در این مسیر، گویی زمان از حرکت ایستاده است؛ تنها چیزی که حرکت میکند، قدمهای خسته زائرانی است که با تمام توان، خود را به کربلای حسینی میرسانند. سه روز تا اربعین باقی مانده و هر قدم، گویی گرهای است بر پیوند عشق و انتظار.
زائرانی راهی این سفر میشوند که با وجود هوای طاقتفرسا و حتی شرایط جنگی حاکم بر منطقه، هیچچیز نتوانسته آنها را از رفتن بازدارد؛ نه گرمای ۵۰ درجه، نه خبرهای ناامنکننده و نه خستگی راه، هیچکدام در برابر عشق سیدالشهدا(ع) قد علم نکرد؛ چراکه میدانستند این مسیر، راهی است که روزی روزگاری خود اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش با پای پیاده و با لبانی تشنه طی کردند و امروز این زوار نیز میخواهند گوشهای از آن رنج را لمس کنند.
هر کدام از این زائران، داستانی دارند؛ یکی از دورترین نقطه ایران آمده، دیگری سالها انتظار این سفر را کشیده و برخی هم با پای پیاده و با پای برهنه، سختی راه را به جان خریدهاند، اما همه در یک چیز مشترکند؛ عشقی که تمام تفاوتها را کنار میزند و آنها را در یک مسیر واحد گرد هم میآورد. اینجا ایرانی و عراقی، پاکستانی و هندی و... نمیشناسد؛ تنها یک چیز مهم است "لبیک یا حسین(ع)"

در نگاه هر زائر، شوقی عمیق و اشکی نهفته دیده میشود؛ خانمی حدود ۶۰ سال را میبینم که روی ویلچر نشسته و همراه فرزندانش راهی کربلا است؛ رنگ رخسارش گواه همه چیز است. او برای شفا به زیارت امام حسین(ع) میرود. این زائران میدانند این مسیر، خود سفری است به عمق وجود، سفری برای پالایش روح، شفای جان و تجدید عهد با آرمانهای حسین(ع) است. برای همین هر طور که شده در روزهای منتهی به اربعین و در ین گرمای طاقت فرسا ست به دنبال رهسپار شدن به سرزمین عشق و بندگی هستند.
و این چنین است که در گرمای سوزان چذابه، جمعیتی بیشمار گام برمیدارند؛ مردمی که با هر قدم، نشان میدهند عشق به اباعبدالله الحسین(ع) از هر گرما و سختی و حتی از هر ترسی، داغتر و پایدارتر است. چذابه این روزها نه یک مرز که روایتگر دلدادگی است، روایتی از انسانهایی که برای دیدار مولای خود، از جان و مال و آسایش خویش گذشتند و ثابت کردند که مسیر حسین(ع) هرگز خالی نمیماند.

زائری در صف گیت خروجی قرار دارد، از او میپرسم مسیر طولانی و هوا گرم است، خسته نمیشوی؟ او با لبخندی که از سر شوق زیارت دارد میگوید: "خستگی؟ آدم وقتی میداند در حال رفتن به سمت امام است، دیگر گرمای آفتاب را حس نمیکند. این گرما، خودش یک جور عبادت است. هر قطره عرقی که میریزیم، برای ما نذر رسیدن به حرم است."
زائر دیگری میگوید: "سختی دارد، اما لذتبخشترین سختی دنیاست. وقتی به این فکر میکنیم که چند قدم دیگر به کربلاست، تمام خستگی از تن آدم در میرود".
خانواده سه نفره ای را میبینم که به همراه فرزند خردسال خود راهی کربلا هستند. پدر خانواده درباره این سفر و پیادهروی معنوی میگوید: "با فرزند خردسالم راهی کربلا هستم و خیلی ها به من گفتند به تو سخت می گذرد، ولی باید بگویم مطمئنا خود امام حسین کمک میکند و مسیر به واسطه شوق زیارتمان با همین فرزند خردسالم به آسانی طی خواهد شد."
یک زائر اربعینی دیگر به شهادت رهبری، آقای ایران که همچنان داغش بر دلها زنده است، اشاره میکند و میگوید: "با توجه به اینکه اربعین امسال با شهادت رهبر عزیزمان همراه شد و دشمن مستکبر با تمام امکانات در مقابل ما قرار گرفت، یک شور و هیجان حسینی برخواست و مردم با عشق و علاقه به سمت زیارت عتبات و عالیات راهی میشوند. به نظر من امسال جمعیت بیشتری نسبت به سالهای گذشته آمدهاند."

زائر خانمی هم که چهارمین پیاده روی معنوی اربعین را تجربه میکند، میگوید: "امسال برای چهارمین بار است که به زیارت اباعبداللهالحسین(ع) میروم و رفتن به سمت کربلا احساس بسیار خوبی دارد. اگر چه شرایط جنگی است، ولی ما ترسی نداریم و برای ما اصلا سخت نیست."
«سه روز تا اربعین حسینی باقیست و این مسیر هر روز به اوج خود میرسد. اما در همین گرمای طاقت فرسا، عشق به امام حسین(ع) بر هر سختیای پیشتاز است. از مرزهای خوزستان، صدای قدمها به گوش میرسد؛ صدای مردمی که میگویند: "ما میآییم، هر چند با سختی، اما با تمام عشق".
انتهای پیام

