به گزارش ایسنا، شرق نوشت: پنجشنبه، هجدهم دیماه، حوالی ساعت هشت شب بود که اینترنت قطع شد. امکان ارسال پیامک بین مردم وجود نداشت و حتی تلفنهای ثابت هم کار نمیکردند. با گذشت شش روز از این اتفاق، هنوز اینترنت به خطوط مخابراتی کشور برنگشته است.
امکان ارسال پیامک تنها در ساعاتی از روز و نه برای همه ممکن است و تلفنهای ثابت هم کماکان و هر روز چند ساعتی قطع میشوند؛ اتفاقی نادر که نه در روزهای جنگ ۱۲روزه و نه حتی در اتفاقات سال ۱۴۰۱ ایران هم با این شکل اجرا نشده بود. اما این بستر در صف نخست خود ضربهای جدی به رسانههای رسمی و داخلی کشور، مرجعیت و اعتبار آن وارد کرده است؛ موضوعی که استادان دانشگاه، فعالان رسانه و سردبیران روزنامهها در گفتوگو با «شرق» به آن اشاره کردهاند.
هنوز ۷۲ ساعت از آغاز جنگ ایران و اسرائیل نگذشته بود که اینترنت داخلی کشور دچار قطعی شد. امکان ارتباطگرفتن از طریق پیامرسانهای غیرداخلی از بین رفت و شکافی ارتباطی بین ایرانیان و سایر مردم جهان ایجاد شد. در آن روزها، گفته شده بود که اسرائیل برخی از حملاتش را با تکیه بر اینترنت جهانی طرحریزی میکند و بههمیندلیل هم باید مقابل آن ایستاد. باوجوداین، قطعی اینترنت ۲۴ساعته نبود و ساعتهایی از روز، میشد با سختی به اینترنت جهانی راههای اتصالی پیدا کرد.
این تجربه، یک بار دیگر هم در سال ۱۴۰۱ رخ داده بود. در خلال اعتراضات همان سال هم اینترنت قطع شده بود؛ قطعی کاملی که حدود ۴۸ ساعت زمان برد و پس از آن به طور جستهوگریخته در مناطق مختلف کشور مسدود میشد. در اعتراضات سال ۸۸ هم اساسا اینترنت تا این میزان در زندگی مردم ایران جریان نداشت اما اختلال اینترنتی و مخابراتی در آن روزها هم در کشور جاری شده بود. باوجوداین، هیچ وقت کشور با این میزان در خاموشی کامل به سر نبرده بود. در این بستر، رسانه، مطبوعات و فضای روزنامهنگاری آزاد کشور تحت مخاطرات جدی قرار گرفته است که کارشناسان امر درباره آن هشدار دادهاند.
ناتوانی در انعکاس صدای مردم
«کامبیز نوروزی»، حقوقدان و فعال حوزه رسانه، با اشاره به شرایط بحرانی موجود در کشور و نقش رسانه در این روزها میگوید: «رسانه باید بتواند مطابق اصول حرفهای، کار خودش را انجام دهد. محدودیتهای اطلاعرسانی که افزایش یابد، این رسانه است که تضعیف میشود. درحالیکه تمام رسانهها باید مستقل باشند و در سایه آزادی مطبوعات عمل کنند. ویژگی روزهای بحرانی این است که فضا برای تحلیل عمیق تنگ میشود و از سوی دیگر نظرات افراد هم تحت تأثیر شعارها و هیجانات مختلف قرار میگیرد».
اهمیت آزادی رسانه در موقعیتهای اینچنینی بیشتر است: «در چنین شرایط پیچیدهای، نظام سیاسی کشور اتفاقا باید فضا را بازتر کند تا مقابل سوءاستفادههای احتمالی را بگیرد. مسئولان کشور باید میدان را در اختیار روزنامهنگاران قرار دهند تا در سایه آزادی فعالیت کنند و واقعیت ملموس جامعه را به نمایش بگذارند. بهویژه آنکه سالهاست مرجعیت رسانه از کشور خارج شده است. به این معنا که رسانههای فارسیزبان تأثیر زیادی روی آرا و نظرات مردمی دارد. به افکارشان جهت میدهد و این همان اتفاقی است که باید جلوی آن را گرفت. دقیقا وقتی رسانه داخلی نتواند حرف بزند، میدان برای آنها باز خواهد شد. دیگر وقتی اینترنتی هم در کار نباشد، هرچه آنها بخواهند، در فضای رسانهای اعلام خواهد شد».
به عقیده او، درحالحاضر رسانه داخلی هیچ توانی برای انعکاس واقعیت ندارد: «متأسفانه اگر با دید واقعبینانه نگاه کنیم، این روزها رسانه داخلی هیچ توانی برای انعکاس صدای مردم ندارد. وقتی این توان وجود نداشته باشد، اثرگذاری هم به حداقل میرسد. مسئولان کشور باید بدانند که ا