یکشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۴ | ۲۱:۲۸
تماشاگر باید راه خانه را گم کند

 در نشست نقد و بررسی فیلم چای سرد مطرح شد:

تماشاگر باید راه خانه را گم کند

در نشست نقد فیلم «چای سرد» تأکید شد: هنرمند امروز مجبور به تحمل رنج‌های مضاعف است و یک فیلم خوب باید تماشاگر را چنان درگیر کند که پس از خروج از سالن، «راه خانه‌اش را گم کند».

به گزارش ایسنا طبق گزارش رسیده ، عزیزالله حاجی مشهدی -منتقد مهمان- با اشاره به فیلم چای سرد و نمایش ان در گروه هنر و تجربه گفت: به گمان من فیلم‌های از این دست، ذاتاً متعلق به سینمای تجربی یا سینمای تجربه‌گرا و اکسپریمنتال هستند و طبعاً دغدغه اولیه‌ کارگردان فروش و دیده شدن بیشتر نیست. در واقع انگار که کارگردان می‌خواهد برای دل خودش فیلم بسازد اما در فیلم اگر بازیگر چهره نداریم ولی بی تعارف تمام بازی‌ها کم نقص هستند.

وی ادامه داد: آنچه که سبب می‌شود این فیلم به عنوان یه کار حرفه‌ای دشوار نمره و امتیاز بالایی بگیرد کارگردانی اثر است. کار در موقعیت‌های بسته‌ای مانند آپارتمان یا فضای محدود در سینمای جهان نیز بسیار سخت است چرا که باید بتوانید تماشاگر را بدون اینکه دچار ذره‌ای ملال و کسالت شود روی صندلی سینما بنشانید. این نکته شاید بزرگترین امتیاز «چای سرد» باشد.

حاجی مشهدی ابراز کرد: فیلم کمترین برش‌ها را در تدوین دارد و به دلیل اینکه بسیاری جاها به صورت دوربین روی دست است، میزانسن‌ها و موقعیت‌هایی به نمایش در آمده که باز به مجموعه کار کارگردانی مربوط می‌شود، درخشان است. اما اگر بخواهیم از دریچه کاملا رئال و واقع نگرانه به فیلم نگاه کنیم بر حسب سلیقه ممکن است مخاطب در فیلمنامه مشکلاتی ببینید یا سوالاتی برایش در مورد مکان موقعیت یا ارتباط افراد دیگر با کاراکتر اصلی برایش ایجاد شود. در صورتی که قرار نیست که فیلم قطعاً به مخاطب آدرس واقع نمایی بدهد. فیلم تمثیلی از زندگی آدمی است که به دلیل شرایط دشوار جامعه و مجموعه فشارها در جایی گیر کرده است.

وی در خصوص بعد تمثیلی اثر گفت: همه ما از دغدغه‌ها و مصائب هنرمند امروز آگاهیم. هنرمند مجبور به تحمل رنج های مضاعفی است و طبعاً یک وجه تمثیلی اثر این است که این هنرمند در یک تنگنا قرار گرفته است و اگر چه تلخ اما شاید بتوان شمه‌ای از وضعیت هنر و هنرمند را در آینه این فیلم دید.

حاجی مشهدی تاکید کرد: از منظر روانشناسی نیمه دوم فیلم کاملا تراژدی است در حالیکه در نیمه اول آن سرخوشی‌هایی، علیرغم وضعیت اسباب کشی، دعواهای زن و شوهری و متلک‌هایی که به هم می‌گویند، وجود دارد که به عنوان یک مجموعه همه شیرین هستند، اما در یک سوم پایانی کار کاملا تلخ می‌شود تا حدی که می‌توان گفت به لحاظ روانشناسی کارگردان دارد مخاطب و بیننده فیلمش را آزار می‌دهد و از المان‌هایی استفاده می‌کند تا شکنجه کاراکتر را در آن فضای زشت و نابهنجار مضاعف جلوه دهد.

در بخش دیگری از این نشست امیر قاسم راضی -تهیه کننده و کارگردان فیلم- نیز گفت: من بعد از گذران یک دوره بسیار سخت برای تامین بودجه فیلمنامه‌هایی که نوشته بودم به اینجا رسیدم که باید چیزی را بنویسم که علیرغم‌ تمام موانع، خودم بتوانم شرایط ساختش را فراهم کنم. بنابراین وقتی سراغ این پروژه رفتم تصمیم گرفته بودم که حتی اگر لازم باشد این فیلم را  با موبایل بسازم. این قصه نیاز به تحقیق داشت تا واقعاً برایم مشخص شود که این ماجرا تا چه حد می‌تواند صحت داشته باشد. با توجه به شرایطی که انسان امروز دارد همیشه به این فکر می‌کردم که چگونه می‌توان در این فضا قصه‌ای را تعریف کرد که هم دغدغه‌هایمان بگوید و هم بتوان بدون نگرانی تامین سرمایه آن را ساخت.

وی ادامه داد: گاهی دروغ شنیدن برای ما جذاب است و این روزها نیز می‌بینیم که عده‌ای در اینستاگرام و سوشیال مدیا مدام راجع به انرژی مثبت حرف می‌زنند در حالیکه فرد با مصائبی مثل مشکل مسکن، غم نان و غیره درگیر است. انگار قرار است که ما با واقعیت اصلا مواجه نشویم. نمی‌دانم که فیلم بعدی‌ام نیز همینگونه خواهد بود یا نه ولی فکر می‌کنم که ما تحمل مواجه شدن با ای