میتوانست به تأمین اهدافش کمک کند.»
انتهای پیام