۱۴۰۵-۰۳-۱۸ | ۰۶:۱۱
شبیخون ۲۱ میلیارد دلاری به فرهنگ ایران!

شبیخون ۲۱ میلیارد دلاری به فرهنگ ایران!

در حالی که رقبای منطقه‌ای ایران با بودجه‌های میلیارد دلاری، فرهنگ را از یک کالای تزیینی به ابزار نفوذ استراتژیک و تنوع‌بخشی به اقتصاد غیرنفتی تبدیل کرده‌اند، سهم ۱.۷۵ درصدی فرهنگ از بودجه عمومی ایران در مرداب هزینه‌های جاری و روزمرگی اداری ساختارها غرق شده است؛ بن‌بستی ساختاری که مرکز پژوهش‌های مجلس در جدیدترین گزارش خود، از آن به عنوان یک زنگ خطر جدی برای قدرت نرم کشور یاد می‌کند.

به گزارش ایسنا، در دنیای امروز، تعیین بودجه در حوزه فرهنگ، رسانه و دیپلماسی عمومی، دیگر تنها یک ردیف هزینه‌ای ساده برای اوقات فراغت، سرگرمی یا تبلیغات سنتی نیست، بلکه این ارقام به عنوان ارکان اصلی قدرت نرم و مؤلفه‌های کلیدی امنیت ملی عمل می‌کنند. با این حال، واکاوی لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ ایران در بخش فرهنگ و مقایسه آن با کشورهای پیشرو و رقبای منطقه غرب آسیا، تصویر نگران‌کننده‌ای از یک شکاف عمیق را آشکار می‌کند؛ شکافی که نشان می‌دهد چگونه مدل هزینه‌کرد ما، توان رقابت با دیپلماسی فرهنگی رقبا را از دست داده و تداوم آن می‌تواند جایگاه ایران را در میدان فرهنگی منطقه به شدت تضعیف کند. 

بودجه فرهنگی ایران محصور در مدیریت سنتی

بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد که فرهنگ در ایران دچار نوعی روزمرگی ساختاری شده است. در حالی که کشورهای رقبای منطقه‌ای مانند عربستان، امارات و ترکیه با بودجه‌های میلیارد دلاری، مسابقه‌ای نفس‌گیر برای هژمونی و تسلط بر فضای فرهنگی منطقه به راه انداخته‌اند، صدای فرهنگ ایران به دلیل محدودیت بودجه و محصور شدن در هزینه‌های جاری و حقوق و دستمزد، در هیاهوی تبلیغاتی رقبا در حال گم شدن است.

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در جدیدترین گزارش تخصصی خود با عنوان «مقایسه تطبیقی ساختار و مدل هزینه‌کرد بودجه فرهنگی ایران با کشورهای منطقه و برخی از کشورهای پیشرو»، تکان‌دهنده‌ترین چالش‌های حکمرانی فرهنگی کشور در سال ۱۴۰۵ را به تصویر کشیده است. این گزارش نشان می‌دهد که مشکل فرهنگ در ایران، فقط کمبود بودجه نیست، بلکه مدل توزیع سنتی منابع است که رمق هرگونه نوآوری و دیپلماسی فرهنگی را از کشور گرفته است.

یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد سهم اعتبارات دستگاه‌های بخش فرهنگ شامل دین، فرهنگ، هنر و رسانه از کل مصارف بودجه عمومی کشور در سال ۱۴۰۵، تنها ۱.۷۵ درصد، یعنی معادل ۱۰۴ هزار میلیارد تومان (حدود ۸۵۰ میلیون دلار) است. اما چالش اصلی درآنجا نهفته است که این منابع عموما صرف هزینه‌های جاری، حقوق و دستمزد، رفاه کارکنان، مخارج اداری و کمک‌های بلاعوض خرد به سازمان‌های موازی می‌شود.

سراب افزایش بودجه 

بررسی دقیق آمارهای سند پژوهشی مجلس نشان می‌دهد که اعتبارات بخش فرهنگ در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، از نظر عددی نسبت به سال گذشته با افزایش ۳۷.۷ درصدی مواجه بوده است؛ اما این رشد رقمی، سرابی بیش نیست و دردی از فرهنگ کشور دوا نمی‌کند. این افزایش بودجه به دلیل عدم اصلاح محل هزینه‌کرد، پیش از آنکه فرصتی برای توسعه ایجاد کند، بی‌اثر شده و پیش‌خور می‌شود.

