• شنبه / ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۷:۴۶
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد مطلب: 1405021206327

روز معلم؛ پاسداشت نبوغ، ایثار و طلایه‌داران فردای روشن

روز معلم؛ پاسداشت نبوغ، ایثار و طلایه‌داران فردای روشن

ایسنا/اصفهان معلمان، ستون‌های استوار جامعه و معماران فردای روشن این سرزمین هستند. در روز معلم، قدردان جان‌فشانی آن‌ها هستیم که دانایی را چراغ راه گم‌گشتگان کرده و با عشق، نهال اندیشه را در بوستان ذهن ما می‌پرورانند.

در تقویم پربار فرهنگ ما، روزهایی است که بهانه‌ای می‌شوند برای قدردانی از کسانی که چراغ هدایت را در تاریکی جهل روشن نگه داشته‌اند. روز معلم، یکی از این روزها است؛ روزی که به‌پاس تلاش‌های بی‌دریغ آن‌ها که دانایی را چون گوهری گران‌بها به ما ارزانی می‌دارند، جشن گرفته می‌شود. معلمان، نه‌تنها آموزگار درس و دانش، بلکه سازندگان فردای جامعه، مربیان اخلاق و پرورش‌دهندگان روح جوانان هستند. آن‌ها با صبر، عشق و ایثاری ستودنی، مسیر پر پیچ‌وخم علم را هموار می‌سازند و نسلی آگاه، مسئولیت‌پذیر و توانمند را تربیت می‌کنند. این روز، فرصتی است تا از تمام تلاش‌ها، فداکاری‌ها و تعهد بی‌شائبه آن‌ها سپاسگزاری کنیم و جایگاه رفیع معلم را در جامعه ارج نهیم.

سربازمعلمی در آغوش کوه بختیاری: روایت ایثار و عشق در کلاس درس

محسن صادقی، سربازمعلمی که در روستایی دورافتاده در دل زرد کوه بختیاری به کودکان درس می‌دهد، به ایسنا اظهار می‌کند: من مسئولیت آموزش ۱۲ کودک از کلاس اول تا هفتم را در یک اتاق سیمانی ساده بر عهده دارم؛ جایی که موکتی کف اتاق را پوشانده و بچه‌ها در مقاطع تحصیلی متفاوت، در کنار هم می‌نشینند و درس می‌آموزند.

وی می‌افزاید: تدریس در این اتاق کوچک و مشترک، با وجود کمبود امکانات و شرایط سخت، برای بچه‌ها همیشه چالش‌برانگیز بوده است. در کنار هم، ۱۲ دانش‌آموز دختر و پسر، با رده‌های سنی متفاوت و در سطوح تحصیلی مختلف، روی یک‌تکه موکت کوچک نشسته‌اند، در کنار هم مشق می‌نویسند و درس می‌خوانند. آموزش در چنین شرایطی، با وجود دشواری‌ها، هر روز برای من سخت‌تر می‌شود، اما عشق به یادگیری در چهره‌های آن‌ها و شور و اشتیاقشان برای یادگیری، سختی‌ها را برایم قابل تحمل می‌کند. دیدن اینکه با کم‌ترین امکانات، هر کدامشان تلاش می‌کنند و آینده‌ای روشن برای خود ترسیم می‌کنند، همان انگیزه‌ای است که من را به ادامه راه وادار می‌کند.

این سربازمعلم با قلبی سرشار از مهر و درک شرایط اقتصادی خانواده‌ها، بیان می‌کند: وقتی می‌بینم تهیه یک دفتر و قلم ساده هم برای برخی خانواده‌ها دشوار است، با هزینه شخصی خودم، این لوازم‌التحریر را به‌عنوان جایزه برای دانش‌آموزان کوشا و پرتلاشم تهیه می‌کنم. هدفم فقط این نیست که آن‌ها درس بخوانند، بلکه می‌خواهم با این کار، شوروشوق یادگیری را در دل‌هایشان زنده نگه دارم و به آن‌ها نشان دهم که تلاش و پشتکارشان دیده می‌شود و ارزشمند است. این جایزه کوچک، انگیزه‌ای است تا با روحیه‌ای مضاعف، مسیر علم‌آموزی را ادامه دهند و به‌سوی آینده‌ای روشن گام بردارند.

صادقی می‌گوید: در روزهایی که هوا سرد می‌شود، ما موکت را به فضای باز می‌بریم و زیر نور آفتاب پهن می‌کنیم تا بچه‌ها بتوانند در محیطی آرام و خوشایند به یادگیری ادامه دهند. این کار نه‌تنها برای آن‌ها جالب است، بلکه روحیه‌شان را نیز شاداب و سرزنده نگه می‌دارد، اما مشکلات تدریس در اینجا زیاد است. گاهی اوقات باید منتظر بمانم تا بچه‌هایی که در زمین یا دامداری به کمک بزرگ‌ترهایشان مشغول هستند، برسند تا کلاس را آغاز کنیم. این تأخیر گاهی باعث می‌شود که بچه‌های دیگر خسته شوند و تمرکزشان را از دست بدهند.

