۱۴۰۵-۰۳-۱۶ | ۲۳:۴۷
او را شاعر زمانه می‌دانستند جز فروغ!

او را شاعر زمانه می‌دانستند جز فروغ!

از نوادگان نادرشاه افشار بود و به همین سبب لقب «شازدگی» داشت. شاعرانی چون اخوان ثالث و محمد زهری او را شاعر زمانه می‌دانستند اما فروغ فرخزاد معتقد بود نادرپور روحیه‌ کهنه و پیری دارد.

به گزارش ایسنا،  نادر نادرپور شانزدهم خردادماه ۱۳۰۸ در تهران به دنیا آمد؛ او فرزند تقی میرزا از خاندان نادری‌پور (افشار) نوادگان رضاقلی میرزا پسر ارشد نادرشاه افشار بود.  نادرپور پس از به پایان رساندن دوره‌ متوسطه در دبیرستان ایرانشهر تهران، برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. پس از دریافت لیسانس از دانشگاه سوربن پاریس در رشته‌ زبان و ادبیات فرانسه به تهران بازگشت.

مثل بسیاری از شاعران و نویسندگان روزگار خویش به عضویّت سازمان جوانان حزب توده درآمد. اما او هم مثل فریدون توللی و نصرت رحمانی و اخوان ثالث و احمد شاملو و جلال آل احمد از سیاستِ حزبی روی برگرداند و به شعر و شاعری پرداخت هرچند فتح‌الله مجتبایی در مصاحبه‌ای درباره نادرپور گفته بود: «نادرپور آدمی فرامسلکی بود. آن وقت‌ها شاملو و سایه و اخوان و حمید عنایت یا توده‌ای بودند یا تمایلات توده‌ای داشتند. نادرپور با همه این‌ها رفیق بود ولی توده‌ای نبود.»

پرویز ناتل خانلری درباره شعر نادر نادرپور در سال 1334 گفته بود: «نادرپور از جمله سخنوران جوانی است که هنوز در شاعری رو به کمال دارد و در هر مجموعه‌ از اشعارش که به چاپ می‌رسد، شخصیت هنری او صریح‌تر و روشن‌تر جلوه می‌کند و سخنش پخته‌تر و سنجیده‌تر می‌شود.»

محمد زهری، شاعر نیز درباره او گفته بود: «ادعای نادر نادرپور که می‌گوید:«من اگر خوبم، اگر بد، هر که هستم و هرچه هستم، شاعر نسل و روزگار خویشم» بیهوده سخن و گزافه  نیست. به شهادت شعرش، خرقه «شاعر نسل و روزگار ما» بر قامت او برازنده و درخور است...

نادرپور با احاطه‌ای که به ادب قدیم ایران و ادب اروپایی دارد، شعرش انسجام و استحکام خاصی دارد که او را از شاعران همطراز خود ممتاز می‌سازد. مضامین، در دست او حکم «موم گرم» را دارد که بر هر قالب و شکلی که بخواهد، آن را نمایش می‌دهد. لغات شعرش خوش‌تراش و جا افتاده است.»

مهدی اخوان ثالث درباره‌ او گفته بود: «نادرپور در این ایام، به‌حق در طراز اول از شاعران متجدد و نوپرداز قرار گرفته و پختگی آثارش می‌رساند که به گنجینه‌ غنی و پرارزش شعر گذشته‌ پارسی دست دارد، ولی برخلاف بعضی از نوپردازان، شعر گذشته‌ پارسی بر آثار او سایه نینداخته که رنگ هنرش را دیگر کند و تحت تأثیر بگیرد. بدین معنی که هم احساس از خودش است و هم بیان و تعبیرات.»

پژمان بختیاری، شاعر نیز درباره او نوشته بود: «کسی حق دارد رایت انقلاب ادبی ایران را بر دوش گیرد که مانند نادرپور و چند نفر دیگر که متأسفانه بسیار معدود هستند، اصالت زبان را حفط کنند، قواعد کلی ادبی را منکر نشوند، روحی متعادل و فکری منظم داشته باشند، اثار طبعشان آغاز و انجامی معقول و منطقی داشته باشد و از آتش هرج و مرج ادبی کنار گیری نمایند.... روش نادرپور و همگنان انگشت‌شمار او چنین است.»

اما فروغ فرخزاد درباره‌اش گفته بود: «شعر نادرپور از نظر محتوا به کلی خالی است. عیب نادرپور این است که شازده است و جرأت ندارد. نادرپور روحیه‌ کهنه و پیری دارد. از هیچ چیز جز از دردهای خودش متأثر نمی‌شود، که آن‌ها هم دردهای غیرلازمی هستند. نادرپور اگر تکلیف خودش را روشن نکند، رفته است. او شاعر است، اما حیف که خودش را به نفهمی می‌زند!»

مجموعه‌های شعر «چشم‌ها و دست‌ها»، «دختر جام»، «شعر انگور»، «سرمه‌ خورشید»، «گیاه و سنگ نه، آتش»، «از آسمان تا ریسمان»، «شام بازپسین»، «صبح دروغین» و «خون و خاکستر» از آثار به‌جامانده از نادر نادرپورند. او با زبان فرانسه نیز آشنایی کامل داشت و شعرهای تعدادی از شاعران بزرگ فرانسوی و ایتالیایی را به فارسی ترجمه کرد. نادرپور مجموعه‌ای را با عنوان «هفت چهره از شاعران معاصر ایتالیایی» به همراهی بیژن اوشیدری به چاپ رساند.

این شاعر در روز ۲۹ بهمن‌ماه ۱۳۷۸ درگذشت.

 انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری

چندرسانه‌ای