استان خراسان رضوی، با پیشینهای غنی و مردمی علاقهمند به فرهنگ و هنر، از دیرباز مهد استعدادهای درخشانی در این حوزه بوده است؛ اما نگاهی گذرا به وضعیت کنونی تئاتر در شهرهای این استان، تصویری چندوجهی و گاه نگران کننده را نمایان میسازد. از سویی، شور و اشتیاق جوانان برای فعالیت در این عرصه مشهود است و از سوی دیگر، موانع ساختاری، کمبودها و چالشهای فراوانی سایه افکندهاند که بالندگی این هنر را با دشواری روبرو ساختهاند.
نبود زیرساختهای حمایتی، کمبود متون نمایشی قوی و گاه بیتوجهی به تجربیات گرانبهای پیشکسوتان، از جمله مسائلی هستند که ضرورت بازنگری و اتخاذ راهکارهای اساسی را بیش از پیش آشکار میسازند.
هنرهای نمایشی در خراسان رضوی، علیرغم پتانسیلهای فراوان و وجود استعدادهای درخشان، سالهاست که با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکند. از فقدان متون قوی و اصیل گرفته تا بیتوجهی به تجربیات پیشکسوتان و مشکلات ساختاری و حمایتی، همگی دست به دست هم دادهاند تا این حوزه هنری را در هالهای از رکود و ناامیدی فرو ببرند.
حسین نوری، از پیشکسوتان هنرهای نمایشی خراسان رضوی، در تشریح وضعیت کنونی تئاتر در شهرستانهای این استان، با لحنی گلایهآمیز، در گفت وگو با ایسنا گفت: واقعیت تلخی که سالهاست گریبانگیر تئاتر ما به خصوص در شهرستانهای خراسان رضوی شده، همین است که میبینید. انگار نه انگار که تئاتر، نمایشنامهنویس میخواهد، کارگردان میخواهد، بازیگر میخواهد و از همه مهمتر، فکر میخواهد؛ اما حالا چه میکنیم؟
وی خاطرنشان کرد: جوانهای ما، با انگیزههای بالا، اما با کولهباری از نداری و کمبود، میآیند و یک نمایشنامه دمدستی پیدا میکنند؛ یکی دو روز تمرین میکنند و فکر میکنند کارشان تمام است. انگار تئاتر، یک کیک است که زود پخته شود!
نوری با اشاره به مفهوم خاک صحنه خوردن که از ارکان تجربه در تئاتر محسوب میشود، ادامه داد: ما خودمان روزگاری همین راه را رفتیم و سالها طول کشید تا بفهمیم نمایش چیست اما حالا متأسفانه، نه تعداد متن قابل توجهی هست که بشود به آن افتخار کرد و نه کسی که بخواهد این مسیر درست را به جوانها یاد بدهد.
وی با بیان اینکه انگار همه چیز وارونه شده است، افزود: تجربیات و حرفهای ما، سالها زندگی و نفس کشیدن با تئاتر، برای این نسل جدید، فقط یک مشت خاطره است. این بیتوجهی به پیشکسوت، یک سم مهلک است. قطعاً وقتی ریشهای نباشد، چطور انتظار دارید درختی پربار داشته باشید؟
وی همچنین به مشکلات ساختاری و اقتصادی موجود اشاره و اظهار کرد: مشکل دیگر این هنر بحث مالی است. کدام جوان میتواند با تئاتر زندگی کند؟ پول تو جیبش نیست که هیچ، حتی پول بلیت خودش را هم ندارد. میآیند روی صحنه، برای دلشان، برای عشقشان؛ اما این عشق، شکم کسی را سیر نمیکند.تا وقتی گیشه واقعی نداشته باشیم تا وقتی نتوانیم برای اجرایمان تماشاچی جذب کنیم و درآمد کسب کنیم، تئاتر همین طور درجا خواهد زد و این مستلزم نمایشنامه خوب و کاری فاخر و متناسب با نیاز جامعه است.
