بیش از سه دهه از رحلت امام خمینی(ره) میگذرد، اما همچنان نام و اندیشه ایشان در متن بسیاری از مباحث سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران حضور دارد. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در تاریخ معاصر تنها بهعنوان رهبر یک انقلاب شناخته نمیشود؛ امام شخصیتی بودند که پیش از ورود به عرصه سیاست، سالهای طولانی از عمر خود را در فضای علم، تدریس، پژوهش، عرفان و تربیت شاگردان سپری کردند.
بسیاری از پژوهشگران معتقد هستند راز نفوذ امام خمینی(ره) در جامعه ایران را نمیتوان صرفاً در مواضع سیاسی ایشان جستوجو کرد. سیره فردی، سبک زندگی، نگاه عرفانی، پایبندی به اخلاق و انسجام میان اندیشه و عمل از جمله عواملی بودند که شخصیت امام را از بسیاری از رهبران سیاسی متمایز میکردند. همین ویژگیها سبب شد که پیام امام خمینی در میان اقشار مختلف جامعه نفوذ پیدا کند و به یکی از مهمترین جریانهای سیاسی و اجتماعی قرن بیستم تبدیل شود.
انتشار اشعار امام خمینی(ره) پس از رحلت ایشان نیز بار دیگر نگاهها را متوجه بخش کمتر شناختهشده از شخصیت بنیانگذار جمهوری اسلامی کرد. اشعاری که نشان میداد پشت چهره سیاسی و انقلابی امام، عارفی حضور دارد که سالها با زبان شعر به بیان تجربههای معنوی و عرفانی خود پرداخته است.
از سوی دیگر، یکی از مهمترین مباحث تاریخ معاصر ایران، چگونگی تداوم جمهوری اسلامی پس از رحلت امام خمینی(ره) است. بسیاری از تحلیلگران در سال ۶۸ معتقد بودند که جمهوری اسلامی وارد دشوارترین مرحله حیات خود شده است، اما روند تحولات بعدی مسیر دیگری را رقم زد. در همین زمینه و برای واکاوی بیشتر این مسئله باحجت الاسلام مهدی گرجی، استاد حوزه و فلسفه و کارشناس علوم دینی به گفتوگو نشستهایم که در ادامه حاصل آن را میخوانید:
اگر بخواهیم امام خمینی(ره) را فراتر از یک رهبر سیاسی بشناسیم، مهمترین مؤلفههای سیره و سبک زندگی ایشان چه بود و این ویژگیها چه نقشی در پیروزی انقلاب اسلامی داشت؟
به اعتقاد من بزرگترین خطا در شناخت امام خمینی(ره) این است که ایشان را صرفاً در قامت یک رهبر سیاسی یا انقلابی ببینیم. امام پیش از آنکه رهبر انقلاب باشد، دهها سال در فضای علم، تدریس، تحقیق و خودسازی زندگی کرده بود. شخصیت او در حوزه علمیه شکل گرفت و بخش عمدهای از عمرش صرف تحصیل، تدریس فقه، اصول، فلسفه و عرفان شد.
وقتی از سبک زندگی امام سخن میگوییم، در واقع از مجموعهای از ویژگیها صحبت میکنیم که در کنار هم شخصیت ایشان را ساختهاند؛ نظم فردی، سادهزیستی، اهتمام به عبادت، توجه به خانواده، پرهیز از تشریفات و در عین حال جدیت در امور علمی. بسیاری از شاگردان و نزدیکان امام نقل کردهاند که حتی در حساسترین روزهای سیاسی نیز برنامه مطالعه، عبادت و نظم روزانه ایشان دچار اختلال نمیشد.
امام خمینی(ره) هیچگاه میان زندگی شخصی و باورهای فکری خود فاصله ایجاد نکرد. ایشان در دوران طلبگی همانگونه زندگی میکرد که در دوران مرجعیت و رهبری کشور. خانهای ساده، پرهیز از تجمل، توجه به بیتالمال و تأکید بر مسئولیتپذیری از ویژگیهایی بود که در تمام مراحل زندگی امام دیده میشد. این مسئله در جامعهای که مردم به دنبال الگوهای صادق و قابلاعتماد بودند، تأثیر عمیقی بر افکار عمومی گذاشت.
