گذار از الگوی سنتی آموزش حضوری به سمت آموزشهای مجازی و از راه دور، اگرچه راهکاری برای مدیریت بحرانهای محیطی به نظر میرسد، اما ابعاد پنهان و آسیبزای آن بیش از حد انتظار است. این تغییر روش در یادگیری، فراتر از یک جابهجایی مکانی، در واقع بازتعریف کیفیت زیست روانی و اجتماعی نسل آینده است. وقتی محیطهای آموزشی از فضای تعامل انسانی و پویا به فضای سرد و منزوی نمایشگرها تقلیل مییابند، ما با بحرانی در حوزه سلامت روان دانشآموزان روبهرو هستیم که پیامدهای آن ممکن است تا سالیان متمادی باقی بماند.
یکی از جدیترین نگرانیها، فروپاشی ساختار تعاملات میانفردی است. مدرسه تنها محل انتقال دانش نیست، بلکه بستری برای تمرین مهارتهای اجتماعی و اجتماعی شدن است. در نبود این بستر، دانشآموزان در معرض خطر انزوا قرار میگیرند؛ وضعیتی که میتواند منجر به ترس از اجتماع و ضعف در برقراری پیوندهای انسانی شود. این انزوا، خود زمینهساز زنجیرهای از اختلالات خلقی نظیر بیانگیزگی مفرط، کاهش تابآوری در برابر چالشهای زندگی و حتی افسردگی عمیق خواهد بود. زمانی که دانشآموز لذت یادگیری و هیجان کشف را در فضای مجازی گم میکند، با پدیدهای به نام فرسودگی پیش از رسیدن به هدف مواجه میشود که درمان آن در مراحل بعدی، بسیار هزینهبر و دشوار خواهد بود.
در مواجهه با این چالش، نباید از نقش حیاتی مدیریت محیطی غافل شد. مقابله با این آسیبها، نیازمند یک رویکرد چندجانبه است که در آن نظم شخصی و پویایی فیزیکی بهعنوان دو ستون اصلی حفظ سلامت روان شناخته میشوند. ایجاد یک چرخه منظم که مرز میان زمان فعالیت و زمان استراحت را مشخص کند، میتواند از آشفتگی ذهنی جلوگیری نماید. ضرورت دارد که فرایند آموزش از حالت ایستا و صرفاً ذهنی خارج شده و با ادغام فعالیتهای حرکتی و مداخلهی هوشمندانه والدین در تقویت روابط اجتماعی فرزندان، از شدت اثرات مخرب فضای مجازی کاسته شود. در واقع، پیشگیری از بحرانهای روانی در عصر آموزش مجازی، بیش از آن که یک انتخاب آموزشی باشد، یک ضرورت سلامت عمومی است.
مسعود سعیدی، دبیر یکی از هنرستانهای استان اصفهان به ایسنا میگوید: با توجه به ماهیت تخصصی و تکوینی هنرستانها که اساس آنها بر پایه مهارتآموزی و آموزش عملی استوار است، سیاستهای مبتنی بر آموزش غیرحضوری، خلأ بزرگی را در نظام آموزشی فنیحرفهای ایجاد کرده است. برخلاف رشتههای نظری، در هنرستانها یادگیری بدون تعامل مستقیم با ابزار، محیط کار و استاد، عملاً بیمعناست. از این منظر، انتقال این فرایند به فضای مجازی، نه تنها بازدهی آموزشی را به حداقل رسانده، بلکه منجر به فروپاشی ساختار یادگیری شده است. این وضعیت، دانشآموزان را به سمت بیانگیزگی، بیتفاوتی و نوعی انفعال روانی سوق داده است؛ بهگونهای که حضور در کلاسهای مجازی، از یک فرایند یادگیری به یک امر نمایشی و صرفاً برای ثبت حضور و غیاب تغییر یافته است.
