حجتالاسلام محمد حائری شیرازی در گفتوگو با ایسنا ضمن اشاره بر جنبه سیاسی و مدیریتی غدیر اظهار کرد: ما وقتی که با ماجرای غدیر مواجه میشویم و بخواهیم از لحاظ سیاسی و مدیریتی با این پدیده روبهرو شویم به این نکته میرسیم که پیغمبر خدا مهمترین تصمیم راهبردی برای آینده نظام اسلامی را در یک فضای کاملاً عمومی، در بین قاطبه مردم، در یک روز و یک مکان بسیار مهم با شرایطی بسیار خاص اعلام کردند.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: اینطور نبود که حضرت این تصمیم بسیار مهم، که ادامه بحث امامت جامعه و خلافت ایشان است، را در پشت درهای بسته یا اصطلاحاً در فضای ادبیات سیاسی با لابیگریهایی که انجام میگیرد یا گفت و شنودها، رفت و برگشتها اعلام کنند.
وی با بیان اینکه پیامبر(ص) در منظر مردم این تصمیم مهم را علنی کردند، اضافه کرد: پیامبر این تصمیم را در مقابل دیدگان مردم علنی کرده و اعلام کردند تا نفاق سیاسی و مدیریتی اتفاق نیفتد و شبههای باقی نماند که منظور حضرت چه بوده است؛ صرف سه روز زمان برای گرد هم آمدن مسلمانان و مهیا کردن شرایط به دلیل آن است که غیر از معنای ولایت و امامت جامعه از جریان غدیر قابل برداشت نباشد.
حائری گفت: متأسفانه بعد از شهادت پیغمبر خدا مسیر جامعه تغییر کرد و بعد از بیست و پنج سال خانهنشینی امیرالمومنین علی (ع)، ایشان با اقبال حداکثری مردم به جایگاه خلافت رسیدند.
این استاد حوزه و دانشگاه در خصوص سیره امیرالمؤمنین تصریح کرد: سیره و احادیثی که از ایشان به دست ما رسیده است را به گونهای مطرح کردهاند که کاملاً میتوان برداشت کرد که سیره ایشان ضد نفاق است؛ چرا که بر شرایط جامعه کاملاً واقف بودند و میخواستند از پیامدهای منفی نفاق در جامعه و در سطح مدیران و کارگزاران جلوگیری کنند.
وی افزود: مهم ترین مسئله در امر مدیریتی امام علی(ع)، این است که حضرت قدرت را در بستر شفافیت و حضور آگاهانه مردم میپذیرند و به طور کلی از هرگونه پنهانکاری و نفاق در فضای قدرت پرهیز دارند، یکی از نکات بسیار مهم و مسائلی که از بیانات حضرت میتوان استنباط کرد، خطبه شقشقیه (خطبه سوم نهج البلاغه) است.
حائری با اشاره به دلایل پذیرش خلافت از سوی امیرالمؤمنین(ع) اظهار کرد: حضرت میفرمایند: «أَمَا وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ، لَوْلَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَقِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ...لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَی غَارِبِهَا». قسم به آن کسی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور آن جمعیت انبوه نبود و با وجود یاوران، حجت بر من تمام نمیشد، قطعاً مهار شتر خلافت را بر کوهان آن میانداختم و رهایش میکردم.
وی افزود: حضرت، پذیرش خلافت را به حضور مردم گره میزنند؛ به اینکه مردم آمدند و به صورت حداکثری در صحنه حاضر شدند و به پشتوانه حضور مردم، حضرت خلافت را پذیرفتند. این نیز صرفاً به معنای یک ازدحام فیزیکی یا تجمعی مقطعی در یک روز خاص نبود که پس از آن پایان یابد؛ بلکه ادبیاتی در جامعه شکل گرفت مبنی بر اینکه جامعه باید به سمت عدالت حرکت کند، جامعه باید به سمت شفافیت برود و کسی جز مولای متقیان، امیرالمؤمنین(ع)، نمیتواند این فضا را ایجاد کند.
