۱۴۰۵-۰۳-۰۹ | ۲۱:۴۶
بغض و لبخند حامد بهداد، بهرام بدخشانی و فرهاد آییش در یادبود یک هنرمند

بغض و لبخند حامد بهداد، بهرام بدخشانی و فرهاد آییش در یادبود یک هنرمند

یادبود بهناز نازی، بازیگری که چندی پیش از دنیا رفت، با سخنانی از حامد بهداد، فرهاد آییش، رویا افشار و ... عصر شنبه نهم خرداد برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ایسنا، این مراسم یادبود با پخش آیاتی از قرآن و سرود ملی آغاز شد، سپس مریم رحیمی که اجرای برنامه را بر عهده داشت، عنوان کرد که امروز به یاد «بهناز بانو» لبخند می‌زنیم و در ادامه، یادداشت حمید نعیمی، کارگردانی که چندین همکاری با بهناز نازی داشته و کارگردانی مراسم یادبود او را هم بر عهده داشت، خواند.

در این یادداشت بر نقش‌آفرینی‌های بهناز نازی در تئاتر مروری شده بود.
در ادامه، تصاویری از حضور بهناز نازی در نمایش‌های گوناگون همچون نمایش «سقراط» پخش شد.
سپس حامد بهداد که در دانشکده هنر و معماری و نیز آموزشگاه حمید سمندریان همکلاسی بهناز نازی بوده به عنوان نخستین سخنران برنامه، صحبت کردن درباره او را دشوار خواند و گفت: هنوز درگذشت او را باور نکرده‌ایم. هرگز فکر نمی‌کردم یکی از ما به این زودی ما را ترک کند و شکل دیگری از حیات را ادامه دهد.

او افزود: من آن نقطه افرینش، پویش‌های اولیه و جوانه زدن‌های دوستانم را در دانشکده در ذهن دارم هرچند امروز همه آنان بالنده شده‌اند.

بهداد با اشاره به عشق وافر بهناز نازی به تئاتر اضافه کرد: تصورم این نبود که تئاتر این چنین برای بهناز جدی باشد. آن زمان ما آرزوهایمان را برمی‌شمردیم و من دوست داشتم وارد سینما شوم و فکر می‌کردم کسی مانند بهناز درباره علاقه‌اش به تئاتر اغراق می‌کند و باورم نمی‌شد که تئاتر را به جذابیت سینما ترجیح بدهد. ما همزمان با آموزش در دانشگاه در آموزشگاه استاد سمندریان آموزش می‌دیدیم. در جهان خیال من بهناز چند روزی است که مهمان استاد سمندریان است چراکه استاد او را بسیار دوست می‌داشت.

بهداد با اشاره به دیگر ویژگی‌های بهناز نازی افزود: او بسیار بی‌حاشیه بود با اینکه حضوری قوی و شجاعانه داشت. خیلی زود رشد بچه‌ها را می‌دیدم و به آنان که در تئاتر و سینما بازی می‌کردند، حسرت می‌خوردم و در عین حال افتخار می‌کردم. این شجاعت قدم به قدم در بهناز مشهود بود. وقتی در کار نمایش به شهرت برسید، کم‌کم ممکن است روند کارتان تغییر کند ولی بهناز خیلی سنجیده قدم برمی‌داشت و از همکاری‌های مهمش، همکاری با حمید نعیمی بود.

این بازیگر به یاد همکاری خود با این دو هنرمند برای لحظه‌ای متأثر شد و سپس ادامه داد: بهناز مشخصه جالبی داشت با اینکه زنی مستحکم و شجاع بود اما در خنده‌اش ملاحتی داشت و خنده‌های او را بسیار دوست می‌داشتم. از خنده او جمع می‌شکفت.
او ادامه داد: همه ما از او خاطرات داریم اما بگذارید خاطره‌ای از او بگویم که شاید شما شاهد آن نبوده‌اید.
بهداد سپس خاطره‌ای از دوران دانشجویی خودش و همکلاسی بودن با بهناز نازی در سال ۷۳ روایت کرد و گفت: وقتی خبر عزیمت بهناز آمد، اولین نمایشی را از او به یاد دارم که به عنوان اتود دانشگاهی اجرا کرد. او در آن اتود سه برگ پاییزی را بازی کرد که هر یک در برابر خزان مقاومت می‌کرد و با آنها حرف می‌زد هر یک از برگ‌ها زندگی و مقاومت خود را تعریف می‌کرد. آخرین برگ در برابر تندباد، با دیالوگی به چاه افتاد. ان برگ چه زیبا زندگی کرد و چه غرورآفرین.

این بازیگر با اشاره به دشواری‌های کار تئاتر اضافه کرد: تئاتر هنری شریف و بسیار عمیق است. حالا با بهناز عزیزی روبه‌روی هستیم که آن همه نمایش را رقم زده و حال آنکه تئاتر کاری  سخت است و روح را صیقل می‌دهد. او به زیبایی در کنار تئاتر، زندگی خصوصی خود را هم به زیبایی و ظرافت پیش برد.