شبیخون ۲۱ میلیارد دلاری به فرهنگ ایران!

به بیانی ساده‌تر، بودجه فرهنگی در ایران به جای اینکه موتور پیشران پروژه‌های تحول‌آفرین و خلاقانه باشد، به یک هزینه اداری و مصرفی برای حفظ وضع موجود تقلیل یافته و رمق سیاست‌گذاری برای پروژه‌های بزرگ را از بین برده است. این انفعال ساختاری در شرایطی رخ می‌دهد که در جغرافیای پیرامون ایران، یک مسابقه نفس‌گیر و چند میلیارد دلاری برای توسعه قدرت نرم در جریان است؛ مسابقه‌ای که رقبای منطقه‌ای سالانه بیش از ۲۱ میلیارد دلار برای آن هزینه می‌کنند تا فضا را با محتوای خود اشباع کنند.

بیشتر بخوانید: 

اعلام بودجه فرهنگ و هنر در سال ۱۴۰۵

صدور فرهنگ کره جنوبی با «کی‌پاپ» و «بازی مرکب»

در  چنین شرایطی تجربه کره جنوبی یکی از الهام‌بخش‌ترین مدل‌های معماری مالی برای توسعه قدرت نرم است. برخلاف نگاه سنتی که فرهنگ را صرفا یک بخش مصرفی و نیازمند یارانه می‌داند، کره جنوبی فرهنگ را به عنوان ستون اصلی راهبرد صنعتی، پیشران درآمد صادراتی و ابزار حیاتی دیپلماسی خود تعریف کرده است. سهم بودجه فرهنگی این کشور از بودجه عمومی سال ۲۰۲۵ میلادی حدود ۱.۳ درصد یعنی معادل ۶.۳ میلیارد دلار است؛ دولتمردان کره‌ای این سطح از هزینه مستقیم را کافی می‌دانند، چرا که مدل خود را از حمایت‌های سنتی دولتی به سرمایه‌گذاری راهبردی بخش خصوصی تغییر داده‌اند. در واقع نقش دولت در سئول از حامی مالیِ هنر به ضامن صنعت محتوا تبدیل شده و با صدور ۱.۷۴ میلیارد دلار ضمانت‌های مالی سیاستی، مسیر را برای رشد صنایع خلاق هموار کرده است.

کره جنوبی بودجه خود را بر مدلی همگرا استوار کرده که در آن چهار بخش اصلی شامل صنعت محتوا مانند بازی‌های ویدئویی، کی‌دی‌راما، کی‌پاپ و پویانمایی، فرهنگ و هنرهای سنتی، گردشگریِ ورودی و حفظ میراث فرهنگی را در یک سبد مالی واحد ادغام می‌کند. یکی از کلیدی‌ترین اقدامات راهبردی آنها در سال ۲۰۲۵، راه‌اندازی صندوق لیگ جهانی فرهنگ برای حفظ مالکیت فکری بود. کره‌ای‌ها متوجه شدند که با وجود موفقیت‌های جهانی عظیمی مانند سریال «بازی مرکب»، بخش عمده ارزش اقتصادی و حقوق مالکیت فکری توسط سکوهای جهانی مثل نتفلیکس تصاحب می‌شود و تولیدکنندگان بومی عملا به ارائه‌دهندگان خدمات تبدیل می‌شوند؛ به همین دلیل این صندوق را با هدف جذب سرمایه خارجی و تطبیق آن با بودجه دولتی ایجاد کردند تا شرکت‌های تولیدکننده داخلی بتوانند تولیدات خود را کاملا تأمین مالی کرده و مالکیت فکری اثر را برای خود حفظ کنند.

از سوی دیگر، آنها از فرهنگ به عنوان راه حلی برای بحران‌های ملی مثل پیری جمعیت و کاهش مهاجرت به پایتخت استفاده می‌کنند و با کلان‌پروژه ۳۰۰ میلیون دلاری «شهر فرهنگ کره»، تلاش دارند تا با ایجاد امکانات تئاتری و فضاهای خلاق، شهرهای دور از مرکز را برای جوانان زیست‌پذیر و پویا نگه دارند. علاوه بر این، دیپلماسی فرهنگی آنها با اختصاص ۴.۵ میلیارد دلار به کمک‌های توسعه‌ای در قالب آموزش‌های هنری و گسترش بنیادهای آموزش زبان کره‌ای در جهان، به شدت در حال نفوذ و زیرساخت‌سازی برای آینده است.