مدیریت علوی با نفاق تقابل ذاتی دارد
این استاد پژوهشگر قرآن و حدیث ادامه داد: حضرت زمانی که زمام امور را در دست گرفتند، یکی از مؤلفههای مهمی که دنبال میکردند، ریشهکن کردن نفاق از جامعه بود. در واقع میتوان گفت که یک عنوان مهم در اینجا وجود دارد و آن اینکه مدیریت علوی تقابل ذاتی با نفاق دارد. در سیستم مدیریتی امیرالمؤمنین(ع)، هیچیک از مؤلفههای نفاق را نمیتوان، حتی به بهانه مصلحت یا هر دلیل دیگری دید.
وی با بیان اینکه حکومت علوی بر پایه حضور مردم و شفافیت شکل گرفت، گفت: هنگامی که پایه این حکومت بر اساس حضور مردم و آن شفافیت و روشنگری که در غدیر اتفاق افتاد شکل میگیرد، این پرسش مطرح میشود که مهمترین تهدید برای این نظام چیست؛ تهدیدی که میتواند آن را دچار اختلال کرده یا آسیب جدی به آن وارد کند؟ پاسخ این پرسش، نفاق است.
حائری تصریح کرد: وقتی نفاق را در عرصه کلان جامعه و در میان مدیران و کارگزاران رصد میکنیم، به این معنا میرسیم که گاهی یک کارگزار یا مدیر، در ظاهر چهرهای موجه، مثبت و درست دارد. در فضای عمومی جامعه با مردم همراه است و تلاش میکند شرع و قانون را به درستی رعایت کند؛ اما نفاق خود را در فرآیند تصمیمگیری نشان میدهد؛ آنجا که برخی قوانین و امور را در پشت پرده و در قالب مدیریتی غیرشفاف پیش میبرد و به گونهای عمل میکند که منافع خود و اطرافیانش تأمین شود.
وی افزود: این فضا در زمان امیرالمؤمنین(ع) به شدت بر جامعه حاکم شده بود. حضرت در دوران حکومت خود، بیش از آنکه از جنگ با دشمنان و زخمهای فیزیکی ناشی از آن آسیب ببینند، از کارگزاران و مدیرانی که متأسفانه وارد فضای نفاق شده بودند و ویژگیهای نفاق را در خود نهادینه و آشکار کرده بودند، آسیب دیدند. این مسئله موجب شد جامعه از درون، اعتماد خود را نسبت به جریان خلافت و امامت تا حد زیادی از دست بدهد و همین امر کار را برای حضرت بسیار دشوار میکرد.
حائری اضافه کرد: اگر بخواهیم بحث را عملیاتیتر کرده و مبارزه با نفاق را در سیره علوی و کلام امیرالمؤمنین(ع) کالبدشکافی کنیم، باید به این مسئله توجه داشته باشیم که حضرت پس از رسیدن به خلافت، با چالشی مواجه شدند که در دوران پیامبر(ص) به این شکل وجود نداشت. در زمان پیامبر(ص)، نفاق بیشتر جنبه فردی داشت؛ افراد در ظاهر رفتاری داشتند و در باطن زندگی و رفتارهای پنهانی خود به گونهای دیگر عمل میکردند. نفاق آنان بیشتر عقیدتی بود تا مدیریتی و سیاسی اما در دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع)، این نفاق وارد لایه حکمرانی و مدیریت شد و از سوی دشمنان، به پدیدهای کاملاً سیاسی، ساختاری و مدیریتی تبدیل شد.