وی میافزاید: علاوه بر چالشهای ذکرشده، چالشهای زیرساختی نیز بر عمق این بحران افزوده است. کیفیت پایین شبکه اینترنت، سرعت ناچیز و قطعیهای مکرر ارتباطات، محیطی تنشزا ایجاد کرده است که هم معلم و هم دانشآموز را در معرض فرسودگی روانی و کلافگی قرار میدهد. در چنین فضای پرفشار، انتظار داشتن آرامش، تمرکز و تعامل سازنده از سوی دانشآموز، امری غیرواقعبینانه و ناشی ازدرک نادرست از شرایط موجود است.
تغییر نقش معلم در کلاسهای غیرحضوری
این معلم بیان میکند: یکی از جدیترین آسیبها، گسست پیوند عاطفی و انسانی میان معلم و شاگرد است. در بستر آموزش آنلاین، آن نقش هدایتگر، مربیگری و الگوسازی که معلم در فضای حضوری ایفا میکند، رنگ باخته و جای خود را صرفاً به یک انتقالدهنده اطلاعات داده است. دانشآموز امروزی که در شرایط عادی نیز با چالشهای انگیزشی دستوپنجه نرم میکند، زمانی که مشاهده کند مشارکت در کلاسهای مجازی هیچ نتیجه ملموس یا مهارت عملی برای آینده حرفهای او بههمراه ندارد، انگیزهی خود را برای تحصیل از دست میدهد. واقعیت این است که هیچ ابزار دیجیتالی نمیتواند جایگزین تعامل رودرروی انسانی و تجربه مستقیم در محیطهای کارگاهی شود.
سعیدی ادامه میدهد: به نظر میرسد سیاست غیرحضوری شدن آموزش در هنرستانها و رشتههای فنی، نهتنها راهکار آموزشی نیست بلکه بیشتر یک اقدام مدیریتی برای رفع تکلیف و آرام کردن دغدغههای والدین است. این رویکرد، با نادیده گرفتن نیازهای واقعی دانشآموزان، تنها به حفظ ظاهر سیستم میپردازد؛ دانشآموزان نیز با درک این ناکارآمدی، از مشارکت فعال سر باز میزنند و هرگونه تلاش برای تشویق آنها به حضور فعال، در این شرایط، انتخابی نامناسب و بدون پشتوانه است.
آموزش غیرحضوری؛ عادت بحرانساز
وی اظهار میکند: من بهعنوان یک معلم از غیرحضوری شدن کلاسها خوشحال نیستم. زمانی که تمامی ارکان جامعه طبق روال عادی خود فعالیت میکنند، تداوم ماهها آموزش غیرحضوری، پرسشهای جدیای را برمیانگیزد. به نظر میرسد اتخاذ سیاست تعطیلی و آموزش مجازی بهعنوان نخستین واکنش در مواجهه با بحرانها، بیش از آن که به دنبال حل ریشهای مشکلات باشد، تلاشی برای پاک کردن صورتمسئله است. این امر در بلندمدت، کیفیت نیروی انسانی متخصص کشور را تهدید خواهد کرد.
ضعف ارتباطات اجتماعی، دستاورد مدارس غیرحضوری
فرشته شکیبایی، فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان به ایسنا میگوید: غیرحضوری شدن فرایندهای آموزشی، پیامدهایی چون انزوای کودکان و نوجوانان در محیط خانه و محدودیت ارتباطات اجتماعی آنان با همسالان خود را به همراه دارد که میتواند منجر به افسردگی و کاهش روحیه آنان شود. در چنین شرایطی، توانایی یادگیری و ارائه مطالب درسی بهصورت آنلاین ممکن است به اندازه حضور فیزیکی مؤثر نباشد. این وضعیت، والدین، بهویژه مادران را نیز درگیر فرایند آموزش میکند. تداوم این علائم در بلندمدت میتواند به تضعیف پایدار مهارتهای اجتماعی منجر شود و یادگیری آنان را نیز ناکارآمد سازد.
