پنجشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۳ | ۱۹:۴۰
کاظمی آشتیانی؛ دانشمند جهادگری برای تمام فصول/ آرزویی که رویان شد

نگاهی به مسئولیت‌ها، فعالیت‌ها و افتخارات سعید ایران؛

کاظمی آشتیانی؛ دانشمند جهادگری برای تمام فصول/ آرزویی که رویان شد

جهادگر فقید دکتر سعید کاظمی آشتیانی مردی بود که با تمام توان خود در توسعه عرصه‌های علم و دانش کشور افتخار آفرید تا نام ایران همواره بر فراز قله‌های افتخار علم و دانش بدرخشد.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی جهاددانشگاهی، ۱۴ دی ماه نوزدهمین سالگرد درگذشت زنده یاد دکتر سعید کاظمی آشتیانی، جهادگر فقیدی است که با اقداماتی که در طول حیات خود انجام داد و دستاوردهایی که از خود به یادگار گذاشت، پرچم ایران اسلامی را در جهان بر فراز قله‌های علم و دانش به اهتزاز درآورد. 

تهرانِ سال ۱۳۴۰، در نخستین روز از فروردین‌ماه شاهد به دنیا آمدن پسری بود که آثار نبوغ از همان سنین نوجوانی و جوانی در وی قابل ‌مشاهده بود تا آنجاکه با ورود به دانشگاه در سن ۱۸ سالگی و در ادامه همزمان با دوران دانشجویی و حتی بعدها که به دلیل انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها در جبهه‌های نبرد حضور داشت، در هنرستان‌های «پیام امید» و «آزادی فلسطین» به تدریس ادبیات و بینش اسلامی پرداخت. این جوان کسی نبود جز دکتر سعید کاظمی آشتیانی.

سعید در سال ۱۳۵۸ در رشته فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی ایران پذیرفته شد. حضورش در جبهه‌های نبرد به دلیل انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها باعث شد که مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته فیزیوتراپی را پس از ۱۱ سال در سال ۱۳۶۹ از دانشکده علوم توانبخشی دریافت کرده و فارغ التحصیل شود. 

سال‌های اول جنگ تحمیلی، اوضاع جبهه‌ها به‌قدری وخیم بود که حتی دانشجویان سال اول و دوم رشته‌های تجربی در حد پزشک کار می‌کردند و به طبابت مجروحان مشغول بودند. سعید کاظمی آشتیانی هم در این دوران، یعنی سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲، مستمر به جبهه رفت‌وآمد می‌کرد.

سال ۱۳۶۲ که مجدد دانشگاه‌ها باز شد و دانشجویان رفتند سرِ کلاس، ارتباط با محیط آرام دانشگاه بیشتر می‌شد و رزمندگان دانشجو کمتر می‌توانستند به جبهه‌ها بروند. با این وضعیت معلوم نبود چه بر سر دغدغه‌های ناآرام سعید و جوانان پرشور و انقلابی آن روزها بیاید؛ جوانانی که مهم‌ترین دغدغه‌شان حضور شبانه‌روزی در جبهه بود.

«جهاددانشگاهی» در آن دوران تشکلی نوپا بود که به‌منظور ایجاد ارتباط بین دانشگاه و تأمین نیازهای روزانه و بر زمین ‌مانده کشور شکل گرفت و پس از بازگشایی دانشگاه‌ها و حضور کمتر دانشجویان در جبهه‌ها، نهادی بود که در دانشگاه ارتباط دانشجویان امثال سعید را با وجود همه دوری‌ها و انفصال‌ها با آرمان‌ها و دغدغه‌هایشان حفظ می‌کرد.