مصادره ادبیات مشروع؛ نخستین ویژگی نفاق
وی در تشریح ویژگیهای نفاق گفت: اگر بخواهیم نفاق را بشناسیم، پیامدهای اجتماعی آن را درک کنیم و بتوانیم با آن مقابله نماییم، باید ویژگیهای نفاق را در کلام علوی رصد کنیم. نخستین ویژگی نفاق، یا به تعبیر دیگر نخستین ویژگی مدیر و کارگزاری که در فضای نفاق حرکت میکند و میخواهد در نظام اسلامی امور خود را پیش ببرد، «مصادره ادبیات مشروع» است.
این استاد حوزه و دانشگاه در تشریح نخستین ویژگی نفاق اظهار کرد: منافقان مطالب حق، مطالب صحیح و نظام معارفی صحیح اسلامی را به نفع خود مصادره میکنند و در موقعیتهایی که میتوانند از آن برای رسیدن به اهداف و منافع خود بهره ببرند، از این مفاهیم استفاده ابزاری میکنند.
حائری افزود: یکی از جملات بسیار کلیدی و روشنگر امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۴۰ نهجالبلاغه مطرح شده است. در آن زمان، خوارج شعار «لا حکم الا لله» سر میدادند. در ظاهر، این شعار کاملاً درست است و بیان میکند که هیچ حکمی جز حکم خدا وجود ندارد؛ اما حضرت در تحلیل این شعار فرمودند: «کلمة حق یراد بها الباطل». این سخن، کلام حقی است که از آن اراده باطل شده است.
وی ادامه داد: این عبارت نشان میدهد که حضرت به جنبه نفاقگونه این رفتار و این جریان اشاره دارند؛ اینکه خوارج از عبارتی استفاده میکنند که ظاهر آن حق است، اما اراده و هدف آنان باطل است. این نخستین ویژگی نفاق است که در کلام علوی با آن مواجه میشویم.
این پژوهشگر قرآن و حدیث تصریح کرد: مدیران و کارگزاران ما باید به گونهای عمل کنند که ظاهر و باطن رفتارها، تصمیمات و روند مدیریتی آنان مطابق اصول اصلی نظام اسلامی باشد و در چارچوب فرامین نایب برحق امام زمان(عج) حرکت کنند تا بتوان تا حد امکان پدیده نفاق را در جامعه ریشهکن کرد.
چندچهرگی و بیثباتی؛ مؤلفه مهم نفاق در جامعه
وی با اشاره به دومین ویژگی نفاق گفت: یکی از مؤلفههای مهم نفاق، چندچهرگی و بیثباتی است. امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۱۹۴ نهجالبلاغه، که از جامعترین خطبههای ایشان در شناخت روانشناسی منافقان جامعه است، نکاتی را بیان میکنند که منحصر به زمان خودشان نیست؛ بلکه اصولی را در اختیار ما قرار میدهند که در هر عصر و جامعهای میتوان به کمک آن منافقان را شناسایی و ویژگیهای نفاق را رصد کرد.
حائری ادامه داد: حضرت در این خطبه میفرمایند: «ای مردم! شما را از نفاق و منافقان برحذر میدارم.» سپس ویژگیهایی را برمیشمارند که یکی از مهمترین آنها این عبارت است: «یتلون الواناً»؛ یعنی آنان پیوسته رنگ عوض میکنند. همچنین میفرمایند: «یفتنون افتناناً»؛ یعنی از شیوههای گوناگون فریب استفاده میکنند، «ویعمدونکم بکل عماد»؛ از هر تکیهگاهی برای ضربه زدن بهره میبرند و «یرصدونکم بکل مرصاد»؛ در هر کمینگاهی در انتظار فرصت هستند.
وی افزود: همین تعبیر «یتلون الواناً» یا رنگ عوض کردن، دقیقاً همان ویژگیای است که در بحث نفاق مورد توجه قرار میگیرد. چندچهرگی، تغییر مواضع در موقعیتهای مختلف و اتخاذ رفتارهای متفاوت در شرایط گوناگون، از مهمترین نشانههای نفاق و از معیارهای شناسایی آن، بهویژه در میان مدیران و مسئولان، به شمار میرود.