نوری گفت: استعدادهای فراوانی در شهرستانهای استان وجود دارد، اما این استعدادها در نبود زیرساختها و حمایتهای لازم، شکوفا نمیشوند و یا در همان ابتدای راه، دلسرد و خانهنشین میشوند. این یک خسارت فرهنگی بزرگ برای استان و کشور است که باید جدی گرفته شود.
تئاتر خراسان در انتظار یک انقلاب متنی
در خراسان رضوی، هنر نمایش با چالشهای متعددی روبروست که آینده آن را در هالهای از ابهام فرو برده است. از کمبود متون نمایشی قوی و اصیل که به مثابه ستون فقرات هر اثر نمایشی عمل میکنند تا نگاهی سطحی و تفریحی به مقوله تجربه در میان جوانان، فضایی از رخوت و بیانگیزگی عمیق بر تئاتر سایه افکنده است. این وضعیت، با بیتوجهی به دانش و تجربیات گرانبهای پیشکسوتان و همچنین مشکلات مالی و عدم حمایت جدی مسئولان، تشدید میشود.
در چنین شرایطی، استعدادهای درخشان در شهرستانها، علیرغم وجود پتانسیل، در نبود زیرساختهای لازم و احترام به سلسله مراتب تجربه، رو به هدر رفتن میگذارند و این چرخه معیوب، هنر نمایش را در آستانه افولی ناگزیر قرار داده است.
یکی از پیشکسوتان و بازیگران تئاتر خراسان رضوی، بر
اهمیت متن به عنوان ستون فقرات هر اثر نمایشی تأکید کرد و گفت: آنچه من در این سالها در شهرهای مختلف شاهد بودهام، یک نوع رخوت و بیانگیزگی عمیق است. البته نه در میان همه، جوانان مستعد هنوز هم پیدا میشوند، اما انگار فضایی برای شکوفاییشان وجود ندارد.
مجید مقدم، در گفت و گو با ایسنا مشکل اصلی را نبود متن قوی دانست و اظهار کرد: نمایشنامهنویسی ما دچار یک بحران خلاقیت یا تکرار مکررات، یا تقلید کورکورانه از آثار خارجی شده است.
وی خاطرنشان کرد: وقتی نمایشنامه خوب نباشد، بازیگر و کارگردان هم هر چقدر تلاش کنند، نمیتوانند معجزهای خلق کنند. انگار میخواهند با آجر خشت خام، کاخ بسازند! این یعنی بنای بدون پی که با کوچکترین لرزشی فرو میریزد.
مقدم در ادامه به برداشت نادرست برخی جوانان از مفهوم تجربه در تئاتر اشاره کرد و افزود: این جوانهای ما، یک نمایشنامه را اجرا میکنند، دو تا عکس یادگاری میگیرند، چند لایک میگیرند و فکر میکنند دیگر تمام شد. این خاک صحنه خوردن که ما میگوییم، فقط حضور فیزیکی روی صحنه نیست؛ یعنی آزمون و خطا، یعنی دیدن صدها اجرای خوب و بد، یعنی درک عمیق از کنش و واکنش تماشاگر، یعنی شناختن نور، صدا، دکور، گریم و… اینها همه در طول زمان و با ممارست به دست میآید؛ اما حالا انگار همه میخواهند یک شبه ره صد ساله را بروند. این نگاه سطحی، به هنر لطمه میزند و باعث میشود جایگاه واقعی تئاتر در جامعه درک نشود.
وی همچنین از بیتوجهی به دانش و تجربیات پیشکسوتان انتقاد کرد و گفت: بیتوجهی به پیشکسوتان هم که دیگر جای خود دارد. ما حرفهای زیادی برای گفتن داریم، تجربیات تلخ و شیرینی که میتواند چراغ راه این جوانها باشد.
مقدم با تأکید بر اینکه حمایت از هنر، توسعه فرهنگی است، اما در عمل، بودجه تئاتر در مقایسه با سایر هنرها، مثل قطرهای در دریای بیکران است، افزود: حتی برای راهاندازی یک گیشه فروش بلیت که بتواند حداقل هزینههای اولیه را پوشش دهد، ارادهای دیده نمیشود. البته این به دلیل ترس از نیامدن تماشاچی و خالی ماندن سالن هم میتواند باشد.
