پدرام جم، شامگاه دوشنبه، ۴ خردادماه در نشست وطنخوانی، خوانش فرهنگی و تاریخی ایران باستان با موضوع «تاریخ ساسانیان» که در پژوهشکده ثامن برگزار شد، با به چالش کشیدن پیشینه عنوان «موبد»، اظهار کرد: بسیاری تصور میکنند عنوان موبد سابقهای کهن دارد و حتی چهرههای اساطیری مانند جمشید را موبد میانگارند، اما واقعیت تاریخی نشان میدهد که اولین کسی که عنوان موبد به او اطلاق شد، «کِردیر» روحانی قدرتمند ساسانی در دوره جانشینان شاپور اول است. این بدان معنا است که تا حدود سال ۲۷۰ میلادی، عنوانی به نام موبد در ادبیات رسمی و مذهبی ایران سابقه نداشته است.
وی با تاکید بر نوظهور بودن این اصطلاح، ادامه داد: وقتی واژه موبد جدید باشد، طبیعتاً عنوان موبد موبدان نیز قدمت کمتری دارد. شواهد تاریخی نشان میدهد که سمت موبد موبدان احتمالاً در قرن چهارم میلادی، «یک قرن پس از تأسیس سلسله ساسانی» پدید آمده و شواهد قطعیتر، ما را به قرن پنجم میلادی و دوران سلطنت بهرام گور میرساند. این در حالی است که عنوان هیربد یک واژه کهن است، که ریشه در متون اوستایی دارد.
این کارشناس فرهنگ و زبانهای باستانی در پاسخ به این فرضیه که شاید عنوان موبد در بخشهای گمشده اوستا وجود داشته باشد، بیان کرد: چنین فرضیهای امکانپذیر نیست، چراکه اگر این عنوان اصالت اوستایی داشت، باید در بخشهای باقیمانده نیز اثری از آن دیده میشد. بنابراین روحانیت زرتشتی در آغاز دوره ساسانی فاقد یک دستگاه اداری با سلسلهمراتب پیچیده بود و این ساختار در طول ۲۰۰ سال تکامل یافت.
نمادشناسی قدرت؛ پیمان آسمانی اردشیر و اهورامزدا
جم به بررسی نقشبرجستههای ساسانی و مفهوم مشروعیت پرداخت و با اشاره به نگاره معروف تاجستانی اردشیر بابکان از اهورامزدا، خاطرنشان کرد: در این تصویر، اردشیر در سمت چپ و اهورامزدا در سمت راست سوار بر اسب هستند. اهورامزدا در دست خود شاخههایی «برسم» دارد که هویت او را تایید میکند. حلقهای که در میان آن دو مبادله میشود، برخلاف تصور بسیاری، تاج نیست، چراکه شاه خود دارای تاج است و نیازی به گرفتن تاج دوم ندارد. این حلقه در واقع نماد یک پیمان «عقد» و رابطه مستقیم میان شاه و پروردگار است.
وی اضافه کرد: در زیر پای اسب اهورامزدا، اهریمن و در زیر پای اسب اردشیر، پیکر اردوان پنجم «آخرین شاه اشکانی» قرار دارد. این تصویرسازی به مخاطب القا میکند که همانگونه که اهورامزدا در آسمانها بر اهریمن پیروز است، اردشیر نیز بر روی زمین نماینده و تحت حمایت او است. ساسانیان با این ابزار تبلیغاتی، چنان مشروعیت عمیقی ایجاد کردند، که تا دوران یزدگرد سوم دوام یافت و کمتر کسی در طول چهار سده جرات کرد منتخب اهورامزدا را به چالش بکشد.
روایت رومی از فتوحات پارسی؛ هشدار دیون کاسیوس
این کارشناس فرهنگ و زبانهای باستانی به بازخوانی گزارشهای مورخان کلاسیک درباره ظهور ساسانیان پرداخت و گفت: اولین گزارشهای خارجی درباره قدرتگیری اردشیر را دیون کاسیوس، سناتور و مورخ رومی، ثبت کرده است. او با هشداری جدی به رومیان مینویسد، که مردی پارسی به نام اردشیر ظهور کرده است که پس از تسخیر ماد، مدعی است تمامی سرزمینهای شرق تا دریای یونان متعلق به پارسیان است و باید بازپس گرفته شود.
جم ادامه داد: دیون کاسیوس با اشاره به وضعیت نامطلوب سپاه روم، اردشیر را شخصیتی کاردان و خطرناک معرفی میکند. نکته جالب این است که حدود ۴۰ سال پس از اردشیر، پسرش شاپور اول پس از پیروزی بر سه امپراتور رومی، کتیبهای در کعبه زرتشت میسازد که لحن آن بهگونهای است که انگار ساسانیان هزار سال است بر جهان فرمان میرانند، گویی حقانیت آنها برای همگان پذیرفته شده بود.
معمای آگاهی ساسانیان از هخامنشیان و محدودیت سنت شفاهی
وی درباره میزان آگاهی ساسانیان از دوران هخامنشی، بیان کرد: این ادعا که ساسانیان قصد احیای قلمرو هخامنشی را داشتند، این پرسش را ایجاد میکند که آنها چگونه از پیشینیان خود مطلع بودند، حقیقت این است که انتقال اطلاعات تاریخی به صورت سینه به سینه و شفاهی، برای مدتی طولانی «بیش از ۱۰۰ سال» بدون ابزار منسجم ناممکن است.
این کارشناس فرهنگ و زبانهای باستانی تصریح کرد: سنت شفاهی برای ماندگاری نیاز به قالبهای خاصی مانند شعر دارد، همانطور که قصاید عربی بخشی از تاریخ را حفظ کردند. اما در ایران، اگرچه سنت شفاهی وجود داشت، اما اطلاعات تاریخی برای همه اقشار جذاب نبوده و یا پس از مدتی کارکرد خود را از دست میداده است. لذا نمیتوان با قطعیت گفت که ساسانیان زنجیرهای دقیق و مستند از تاریخ هخامنشی را در اختیار داشتند، بلکه بیشتر با یک حافظه تاریخی تیره و کلی مواجه بودند.
انتهای پیام