این استاد حوزه دانشگاه اضافه کرد: امیرالمؤمنین(ع) در ادامه همین مباحث، با بیانی بسیار دقیق و هنرمندانه، منافقان را توصیف میکنند و میفرمایند آنان در پنهانی حرکت میکنند و همانند خزندگان زهرآگین در میان جنگلهای انبوه، بیصدا و آرام پیش میروند. حضرت با مثالها و تعابیر مختلف، ویروس نفاق و آثار مخرب آن را برای جامعه تبیین میکنند.
وی ادامه داد: نکته مهم این است که ادبیات حضرت کاملاً اجتماعی است. مقصود ایشان صرفاً نفاق در حوزه فردی و عقیدتی نیست؛ هرچند آن نیز اهمیت دارد. نفاق فردی آثار خود را عمدتاً متوجه شخص میکند، اما هنگامی که نفاق وارد عرصه اجتماع و ساختارهای مدیریتی میشود، آثار آن فراگیر خواهد شد و میتواند یک نظام را با مشکلات جدی مواجه کند و از درون، ریشههای آن را مورد آسیب قرار دهد.
حائری تصریح کرد: با دقت در کلام امیرالمؤمنین(ع) میتوان دریافت که اجتماعی بودن پدیده نفاق و خسارتهایی که در عرصه عمومی به همراه دارد، در همین ویژگیهایی که حضرت برشمردهاند بهخوبی نمایان است.
وی در ادامه با طرح این پرسش که امیرالمؤمنین(ع) در مقام حاکم اسلامی چگونه با جریانهای نفاقگونه و کارگزاران دارای این ویژگی برخورد میکردند، گفت: امروزه در ادبیات علوم سیاسی، بحث امتیاز دادن و امتیاز گرفتن بسیار رایج است. برخی نیز در زمان امیرالمؤمنین(ع) چنین پیشنهادی را مطرح میکردند و به حضرت توصیه داشتند که با برخی کارگزاران موجود کنار بیایند.
این پژوهشگر قرآن و حدیث افزود: به عنوان نمونه، درباره حاکم شام به حضرت پیشنهاد میشد که مدتی با او مدارا کنند؛ چرا که او از سوی خلیفه پیشین منصوب شده بود و همچنان بر آن منطقه حکومت میکرد. از این منظر، برخی معتقد بودند که میتوان با او همراهی موقت داشت و شرایط را به تدریج مدیریت کرد؛ اما حضرت با قاطعیت تمام با این پیشنهاد مخالفت کردند و بهصورت جدی در برابر هرگونه بهکارگیری عناصر دارای ویژگیهای نفاق ایستادند.
حائری تصریح کرد: جملهای که حضرت در این زمینه بیان میکنند، بسیار کلیدی و برگرفته از آیات قرآن کریم است. امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به کسانی که چنین پیشنهادی را مطرح میکردند، به آیه ۵۱ سوره کهف استناد کرده و میفرمایند: «وَما کُنتُ مُتَّخِذَ المُضِلِّینَ عَضُداً»؛ یعنی «من هرگز گمراهکنندگان را بازو و دستیار خود قرار نمیدهم.»
وی ادامه داد: وقتی سخن از فردی به میان میآید که فضای نفاق را در جامعه گسترش میدهد و دستیار و مشاور او نیز شخصیتی مانند عمروعاص است؛ فردی که نماد نفاق، بیثباتی و چندچهرگی به شمار میرفت، طبیعی است که حضرت با استناد به این آیه قرآنی، موضع خود را بهروشنی بیان کنند. پیام این رفتار آن است که نفاق در جامعه اسلامی قابل استخدام نیست و نمیتوان از مدیری یا کارگزاری که نسبت به رفتار نفاقآلود او یقین وجود دارد، در ساختار حکمرانی استفاده کرد.
