به گزارش ایسنا، احمد یغما در یادداشتی نوشت: این روزها فضای مجازی پر شده است از ویدئوهایی با تیترهای وسوسه انگیز: «اعتراف تکان دهنده ژنرال سابق ارتش آمریکا»، «تحلیل افسر ارشد موساد از قدرت خیره کننده ایران»، «پیش بینی تحلیلگر روس از فروپاشی قریب الوقوع غرب» و امثال اینها.
اما آیا تا به حال از خود پرسیده اید چرا دشمن باید تریبون های رسمی و غیررسمی اش را در اختیار کسانی بگذارد که علیه خودش و به نفع ما سخن بگویند؟ حقیقت تلخ است: این نه یک اعتراف، بلکه یک «فریب سیستماتیک» و «تله محاسباتی» است.
۱. مکانیزم فریب: غرور، مقدمه سقوط
هدف از وایرال کردن این کلیپ ها، ایجاد یک «غرور کاذب» و «خطای محاسباتی» در ذهن تصمیم گیران و توده مردم است. دشمن می خواهد ما را در مستی قدرت فرضی غرق کند تا به جای اتخاذ تصمیمات عاقلانه و اصولی، وارد «تله تقابل نابرابر» شویم. آن ها با زبان فریب، ما را به سمت صخره ای هل می دهند که سقوط از آن، خواسته نهایی صهیونیسم است.
۲. هزینه یک باور غلط؛ چرا غافلگیر شدیم؟
باید با صراحت و شجاعت اعتراف کرد: یکی از دلایل اصلی که ما تصور می کردیم دشمن «جرأت» حمله به خاک ما یا هدف قرار دادن نمادهای قدرت ملی ما را ندارد، همین تحلیل های مغلطه آمیز و فریبنده بود. ما در تله «تمجیدهای دشمن» افتادیم و بر اساس همین ویدئوهای فریب، باور کردیم که دشمن از ما وحشت دارد! یا مثلا فلج شده و توان پاسخ ندارد. این «توهم بازدارندگی» که توسط خود رقیب و با زبان ژنرال های سابقش به ما تزریق شد، دقیقا همان جایی بود که راه را برای ضربات جبران ناپذیر اخیر هموار کرد.
۳. درس های تاریخ؛ از جنگ سرد تا فریب «عملیات گوشت لذیذ»
این روش تازه ای نیست. در جنگ سرد، کگب و سیا بارها با استفاده از «مهره های نفوذی در نقش تحلیلگر»، اطلاعات غلط را به خورد رقیب می دادند تا او را به سمت هزینه های کمرشکن نظامی یا آسودگی خاطر کاذب سوق دهند.
مثال تاریخی: در جنگ جهانی دوم، بریتانیا با عملیات معروف به «گوشت لذیذ» (Mincemeat)، جسد فردی را با مدارک جعلی افسر ارشد بریتانیایی در سواحل اسپانیا رها کرد. در آن مدارک، از زبان فرماندهان ارشد بریتانیا نوشته شده بود که حمله قرار است به یونان انجام شود، نه سیسیل! هیتلر با دیدن این «اسناد به ظاهر محرمانه و اعتراف گونه»، فریب خورد، تمام توان خود را به یونان برد و سیسیل را به سادگی از دست داد.
- امروز، آن «جسدهای حامل خبر جعلی»، همین ویدئوهای وایرال شده ژنرال های سابق و تحلیلگران اجاره ای هستند.
۴. تله رادیکالیسم هدایت شده
وقتی یک افسر سابق موساد از شکست ناپذیری ما می گوید، در واقع در حال «مشروعیت سازی» برای حمله سنگین کشورش به ایران است. او با بزرگ نمایی تهدید ایران، افکار عمومی جهان را قانع می کند که «ایران به قدری قدرتمند و خطرناک شده که باید همین امروز به آن حمله کرد». این یعنی ما با دستان خودمان، بنزین به آتش پروپاگاندای دشمن می ریزیم.
۵. هشدار: به جای احساس غرور، عمق سیاست را ببینیم
سیاستمدار زیرک کسی نیست که از تمجید دشمن خوشحال شود؛ بلکه کسی است که بپرسد: «چرا دشمن می خواهد من احساس قدرت مطلق کنم؟» عناصر ناشناس یا حتی شناخته شده ای که امروز در نقش «دوست دار ایران» ظاهر شده اند، قطعات پازل فریب صهیونیستی برای کشاندن کشور به یک تقابل نظامی نابرابر و ویرانگر هستند. آن ها می خواهند ما «محاسبات واقعی» را کنار بگذاریم و بر اساس «توهمات تزریق شده» تصمیم بگیریم.
مخلص کلام:
آگاهی، پادزهر فریب است. اجازه ندهیم اتاق های فکر تل آویو و واشینگتن با چند ویدئوی تقطیع شده و تحلیل های جهت دار، برای راهبرد ملی ما ریل گذاری کنند. هرگاه دیدید دشمن در حال ستایش «ماجراجویی نظامی» شماست، بدانید که تله ای بزرگ زیر پایتان پهن شده است.
انتهای پیام
تله «ژنرالهای پوشالی»، وقتی دشمن برای ما ایستاده دست میزند!
این روزها فضای مجازی پر شده است از ویدئوهایی با تیترهای وسوسه انگیز: «اعتراف تکان دهنده ژنرال سابق ارتش آمریکا»، «تحلیل افسر ارشد موساد از قدرت خیره کننده ایران»، «پیش بینی تحلیلگر روس از فروپاشی قریب الوقوع غرب» و امثال اینها.