وی خاطرنشان می‌کند: امیدوارم این تلاش‌های کوچک ما، تأثیر بزرگی در آینده این کودکان بگذارد و روزی برسد که همه کودکان این سرزمین، از امکانات آموزشی برابر و مطلوبی برخوردار شوند. این کودکان، حتی از ساده‌ترین امکانات یک کلاس درس نیز بی‌بهره هستند؛ از تخته‌سیاه گرفته تا میز و نیمکت. با وجود این‌همه محرومیت، استعدادهای درخشانی در وجودشان نهفته است که امیدوارم روزی این ظرفیت‌ها دیده شود و چراغ راهی برای پرورش استعدادهایشان باشد.

تلاش برای تربیت کودکان بی‌سواد در سرزمین مهاجرت

نجمه سمیعی، معلمی است که در یک از خیریه‌ها وظیفه آموزش اتباع مهاجر را بر عهده دارد، اظهار می‌کند: در این محیط، کودکان مهاجرهایی هستند که حتی سن‌های ۱۲، ۱۳ساله دارند، اما هنوز سواد خواندن و نوشتن ندارند و بیشتر از مسیر مهاجرت وارد این شرایط شده‌اند.

وی می‌افزاید: کار من در این خیریه، با چالش‌های فراوانی همراه است؛ چرا که بسیاری از این کودکان، به‌واسطه مشکلات فرهنگی، تربیتی و اقتصادی، از نعمت سواد بی‌بهره‌اند و نخستین قدم‌های یادگیری برایشان آسان نیست. بدتر از همه این است که در برخی موارد، حتی شناسنامه هم ندارند؛ موضوعی که کار ثبت‌نام و ورودشان به مدارس عادی را سخت‌تر می‌کند و مسیر آموزش را با مانع روبه‌رو می‌سازد. با این حال، انگیزه من یک چیز است؛ آموزش این کودکان و ساختن آینده‌ای بهتر برای آن‌ها؛ آینده‌ای که از همین امروز با امید، تلاش و یادگیری شکل می‌گیرد.

این معلم خیریه بیان می‌کند: برای ادامه آموزش، از زبان و مفاهیم ساده شروع و سعی می‌کنم با صبر و حوصله، پایه‌های سواد را برایشان بنا کنم؛ هرچند ممکن است زمان زیادی ببرد، اما این کار برای من بسیار ارزشمند است.

سمیعی تأکید می‌کند: به هر کودک، هرچقدر هم سن و سالش بالا باشد، باید فرصت یادگیری داده شود، چون سواد، حق همه است و نباید کسی از داشتن آن محروم شود. من تلاش می‌کنم با همین انگیزه، آن‌ها را به سمت مسیر آموزش و آینده بهتر هدایت کنم.

وی خاطرنشان می‌کند: امیدوارم روزی فرابرسد که این کودکان عزیز، فارغ از هرگونه تبعیض مکانی یا وضعیت مهاجرتی‌شان، بتوانند جایگاه شایسته‌ای در جامعه پیدا کنند و سهمی مؤثر در پیشرفت آن داشته باشند. آرزو می‌کنم راهی روشن و پر از فرصت‌های برابر برای زندگی خود بیابند و بتوانند استعدادهایشان را شکوفا کنند و به هر آنچه که لایقش هستند، دست یابند.

 تلاش برای شکستن دیوار بی‌قراری

سهیلا نفری، معلمی که در حوزه آموزش کودکان اوتیسم و استثنایی فعالیت می‌کند، درباره تجربه‌های آموزشی خود به ایسنا اظهار می‌کند: در کلاس من، هدف این نیست که فقط درس گفته شود؛ تلاش می‌کنم مسیر یادگیری را متناسب با شرایط کودک پیش ببرم و به او کمک کنم احساس امنیت داشته باشد.

وی می‌افزاید: بسیاری از بچه‌های اوتیسم ممکن است ارتباط چشمی برقرار نکنند، سر جای مناسب ننشینند و یا رفتارهای بی‌قراری از خود نشان دهند؛ همین موضوع کار آموزش را سخت‌تر می‌کند، اما باعث نمی‌شود، آموزش متوقف شود.

این معلم بیان می‌کند: من آموزش را مرحله‌به‌مرحله جلو می‌برم؛ گاهی با تمرین‌های کوتاه، ریتم کلاس را قابل‌پیش‌بینی می‌کنم و با ابزارهای ساده و تکرار، سعی می‌کنم کودک کم،کم در تعامل و یادگیری پایدارتر شود.

نفری تأکید می‌کند: هر کودک، شیوه و سرعت خودش را دارد؛ اگر امروز نمی‌نشیند یا واکنش نشان نمی‌دهد، یعنی باید روش را دقیق‌تر و مهربان‌تر تنظیم کرد، نه اینکه از تلاش دست کشید.