نکته مهم دیگر، نگاه عرفانی امام به انسان و جامعه بود. برخلاف برخی تصورات، عرفان در اندیشه امام به معنای گوشهنشینی و فاصلهگرفتن از مسائل اجتماعی نبود. ایشان معتقد بودند انسان مؤمن باید در متن جامعه حضور داشته باشد و برای اصلاح آن تلاش کند. به همین دلیل در نگاه امام، سیاست و معنویت دو مسیر جداگانه نبودند، بلکه مکمل یکدیگر بهشمار میرفتند.
بسیاری از رهبران سیاسی جهان از قدرت سخن گفتهاند، اما امام خمینی(ره) پیش از هر چیز از مسئولیت سخن میگفتند. ایشان قدرت را هدف نمیدانست، بلکه آن را ابزاری برای تحقق عدالت، استقلال و ارزشهای دینی تلقی میکردند. همین نگاه سبب شد که انقلاب اسلامی از همان ابتدا رنگوبویی متفاوت از بسیاری از انقلابهای معاصر داشته باشد.
عامل دیگری که نباید از آن غفلت کرد، شجاعت و استقامت امام در دفاع از باورهای خود بود. از آغاز مبارزه با حکومت پهلوی تا سالهای تبعید و سپس دوران رهبری انقلاب، ایشان بارها با دشوارترین شرایط مواجه شدند، اما از مواضع خود عقبنشینی نکردند. این ویژگی باعث شد که اعتماد عمومی نسبت به امام افزایش یابد و مردم احساس کنند با شخصیتی روبهرو هستند که حاضر است برای عقایدش هزینه بدهد.
به همین دلیل معتقد هستم پیروزی انقلاب اسلامی را نمیتوان صرفاً نتیجه تحولات سیاسی دانست. بخش مهمی از موفقیت این انقلاب به شخصیت رهبر آن بازمیگردد؛ شخصیتی که سرمایه اصلی او نه قدرت سیاسی، بلکه سرمایه اخلاقی، معنوی و اجتماعی بود.
انتشار اشعار امام خمینی(ره) پس از رحلت ایشان با استقبال گستردهای مواجه شد. این اشعار چه نسبتی باشخصیت علمی و عرفانی امام دارند؟
انتشار اشعار امام برای بسیاری از مردم یک شگفتی بود. افکار عمومی عمدتاً امام را در قامت رهبر انقلاب و مرجع دینی میشناخت، اما انتشار دیوان اشعار ایشان نشان داد که لایههای دیگری نیز در شخصیت ایشان وجود داشته است.
نکته مهم این است که شعر در زندگی امام یک فعالیت حاشیهای یا تفننی نبود. شعر در سنت اسلامی و ایرانی همواره با حکمت، عرفان و تأملات معنوی پیوند داشته است. بسیاری از اندیشمندان بزرگ ما، از سنایی و عطار گرفته تا مولوی و حافظ، از زبان شعر برای بیان تجربههای معنوی استفاده کردهاند. اشعار امام نیز در همین سنت قرار میگیرد.
در شعر امام مفاهیمی مانند عشق الهی، فنا، سلوک، مبارزه با نفس، توکل، اخلاص و عبور از تعلقات مادی حضوری پررنگ دارند. این مفاهیم را نمیتوان جدا از آثار عرفانی و فلسفی ایشان فهمید. در واقع همان اندیشهای که در آثار علمی امام با زبان فلسفه و عرفان نظری بیان شده، در شعر ایشان با زبان احساس و تجربه درونی ظهور پیدا کرده است.
باید توجه داشت که امام هیچگاه تلاش نکرد خود را بهعنوان شاعر معرفی کند. تا زمانی که در قید حیات بود، اشعارش منتشر نشد و کمتر کسی از این جنبه شخصیت ایشان آگاهی داشت. همین مسئله نشان میدهد که شعر برای امام ابزاری برای شهرت یا حضور در فضای ادبی نبود، بلکه راهی برای بیان تجربههای درونی و عرفانی محسوب میشد.
