به گزارش ایسنا، آسیب به انستیتو پاستور و ۳۲ دانشگاه در ایران، نابودی ۱۰۰ درصدی آموزش عالی در غزه و ترور بیش از ۴۳۰ استاد دانشگاه در عراق، خروجی استراتژی «علمکشی» است که در منطقه شرق مدیترانه در حال تشدید است. این موضوعی است که مجله بینالمللی «سیاستگذاری و مدیریت سلامت» (IJHPM) در آخرین شماره خود به آن پرداخته و ارتباط مستقیم تخریب هدفمند دانشگاهها با فروپاشی نظامهای سلامت در منطقه را تحلیل کرده است.
دانشگاه پشتوانه سلامت مردم
در این مقاله تاکیده شده که دانشگاهها تنها بستر آموزش و تولید مقاله نیستند، بلکه حافظه سازمانی، سیستمها و سرمایه انسانی لازم برای پایدار ماندن نظام سلامت را تأمین میکنند. وقتی یک دانشکده پزشکی تخریب میشود، خسارت واقعی نابودی یک ساختمان نیست، بلکه از دست رفتن دههها ظرفیت تربیت کادر درمان آینده است و یا زمانی که یک آزمایشگاه تحقیقات بهداشت عمومی یا زیستپزشکی بمباران میشود، یکی از بخشهای اصلی در شبکه شناسایی و کنترل بیماریهای واگیردار کشور نابود شده است.
نویسندگان این مقاله معتقدند که برخلاف بیمارستانها که حفاظت از آنها تا حدی در حقوق بینالملل شناخته شده است، نقش حیاتی دانشگاهها در زنجیره سلامت جامعه مغفول مانده است. در صورتی که تخریب آنها نوعی حمله مستقیم به بنیانهای بهداشت عمومی است.
جغرافیای علمکشی در منطقه؛ از انستیتو پاستور تا غزه و عراق
در این گزارش به شواهد متعددی از تخریب دانشگاهها در کشورهای منطقه اشاره شده است و نشان داده که «علمکشی» یک اتفاق تصادفی نبوده است.
بر اساس آمارها، در ایران از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ حملات موشکی آمریکا و اسرائیل به آسیب یا تخریب ۳۲ دانشگاه ایرانی و کشته شدن دستکم ۱۰ استاد و ۶۰ دانشجو منجر شده است. همچنین در آوریل ۲۰۲۶، ساختمان انستیتو پاستور ایران که به عنوان مرکز همکاری سازمان جهانی بهداشت (WHO) در توسعه واکسن و دیدهبانی بیماریها در کل منطقه شرق مدیترانه نقشی کلیدی داشت، آسیب جدی دید.
در نوار غزه، تمام دانشگاهها به طور کامل نابود شده و از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، بیش از ۱۲۷۰ دانشجو و ۹۵ استاد دانشگاه کشته شدهاند. در کرانه باختری نیز دانشگاهها بارها مورد هجوم فیزیکی و گاز اشکآور قرار گرفتهاند.
در عراق نیز پس از تهاجم سال ۲۰۰۳ به رهبری آمریکا، بیش از ۴۳۰ استاد دانشگاه کشته شدند و دانشگاهها به طور سیستماتیک غارت شده یا به آتش کشیده شدند؛ روندی که ترور استادان آن تا سال ۲۰۲۳ نیز ادامه داشت و یک نسل از نخبگان عراقی را از بین برد.
در این مقاله به نمونههای مشابهی از اشغال نظامی، بمباران یا غارت دانشگاهها و بیمارستانهای آموزشی در سوریه، یمن، افغانستان و همچنین در کشورهای سودان، لیبی و پاکستان نیز اشاره شده است.
چرخه مرگبار: اثر همزمان حملات نظامی و تحریمهای علمی
نویسندگان این مقاله توضیح دادهاند که آسیب به دانشگاهها در دو مرحله جامعه را دچار مشکل میکنند. مرحله اول یا حاد؛ تخریب فیزیکی و آنی مراکز آموزشی و دانشگاهی است که در زمان جنگ اتفاق میافتد و مرحله دوم که بسیار طولانی و بیصداست تحریمهای علمی هستند؛ یعنی طرد ساختاری و مزمن جوامع دانشگاهی که پیش از مرحله اول آغاز میشود و پس از آن نیز ادامه مییابد.