ازآنجاکه جنگ اولویت اول آن روزها بود، بچه‌های جهاد خیلی سریع به صنایع بزرگ و مهمی مانند موشکی، پهپاد، مخابرات، تسلیحات و... راه پیدا کردند و  به‌واسطه همین اقدامات و دستاوردها به‌تدریج جهاددانشگاهی در دانشگاه‌ها هویت پیدا کرد و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شد؛ تا جایی که در شورای دانشگاه‌ها و هیأت رییسه آنها عضو داشت. با توجه به اینکه فعالیت‌های فرهنگی تشکل‌های دانشجویی در دانشگاه‌ها، آن زمان ‌بر عهده جهاددانشگاهی بود، کاظمی آشتیانی هم مدتی مسئولیت بخش فرهنگی جهاددانشگاهی را در دانشکده بر عهده گرفت. 

پس از سپری کردن موفقیت‌آمیز این دوره، مسئولیت جهاددانشگاهی دانشکده علوم توانبخشی به او واگذار شد و تا سال ۱۳۶۵ در این مسئولیت حضور داشت. وی با تعدادی از همکاران و دوستانش هسته اولیه جهاددانشگاهی علوم پزشکی ایران را در سال ۱۳۶۵ تشکیل داد و در سال ۷۱ هم به عنوان ریاست این مرکز انتخاب شد. 

از اقدامات جهادگرانه تا فعالیت‌های خیرخواهانه

راه‌اندازی کلینیک‌های پزشکی و مراکز خدمات علوم آزمایشگاهی و درمانی ارزان‌قیمت در مناطق فقیرنشین تهران، کیش و زاهدان از جمله اقدامات جهادگرانه زنده یاد دکتر کاظمی آشتیانی بود. ویژگی با ارزش مراکزی که جهاددانشگاهی راه انداخت این بود که کمتر از مراکز دیگر پول می‌گرفتند. البته بودجه‌های جهاد، آن‌هم در زمان جنگ کفاف این نوع کارها و تخفیف‌ها را نمی‌داد، ولی سعید از خیّران کمک‌های مالی می‌گرفت و صرف این مراکز می‌کرد. با به ثمر نشستن این ایده‌ها و تلاش‌ها کم‌کم مسیر آینده سعید کاظمی آشتیانی شکل می‌گرفت؛ یعنی اتکا به دانش و توانمندی جوانان بااستعداد و میدان دادن به آنها در کنار جذب سرمایه برای رفع نیازهای پزشکی.

آرزویی که رویان شد
دوران جنگ تحمیلی بود و اکثر نیروها و ظرفیت کشور مشغول دفاع در مقابل دشمنی که تا بن دندان مسلح در مقابل ما ایستاده بود؛ در این برهه تأسیس کلینیک و مراکز درمانی گرچه، از لحاظ مدیریتی و تأمین امکانات کاری مهم و ضروری محسوب می‌شد، ولی همان روزها مردم گرفتار بیماری‌هایی بودند که راه علاجی در کشور برایش پیدا نمی‌کردند و مجبور می‌شدند برای درمان به خارج از کشور بروند. به همین خاطر در دهه ۶۰ بیشترین ارزی که برای درمان از کشور خارج می‌شد متعلق به بیماری‌های قلبی و سپس درمان ناباروری بود.

از آنجا که هزینه‌های راه‌اندازی مرکز درمان ناباروری سنگین بود و جهاددانشگاهی توان تأمین چنین بودجه‌ای را نداشت، سعید دست‌به‌کار شد و به سراغ خیّران و بازاری‌هایی که از توان مالی خوبی برخوردار بودند رفت و با استفاده از روابط خانوادگی، دوستی و حتی روابط مملکتی و ارتباط با اهل قدرت، توانست بودجه تأسیس این مرکز را فراهم کند.

وی با توجه به هوش بالا و توان مدیریتی که داشت موفق شد مراکز درمانی متعددی را تأسیس کند که پژوهشگاه رویان یکی از مهمترین آنها بود، پژوهشگاه رویانی که با درمان ناباروری چشم و چراغ هزاران زوج به حساب می آمد. موفقیت‌های چشمگیر در حوزه روش‌های پیشرفته ناباروری و همچنین تولید و تکثیر و انجماد سلول‌های بنیادی جنینی و نیز شبیه سازی حیوانات نتیجه همین روحیه دکتر سعید کاظمی آشتیانی بود.