گذار از اقتصاد نفتی به اقتصاد سرگرمی در عربستان سعودی

عربستان سعودی یکی از چشمگیرترین مدل‌های توسعه قدرت نرم را در منطقه رقم زده است؛ به طوری که حتی در دوره‌های انقباض مالی و کاهش کلان بودجه عمومی کشور، ردیف‌های اعتباری بخش فرهنگ و سرگرمی با رشد و مصونیت مواجه شدند. ریاض بودجه زیست‌بوم فرهنگی خود را در یک ساختار چندلایه بین ۱۳.۸ تا ۱۵.۳ میلیارد دلار تثبیت کرده است، چرا که دولتمردان سعودی فرهنگ را دیگر یک کالای تزیینی نمی‌دانند، بلکه آن را به عنوان ابزار اصلی تنوع‌بخشی به اقتصاد غیرنفتی و البته بازآفرینی و تغییر روایت ملی خود در سطح بین‌المللی تعریف کرده‌اند.

بخش عمده‌ای از این سرمایه‌گذاری از طریق صندوق سرمایه‌گذاری عمومی به سمت کلان‌پروژه‌های زیرساختی و توسعه هنر هدایت می‌شود. در این میان، بخش فیلم و سینمای عربستان به لکوموتیو این قطار تبدیل شده است؛ آن‌ها با تدوین مشوق‌های مالی بی‌سابقه مانند بازگشت نقدی ۴۰ درصدی هزینه‌های تولید برای پروژه‌های سینمایی بین‌المللی، در حال تبدیل کردن بیابان‌های خود به یکی از قطب‌های فیلم‌سازی جهان هستند تا فراتر از درآمدهای نفتی، یک اقتصاد خلاق، پویا و رسانه‌ای ایجاد کنند که قادر باشد روایت جدید عربستان را به عمق خانه‌های مخاطبان جهانی بفرستد.

شبیخون ۲۱ میلیارد دلاری به فرهنگ ایران!

سرمایه‌گذاری امنیتی امارات بر قدرت نرم

امارات متحده عربی نیز با ادغام بودجه فدرال و اعتبارات امارت‌های مستقلی همچون ابوظبی، دبی و شارجه، مجموعا ۲.۳۹ میلیارد دلار را به حوزه فرهنگ اختصاص داده که این رقم معادل ۱.۷۶ درصد از کل بودجه عمومی این کشور و بالاتر از میانگین‌های جهانی است. در دبی و ابوظبی، دوران پرداخت یارانه‌های منفعل و بی‌هدف به سازمان‌های سنتی سال‌هاست که به پایان رسیده است؛ اماراتی‌ها هر دلار مخارج فرهنگی را به عنوان یک سرمایه‌گذاری راهبردی با انتظار بازدهی ملموس در سه حوزه نفوذ دیپلماتیک، رشد اقتصادی و انسجام اجتماعی نگاه می‌کنند.

این کشور با تزریق سرمایه‌های قابل توجه به ساختارهای رسانه‌ای مدرن و حمایت از بنیادهای بین‌المللی برای حفظ میراث فرهنگی در مناطق جنگ‌زده، توانسته است جایگاه خود را تا رتبه دهم شاخص جهانی قدرت نرم بالا بکشد. امارات حتی برنامه‌های ترویج مدارای مذهبی را ذیل یک بودجه امنیتیِ پنهان تأمین مالی می‌کند تا جامعۀ خود را در برابر افراط‌گرایی واکسینه کرده و ثبات داخلی لازم برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی را تضمین کند.

شبیخون ۲۱ میلیارد دلاری به فرهنگ ایران!