مسامحه با اهل نفاق؛ در منطق علوی پذیرفته نیست
این استاد دانشگاه اضافه کرد: در سیره امیرالمؤمنین(ع)، این مسئله هیچگاه موضوعی قابل اغماض یا مسامحه نبود. به تعبیر امروزی، حضرت معتقد بودند که هدف، وسیله را توجیه نمیکند. اینکه کسی بگوید برای تثبیت پایههای حکومت یا افزایش قدرت سیاسی خود، موقتاً با عناصر مسئلهدار و دارای سابقه نفاق همراه شود، در منطق علوی پذیرفته نیست. بنابراین نخستین نکتهای که در سیره سلبی امیرالمؤمنین(ع) با آن مواجه میشویم، نفی باجدهی سیاسی است؛ موضوعی که حضرت بهطور کامل با آن مخالف بودند.
حائری در بیان دومین محور سیره علوی گفت: دومین مسئله، مبارزه با پدیدهای است که در بستر نفاق شکل میگیرد و آن چیزی جز تملق و چاپلوسی نیست. هنگامی که یک مدیر، مسئول یا کارگزار، ویژگیهای نفاق را مبنای رفتار خود قرار دهد، ناگزیر برای پیشبرد اهدافش به تملق و چاپلوسی متوسل خواهد شد و این خصلت را در رفتارهای خود به کار خواهد گرفت.
وی ادامه داد: امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۲۱۶ نهجالبلاغه، که میتوان آن را منشوری ارزشمند برای رفتار سازمانی دانست و بسیاری از نهادها و سازمانهای امروزی میتوانند آن را سرلوحه خود قرار دهند، با صراحت تمام با این پدیده برخورد میکنند. حضرت میفرمایند: «فَلا تُکَلِّمُونِی بِما تُکَلَّمُ بِهِ الْجَبابِرَةُ، وَلا تَتَحَفَّظُوا مِنِّی بِما یُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ، وَلا تُخالِطُونِی بِالْمُصانَعَةِ».
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: تمام این عبارات در حقیقت مقابله مستقیم با فرهنگ تملق و چاپلوسی است. حضرت میفرمایند همانگونه که با جباران و ستمگران سخن میگویید، با من سخن نگویید. کسی که در برابر حاکمی مستبد قرار میگیرد، برای حفظ جان یا تأمین منافع خود، ناچار است از زبان تملق و ادبیاتی استفاده کند که مورد پسند آن حاکم باشد؛ اما امیرالمؤمنین(ع) چنین فضایی را بهکلی رد میکنند.
وی با اشاره به سیره مدیریتی رهبر شهید انقلاب اظهار کرد: در سیره امام شهیدمان نیز بارها مشاهده کردیم که ایشان به هیچ عنوان نمیپذیرفتند مدیران و مسئولان با ادبیاتی تملقآمیز یا چاپلوسانه با ایشان مواجه شوند. اکنون نیز که پس از شهادت ایشان بسیاری از ابعاد شخصیتی و مدیریتیشان بیشتر مورد توجه قرار گرفته، این ویژگیها روشنتر از گذشته قابل مشاهده است.
حائری ادامه داد: امیرالمؤمنین(ع) در ادامه میفرمایند: «آنگونه که در برابر افراد تندخو و خشمگین پنهانکاری میشود، با من رفتار نکنید.» به عبارت دیگر، واقعیتها را از من پنهان نکنید و با ظاهرسازی، سازشکاری و رفتارهای تصنعی با من معاشرت نداشته باشید.
وی افزود: حضرت در ادامه همین خطبه، نوعی تضمین روانی برای جامعه ایجاد میکنند؛ تضمینی که وجود آن برای جلوگیری از شکلگیری نفاق ضروری است. امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «فَلا تَکُفُّوا عَنْ مَقالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ...». سپس تأکید میکنند که گمان نکنید شنیدن سخن حق برای من سنگین است؛ زیرا کسی که شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت بر او دشوار باشد، عمل کردن به حق و عدالت برای او دشوارتر خواهد بود.
