محمدحسین دیانی در کارگاه «تجربهنگاری و اشتراک دانش برای کتابداران» که امروز ۱۷ خرداد در تالار اندیشه کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی برگزار شد، اظهار کرد: امروز همه ایران خاطره است؛ خرسندانه میبینیم که در حوزههای متنوع مانند موسیقی نیز جریانهای مختلف فکری بر یک اصل مشترک تأکید دارند و آن «ایران» است. همچنین هر دو سوی موافق و مخالف در این جریانهای فکری، بر شخصیتهای برجسته تاریخی چون آرش، رستم، کاوه و دیگر چهرههای اسطورهای و تاریخی تأکید میکنند.
وی ادامه داد: در شبهای اخیر، بهویژه در عید غدیر، مشاهده کردیم که خیابانها مملو از حضور مردم بود، مردمی که با پرچمهای خود، نوعی پیوند میان باورهای دینی و خاطره جمعی را به نمایش گذاشتند. این همان سرمایه اجتماعی است که در قالب خاطره بروز میکند.
این استاد بازنشسته کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه رسانههای داخلی و خارجی نیز امروز از «خاطره» سخن میگویند، توضیح داد: آنچه نقل میشود، یاد مردان بزرگی است که در بزنگاههای تاریخی ایستادند و به مقاومت مردم پیوستند. خاطره، روایت آن ایستادگیها و تجربههای مشترک است.
دیانی با اشاره به پیشینه تاریخی ثبت وقایع در ایران، خاطرنشان کرد: از گذشتههای دور، نوشتن دست کم در سطح ثبت حساب دخلوخرج، پرداخت حقوق و وقایع روزمره رواج داشته است. اگر به تخت جمشید بنگریم، آن الواح و سنگنوشتهها در واقع خاطرات یک دوره تاریخیاند، اسنادی که نشان میدهد ایران در آن زمان چه شرایطی داشته و مردمش چه تواناییهایی از خود بروز دادهاند. همه آثار باستانی ما گواه خاطرات توانمندی ملت ایران است.
وی ادامه داد: در دورههای بعد نیز پادشاهان و بزرگان، وقایعنگارانی داشتند که رویدادها را ثبت میکردند. امروز هم در جهان رایج است که هر شخصیت برجستهای، بهویژه در سالهای پایانی فعالیت حرفهای، دست به قلم میبرد و خاطرات خود را مینویسد. در حوزه دانشگاهی نیز این سنت وجود دارد، استادانی که سالها در آموزش و پژوهش فعال بودهاند، پس از بازنشستگی به نگارش زندگینامه و خاطرات حرفهای خود میپردازند.
این استاد پیشکسوت یادآور شد: تا آنجا که اطلاع دارم، در ایران و در حوزه کتابداری و اطلاعرسانی نیز چند نفر به خاطرهنویسی روی آوردهاند و شاید من از نخستین افرادی بودم که سرنوشت حرفهای خود را مکتوب کردم. تأکید من در آن نوشتهها بر وقایع اثرگذار آموزشی و پژوهشی در ایران بوده است، نه صرفاً زندگی شخصیام، سهم مطالب شخصی در آن اثر بسیار اندک است.
دیانی با طرح این پرسش که «چرا باید خاطره بنویسیم؟» اظهار کرد: پیش از نوشتن باید بدانیم مخاطب ما کیست و از کجا میخواهیم شروع کنیم. امروز برای بسیاری از مردم، دفترچه خاطرات همان عکسهایشان است. اگر بهجای عکس، فیلم کوتاهی ثبت و توضیحی به آن افزوده شود، آن هم خاطره است. خاطره یعنی ثبت آنچه بوده، ثبت پیامها، تحولات و تجربههایی که زیستهایم.
وی افزود: آنچه امروز درباره پیش از اسلام اثرگذار است، داستانهای حماسی و روایتهایی است که فردوسی و پیشینیان گرد آوردهاند. اهمیت فردوسی امروز بیش از هر زمان دیگری برای ما آشکار است، اینکه چگونه یک فرد توانسته پس از قرنها، چنین شور و همبستگیای در یک ملت ایجاد کند. این نوشتهها در واقع ثبت خاطرات جمعیاند که همچنان اثرگذارند.
این استاد بازنشسته دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به رواج تاریخ شفاهی در سالهای اخیر، تاکید کرد: امروز نمونههایی از تاریخ شفاهی را میبینیم که گاه انسان را شگفتزده میکند. اینها نشان میدهد ثبت تجربهها و خاطرات، چه در سطح ملی و چه در سطح خانوادگی، تا چه اندازه اهمیت دارد.
دیانی در توصیهای به خانوادهها گفت: حتی درون خانواده نیز میتوان خاطره ثبت کرد؛ عکسها را دستهبندی کنید و درباره هر دسته، احساسات و توضیحات خود را بنویسید. همین کار ساده میتواند برای نسلهای بعدی ارزشمند باشد.
