حمیدرضا ترقی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به مواضع اخیر رئیس مجلس در خصوص غیرواقعی بودن دوگانه جنگ و مذاکره، اظهار کرد: این رویکرد، الگویی راهبردی برای پیشبرد منافع ملی و صیانت از حقوق جمهوری اسلامی در شرایط پیچیده کنونی است. باید با تلفیق اقتدار نظامی و دیپلماسی، زمینه را برای وادار کردن طرف مقابل به پذیرش مطالبات ایران فراهم کرد.
وی با بیان اینکه منازعه جاری میان ایران و آمریکا واقعیتی انکارناپذیر است، گفت: دوگانه جنگ یا مذاکره یک دوگانه کاذب است. رویکرد نظام بر این است که با بهرهگیری از تفاهمات پیشین و با تکیه بر اهرمهای قدرت، طرف مقابل را به رعایت شروط ایران ملزم کند. اظهارات رئیس مجلس نشاندهنده آن است که ما نباید باب مذاکره را ببندیم، بلکه باید با تقویت قدرت نظامی، اقتصادی و بهرهگیری از اقتدار ملی و حضور مردم در صحنه، مذاکرهای را پیش ببریم که در راستای اهداف میدان و بازدارندگی باشد. در واقع، هدف این است که با فشار همزمان نظامی و اقتصادی، طرف مقابل را ناچار به پذیرش شروط جمهوری اسلامی کنیم.
معاون امور بینالملل حزب موتلفه اسلامی با تبیین اهداف این راهبرد ترکیبی، بیان کرد: تحمیل شروط به طرف مقابل نیازمند پشتوانهای از قدرت نظامی و اقتدار ملی است. اگر این شروط که شامل مواردی همچون پایان دادن به جنگ در ساحات مقاومت، تضمین امنیت برای آینده، دریافت خسارات جنگی و رفع کامل تحریمهاست، توسط طرف مقابل پذیرفته شود، بسیاری از مشکلات عدیده امروز ما مرتفع خواهد شد. بنابراین، مذاکره مورد نظر، نه به معنای عقبنشینی، بلکه در راستای اهداف میدان و در سایه اقتدار نظامی و حضور مقتدرانه جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی حرکت میکند.
ترقی درخصوص تحولات ژئوپلیتیک غرب آسیا، با اشاره به پایان دوران هژمونی ایالات متحده در منطقه، تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران با تغییر معادلات میدانی، پیشران اصلی گذار از نظم کهنه آمریکایی به یک نظم نوین منطقهای است که در آن مدیریت مسائل خلیج فارس در دستان کشورهای ساحلی قرار دارد.
وی افزود: نظم قبلی بر پایه مدیریت متمرکز آمریکا از طریق استقرار چندین پایگاه نظامی در کشورهای حوزه خلیج فارس، حضور ناوگان پنجم نیروی دریایی در بحرین و فرماندهی سنتکام بنا شده بود. هدف غایی این نظم، کنترل تمامی تحرکات منطقهای، تضعیف توانمندی کشورهای اسلامی و همزمان، تقویت و تثبیت جایگاه رژیم صهیونیستی در منطقه بود تا هیچ کشوری اجازه رشد و رسیدن به تراز قدرت را نیابد.
این فعال سیاسی اصولگرا با بیان اینکه جمهوری اسلامی عملا این ساختار را برهم زده است، اضافه کرد: امروز ما شاهدیم که آن نظم کارکرد خود را از دست داده است. پایگاههای آمریکا عملا خنثی شدهاند، ناوگان پنجم دریایی دیگر از انتفاع و کارایی عملیاتی گذشته در منطقه خارج شده و سنتکام نیز ناچار شده است نیروهای خود را به دورترین نقاط منطقه، همچون اردن منتقل کند. در واقع، این تحولات اثبات کرد که آمریکا دیگر نمیتواند پشتوانه مناسبی برای تضمین امنیت کشورهای منطقه باشد.
ترقی در تشریح چشمانداز نظم جدید منطقهای، گفت: الگوی پیشنهادی و در حال شکلگیری، نظمی است که مدیریت آن کاملا در اختیار کشورهای منطقه باشد. ما در همین راستا با کشور عمان به تفاهماتی رسیدیم که الگویی برای تعامل با سایر کشورهای همسایه در خصوص مدیریت عبور و مرور و امنیت تنگه هرمز است. این شرایط، نظم نوینی را به ارمغان میآورد که امنیت آن درونزا و منطقهای است.
وی با تأکید بر جایگاه جمهوری اسلامی در این معادلات جدید، خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه ایران در حال حاضر قدرت اول نظامی منطقه محسوب میشود، طبیعتا تأثیرگذاری جمهوری اسلامی در این معادلات نوین نسبت به گذشته افزایش چشمگیری یافته است. در این نظم جدید، نقش بازیگران منطقهای بر پایه همگرایی و تامین امنیت جمعی تعریف میشود و بازیگران فرامنطقهای که تا پیش از این عامل بیثباتی بودند، جایگاه تعیینکننده پیشین خود را از دست دادهاند.
عضو شورای مرکزی حزب موتلفه با بیان اینکه با تغییر توازن قوا به نفع جمهوری اسلامی، اکنون شرایط از یک موقعیت اضطراری به یک فرصت استراتژیک برای تحمیل مطالبات ملی تبدیل شده است، افزود: زمانبندی در دیپلماسی برخاسته از قدرت به عنوان کلیدیترین مؤلفه برای نتیجهگیری است. همچنین مبنای دیگر تعیین زمان مناسب برای مذاکره، سنجش دقیق میزان ضعف و استیصال طرف مقابل است. در حال حاضر، آمریکا و مشخصا جریان حاکم بر کاخ سفید، از سویی درگیر چالشهای جدی انتخاباتی و سیاسی هستند و از سوی دیگر، ذخایر انرژی آنها به وضعیت قرمز و نقطه بحران رسیده است.
ترقی ادامه داد: این شرایط، فضایی را برای ما فراهم کرده که میتوان با تکیه بر دستاوردهای میدانی، مذاکرهای را پیش برد که نتیجهاش صرفا تعامل نیست، بلکه تحمیل خواستههای حق جمهوری اسلامی است. اکنون تنها واشنگتن نیست که در تنگنا قرار دارد؛ متحدان منطقهای آمریکا نیز که پیشتر بازوان اجرای سیاستهای مداخلهجویانه در خلیج فارس بودند، امروز در شرایط بحرانی به سر میبرند. کسری بودجههای سنگین، ناتوانی در فروش نفت و انرژی و کمبود کالاهای اساسی برای مردم این کشورها، آنها را به شدت آسیبپذیر کرده است. این وضعیت، یک فرصت طلایی برای جمهوری اسلامی است تا از این ضعف فراگیر در جبهه مقابل، بهترین استفاده را ببرد.
وی با تأکید بر اینکه هدف نهایی از انتخاب این مقطع زمانی، تضمین امنیت پایدار است، بیان کرد: اقتضای منافع ملی ما در شرایط کنونی این است که از این استیصال دشمن برای بازدارندگی بلندمدت استفاده کنیم. بنابراین، مذاکره در این مقطع نه به معنای سازش، بلکه به معنای استفاده از نهایت قدرت برای تثبیت امنیت کشور در سالهای آینده و وادار کردن طرف مقابل به پذیرش شروط جمهوری اسلامی است. ما در نقطه مبارزه مقتدرانه قرار داریم و این زمانبندی، موازنه قدرت سیاسی و دیپلماتیک را به نفع ملت ایران تغییر خواهد داد.
انتهای پیام