دوپینگ ترکیه با سریال‌ها و تمرکز بر دیپلماسی مذهبی

ترکیه با اختصاص ۱.۲۸ درصد از بودجه عمومی خود که رقمی معادل ۴.۳۹ میلیارد دلار می‌شود، یک مدل ترکیبی و هوشمندانه برای تثبیت هویت داخلی و گسترش نفوذ فرامرزی طراحی کرده است. در این ساختار، سازمان «دیانت» ترکیه (متولی اداره امور دینی و تبلیغی کشور) با دریافت سهمی بیش از ۳ میلیارد دلار، به عنوان بازوی اصلی دیپلماسی مذهبی کشور در اروپا و جهان عمل می‌کند و وظیفه مدیریت شبکه عظیم مساجد، اعزام مبلغان و پروژه‌های بزرگ ساخت مسجد را بر عهده دارد. اما نکته کلیدی در بخش دیگر بودجه نهفته است؛ در حالی که بودجه هنرهای سنتی در ترکیه بیشتر صرف امور پرسنلی می‌شود، اعتبارات شاخه سرمایه‌گذاری وزارت فرهنگ و اداره ارتباطات این کشور کاملا پویا، چابک و پروژه‌محور است. دولت ترکیه منابع مالی جدی و هدفمندی را به زنجیره صادرات سریال‌های تلویزیونی، گردشگری و ... تزریق می‌کند تا از طریق ارتباطات راهبردی، سبک زندگی و تصویر ملی خود را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای به دایره نفوذ خود دیکته کند.

شبیخون ۲۱ میلیارد دلاری به فرهنگ ایران!

سنگاپور؛ اهمیت بودجه برای حفظ انسجام اجتماعی

سنگاپور با تخصیص ۲.۷ میلیارد دلار، سهم قابل توجه ۲.۹۵ درصدی از بودجه عمومی خود را به فرهنگ داده است که نشان می‌دهد در این کشور کوچک و چندنژادی، فرهنگ یک کالای تفننی نیست، بلکه یک ضرورت وجودی برای دفاع اجتماعی و روانی به شمار می‌رود. سنگاپور بیش از ۶۰ درصد این بودجه کلان را مستقیما صرف حفظ هماهنگی نژادی و انسجام اجتماعی میان جمعیت‌های چینی، مالایی و هندی خود می‌کند. معماری مالی سنگاپور مدل خود را کاملا از تأمین مالی تولیدکننده به سمت تأمین مالی مصرف‌کننده تغییر داده است؛ به طوری که دولت با اجرای طرح‌های یارانه تقاضامحور، به هر شهروند بالای ۱۸ سال خود اعتباری نقدی می‌دهد تا صرفا برای خرید بلیت رویدادهای هنری و فرهنگی محلی استفاده کند. با این کار، این نیروهای بازار و ذائقه مردم هستند که تعیین می‌کنند کدام گروه هنری رشد کند یا حذف شود. علاوه بر این، راه‌اندازی «صندوق تطبیق فرهنگی» در سنگاپور باعث شده که دولت ارزش کمک‌های نقدی بخش خصوصی و شهروندان به خیریه‌های هنری را دوبرابر کند تا وابستگی بخش فرهنگ به بودجه‌های مستقیم دولتی روز به روز کمتر شود.

یک آمار گمراه‌کننده

نکته بسیار حساسی که کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارش خود بر آن دست می‌گذارند، تحلیل واقع‌بینانه همین آمارهای مقایسه‌ای است. این گزارش صراحتا هشدار می‌دهد که رتبه ایران در شاخص سهم از مصارف بودجه عمومی (۱.۷۵ درصد) ظاهرا معادل با میانگین جهانی یا کشوری مثل کره جنوبی به نظر می‌رسد، اما این میانگین به شدت گمراه‌کننده است. این رقم به دو دلیل عمده واقعیت را پنهان می‌کند؛ نخست اینکه حجم کل مصارف بودجه عمومی در ایران نسبت به سایر کشورهای پیشرو بسیار کمتر است و دوم اینکه کشورهای حوزه خلیج فارس با اختصاص ۳ تا ۵ درصد از بودجه کلان خود به قدرت نرم، عملا یک هژمونی فرهنگی را در منطقه دیکته می‌کنند. در واقع در حالی که سهم ایران به دلیل صرف شدن در امور غیرمولد و جاری ساختاری، هیچ آورده عملیاتی و خروجی ملموسی ندارد، سهم‌های بالاتر رقبا مستقیما به ساخت شهرهای فرهنگی جدید، تولید انبوه محتوای رسانه‌ای و جذب مخاطب جهانی تبدیل می‌شود که خطر حاشیه‌نشین شدن مطلق فرهنگ ایران را به همراه دارد.

شبیخون ۲۱ میلیارد دلاری به فرهنگ ایران!