وی با اشاره به تنوع سبکهای خاطرهنویسی در میان استادان این حوزه، اضافه کرد: هر فردی سبک خاص خود را دارد، از جمله سبک دکتر فتاحی، دکتر مهراد، آقای نجاری و دیگران. مهم این است که هر انسانی رفتنی است اما آنچه میماند آثار او است. این آثار بهویژه نوشتهها میتواند برای خانواده و جامعه، مفید و الهامبخش باشد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: هر انسانی میل دارد بگوید «من هستم» و اگر این بودن قرار است استمرار یابد، باید در قالب خاطره ثبت شود، حتی اگر به شکل یک عکس ساده باشد. خاطره، ضامن تداوم هویت فردی و جمعی ماست.
کتابداری؛ خدمتی فرهنگی و اجتماعی در مسیر رشد فکری جامعه
در ادامه جلسه، رحمتالله فتاحی، کارشناس و استاد حوزه کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاه فردوسی مشهد اظهار کرد: اگر در جهان امروز شاهد پیشرفت برخی جوامع یا تعالی برخی انسانها هستیم، ریشه آن را باید در نوع جهانبینی آنها جستوجو کرد. نگاه انسان به جهان تعیینکننده رفتار، اندیشه و مسیر حرکت او است و هرچه این نگاه عمیقتر و متعالیتر باشد، آثار آن در زندگی فردی و اجتماعی نیز آشکارتر میشود.
وی ادامه داد: انسان اگر تلاش کند جهانبینی خود را ارتقا دهد، نهتنها در زندگی شخصی به آرامش و رضایت بیشتری دست پیدا میکند بلکه میتواند تأثیر مثبتی بر دیگران نیز بگذارد. در فرهنگ ایرانی و اسلامی نیز منابع ارزشمندی وجود دارد که در مسیر تعالی نگاه انسان نقش مهمی ایفا میکنند، آثاری همچون مثنوی معنوی، گلستان و بوستان سعدی و شاهنامه فردوسی سرشار از آموزههایی هستند که انسان را به تعمیق نگاه و ارتقای فهم از جهان دعوت میکنند.
کارشناس حوزه کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به مقاومت ذهن انسان در برابر تغییر و تعالی فکری، گفت: انسان بهطور طبیعی نوعی مقاومت در برابر رشد و تحول ذهنی دارد و اگر این مقاومت شکسته نشود، میتواند مانعی جدی در مسیر پیشرفت فرد و جامعه باشد.
فتاحی با اشاره به کتاب «صدای پای کتاب» اثر پریسا کاهانی که قرار است در ادامه از آن رونمایی شود، بیان کرد: میتوان این اثر را از منظر جهانبینی نیز بررسی کرد. در بسیاری از حرفهها، نوعی فلسفه و نگاه بنیادین نسبت به فعالیت آن حرفه وجود دارد. در حرفه کتابداری نیز چنین فلسفهای مطرح است و آن خدمت فرهنگی و اجتماعی در مسیر رشد فکری جامعه و سعادت انسانهاست.
وی خاطرنشان کرد: کتابداران در حقیقت نهادهای فرهنگی جامعه هستند که در مسیر رشد فکری و آگاهی انسانها نقشآفرینی میکنند. نگاه حرفهای کتابداران بر پایه خدمت به انسان، احترام به مخاطب و ارزشگذاری به انسانها شکل گرفته است و این نگاه، نگاهی متعالی و مبتنی بر عشق به جامعه و کشور است.
این کارشناس حوزه کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: عشقی که به جامعه، فرهنگ و انسانها وجود دارد، میتواند بسیاری از خستگیها و دشواریهای مسیر خدمت را از میان بردارد. آنچه در سطرسطر کتاب خانم کاهانی دیده میشود نیز همین نگاه است، نگاهی که بر پایه عشق به انسان، عشق به خدمت و عشق به کشور شکل گرفته است.
فتاحی افزود: اگر خاطرات و روایتهای این کتاب را مطالعه کنیم، بهخوبی درمییابیم که نویسنده با چه علاقهای به حرفه خود مینگرد و تا چه اندازه از رشد و پیشرفت مراجعهکنندگان و مخاطبان کتابخانهها احساس رضایت و خوشحالی میکند. بسیاری از منابع علمی درباره فلسفه حرفه کتابداری همین مفاهیم را مطرح میکنند اما ارزش کار خانم کاهانی در این است که این مفاهیم را در عمل تجربه و روایت کرده است.