اگر اشعار امام را با دقت مطالعه کنیم، درمییابیم که میان شعر و سبک زندگی ایشان ارتباطی عمیق وجود دارد. انسانی که در شعر از مبارزه با نفس سخن میگوید، همان فردی است که در زندگی شخصی نیز بر خودسازی، نظم اخلاقی و تهذیب نفس تأکید میکند. انسانی که در شعر از بیاعتباری دنیا میگوید، در زندگی نیز به دنبال تجمل و ثروت نیست.
به نظر من انتشار اشعار امام به شناخت دقیقتر شخصیت ایشان کمک کرد. مردم دریافتند که بنیانگذار انقلاب اسلامی تنها یک فقیه و سیاستمدار نبوده، بلکه سالکی بوده است که بخش مهمی از عمر خود را در مسیر عرفان و خودسازی سپری کرده است.
پس از رحلت امام خمینی(ره)، جمهوری اسلامی چگونه توانست مسیر خود را ادامه دهد و نقش آیتالله خامنهای در این روند چه بود؟
برای درک اهمیت این موضوع باید ابتدا به فضای سال ۶۸ بازگردیم. جمهوری اسلامی در آن مقطع تنها یک دهه از عمر خود را پشت سر گذاشته بود. کشور هشت سال جنگ را تجربه کرده بود، بخش مهمی از زیرساختها نیازمند بازسازی بود و بسیاری از تحلیلگران خارجی تصور میکردند که رحلت امام خمینی(ره) میتواند جمهوری اسلامی را با بحران جدی مواجه کند.
در بسیاری از انقلابهای بزرگ جهان، فقدان رهبر بنیانگذار آغاز دورهای از اختلافات داخلی و تزلزل سیاسی بوده است، اما در ایران روند انتقال رهبری در چارچوب سازوکارهای قانونی انجام شد و همین مسئله به حفظ ثبات کشور کمک کرد.
آیتالله سید علی خامنهای در شرایطی مسئولیت رهبری را برعهده گرفتند که کشور در آستانه ورود به مرحلهای جدید قرار داشت. دوران نخست انقلاب و جنگ تحمیلی به پایان رسیده بود و جامعه ایران با مسائل تازهای مواجه میشد. از یک سو بازسازی اقتصادی و عمرانی ضرورت داشت و از سوی دیگر جمهوری اسلامی باید جایگاه خود را در محیط پیچیده بینالمللی تثبیت میکرد.
یکی از مهمترین ویژگیهای این دوره، تلاش برای حفظ پیوند میان اصول اولیه انقلاب اسلامی و نیازهای متغیر جامعه بود. رهبر شهید آیتالله خامنهای(ره)در سخنرانیها و مواضع خود همواره بر مفاهیمی مانند استقلال، مردمسالاری دینی، عدالت، پیشرفت علمی، مقاومت در برابر فشارهای خارجی و حفظ هویت اسلامی تأکید میکردند.
یکی از وجوهی که در روایت نزدیکان و همراهان آیتالله خامنهای(ره) بارها مورد اشاره قرار گرفته، تأکید ایشان بر سادهزیستی و پرهیز از تشریفات بوده است. با وجود قرارگرفتن در عالیترین جایگاه سیاسی جمهوری اسلامی، سبک زندگی شخصی ایشان در طول دهههای رهبری تفاوت محسوسی با سالهای پیش از آن پیدا نکرد. محل زندگی، شیوه معاشرت، نوع پوشش و پرهیز از مظاهر تجمل از جمله ویژگیهایی بود که در روایتهای مختلف درباره زندگی این رهبر شهید تکرار شده است. بسیاری از افرادی که در مقاطع مختلف با رهبرشهید انقلاب دیدار داشتهاند، از سادگی محیط زندگی و دوری آن از جلوههای مرسوم قدرت سخن گفتهاند.
