سه‌شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۳ | ۰۷:۰۰
پشتیبانی تمام‌قد قم از مرجعیت رهبر نهضت اسلامی

اعلامیه ۱۲ مدرس حوزه علمیه قم

پشتیبانی تمام‌قد قم از مرجعیت رهبر نهضت اسلامی

دو ماه از حصر خانگی امام امت توسط ماموران ساواک در تهران می‌گذشت که جمعی از بزرگان حوزه‌های علمیه قم با نوشتن نامه‌ای، تمام تلاش خود را برای جا انداختن جایگاه مرجعیت و اعلمیت ایشان و آزادی امام از بند ساواک به کار گرفتند. استمرار علما و بزرگان حوزه‌های علمیه بر این مسئله موجب احساس خطر رژیم و آزادی امام بعد از ۱۰ ماه از حصر خانگی ساواک شد.

به گزارش ایسنا، امروز دوم مرداد شصت و یکمین سالروز دفاع ۱۲ نفر از مدرسان برجسته حوزه علمیه قم از مرجعیت و اعلمیت حضرت آیت‌الله سید روح‌الله موسوی خمینی (ره) در سال ۱۳۴۲ است.

رهبر نهضت اسلامی ایران در حالی در آستانه شصت و یکمین سال حیات پر برکت‌شان به ماه مرداد ۱۳۴۲ وارد شدند که دو ماه از حصر خانگی‌شان توسط ماموران ساواک در منزلی در تهران می‌گذشت. در چنین شرایطی جمعی از بزرگان حوزه‌های علمیه قم با نوشتن نامه‌ای تمام تلاش خود را برای جا انداختن جایگاه مرجعیت ایشان به خصوص بعد از رحلت مراجع بزرگ تقلید از جمله آیات عظام بروجردی و حکیم و آزادی ایشان از بند ساواک، بکار گرفتند، اما امام خمینی همچنان از بامداد ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا شامگاه ۱۵ فروردین ۱۳۴۳ در زندان و حصر خانگی رژیم پهلوی نگه داشته شدند.

علاوه بر این اعلامیه مهم، اتفاق غمناک دیگری هم در ماه های حصر خانگی امام در تهران افتاد که موجب جریحه‌دار شدن قلب عموم مردم ایران شد. گارد سلطنت به اتهام دستگیری یاغیان و بلواکنندگان ۱۵ خرداد سراغ طیب حاج‌رضایی و نوچه‌هایش رفت و او را مجبور کرد تا بگوید آیت‌الله سید روح‌الله به او و نوچه‌ها پول داده تا قیام ۱۵ خرداد را راه بیندازند، اما طیب با اینکه هرگز امام خمینی را ندیده بود، ننگ این تهمت بزرگ را به جان نخرید و زیر بار همراهی با رژیم سفاک پهلوی نرفت و البته بهای این نافرمانی را با تقدیم جانش داد.

طیب حاج‌رضایی به همراه محمداسماعیل رضایی از بارفروشان میدان تره‌بار تهران در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۴۲ به جرم برپا کردن قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و البته همراهی نکردن با نیت و قصد رژیم، به جوخه اعدام سپرده و تیرباران شدند.

پشتیبانی تمام قد قم از مرجعیت رهبر نهضت اسلامی

اعلامیه علما

۱۲ مدرس برجسته حوزه علمیه قم از جمله آیات عظام محمدفاضل لنکرانی، حسین نوری همدانی، حسینعلی منتظری، عبدالرحیم ربانی شیرازی، غلامرضا صلواتی، علی مشکینی، نعمت‌الله صالحی نجف آبادی، ابوالقاسم خزعلی، ابراهیم امینی، محمد شاه‌آبادی، یحیی انصاری شیرازی و احمد جنتی در اعلامیه‌ای بر مرجعیت و اعلمیت امام خمینی (ره) تأکید کردند.

در اسناد بجا مانده از ساواک، هر یک از علمای امضاء کننده اعلامیه از یک جنبه بر مرجعیت و اعلمیت امام خمینی تاکید کردند. آیت‌الله فاضل لنکرانی به لحاظ علمی و تقوایی، صلاحیت امام خمینی (ره) را برای مرجعیت تقلید و حفاظت از حوزه اسلام و حمایت مسلمانان محرز و بدون تردید شمرد.

آیت‌الله حسینعلی منتظری با توجه به مراتب علمی و عملی امام خمینی (ره) و روشن‌بینی و مجاهدت‌های ایشان، صلاحیت امام برای مرجعیت و زعامت شیعه محرز و ترویج و تعیین ایشان را به صلاح اسلام و مسلمانان دانست.

آیت‌الله عبدالرحیم ربانی شیرازی با اشاره به مخاطراتی که برای اسلام پیش‌بینی کرد، یادآور شد: «لازم است مسلمانان به شخصی مراجعه کنند که علاوه بر برتری علمی و عملی، به اوضاع جهان واقف و در قبال حوادث صابر باشد و با شهامت هرچه تمام‌تر از حریم مقدس قرآن دفاع کند و مصداق کامل «امّا مَنْ کانَ مِنَ الفقهاء…» باشد و امام واجد چنین صفاتی است.»

آیت‌الله ابراهیم امینی، امام خمینی (ره) را واجد همه شرایط مرجعیت دانست و تقلید از ایشان را به صلاح اسلام و مسلمانان عنوان کرد.