این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: حضرت در این فراز، یک اصل راهبردی را درباره مدیر و حاکم اسلامی بیان میکنند؛ اصلی که بر اساس آن، مدیر نظام اسلامی باید آمادگی شنیدن سخن حق، نقد منصفانه و مطالبه عدالت را داشته باشد و از فضای تملق، پنهانکاری و نفاق فاصله بگیرد؛ چراکه تنها در چنین شرایطی است که سلامت نظام مدیریتی حفظ خواهد شد.
تملق و چاپلوسی؛ مهمترین جلوه نفاق در عرصه مدیریت
وی افزود: در نگاه امیرالمؤمنین(ع)، امکان عرضه حق و عدالت به حاکم باید کاملاً فراهم باشد. حضرت نه تنها از شنیدن سخن حق گریزان نیستند، بلکه از آن استقبال میکنند. حتی اگر سخنی انتقادی باشد و به مذاق مدیر یا حاکم خوش نیاید، باید پذیرفته شود؛ چراکه پذیرش حق، مانع شکلگیری فضای تملق و چاپلوسی میشود؛ همان پدیدهای که از مهمترین جلوههای نفاق در عرصه مدیریت و حکمرانی به شمار میرود.
حائری تصریح کرد: مهمترین متن و شاید مهمترین سندی که در حوزه حکمرانی اسلامی و ویژگیهای کارگزار مطلوب در اختیار داریم، نامه ۵۳ نهجالبلاغه، معروف به عهدنامه مالک اشتر، است. امیرالمؤمنین(ع) این نامه را خطاب به مالک اشتر نگاشتهاند و در آن، اصول، مبانی و ویژگیهای فراوانی را برای مدیران و کارگزاران جامعه اسلامی بیان کردهاند.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: هنگامی که در این نامه تأمل میکنیم، با فرازهای متعددی روبهرو میشویم که ارتباط مستقیمی با بحث ما دارند. حضرت به مالک اشتر توصیه میکنند که در حلقه نخست مشاوران و مدیران خود، افرادی را برگزیند که از بیان حقیقت هراس نداشته باشند.
وی اظهار کرد: امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «ثُمَّ لْیَکُنْ آثَرُهُمْ عِنْدَکَ أَقْوَلَهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ لَکَ وَأَقَلَّهُمْ مُسَاعَدَةً فِیمَا یَکُونُ مِنْکَ مِمَّا کَرِهَ اللَّهُ لِأَوْلِیَائِهِ». یعنی ای مالک، برگزیدهترین مدیران و مشاوران تو باید کسانی باشند که تلخترین حقایق را با صراحت و شفافیت به تو بگویند و در اموری که مورد رضایت الهی نیست، تو را همراهی نکنند.
حائری ادامه داد: در این نگاه، جایی برای مصلحتاندیشیهای نادرست، پنهانکاری و تعارفهای مدیریتی وجود ندارد. مشاوران باید واقعیتها را با شفافیت کامل منتقل کنند و مدیر را در مسیر حقیقت یاری دهند. به تعبیر امروزی، حضرت نمیخواهند اطراف مدیر را افراد «بلهقربانگو» پر کنند؛ بلکه تأکید دارند که نزدیکترین افراد به مدیر باید کسانی باشند که با شجاعت و صداقت، حقایق را بیان کنند.
وی با اشاره به دومین اصل ایجابی در سیره علوی گفت: یکی دیگر از تأکیدات مهم امیرالمؤمنین(ع)، شکستن انحصار اطلاعاتی در شرایط مختلف، بهویژه در بحرانهاست. حضرت در نامه ۵۳ نهجالبلاغه میفرمایند: «وَإِنْ ظَنَّتِ الرَّعِیَّةُ بِکَ حَیْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ». یعنی اگر مردم نسبت به تو گمان ستم یا بیعدالتی پیدا کردند، عذر و دلیل خود را آشکارا برای آنان بیان کن. این همان اصل گفتوگوی شفاف با مردم است؛ اصلی که امروز نیز در بسیاری از مسائل کلان کشور، بهویژه در شرایط حساس و موضوعات روز، به آن نیازمند هستیم.