راهکارهایی برای حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب

برای عبور از این بحران، بازوی کارشناسی مجلس در صفحات پایانی گزارش، توصیه‌های سیاستی و راهکارهایی را پیشنهاد می‌دهد. اولین گام، بازآرایی ترکیب هزینه‌کرد بودجه فرهنگی از هزینه محوری به سرمایه‌گذاری محوری است؛ به این معنا که باید در احکام بودجه برای هزینه‌های اداری سازمان‌ها سقف‌گذاری شود و منابع به سمت پروژه‌های محوری، حوزه دیجیتال و محتوای صادراتی حرکت کند.

گام دوم، گذار از بودجه‌ریزی نهادمحور به برنامه‌محور و مهار مدل توزیعی ناکارآمد است تا بودجه‌ها نه بر اساس نام دستگاه‌ها، بلکه بر مبنای خروجی ملموس پروژه تخصیص یابند. همچنین ایجاد یک سبد مشخص برای تولید، ترجمه و بازاریابی بین‌المللی محتوا با اهرم کردن سرمایه‌های بخش خصوصی، جایگزین کمک‌های بلاعوض خرد شود. در نهایت، پیشنهاد ملموس مجلس این است که در پیوست‌های بودجه، شاخص‌های عملکردی سنجش‌پذیر مانند میزان مخاطب خارجی، ارزش صادرات خدمات فرهنگی و شاخص‌های نفوذ رسانه‌ای درج شود تا تخصیص اعتبار به تحقق این اهداف گره بخورد.

هشدار درباره یک انسداد ساختاری مزمن

تحلیل جامع داده‌های این سند پژوهشی در کنار نگاهی به تاریخچه نظام بودجه‌ریزی فرهنگی در ایران، نشان می‌دهد که ما با یک انسداد ساختاری مزمن روبه‌رو هستیم. سال‌هاست کارشناسان هشدار می‌دهند که افزایش عددی بودجه در بخش فرهنگ، بدون اصلاح نوع توزیع منابع، بی‌فایده است؛ چرا که این افزایش اعتبارات بلافاصله توسط ساختارهای فربه اداری، سازمان‌های موازی و هزینه‌های پرسنلی بلعیده می‌شود. تجربه رقبای ما در منطقه و کشورهای پیشرو نشان می‌دهد که دولت‌ها از نقش شتاب‌دهنده و بانی مستقیم مخارج روزمره فاصله گرفته و به سمت سیاست‌گذاری پروژه‌محور، ضامن تسهیلات و اهرم کردن سرمایه‌های بخش خصوصی حرکت کرده‌اند. در ایران اما، اصرار بر مدل نهادمحور و توزیع قطره‌چکانی و پراکنده منابع میان ده‌ها ردیف بودجه‌ای مستقل، ناخواسته به اتلاف منابع دامن زده و خروجی اثرگذار فرهنگی در سطح ملی و بین‌المللی را به حداقل رسانده است.

این موضوع زنگ خطری جدی برای آینده هویت فرهنگی کشور است. در دنیایی که قدرت نرم دیگر یک ابزار تزیینی و فانتزی نیست، بلکه خط مقدم مواجهه راهبردی و صیانت از سرمایه اجتماعی است، حاکمیتِ روزمرگی اداری بر بودجه فرهنگی ایران می‌تواند به حاشیه‌نشینی مطلق کشور در بازی فرهنگی منطقه منجر شود. تداوم روند فعلی به این معناست که در هیاهوی میلیارد دلاری رقبایی که روایت‌های خود را با سریال، سینما، صنایع خلاق و دیپلماسی رسانه‌ای به عمق خانه‌های مخاطبان منطقه می‌فرستند، صدای فرهنگ و اصالت ایرانی روز به روز ضعیف‌تر و کم‌رنگ‌تر خواهد شد؛ مگر آنکه مدل بودجه‌ریزی فرهنگی کشور از حالت هزینه‌محور و اداره وضع موجود به سمت برنامه‌محور، سرمایه‌گذاری دیجیتال و محتوای صادراتی حرکت کند.

پی‌نوشت: این خبر با استفاده از داده‌های گزارش «مقایسه تطبیقی ساختار و مدل هزینه‌کرد بودجه فرهنگی ایران با کشورهای منطقه و برخی کشورهای پیشرو» تهیه‌شده توسط مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی نوشته شده است.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری

چندرسانه‌ای