وی با اشاره به اهمیت ثبت تجربههای حرفهای، بیان کرد: نباید تصور کنیم چنین تجربههایی صرفاً استثنایی هستند. هر فردی در محیط کاری و حرفهای خود ظرفیت ثبت و انتقال تجربهها را دارد؛ اما بسیاری از این تجربهها به دلیل نبود انگیزه یا آموزش لازم ثبت نمیشوند. این در حالی است که اگر افراد آموزش ببینند و تشویق شوند تا تجربههای خود را بنویسند، جریان آگاهی در جامعه با سرعت بیشتری گسترش پیدا خواهد کرد.
کارشناس حوزه کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاه فردوسی مشهد به یکی از ویژگیهای کتاب «صدای پای کتاب» اشاره کرد و گفت: نویسنده در این اثر با نقلقولهایی از شاعران و نویسندگان بزرگ، نشان داده است که با متون ادبی و فرهنگی ارتباطی عمیق دارد. استفاده از اشعار و نقلقولهای ادبی متناسب با هر رخداد یا روایت، نشاندهنده روحیه مطالعه و توجه به میراث فرهنگی و ادبی ایران است.
فتاحی با اشاره به مفهوم «سازمانهای یادگیرنده» توضیح داد: در دنیای امروز سازمانها باید هم یادگیرنده باشند و هم یاددهنده. سازمانی که در مسیر یادگیری حرکت نکند و دانشی تازه نیاموزد، عملاً دچار رکود میشود و اگر نتواند آموختههای خود را به دیگران منتقل کند، تأثیرگذاری لازم را نخواهد داشت.
وی ادامه داد: یکی از راههای انتقال دانش در سازمانها، ثبت تجربههای روزمره کارکنان است. کارکنان میتوانند تجربههایی را که در فعالیتهای روزانه خود به دست میآورند، ثبت و به دیگران منتقل کنند، چه از طریق گفتوگو با همکاران و مخاطبان و چه از طریق نوشتن و انتشار آنها.
رونمایی از «صدای پای کتاب» اثری با هدف ترویج فرهنگ مطالعه و تجربههای واقعی کتابخانهای
در ادامه این مراسم از کتاب «صدای پای کتاب» رونمایی شد. پریسا کاهانی، نویسنده کتاب «صدای پای کتاب»، گفت: این کتاب اثری سازمانی در راستای ترویج علمی فرهنگ کتابخوانی به شمار میرود و مخاطبان آن میتوانند از سنین و جایگاههای اجتماعی مختلف باشند. پیام اصلی این اثر، تقویت پیوند میان انسان، کتاب و فضای فرهنگی کتابخانه است.
وی اظهار کرد: این لحظه برای من یکی از لحظات شیرین زندگی است و امیدوارم با تألیف این کتاب توانسته باشم، سهم کوچکی در خدمت به صحن و سرای مقدس رضوی داشته باشم، جایی که بسیاری از ما طعم خدمت در آن را چشیدهایم.
وی با اشاره به جایگاه کتابخانههای آستان قدس رضوی، خاطرنشان کرد: این مجموعه بهعنوان گنجینهای هزار ساله، نهتنها در ایران بلکه در سطح منطقه و جهان شناخته شده است و از آن بهعنوان یکی از بزرگترین و فاخرترین کتابخانههای خاورمیانه و حتی جهان یاد میشود، مجموعهای که عظمت و ارزش آن برای پژوهشگران و علاقهمندان حوزه فرهنگ و کتاب انکارناپذیر است.
نویسنده کتاب «صدای پای کتاب» اضافه کرد: نگارش این کتاب برای من فرصتی بود تا بخشی هرچند اندک از دین خود را به رشته تحصیلیام، جامعه کتابداری، استادانم و همچنین مدیران و همکارانی که در طول سالهای فعالیت حرفهای به من انگیزه دادند ادا کنم. بسیاری از آموختهها و تجربههایی که از مدیران و همکاران خود در این مسیر به دست آوردهام، در شکلگیری محتوای این اثر نقش داشته است. امیدوارم با نگارش این کتاب توانسته باشم، گوشهای از تلاشها و حمایتهای بزرگترین داشتههای زندگیام، یعنی پدر و مادرم که امروز در میان ما نیستند را پاس بدارم و روح آنها از انتشار این اثر شاد و از من راضی باشد.
وی بیان کرد: «صدای پای کتاب» اثری تألیفی است و نه گردآوری، اثری که بر پایه مستندات، تجربههای شخصی و مشاهدات واقعی نویسنده در محیطهای کتابخانهای شکل گرفته است. همچنین در این کتاب تلاش شده است روایتهایی از فضای واقعی کتابخانهها و تعامل با مخاطبان در قالبی قابل فهم و کاربردی ارائه شود.
نویسنده کتاب «صدای پای کتاب» با بیان اینکه طنز سازنده یکی از ویژگیهای این اثر است، توضیح داد: در این کتاب علاوه بر روایت تجربهها، به آموزش اخلاق حرفهای و معنویت در حوزه کتابداری نیز توجه شده و سعی شده است که مخاطبان با شیوه صحیح تعامل با مراجعان و مخاطبان کتابخانهها که از فرهنگها و پیشینههای متفاوتی برخوردارند، آشنا شوند.