وی ادامه داد: نکته قابل توجه در این عبارت، واژه «أَصْحِر» است. این واژه از ریشه «صحراء» گرفته شده و به معنای آشکار کردن در فضایی کاملاً روشن و بدون ابهام است. همانگونه که در یک دشت هموار و بیابان صاف، همه زوایا قابل مشاهده است و هیچ نقطه پنهانی وجود ندارد، مدیر نیز باید رفتار و عملکرد خود را برای مردم شفاف و روشن سازد.
حائری تصریح کرد: امیرالمؤمنین(ع) با استفاده از این تعبیر، بر ضرورت شفافیت کامل در حکمرانی تأکید میکنند تا هیچ زمینهای برای شکلگیری نفاق فراهم نشود و مردم احساس نکنند حاکم یا کارگزاری که از سوی امام منصوب شده است، رفتار دوگانه و نفاقآلود دارد. به همین دلیل، این فراز از عهدنامه مالک اشتر را میتوان یکی از روشنترین مستندات شفافیت در نظام مدیریتی اسلام دانست.
پیامدهای اجتماعی پرهیز از نفاق در مدیریت علوی
وی با اشاره به پیامدهای اجتماعی پرهیز از نفاق در مدیریت علوی گفت: از مجموعه این مباحث میتوان یک الگوی بومی برای حکمرانی استخراج کرد. نخستین مؤلفه این الگو، شکستن بروکراسیهای زائد و ایجاد ارتباط مستقیم میان مسئولان و مردم است.
این پژوهشگر قرآن و حدیث افزود: بسیاری از مسئولان نظام اسلامی در این زمینه تلاشهای ارزشمندی داشتهاند. رهبر شهید انقلاب نیز نمونهای روشن از این رویکرد بود. ایشان جلسات متعدد و فشردهای با اقشار مختلف مردم برگزار میکردند و افراد میتوانستند بدون واسطه، دغدغهها، مطالبات و انتقادات خود را با ایشان در میان بگذارند.
وی ادامه داد: در چنین فضایی، مردم بدون ترس و واهمه سخن میگویند و مسئول نیز گاه از عملکرد دستگاهها دفاع میکند، گاه پاسخ میدهد و در مواردی نیز صراحتاً میپذیرد که انتقاد وارد است و باید برای رفع اشکالات موجود اقدام شود. این نوع ارتباط مستقیم، یکی از مهمترین راهکارهای جلوگیری از شکلگیری نفاق در ساختار مدیریتی جامعه به شمار میرود. در جمعبندی مباحثی که در خصوص پرهیز از نفاق مطرح شد، میتوان گفت نخستین نکته این است که برای جلوگیری از شکلگیری نفاق در جامعه، ارتباط بیواسطه میان کارگزاران و مردم باید برقرار باشد.
حائری ادامه داد: دومین نکته این است که باید برای افرادی که در فضای جامعه اسلامی خدمت میکنند، نوعی مصونیت روانی و امنیتی ایجاد شود تا بتوانند بدون ترس و واهمه، فسادها و مشکلات موجود را بیان کنند. در غیر این صورت، اگر افراد احساس کنند بیان حقیقت ممکن است به ضررشان تمام شود، زمینه حرکت به سمت نفاق اجتماعی فراهم میشود؛ زیرا فرد برای حفظ موقعیت خود، ناچار به پنهانکاری و رفتار دوگانه خواهد شد.
