به گزارش ایسنا، فیلمهای محبوب کارگردانان بزرگ می توانند چیزهای زیادی درباره تاثیرپذیریها، علایق و نگاه آنها به سینما فاش کند به همین دلیل است که دانستن این نکته بسیار جالب است که آنیس واردا فیلمسازی که کارنامه حرفهایاش از دهه ۱۹۵۰ آغاز شد، فیلمی اکرانشده در سال ۱۹۹۷ را جزو محبوبترینهایش به حساب میآورد.
واردا، غول موج نوی فرانسه، نقشی محوری در شکل دادن به چشمانداز سینمای این کشور و سینمای تجربی و جسورانه داشت و در حالی که او اغلب تحت سایه نامهایی مثل ژان-لوک گدار و فرانسوا تروفو قرار میگیرد، واردا با کاوش در مسائل زنانه (از فشارهای نگاه مردانه گرفته تا سقط جنین) جریان فمینیسمی را به سینمای موج نو آورد که او را به یک قهرمان واقعی این جنبش تبدیل کرد.
اما او همچنین به مرگ علاقه داشت. با توجه به اینکه بخش بزرگی از سرکوب مردسالارانه از دیرباز منجر به میزان مرگ و میر بالا در میان زنان شده است (برای مثال سقطهای غیرقانونی و خطرناک) این موضوع منطقی به نظر میرسد که واردا به اندازه پرداختن به مسائل زنانه به مرگ نیز علاقهمند بود.
مرگ به عنوان یکی از اندک تجربیات بشریِ واقعا همگانی ، حقیقتی گریزناپذیر است که همواره ما را حیرتزده میکند، چراکه درک آن دشوار است. به همین دلیل است که واردا «طعم گیلاس» را بسیار دوست دارد؛ فیلم آرام عباس کیارستمی درباره فناپذیری، که از چشمانداز مردی میانسال روایت میشود که مصمم به خودکشی است.
این فیلم، همایون ارشادی را در نقش آقای بدیعی نشان میدهد که به افراد گوناگونی نزدیک میشود و از آنها میخواهد پس از خودکشیاش او را دفن کنند. او در این فرآیند درباره زندگی تأمل میکند و فیلم در نهایت با پایانی مبهم به پایان میرسد، جایی که کیارستمی دیوار چهارم را میشکند.
واردا هنگام انتخاب فیلم محبوبش گفت: «یکی از فیلمهای محبوب من. کیارستمی، طعم گیلاس است که نیروی زندگی پیروز میشود. من عاشق آن فیلم هستم. واقعاً.»
درک آنیس واردا از رویکرد لطیف و مینیمالیستی کیارستمی به مرگ قطعاً با او هماهنگ بود، اما او در ارزیابی درخشش این فیلم تنها نیست. این فیلم که نخل طلا جشنواره کن را از آن خود کرد، از آن زمان به عنوان یک شاهکار شناخته شده است، و اگرچه منتقدی چون راجر ایبرت ممکن است آن را «به طرز طاقتفرسایی کسلکننده» خوانده باشد، اما این نقطه نظر در اقلیت بود.
واردا زیبایی شاعرانه فیلمی را درک میکرد که همیشه وقتی از او خواسته میشد فیلم محبوبش را انتخاب کند، به سراغ آن میرفت، حتی اگر این فیلم بسیار نزدیکتر به پایان کارنامه او اکران شده بود تا آغازش.
منبع: مجله Far Out
انتهای پیام