آیت‌الله علی مشکینی تقلید از امام را بی‌اشکال و به صلاح اسلام و مسلمانان دانست.

آیت‌الله حسین نوری همدانی نیز تأکید کرد: «در جامعیت شرایط مرجعیت عامه و تامه ایشان، جای هیچ گونه تردیدی نیست و ترویج ایشان به صلاح اسلام و مسلمانان است.»

آیت‌الله یحیی انصاری شیرازی نوشت: «در مرجعیت عامه امام هیچ گونه تردیدی نیست. ایشان جامع حد اعلای شرایط مرجعیت تامه است و تقلید و ترویج از ایشان موجب اعتلای کلمه حق و اعزاز مسلمانان است.»

آیت‌الله نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی هم نوشت: «صلاحیت مرجعیت عامه ایشان بسیار بدیهی است. تأیید، ترویج و تقویت ایشان وظیفه شرعی هر فرد مسلمان و علاقه‌مند به اسلام و مصالح مسلمانان است.»

آیت‌الله محمد شاه‌آبادی پیروی از آرا و فتاوای امام را موجب رستگاری دانست.

آیت‌الله غلامرضا صلواتی نیز امام خمینی (ره) را واجد شرایط مرجعیت عامه و تقلید از ایشان را به صلاح اسلام دانست.

آیت‌الله احمد جنتی نیز گفت: «مرجعیت با تمام شئونات مادی و معنوی مردم مسلمان سر و کار دارد و کیان اسلام و همه حیثیات ملل اسلامی همیشه وابسته به روشن‌بینی، قاطعیت، علم و تقوای مراجع تقلید بوده است. امروز با توجه به نیاز اسلام به رهبر واجد شرایط بیش از هر زمان دیگر، ایشان (امام خمینی) مرجعیت عامه دارد.»

آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی با بدیهی دانستن وجوب حفظ حوزه اسلام و حدود دین و اعزاز و تقویت مسلمین، این مسئله را با مرجعیت امام خمینی (ره) امکان‌پذیر دانست.

همچنین از استادن امضاءکننده اعلامیه پرسیده شد: «نظرشان درباره مرجعی که مقلدان پس از وفات آیت‌الله حکیم باید برای تقلید به ایشان مراجعه کنند، چیست؟» برخی به تعیّن و اعلم بودن امام خمینی (ره) برای تقلید اشاره کردند و البته همه آنان تاکید داشتند: «تقلید از ایشان به مصلحت اسلام و مسلمانان است.»

برخی اساتید حوزه نیز با توجه به جمیع شرایط لازم برای مرجعیت به حصر مرجعیت در امام تاکید کردند.

چرا بازداشت؟

بازداشت امام خمینی در بامداد ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ واکنش رژیم پهلوی به مخالفت ایشان با سیاست اسدالله عَلَم نخست‌وزیر وقت پهلوی در به اجرا گذاشتن تصویب‌نامه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و تصویب آن در هیات وزیران بود. طبق این تصویب‌نامه سایر کتب آسمانی نیز ملاک قسم نمایندگان قرار می‌گرفت، زنان حق حضور در میتینگ‌های تبلیغات انتخاباتی و مجلس شورای ملی را پیدا می‌کردند و فرقه‌های ضاله به خصوص فرقه بهاییت برای حضور در مناصب دولتی و حکومتی به رسمیت شناخته می‌شد.

این تصویب‌نامه در حالی در دولت عَلَم به تصویب رسید که طبق قانون مشروطه هر نوع تغییر در قوانین کشور باید ابتدا از طریق تنظیم لایحه توسط دولت به دو مجلس سنا و شورای ملی فرستاده می‌شد و پس از طی شدن فرآیندهای قانونی به قانون تبدیل می‌شد.

اما اسدالله عَلَم با سوءاستفاده از شرایطی که علی امینی نخست‌وزیر قبل از خودش در تعطیل کردن مجلس بیستم شورای ملی و سومین دوره مجلس سنا به بهانه بازنگری در قانون انتخابات مجلس به وجود آورد، تصویب‌نامه انجمن‌های ایالتی و ولایتی را در هیات وزیران تصویب کرد و آن را به سرعت به اجرا گذاشت.

اما چرا محمدرضا پهلوی با درخواست علی امینی برای تعطیلی این دو مجلس موافقت کرد؟

عملکرد پر از سوءاستفاده و اعمال سلیقه از سوی احزاب سیاسی آن روزگار از یک سو و برگزاری پر ابهام انتخابات بیستمین دوره مجلس شورای اسلامی و سومین دوره مجلس سنا از سوی وزارت کشور تحت کنترل علی امینی و دخالت ارتشیان در فرآیند انتخابات از سوی دیگر موجب پیروزی حزب ملیون به ریاست منوچهر اقبال در هر دو انتخابات پارلمانی و نارضایتی محمدرضا شاه از فرآیند طی شده و نتایج حاصله شد.

با وجودی که در ابتدای کار ۱۷۷ نماینده به مجلس بیستم راه یافتند و رضا حکمت را به ریاست این مجلس انتخاب کردند اما در پی تشدید تنش‌ها و اختلافات، علی امینی به بهانه اصلاح قانون انتخابات از پهلویِ پسر خواست هر دو مجلس را منحل کند. او نیز در موافقت با این درخواست بستر پیشبرد امیال و سلایقش در اردیبهشت ۱۳۴۰ را مهیا دید. شاه چ