در کنار این سادگی، نظم فردی و اهتمام به مطالعه نیز از ویژگیهای شناختهشده ایشان به شمار میرفت. آیتالله خامنهای(ره) از سالهای جوانی تا دوران رهبری، ارتباط خود را با کتاب، پژوهش و مسائل فرهنگی حفظ کردند و بارها بر اهمیت مطالعه، کتابخوانی و ارتقای سطح فکری جامعه تأکید داشتند. آشنایی با ادبیات فارسی، شعر، تاریخ و مباحث فکری معاصر موجب شده بود که در کنار مسئولیتهای سیاسی، ارتباط مستمری با حوزه فرهنگ و اندیشه داشته باشند. بسیاری از فعالان فرهنگی معتقد هستند این توجه به فرهنگ و دانش، یکی از ویژگیهای متمایزکننده شخصیت ایشان در طول دهههای رهبری بود.
نزدیکان به آیتالله خامنهای(ره) معتقد هستند همین سبک زندگی مبتنی بر سادهزیستی، نظم، توجه به معنویت و دوری از تجمل تا پایان عمر شریف ایشان نیز ادامه داشت و بخشی از تصویری را شکل داد که هواداران ایشان از یک رهبر دینی و سیاسی در ذهن دارند. از نگاه آنان، استمرار این شیوه زندگی در کنار حضور مستمر در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، سبب شد که شخصیت ایشان برای بخش قابلتوجهی از جامعه با مفاهیمی چون قناعت، مسئولیتپذیری و پایبندی به ارزشهای انقلاب اسلامی پیوند بخورد.
اگر بخواهیم بیش از سه دهه رهبری ایشان را ارزیابی کنیم، باید توجه داشته باشیم که جمهوری اسلامی در این سالها با چالشهای کمسابقهای روبهرو بوده است. تحریمهای اقتصادی، فشارهای سیاسی بینالمللی، تحولات منطقهای، گسترش فناوریهای ارتباطی، تغییرات فرهنگی و اجتماعی و مسائل متعدد اقتصادی، امنیتی، جنگ و تجاوز به کشور عزیزمان همگی بخشی از واقعیت این دوره هستند.
در چنین شرایطی، حفظ انسجام ساختاری نظام اهمیت ویژهای پیدا میکند. بسیاری از تحلیلگران معتقد هستند یکی از ویژگیهای این دوره، تلاش برای عبور از بحرانها و حفظ ثبات سیاسی کشور بوده است. از نگاه حامیان جمهوری اسلامی، استمرار نهادهای سیاسی، برگزاری انتخابات متعدد، توسعه زیرساختهای علمی و فناوری و حفظ جایگاه منطقهای ایران از مهمترین دستاوردهای این دوره محسوب میشود.
از منظر فکری نیز آیتالله خامنهای(ره) همواره کوشیدند، خود را در امتداد مسیر امام خمینی(ره) تعریف کنند. تأکید بر آرمانهای انقلاب، بزرگداشت اندیشههای امام و ارجاع مستمر به دیدگاههای بنیانگذار جمهوری اسلامی از جمله ویژگیهای این دوره بوده است.
البته باید توجه داشت که شرایط دوران امام خمینی(ره) با شرایط دهههای بعد یکسان نبود. امام رهبر دوران انقلاب و تثبیت نظام بود، در حالی که آیتالله خامنهای(ره) بخش عمده دوران رهبری خود را در شرایط استقرار نظام و مواجهه با چالشهای جدید سپری کردند. به همین دلیل مسائل و اولویتهای هر دوره تفاوتهایی با یکدیگر دارند.
با این حال، بسیاری از پژوهشگران بر این باور هستند که فهم تاریخ جمهوری اسلامی بدون مطالعه هر دو دوره امکانپذیر نیست. دوره نخست، دوران شکلگیری و استقرار انقلاب بود و دوره بعد، دوران تثبیت، استمرار و مواجهه با تحولات جدید. در نتیجه، بررسی سیر تحولات جمهوری اسلامی نیازمند مطالعه پیوسته این دو مقطع تاریخی است و دوره سوم با انتخاب فرزند برومند و نائب برحق امام شهید آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای تکمیل نظام جمهوری اسلامی است.