این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: سومین نکته این است که مدیران و مسئولان در نظام اسلامی باید دلایل و مبانی تصمیمات کلان خود را بهصورت شفاف برای مردم بیان کنند و از هرگونه رفتار غیرشفاف در فرایندهای مدیریتی پرهیز شود. این شفافیت موجب میشود فضای نفاق در جامعه کاهش یابد و اعتماد عمومی تقویت شود.
وی افزود: در جمعبندی بحث باید گفت هدف اصلی، کاهش و حذف رفتارهای نفاقآلود در ساختار اجتماعی و مدیریتی است. حضرت امیرالمؤمنین(ع) در روایتی که در کتاب شریف «تحف العقول» نقل شده، میفرمایند: «النّاسُ بِأُمَرائِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ»؛ مردم به حاکمان و مدیران خود شبیهترند تا به پدرانشان.
حائری ادامه داد: بر این اساس، اگر بتوانیم فضایی در جامعه ایجاد کنیم که صداقت و شفافیت به عنوان اصل حاکم شناخته شود، آثار مستقیم آن در رفتار فردی و اجتماعی مردم نمایان خواهد شد و پدیده نفاق بهتدریج کمرنگ میشود. در چنین شرایطی بسیاری از مشکلات در حوزههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی نیز به مرور قابل حل خواهد بود.
وی همچنین در پاسخ به پرسشی درباره خوانش اهل سنت از واقعه غدیر گفت: پرسش مهمی که در هر ذهنی شکل میگیرد این است که چرا پیامبر اکرم(ص) در شرایطی خاص، در گرمای شدید و در بیابانی وسیع، جمعیت را برای چند روز متوقف کردند تا پیام غدیر بهصورت کامل منتقل شود. این مسئله نشان میدهد که موضوع مطرحشده در غدیر، مسئلهای بسیار مهم و سرنوشتساز برای آینده جامعه اسلامی بوده است؛ بهگونهای که تعیین مسیر رهبری و امامت امت اسلامی از اهمیت بنیادین برخوردار است.
وظایف کارگزاران در نهادینهسازی وحدت و انسجام اجتماعی
این استاد حوزه و دانشگاه در پاسخ به پرسشی درباره وظایف کارگزاران در نهادینهسازی وحدت و انسجام اجتماعی گفت: با توجه به اینکه نظام جمهوری اسلامی بر پایه معارف اسلامی شکل گرفته و مدیران اصلی آن نیز خود را ملتزم به سیره اهلبیت(ع) میدانند، یکی از مهمترین راهکارها در این زمینه، توجه جدی به معارف نهجالبلاغه است.
وی ادامه داد: بهویژه در سالهای اخیر نیز بر اهمیت توجه بیشتر به نهجالبلاغه تأکید شده است و این امر میتواند در ارتقای فهم مدیریتی و تقویت وحدت اجتماعی نقش مهمی ایفا کند. مدیران نظام اسلامی، بخش مهمی از مباحث مدیریتی خود را از معارف علوی استنباط کرده و در عرصه اجرا و عمل از آن بهره میگیرند و در ادامه، همان مفاهیم را برای مردم نیز تبیین و تشریح میکنند.
حائری ادامه داد: در چنین فضایی، میتوان این معارف را به عرصه مطالبهگری نیز وارد کرد؛ به این معنا که در یک فضای محترمانه و با حفظ حرمت تمامی مسئولان، همین معارف و نکات راهبردی مورد توجه قرار گیرد و از مسئولان مطالبه شود. این امر هم به نوعی یادآوری برای مسئولان محسوب میشود و هم زمینهساز گسترش معارف اهلبیت(ع) در جامعه خواهد بود.
وی افزود: گسترش این معارف به تدریج موجب شکلگیری ادبیاتی صحیح در میان مردم در مواجهه با مسئولان میشود؛ ادبیاتی که بر اساس آن، انتظار میرود مسئولان این آموزهها را سرلوحه رفتار و عملکرد خود قرار دهند.
انتهای پیام