وی میافزاید: در مواجهه حضوری، درک لحن و انتقال عواطف و احساسات معلم برای دانشآموزان تسهیل میشود و حضور معلم در کلاس، حس توجه و اهمیت را به آنان منتقل میکند. این پدیده حتی در بزرگسالان نیز صادق است؛ به نحوی که یادگیری حضوری و تعامل رودررو، اثربخشی و توجه بیشتری را به دنبال دارد. بهعنوان مثال، تماشای تئاتر، ارتباط عمیقتری با بازیگران نسبت به تماشای فیلم در سینما ایجاد مینماید.
عضو هیئت علمی روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیان میکند: یکی از اختلالات ناشی از این آسیبها، کمتوجهی به نظم، قانون و انضباط است؛ تفاوت محسوسی میان حضور بهموقع در کلاس درس و ماندن در بستر رختخواب وجود دارد. کاهش روحیه و افزایش اضطراب از دیگر پیامدهای این وضعیت است. مشاهدات نشان میدهد که فراگیرانی که فرایند یادگیری را به صورت حضوری با معلم دنبال کردهاند، از روحیه بهتری برخوردار شده و پیگیری تحصیلی آنان نیز افزایش یافته است. افسردگی، بیحوصلگی و کاهش پشتکار در مطالعه از سایر پیامدهای منفی است. در صورت بروز اختلالات جدی، درمان آنها دشوار خواهد بود و بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز این شرایط است.
شکیبایی ادامه میدهد: بدیهی است که این دانشآموزان در برقراری ارتباطات اجتماعی دچار ضعف شده و ممکن است حتی از تعامل با دیگران اجتناب ورزند، زیرا نه تنها فرصت کافی برای یادگیری مهارتهای اجتماعی نداشتهاند، بلکه به وضعیت انزوا خو گرفتهاند.
وی تصریح میکند: رعایت نظم، تا حد امکان مشابه با شرایط حضوری، شامل انجام هر فعالیت در زمان مقرر، از جمله خواب بهموقع و انجام تمرینات ورزشی در فواصل کلاسها، حائز اهمیت است. مطالعه جانبی بر حسب علایق شخصی، بهویژه در ایام تعطیلات میتواند به ارتقای روحیه و افزایش دانش آنان کمک نماید.
فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان میگوید: هر موقعیتی اقتضائات ویژهای دارد و شرایط آموزش آنلاین با آموزش حضوری تفاوتی بنیادین دارد. بهعنوان نمونه، معلم میتواند با تعیین برنامههایی برای انجام حرکات جنبشی و نرمش همراه با موسیقی ملایم، حین استراحت بین کلاسها و هم قبل و بعد از آن، به پویایی دانشآموزان کمک کند. والدین نیز میتوانند با انتقال فرزندان به محیطهای اجتماعی، گستره ارتباطات اجتماعی آنان را تا حد امکان افزایش دهند. در موارد حادتر، مراجعه به روانشناس و روانپزشک توصیه میشود.
به گزارش ایسنا، آنچه در پیوند میان آموزشها و سلامت روان دانشآموزان رخ میدهد، یک چالش دوگانه و پیچیده است؛ از یک سو، حذف حضور فیزیکی باعث تضعیف توانمندیهای عملی و مهارتهای شغلی آینده میشود و از سوی دیگر، حذف تعاملات اجتماعی در مدارس، بنیانهای روانی و رفتاری نسل جوان را با تهدیدی جدی روبهرو میکند. برای جلوگیری از تبدیل شدن این دوران به یک بحران ماندگار، نیازمند یک نگاه جامع هستیم؛ نگاهی که در آن، بازگشت به کیفیت آموزش مبتنی بر تعامل انسانی و مدیریت هوشمندانه سلامت روان، بهعنوان یک ضرورت اجتنابناپذیر برای حفظ سرمایههای انسانی کشور، در اولویت قرار گیرد.
انتهای پیام