مهمترین میراث امام خمینی(ره) برای نسلهای آینده چیست؟
به نظر من مهمترین میراث امام خمینی(ره) را نمیتوان در یک جمله خلاصه کرد. ایشان شخصیتی چندبعدی بودند و میراثشان، نیز ابعاد گوناگونی دارد. بخشی از این میراث به حوزه اندیشه سیاسی مربوط میشود، بخشی به فقه و اجتهاد، بخشی به عرفان و اخلاق و بخشی نیز به تحولات اجتماعی و تاریخی ایران.
نسل جدید اگر بخواهد امام را بشناسد، نباید تنها به یک بعد از شخصیت ایشان توجه کند. امام استاد فلسفه، فقیه، عارف، شاعر و رهبر یک انقلاب بود که هر کدام از این ابعاد بخشی از حقیقت شخصیت ایشان را آشکار میکنند.
به همین دلیل است که هنوز پس از گذشت سالها، درباره امام خمینی(ره) کتاب نوشته میشود، پایاننامه تدوین میشود و پژوهشهای متعددی انجام میگیرد. ایشان صرفاً متعلق به یک مقطع تاریخی نیست، بلکه بخشی از تاریخ فکری، فرهنگی و سیاسی معاصر ایران به شمار میرود و شناخت امام برای فهم تحولات امروز جامعه ایران اهمیت دارد.
البته در بررسی تاریخ انقلاب اسلامی نباید نقش مردم را نادیده گرفت. هیچ نظام سیاسی صرفاً با اتکا به ساختارهای حکومتی یا شخصیتهای سیاسی نمیتواند دهههای طولانی دوام بیاورد. آنچه از سالهای نخست انقلاب تا امروز در تحولات مختلف کشور مشاهده شده، حضور و مشارکتبخشهایی از جامعه در مقاطع حساس بوده است.
از روزهای مبارزه علیه رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی گرفته تا دوران دفاع مقدس و عبور از بحرانها و چالشهای گوناگون، مردم همواره یکی از ارکان اصلی استمرار جمهوری اسلامی محسوب شدهاند. به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران معتقد هستند، تداوم انقلاب اسلامی را باید حاصل پیوند میان رهبری، نهادهای نظام و همراهی بدنه اجتماعی جامعه دانست.
در این میان، سه نسل از رهبری انقلاب اسلامی هر یک در مقطع تاریخی خاصی مسئولیت هدایت این مسیر را بر عهده داشتهاند. امام خمینی(ره) معمار و بنیانگذار انقلابی بود که توانست ساختار سیاسی جدیدی را در ایران شکل دهد و آرمانهای آن را تبیین کند. پس از ایشان، آیتالله خامنهای(ره) رهبر شهید در دورهای طولانی مسئولیت هدایت جمهوری اسلامی را در شرایط پیچیده داخلی و بینالمللی بر عهده داشتند و تلاش کردند تا لحظه شهادت مسیر ترسیمشده از سوی بنیانگذار انقلاب را ادامه دهند. هر یک از این دورهها دارای اقتضائات و چالشهای متفاوتی بودهاند، اما آنچه در نگاه حامیان نظام مشترک تلقی میشود، تأکید بر حفظ هویت، استقلال و اصول بنیادین جمهوری اسلامی است.
از این منظر، تاریخ انقلاب اسلامی را نمیتوان صرفاً تاریخ رهبران آن یا صرفاً تاریخ نهادهای سیاسی دانست. این تاریخ، روایت تعامل میان مردم، رهبری و مجموعه ساختارهایی است که در طول دههها شکلگرفتهاند. به همین دلیل، هرگونه ارزیابی از گذشته و آینده جمهوری اسلامی نیازمند توجه همزمان به نقش مردم، جایگاه رهبری، تحولات اجتماعی و سیاسی کشور خواهد بود؛ عناصری که در کنار یکدیگر، مسیر انقلاب اسلامی را از آغاز تاکنون رقم زدهاند و اطاعت از رهبر سوم انقلاب اسلامی این خطمشی را کامل میکند که راه و اندیشه امام و جمهوری اسلامی با رهبر سوم همچنان ادامه خواهد داشت.
انتهای پیام