وی خاطرنشان می‌کند: وقتی کودک بعد از مدت‌ها اولین موفقیت کوچک را تجربه می‌کند، همان لحظه می‌فهمیم این راه ارزشمند است؛ چون هدف ما کمک به استقلال و رشد واقعی کودکان است، حتی اگر روند آن‌ها متفاوت باشد.
 
کلاس درس زیر آسمان اصفهان؛ ابتکار یک معلم برای ادامه آموزش در روزهای جنگ

مهرناز رحیمی، معلم دبستان در اصفهان که در روزهای جنگ و پساجنگ، کلاس‌های درس را در فضای سبز محله برای دانش‌آموزان برگزار کرده است، اظهار می‌کند: از ابتدای جنگ و با مجازی‌شدن مدارس، بسیاری از دانش‌آموزان به دلیل ضعف اینترنت یا شرایط خانه‌ها نمی‌توانستند به‌خوبی در کلاس‌های آنلاین شرکت کنند. برای اینکه آموزش آن‌ها متوقف نشود، تصمیم گرفتم هر روز در فضای سبز کوچکی که در مسیر رفت‌وآمد اغلب دانش‌آموزان قرار دارد، با یک زیرانداز و یک‌تخته وایت‌برد کلاس کوچکی تشکیل دهم تا بچه‌ها بتوانند درس‌هایشان را حضوری و در کنار هم دنبال کنند.

وی می‌افزاید: در این فضای کوچک، اما صمیمی، دانش‌آموزان دور هم جمع می‌شوند و ما درس‌های همان روز را مرور می‌کنیم. شاید امکانات ما ساده باشد، اما همین جمع کوچک باعث شده پیوند میان معلم و دانش‌آموزان حفظ شود و بچه‌ها احساس نکنند که از درس و مدرسه دور افتاده‌اند.

این معلم بیان می‌کند: تدریس در فضای باز البته دشواری‌های خودش را دارد؛ کوچک‌ترین صدا یا عبور رهگذران می‌تواند حواس بچه‌ها را پرت کند و کنترل کلاس نسبت به فضای بسته مدرسه سخت‌تر است. با این حال تلاش می‌کنم با حوصله و صبر، تمرکز آن‌ها را حفظ کنم تا درس‌ها به شکل مؤثر ادامه پیدا کند.

رحیمی تأکید می‌کند: با وجود همه این سختی‌ها، تجربه نشان داده که یادگیری دانش‌آموزان در این فضای باز حتی بهتر هم شده است. بچه‌ها احساس آزادی و آرامش بیشتری دارند و با انگیزه بالاتری در کلاس شرکت می‌کنند.

وی خاطرنشان می‌کند: هدف من فقط این بود که آموزش برای دانش‌آموزان متوقف نشود. سرعت اینترنت در بسیاری از خانه‌ها پایین است و کلاس‌های مجازی برای همه به‌خوبی در دسترس نیست، اما در این فضای کوچک و ساده، بچه‌ها راحت‌تر درس می‌خوانند و من هم خوشحالم که توانسته‌ام در هر شرایطی چراغ آموزش را برای آن‌ها روشن نگه دارم.

به گزارش ایسنا، معلم، نه صرفاً آموزگار الفبا که معمار روح و تراشنده افکار است؛ کسی که در سکوت کلاس، نغمه فردا را می‌نویسد و در بیداری نگاه تیزبینش، استعدادهای خوابیده را به زایش و قامتی نو می‌کشاند.

روز معلم، روز درنگی در ژرفای این رسالت عظیم است؛ رسالتی که در آن، هر درس، بذر امیدی است که در زمین شوق کودکان این سرزمین کاشته می‌شود؛ هر موفقیت دانش‌آموز، پژواکی است از تلاش بی‌نظیر معلمی که بی‌وقفه، در پی ساختن آیندگان است. امروز نباید تنها به تعارفات بسنده کنیم؛ باید در ژرفای دل بنگریم و از خود بپرسیم که چه‌قدر قدردان این چراغ‌های تابان راه آینده هستیم؟ چه‌قدر فرصت آموختن از سرچشمه‌های بی‌پایان دانش این معماران فردای ایران را مغتنم داشته‌ایم؟

بیایید در این روز مبارک، بیشتر از کلمات مجاز و شعارهای رایج، در عمق جایگاه این معلمان غیب نشان بیندیشیم. بایستیم و با حمایت، احترام و فراهم‌آوردن بستری شایسته، قدردان این عظیم‌ترین سرمایه‌های انسان‌ساز باشیم. باشد که هر روز، روز معلم باشد و هر قدم، گواه تلاش بی‌پایان در راه ارتقای دانش و اندیشه‌ورزی باشد، تا نوای اعتلای فرهنگ و آینده‌سازی، در سرزمین‌مان همواره طنین‌انداز باشد.

انتهای پیام