کاهانی از دیگر محورهای کتاب به ترویج فرهنگ مطالعه و تشویق جامعه به حضور در سالنهای مطالعه و فضاهای فرهنگی اشاره کرد و گفت: این اثر تلاش میکند با زبانی روایتمحور و گاه طنزآمیز، مخاطبان را به اهمیت کتاب و کتابخوانی توجه دهد و فضای کتابخانه را بهعنوان محیطی پویا و فرهنگی معرفی کند.
وی ادامه داد: در بخشی از کتاب نیز به موضوع خاطرهنویسی در محیط کتابخانه پرداخته شده و تلاش شده است که تجربیات کاری کتابداران بهعنوان بخشی از سرمایه فرهنگی این حوزه ثبت و منتقل شود. مقدمه این کتاب توسط یکی از چهرههای شناختهشده حوزه اسناد و کتابداری نگاشته شده و ویراستاری علمی آن نیز بر عهده فردی حرفهای و صاحب آثار متعدد در سطح ملی و بینالمللی بوده است.
«صدای پای کتاب» ارائهدهنده تصویری ملموس از فعالیتهای یک کتابدار در فضای کتابخانههای عمومی
در ادامه، شعله ارسطوپور، عضو هیئت علمی و رئیس کتابخانه مرکزی و نشر دانشگاه فردوسی مشهد اظهار کرد: بخشهایی از خاطرات و روایتهای مطرحشده در «صدای پای کتاب» برای من رنگ و بوی آشنایی داشت و همین موضوع باعث شد هنگام مطالعه، همزمان با خواندن یک اثر حرفهای، حس مرور دفتر خاطراتی صمیمی و شخصی را نیز تجربه کنم.
وی یکی از نکات برجسته این کتاب را تصویر زنده و ملموس از فعالیتهای متنوع یک کتابدار در فضای واقعی کتابخانههای عمومی دانست و افزود: در این اثر، کتابخانه صرفاً مکانی برای نگهداری کتابها و ثبت آثار نیست بلکه بهعنوان محیطی زنده و پویا معرفی میشود، که با حضور و تنوع مراجعان، هر روز شکل تازهای به خود میگیرد.
رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: نویسنده با توانمندی خود، فضایی را ترسیم کردهاست که خواننده احساس میکند میان قفسهها و میزهای مطالعه ایستاده و صداهای مختلف را میشنود، از صدای کودکان و نوجوانان گرفته تا بزرگسالان و حتی گاهی میتوان بوی کتابهای قدیمی را در میان سطرهای کتاب احساس کرد.
ارسطوپور با بیان اینکه بافت زنده کتابخانه در این اثر باعث میشود خواننده با تمام حواس خود وارد تجربهای فراتر از متن شود، توضیح داد: همانطور که نویسنده نشان میدهد، کتابدار هر روز با طیف گستردهای از مراجعان روبهروست، از کودکان پرانرژی و کنجکاو گرفته تا افرادی که نویسنده با طنزی دلنشین از آنها با عنوان «شعبون استخوانی کتابخانه» یاد میکند. این تنوع انسانی، کتابخانه را به محیطی پویا تبدیل میکند.در چنین فضایی، کتابدار تنها مسئول امانت دادن کتاب نیس بلکه همزمان شنونده، راهنما، حلکننده مسئله، مشوق مطالعه و همراه مراجعان نیز هست.
رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد به جنبه دیگری از این کتاب اشاره کرد و گفت: آنچه در این اثر برای من جلوه ویژهای داشت، تابآوری بالای نویسنده در مواجهه با تجربههای سخت و تلخ زندگی حرفهای است. در بخشهای مختلف کتاب با رویدادهایی روبهرو میشویم که میتواند مسیر زندگی هر فردی را دگرگون کند اما توانایی عبور از این دشواریها و یافتن راهی برای آغاز دوباره، این کتاب را به روایتی از امید تبدیل کرده است.
ارسطوپور ادامه داد: ساختار کتاب جذاب است و روایت آن گاه میان خاطرات واقعی، خوابهای دلانگیز و رویاهای خیالانگیز در حرکت است. این رفتوآمد میان گذشته و حال همچنین میان واقعیت و خیال، گرما و صمیمیتی در متن ایجاد کرده که خواندن آن را دلنشین میکند. خانم کاهانی بهخوبی توانسته از رخدادهای بیرونی اطراف خود عبور کند و به درون خویش برسد و از دل این تجربهها معنا استخراج کند، موضوعی که به اثر عمق و تاثیرگذاری بیشتری بخشیده است.
انتهای پیام