تئاتر در برخی شهرستانها، به خصوص در شهرهای کوچکتر، عملاً یک فعالیت تفریحی و آماتوری تلقی میشود، نه یک حرفه جدی که بتوان به آن اتکا کرد. این وضعیت، روح هنر را میکشد.
مقدم تأکید کرد: ما در شهرستانها استعدادهای خوبی داریم، اما بدون حمایت مالی، بدون متن قوی و بدون احترام به سلسله مراتب تجربه، این استعدادها به هدر میروند. اگر روند فعلی ادامه یابد، شاهد افول بیشتر این هنر در استان خواهیم بود.
زنان تئاتری؛ بازی در زمین تبعیض
در تئاتر پر فراز و نشیب خراسان رضوی، بانوان هنرمند هم علیرغم تواناییهایشان با چالشهایی مضاعف دست و پنجه نرم میکنند. ورای مشکلات عمومی که گریبانگیر این هنر در استان است، نگاه سنتی جامعه، کمبود فضاها و فرصتهای برابر و نقشهای کلیشهای در متون نمایشی، موانعی جدی بر سر راه شکوفایی استعدادهای درخشان آنان ایجاد کرده است.
این در حالی است که ظرافتها و دقتهای زنانه میتواند غنای بیبدیلی به اجراها ببخشد، اما متأسفانه در بسیاری از موارد، این استعدادها نادیده گرفته شده و یا فرصت بروز پیدا نمیکنند. بدین ترتیب، بانوان هنرمند نه تنها با مشکلات مالی و عدم اتکا به تئاتر به عنوان یک شغل روبرو هستند، بلکه با چالشی فرهنگی و اجتماعی نیز دست به گریبانند که نیازمند توجه جدی و نگاهی برابر از سوی مسئولان و جامعه است.
سهیلا غضنفری، یکی از بازیگران و کارگردانان تئاتر بانوان، در خصوص موانع خاصی که گریبانگیر بانوان فعال در این عرصه است، گفت: گرچه وضعیت حضور بانوان در این عرصه نسبت به چند سال قبل بهتر شده ولی هنوز هم با مشکلات جدی روبرو هستند.
وی بیان کرد: وضعیت فعلی حداقل دیگر مثل گذشته نیست که خانوادهها به کل مخالف حضور دخترانشان روی صحنه باشند. بعضیها پذیرفتهاند، برخی هم اگر استعداد دخترشان را ببینند، با اکراه اجازه میدهند؛ اما هنوز هم موانع زیادی وجود دارد.
غضنفری ادامه داد: بزرگترین مانع، همان نگاه سنتی و گاه متعصبانه در برخی خانوادهها و حتی در خود جامعه است. هنوز هم انگار حضور زن روی صحنه، با حجب و حیای زنانه در تضاد است. این یک نگاه اشتباه است. استعدادهای بانوان در این استان، کم نیست. اتفاقاً در خیلی از زمینهها، ظرافتها و دقتهای زنانه میتواند به غنای اجرا اضافه کند؛ اما این استعدادها، یا دیده نمیشوند، یا فرصت بروز پیدا نمیکنند. این یک تبعیض ناعادلانه است که باید برطرف شود.
وی همچنین به مشکلات زیرساختی و محتوایی اشاره کرد و گفت: مسئله دیگر، کمبود فضاهای تمرین و اجرا برای بانوان است. بسیاری از سالنها یا در اختیار آقایان است، یا اگر هم در اختیار ما قرار بگیرد، باز هم با محدودیتهایی روبرو هستیم. گاهی باید در سالنهای نامناسب، یا با ساعات تمرین بسیار محدود کار کنیم.
غضنفری با اشاره به عدم امکان اتکا بانوان به تئاتر به عنوان یک شغل، بیان کرد: علاوه بر مشکلات مالی کلی تئاتر، ما با نگاه جامعه و خانواده هم روبرو هستیم. گاهی وقت میگذاریم، هزینه میکنیم، اما در نهایت، همان نگاه سنتی باعث میشود نتوانیم به صورت حرفهای و با اطمینان در این عرصه فعالیت کنیم. حمایت مسئولان، فقط حمایت مالی نیست. حمایت فرهنگی هم هست؛ یعنی تغییر نگاه جامعه، یعنی ایجاد فرصتهای برابر، یعنی باور کردن تواناییهای بانوان در تمام عرصههای هنر است.
