تخریب بناهای تاریخی در سطح کشور و به خصوص در تهران هر بار با یک دلیل و منطق انجام میشود، اقدامیکه این روزها شاید بتوان روی آن نام یک ابولای سیاسی گذاشت، بیماری که میان بدتر و فاجعه یکی را نابود میکند.
به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، کمتر از یک هفته قبل بود که خبر رسید «سید محمد بهشتی، رئیس پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی»، «اسکندر مختاری، کارشناس پیشکسوت میراث فرهنگی استان تهران»، «رجبعلی خسروآبادی، مدیرکل میراث فرهنگی استان تهران»، «سید احمد محیط طباطبایی، عضو هیات اجرایی ایکوم ایران»، «فریبرز دولتآبادی، معاون سابق میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی»، «کیانوش تکلو، مسئول دفتر حقوقی اداره میراث فرهنگی تهران»، «سپیده سیروسنیا، معاون میراث فرهنگی اداره کل تهران» و «فرینوش همتی کارشناس دفتر محوطه و بافتهای تاریخی» تفکیک سند ساختمان تاریخی «سینگر» را امضا کردند.
ساختمانی که 24 آبان ماه 1385 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید و چند سال بعد به دلیل خبرهایی که دربارهی تصمیمات مربوط به آن مطرح شد، به یکی از بناهای تاریخی و پرحاشیه تهران تبدیل شد، بنایی که در خیابان سعدی بعد از چهار راه «مخبرالدوله» و بر اساس پرونده ثبتیاش با چهار پلاک، چند سالیست از آن به عنوان یک انبار یاد میشود.
اما حکایت امضای سند تفکیک ساختمان تاریخی «سینگر» مانند آن است که در صورتجلسهای امضا شده توسط کارشناسان پیشکسوت سازمان میراث فرهنگی و اساتید مرمت آثار تاریخی که مرمتگران و حافظان میراث فرهنگی آینده را در دانشگاهها تربیت میکنند، حیاط یک بنای تاریخی مانند مجموعهی «میدان مشق» را در قراردادی از ساختمانهای تاریخی اطراف این مجموعه، تفکیک کرده و اعلام کنند که میتوان در حیاط این مجموعه با یک طبقه زیرزمین و ارتفاعی کمتر از ساختمانهای قرار گرفته در میدان، ساختوساز کرد و مراقب بود تا آسیبی به دیگر بناها وارد نشود و نمای در حال ساخت را همساز با نمای ساختمان قدیمی طراحی کنند.
قطعا با توجه به فضای باز مجموعه میدان مشق، فاصله چهار متری از چهار طرف بنای جدید نیز هموار است. چقدر این اتفاق امکان بروز دارد؟
شاید این پرسش در ذهن ایجاد شود که قیاس «میدان قاجاری مشق» با ساختمان دوره پهلوی اول «سینگر»، یک قیاس معالفارغ است، اما با توجه به تجربه این اتفاق در گذشته، آن هم در ساختمان تاریخی «سازمان انتقال خون تهران» (البته به قول معاون میراث فرهنگی تهران) و تکرار آن در دومین بنای تاریخی، یعنی ساختمان سینگر که از دستکم چهار سال پیش در گیر و دار اتفاقاتی مشابه بود، امکان تکرار این اتفاق در دیگر بناهای تاریخی افزایش نمییابد؟
هرچند مدرسه تاریخی «البرز»، بیمارستان «مسیح دانشوری» یا برج «آزادی» هر کدام نیز میتوانند جای بنای تاریخی «سینگر» فرض و با چنین اتفاقی مواجه شوند!
البته با توجه به تخریبهای گذشته در این حوزه و نام امضاکنندگان این سند، نخست میتوان با دیدی خوشبینانه امضای چنین سندی را به مثابه آن دانست که کارشناسان فنی استان تهران مجبور بودهاند برای حفاظت از «سینگر»، با مدیریت میان بدتر و فاجعه، یکی را انتخاب کنند. پس بدتر را انتخاب کردند تا از بروز فاجعهای مانند خروج اثر از ثبت و به دنبال آن تخریب کامل بنا جلوگیری کنند.
اما با این وجود نباید این نکته را هم از ذهن دور داشت که تکرار این اتفاق در ذهن سوداگران بناهای تاریخی و کسانی که با یافتن راهحلهایی مانند شکایت از ثبت بنایی تاریخی و درخواست خروج از ثبت آن به دیوان عدالت اداری و پس از صدور حکم به دنبال آن، تخریب بنا را در ذهن میپرورانند، آیا اینگونه اقدامات نمیتوانند دستمایه ادامه کارهای این گونه افراد برای تخریب و ساختوسازهای بیرویه شو