شبیه سازی حیوانات یکی از پیچیده ترین فناوری‌های زیستی بود که کشورهای کمی به آن دست یافته بودند و باعث شد اسم ایران به عنوان اولین کشوری که در خاورمیانه به این موفقیت می رسد در دنیا بدرخشد. 

کاظمی آشتیانی در سال ۱۳۷۶ در حکمی از سوی رئیس جهاد دانشگاهی هم‌زمان با مسئولیت واحد علوم پزشکی ایران به‌عنوان مشاور رئیس جهاددانشگاهی منصوب شد و در آبان سال ۱۳۷۷ با حکم دکتر علی منتظری رئیس جهاددانشگاهی، با حفظ سمت به‌عنوان رئیس پژوهشکده رویان جهاددانشگاهی منصوب شد. انتخاب نام "رویان" برای مؤسسه و کلمه "یاخته" برای مجله پژوهشی، از پیشنهادهای ارزنده دکتر کاظمی بود.

وی در همین دهه و هم‌زمان با مدیریت جهاد دانشگاهی علوم پزشکی ایران و پژوهشکده رویان در دانشگاه تربیت مدرس به ادامه تحصیل در رشته علوم تشریح با گرایش جنین‌شناسی پرداخت و در سال ۱۳۷۶ با رتبه ممتاز موفق به اخذ درجه دکترا شد.

یک سال بعد از تأسیس رسمی رویان، درمان ناباروری با روش آی‌وی‌اف نتیجه داد و اولین نوزاد به دنیا آمد. اولین نوزاد لقاح آزمایشگاهی «سیمین» نام گرفت و دلیل انتخاب این نام، قرار گرفتن ساختمان کوچک رویان در کوچه‌ای به نام سیمین بود.

یکی از کارهایی که دکتر کاظمی دنبال می‌کرد و خیلی هم به آن اصرار داشت، بالا بردن ظرفیت مجموعه بود و به این خاطر متخصصان درمان ناباروری را دعوت به همکاری کرد.

سعید تمام تلاشش را می‌کرد تا سقف رویان کوتاه نماند و لازمه تحقق این ایده هم ‌دست زدن به تصمیمات درست و اصولی بود و به کار تیمی اعتقاد داشت. بنابراین، احمد وثوق، سید جلیل حسینی، عبدالحسین شاهوردی، حمید گورابی، سیداحمد حسینی، محمدحسین نصر اصفهانی، طاهره معدنی، مجتبی رضازاده، علی صدیقی، حسین بهاروند، مهناز اشرفی و خیلی از متخصصان دیگر را دورهم جمع کرد تا تیمی رؤیایی را تشکیل دهند.

به همت جمعی متخصصان داخلی در رشته‌های جنین‌شناسی، ژنتیک، درمان ناباروری و زنان و زایمان بود که این آرزو محقق شد. یکی از رموز موفقیت رویان، همین فراهم آمدن تیم منسجم برای کار گروهی بود؛ مسئله‌ای که خلأ آن سال‌ها در رشته‌های مختلف علمی، فرهنگی، سیاسی و ورزشی احساس می‌شد و در حافظه تاریخ ایرانیان جا خوش کرده بود.

سعید در جشن چهارسالگی رویان علت ثمربخشی عمل نازایی در این مرکز را این‌گونه شرح داد: «فعالیت موسسه صرفاً نازایی است. با اهدافی که با اولویت‌های پژوهشی، خدماتی و آموزشی برای آن تعیین ‌شده. توان تخصصی مؤسسه، کلیه اقداماتی است که امروز در کشور برای نازایی، اعم از دارویی، آی‌یوآی و آی‌وی‌اف انجام می‌شود و ما امروز خوشحال هستیم که در چنین روزی و در سالگرد مؤسسه، آقای دکتر رضازاده اولین انجماد اسپرم را هم برای بیماری که مبتلا به سرطان بود انجام داد. میزان موفقیت آی‌وی‌اف مابین ۱۶ تا ۱۸ درصد بود. توجه به آمار شورای عالی پزشکی در سال ۶۹، اهمیت این آمار را نشان می‌دهد.»

بعدها این