وی تأکید کرد: با وجود تمام این مشکلات، ما همچنان امیدواریم که با تلاش مستمر و حمایتهای واقعی، بتوانیم جایگاه شایستهای برای بانوان در تئاتر استان کسب کنیم و استعدادهای نهفته را شکوفا سازیم.
تکرار مکررات و تقلید کورکورانه، آفت جان تئاتر
محمد ناصری، دیگر پیشکسوت عرصه نمایش، با بیان اینکه سالها شاهد فراز و نشیبهای تئاتر بوده است، وضعیت فعلی را مطلوب توصیف نکرد و گفت: من سالهاست در تئاتر هستم و شاهد بالا و پایینهای زیادی بودهام؛ اما آنچه امروز در برخی شهرها میبینم، بیشتر از همیشه نگران کننده است.
وی با بیان اینکه البته در برخی شهرهای خراسان رضوی مانند کاشمر، سبزوار، تربتحیدریه و تعدادی دیگر هنوز چراغ تئاتر روشن است، بیان کرد: وقتی به سالنهای نمایش نگاه میکنم، وقتی متنهایی که روی صحنه میروند را میخوانم، احساس میکنم داریم در جا میزنیم. یا بدتر، داریم پسرفت میکنیم. مشکل اصلی، کمبود متن قوی و اصیل است. نمایشنامههای ما یا ترجمههای دست چندم هستند که روحشان را از دست دادهاند، یا اقتباسهایی سطحی از آثار دیگر. این دیگر خلاقیت نیست، این کپیکاری آن هم از نوع بیکیفیتش است.
ناصری به برداشت اشتباه از مفهوم تجربه در میان جوانان اشاره کرد و گفت: اینکه جوانها فکر میکنند بعد از یکی دو بار اجرای عمومی، دیگر تجربه کافی دارند، یک توهم خطرناک است. تئاتر، یک دانشگاه است، یک عمر باید در آن شاگرد بود. خاک صحنه خوردن یعنی همین؛ یعنی بارها زمین خوردن و دوباره بلند شدن؛ اما حالا انگار یک دوره فشرده یک ماهه، مدرک دکتری تئاتر به آدم میدهد! این نگاه سطحی به هنر، نتیجه بیتوجهی به اصول و مبانی است.
وی افزود: تا زمانی که نگاه به تئاتر، نگاهی ابزاری و تفننی باشد و مسئولان، سرمایهگذاری واقعی در این حوزه را درک نکنند، ما همچنان شاهد تکرار مکررات و تقلیدهای سطحی خواهیم بود و از خلق آثار عمیق و تأثیرگذار باز خواهیم ماند.
گرچه وضعیت تئاتر نسبت به گذشته بسیار بهتر شده اما همچنان فقدان متون قوی و اصیل، کپیبرداریهای سطحی، بیتوجهی به تجربیات گرانبهای پیشکسوتان، نگاه آماتوری برخی به تئاتر، نبود حمایتهای مالی و ساختاری کافی و موانع اجتماعی و فرهنگی خاص بانوان، همگی عواملی هستند که مانع از رشد و شکوفایی واقعی تئاتر در این استان شدهاند.
ضروری است مسئولان فرهنگی و هنری با نگاهی جدیتر و برنامهریزی مدون، به این چالشها رسیدگی کرده و با ایجاد فضایی حمایتی و پویا، زمینه را برای اعتلای هنرهای نمایشی در خراسان رضوی فراهم آورند. تا زمانی که تئاتر به عنوان یک حرفه جدی با پتانسیل اقتصادی و فرهنگی دیده نشود و نگاهها به آن تغییر نکند، بعید است شاهد تحولی اساسی در این عرصه باشیم.
انتهای پیام