در ادامه، فرهاد آئیش، دیگر هنرمند تئاتر که در چند نمایش با بهناز نازی همبازی بوده، با اشاره به این همکاری‌ها گفت: بیش از سیصد شب با بهناز روی صحنه بوده‌ام. من برای اینکه بتوانم بازی کنم، باید به یکسری شرایط و عشقی برسم که بتوانم روی صحنه بروم. با دیدن تصویری از صورت بهناز در تاریکی و روشنایی و با حس خوبی که به او داشتم، می‌توانستم روی صحنه بروم. این علاقه‌مندی سبب می‌شود که بازیگر فراتر از خودش روی صحنه برود و بهناز چنین بود چون با عشق روی صحنه می‌رفت.
آییش مراحل بازیگری را با هفت وادی عطار مقایسه کرد و افزود: زمانی یک بازیگر می‌تواند فراتر از خود برود که در گام اول، بخواهد و بعد عاشق کارش بشود و به دانش برسد و فقط به عشق بسنده نکند و این چنین است که به بی‌نیازی می‌رسد و کاملا آماده می‌شود. در تمام اجراهایی که داشتم به روح بزرگ بهناز تکیه می‌کردم. جایش خالی است و ما یک جواهر را از دست دادیم.
در بخش بعدی برنامه گروه موسیقی با همراهی سحر و سیاوش لطفی و علیرضا کریمی به اجرای قطعه‌ای کوتاه پرداختند.

سپس یادداشت شکرخدا گودرزی، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر توسط مریم رحیمی ارایه شد و پس از آن، محسن حسینی، دیگر بازیگر و کارگردان تئاتر، به اجرای پرفورمنس پرداخت.

در ادامه رویا افشار ، بازیگر پیشکسوت تئاتر که تجربه همکاری با بهناز نازی داشت، با تشریح تعریف خودش از اسطوره مرگ، ادامه داد: بهناز بسیار با صلابت بود و با عشق روی صحنه حاضر می‌شد. بسیار مهربان بود چراکه به ما فرصت داد تا رفتن او را درک کنیم. گاهی مرگ این چنین مهربان و بزرگوار است و این رفتن‌ها به فراموشی نمی‌انجامد تا لحظه‌ای که یادگارهای او، همسرش، فرزندش، دوستانش و نمایش‌هایش هستند، او همچنان حضور دارد.
وی اضافه کرد: جایش برایم اصلا خالی نیست چون یادهای بسیار زیبا از او دارم و نوع رفتن او را قدردانم چراکه فرصت داد تا رفتنش را درک کنم و از او ممنونم به خاطر همه چیزهای خوبی که از خود بر جای گذاشت.
اجرای قطعه‌ای کمانچه توسط ثامر حبیبی، بخش دیگر این برنامه بود.
سپس حمیدرضا نعیمی، کارگردان برنامه به عنوان سخنران بعدی، خطاب به حاضران گفت: به مهمانی بهناز نازی خوش آمدید. دوست داشتیم امروز با بهناز بخندیم و روزمان را خوش کنیم. قصد سوگواری نداریم ولی البته حال‌مان خوب نیست.
او که همکاری‌های مختلفی با نازی داشت، با اشاره به علاقه‌اش برای اجرای نمایشی درباره تاج‌السلطنه دختر ناصرالدین شاه با بازی بهناز نازی گفت: قرار بود او در این نمایش تک‌نفره بازی کند. نمایش‌های متفاوتی کار کردیم و نوبت به این کار نرسید و سرانجام به نمایش «فردریک» رسیدیم که او رنج بیماری داشت و در پشت صحنه، بچه‌ها باید او را کمک می‌کردند و او با آن همه رنج تماشاگر را می‌خنداند.

نعیمی با اشاره به شدت گرفتن بیماری بهناز نازی در چند وقت اخیر افزود: وقتی او را دیدم، هول برم داشت. با عجله «تاج‌السلطنه» را نوشتم. به بیمارستان رفتم و همسرش گفت او صدایت را می‌شنود. به او که در حالت خواب مصنوعی بود، گفتم بهناز باید بلند شوی و این نمایش را بازی کنی. او رفت و حسرت بازی‌اش در این نمایش به دلم ماند.
او به یاد بهناز نازی متأثر شد و در ادامه، بخشی از نمایشنامه «تاج‌السلطنه» را خواند.
در بخش بعدی، خسرو شهراز دیگر بازیگر تئاتر که همکاری‌های متعددی با بهناز نازی داشته، خاطره خود را از اولین همکاری‌اش با این بازیگر در قالب یک قطعه کوتاه نمایشی روایت کرد.
در بخش پایانی برنامه، بهرام بدخشانی، فیلمبردار پیشکسوت سینما و همسر نازی در میان تشویق حاضران روی صحنه آمد و در سخنان کوتاهی گفت: همه شما را دوست داشت و عاشق تئاتر بود. سینما را با هم کار کردیم ولی عاشق صحنه و نفس تماشاگر بود.
او که متاثر شده بود، از همه حاضران تشکر کرد و گفت: سخنران نیستم و نمی‌خواهم وقت شما را بگیرم ولی خیلی زود رفت.
در بخش آخر برنامه در حالیکه زنگ تلفن شنیده می‌شد، حمید نعیمی خطاب به حاضران گفت: بهناز پشت خط است. او را فراموش نکنید. یکدیگر را فراموش نکنیم. ممنونم از شما که هستید، خداوند شما را برای ایران حفظ کند.

رضا کیانیان، آرش دادگر، ایرج راد، مائده طهماسبی، اتابک نادری، سیاوش چراغی‌پور ، کوروش سلیمانی، مسعود کرامتی، مسعود فروتن، شهرام کرمی، رویا بختیاری، توحید معصومی، سید جواد روشن، کاظم هژیرآزاد، سعید ذهنی، علیرضا گیلوری، فرشید صمدی‌پور، فرهاد شریفی، رحیم رشیدی‌تبار،کتانه افشاری‌نژاد، آرام محضری، مجید قناد و ... از حاضران در این برنامه بودند.
در این برنامه از همراهی انجمن بازیگران خانه تئاتر و انجمن فیلمبرداران سینما و نیز همکاری سعید اسدی، رییس انجمن هنرهای نمایشی ایران قدردانی شد.

انتهای پیام

#

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری

چندرسانه‌ای