تحریمهای علمی دسترسی به نشریات، نرمافزارهای علمی و پایگاههای داده را مسدود میکند. همچنین برخی اوقات افراط در رعایت تحریمها (محدودسازی فراتر از الزامات قانونی تحریم) از سوی ناشران، بانکها و پلتفرمها سبب میشود که حتی دسترسی به سامانههای انتشار، خدمات حرفهای و زیرساختهای اصلی پژوهش برای فعالیتهای علمی عادی مختل شود. به علاوه سیاستهای سختگیرانه ویزا، فرصتهای مطالعاتی بینالمللی را برای دانشمندان این کشورها غیر قابل دسترس میکند.
نویسندگان این مقاله همچنین تاکید کردهاند که محکوم کردن تخریب دانشگاهها به معنای دفاع از دولتها نیست؛ چون در بسیاری از کشورهای منطقه مدیترانه شرقی دولتها با محدود کردن آزادی دانشگاهی، اخراج دانشگاهیان و نظارت شدید، به تضعیف این نهادها دامن زدهاند. با این حال؛ این اقدامات و همچنین حملات نظامی هر دو سبب تضعیف دانشگاهها، تشدید فرار مغزها و کاهش ظرفیت بازسازی آنها میشود. در نهایت زیرساختهای علمی بخشی از میراث فکری، مادی و فرهنگی یک ملت محسوب میشوند و متعلق به مردم هستند؛ نه دولتها و پیامدهای آسیب به این نهادها را مردم به ارث میبرند.
۵ پیشنهاد برای نجات دانشگاهها
در پایان نویسندگان این مقاله ۵ راهکار عملی برای توقف این وضعیت به جامعه جهانی پیشنهاد کردهاند:
۱. ثبت و مستندسازی: سازمان جهانی بهداشت باید حملات به دانشگاههای علوم پزشکی را به عنوان جرم ثبت کند.
۲. حذف تحریمها: نهادهای بینالمللی مانند OFAC (دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا) و اتحادیه اروپا باید به صراحت و شفاف و رسمی اعلام کنند که دانشگاهها، کتابها و همکاریهای علمی نباید شامل تحریم شوند.
۳. پشتیبانی مالی و امداد دانشگاهی و حمایت از پژوهشگران آواره: راهاندازی «صندوق اضطراری آکادمیک شرق مدیترانه» برای ارائه گرنتهای ۱۲ تا ۲۴ ماهه و تسریع فرآیندهای صدور ویزا برای دانشگاهیان در معرض خطر همانند الگوهایی که برای بحران اوکراین در سال ۲۰۲۲ و افغانستان در سال ۲۰۲۱ اجرا شد.
۴. حفاظت از زنجیره آموزش: نهادهای بینالمللی اعتباربخشی پزشکی باید پیش از رسیدن بحران به نقطه بیبازگشت، دستورالعملهای رواداری و تایید مدارک دانشجویان مناطق جنگزده را صادر کنند و همچنین دانشگاههای داخلی که آسیب ندیدهاند، پروتکلهای ثبتنام اضطراری دانشجویان دانشگاههای آسیبدیده را فراهم کنند.
۵. مسئولیتهای فردی پژوهشگران و دانشمندان: هر پژوهشگر در سراسر جهان میتواند بدون نیاز به تاییدیههای حکومتی به عنوان بازوی پایداری شبکه علمی عمل کند؛ از طریق پذیرش هدایت مشترک پایاننامههای دانشجویان مناطق تحت محاصره، مشارکت در ثبت مقالات پیش چاپ (Preprints) برای پژوهشگرانی که دسترسی به بستر مجلات ندارند، اشتراکگذاری دادهها و لایسنس نرم افزارها و لابی کردن در دانشگاههای خود برای ایجاد سمت استاد مهمان یا معافیتهای شهریه.
این مقاله در پایان یادآور میشود که سکوت در برابر نقض حقوق بینالملل بشردوستانه، احتیاط و دوراندیشی نیست؛ بلکه به ایجاد یک بدعت و رویه خطرناک برای تکرار آن میانجامد. اگر تخریب دانشگاهها و مراکز علمی بیپاسخ بمانند، به تدریج این ایده را عادی میکنند که زیرساختهای دانشگاهی میتوانند هدف مشروع جنگ باشند. از کشتن استادها در عراق تا ویرانی دانشگاهها در غزه و آسیب به آزمایشگاهها در ایران، یک روند روشن و به تشدید دیده میشود که نشان میدهد تخریب نظاممند نهادهای علمی در بستر منازعات مسلحانه در حال گسترش است.
به گزارش ایسنا، مقاله «Scholasticide and Population Health in the Eastern Mediterranean» توسط محمد کارآموزیان؛ عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان و ۱۳ پژوهشگر ایرانی و خارجی در مجله بینالمللی «سیاستگذاری و مدیریت سلامت» (IJHPM) منتشر شده است.
انتهای پیام

