«اسکندر»، «ننهقمر» و دیگر اهالی «شکرستان» زمانی ثابت کردند که قهرمان ایرانی هم میتواند در ذهن کودکان جا باز کند؛ از قاب تلویزیون بیرون بیاید، روی کیف و دفتر مدرسه بنشیند، عروسکهایش دست به دست شود و در یک کلام بخشی از خاطره یک نسل شود. اما چرا این ماندگاری ادامه پیدا نکرد و امروز کمتر نشانی از این شخصیتها در ذهن کودکان دیده میشود؟
یک عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به خلق ثروت افسانهای در صنایع خلاق جهان و برابری درآمد تجاریسازی کاراکتری مانند «باب اسفنجی» با یکسوم کل صادرات نفت ایران، از ساختار سنتی و تولیدات دستوری در انیمیشنسازی بومی انتقاد کرد و گفت: غفلت از زنجیره ارزش محصولات جانبی، غفلت از بُعد عاطفی و نشناختن بازار هدف باعث شده تا کاراکترهای ایرانی نتیجه رقابت را به حریفان غربی واگذار کنند.
کافی است چند دقیقه کنار یک کودک بایستید تا بفهمید قهرمانهای نسل جدید از کجا میآیند. یکی لباس اسپایدرمن میخواهد، یکی دفتر باب اسفنجی برمیدارد، یکی با لگوهای ماینکرفت بازی میکند و دیگری ویدئوهای السا و فروزن را میبیند. شخصیتها فقط بخشی از انیمیشنها نیستند، آنها وارد زندگی کودکان شدهاند؛ روی کیف مدرسه، عروسک، بازی موبایلی، پازل، قمقمه آب و حتی مدل حرف زدن و بازیکردن بچهها دیده میشوند.