دکتر حسین کلانتری خلیلآباد در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به پیامدهای جنگ اخیر ایران و آمریکا بر آینده شهرها و کیفیت زیست شهری اظهار کرد: اگر بخواهیم جنگ اخیر را صرفاً در سطح یک درگیری نظامی یا تنش ژئوپلیتیکی تحلیل کنیم، در واقع مهمترین پیام آن را نادیده گرفتهایم. این بحران، در لایهای عمیقتر، نوعی آشکارسازی ساختاری بود و بسیاری از ضعفها، شکنندگیها و تناقضهایی را که طی دههها در ساختار فضایی، مدیریتی و کالبدی شهرهای ایران انباشته شده بود، آشکار کرد.
گذار از شهر توسعهمحور به شهر تابآور
وی افزود: جنگها معمولاً فقط ساختمانها را تخریب نمیکنند، بلکه کیفیت نظام برنامهریزی، میزان تابآوری زیرساختها، ظرفیت نهادی مدیریت شهری و حتی عمق انسجام اجتماعی را نیز آشکار میکنند.
کلانتری ادامه داد: طی چند دهه گذشته عمدتاً با یک نگاه توسعهمحور به شهرسازی و معماری مواجه بودهایم؛ نگاهی که توسعه را بیشتر در قالب شاخصهای کمی و کالبدی تعریف میکرد؛ از افزایش ساختوساز و توسعه بزرگراهها گرفته تا برجسازی، گسترش فیزیکی شهرها و تولید انبوه مسکن. اما بحران اخیر نشان داد توسعه، اگر با مفهوم تابآوری همراه نباشد، میتواند بسیار شکننده باشد.
وی با تأکید بر اینکه امروز دیگر مسئله اصلی میزان ساختوساز نیست، تصریح کرد: پرسش اساسی این است که آیا ساختار شهری در شرایط بحران توان ادامه حیات، حفظ عملکرد و استمرار کیفیت زندگی را دارد یا خیر.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی خاطرنشان کرد: ما در آستانه یک تغییر پارادایمی در فهم شهر قرار گرفتهایم؛ یعنی گذار از «شهر توسعهمحور» به «شهر تابآور». شهر تابآور صرفاً شهری مدرن یا پرساختمان نیست، بلکه شهری است که بتواند در شرایط بحران، اعم از جنگ، بحران اقلیمی، فشار اقتصادی یا اختلال زیرساختی، کارکردهای حیاتی خود را حفظ کند و شهروندان همچنان امکان زیستن، حرکت، دسترسی و تعامل را داشته باشند.
معماری و شهرسازی؛ بخشی از امنیت ملی
وی با بیان اینکه ایران همزمان با چالشهای ژئوپلیتیکی، بحران انرژی، تنشهای اقلیمی و فشارهای اقتصادی مواجه است، اظهار کرد: در چنین شرایطی، مسئله معماری و شهرسازی دیگر صرفاً موضوع زیبایی، فرم یا توسعه فیزیکی نیست، بلکه بخشی از مسئله امنیت ملی، پایداری اجتماعی و آینده تمدنی ایران محسوب میشود.
کلانتری افزود: اگر شهر نتواند در شرایط بحران به حیات خود ادامه دهد، اگر زیرساختهای آن بیش از حد متمرکز و شکننده باشند و اگر شبکههای محلی و اجتماعی تضعیف شده باشند، آن جامعه حتی بدون جنگ نیز در وضعیت آسیبپذیر قرار خواهد گرفت.
تمرکزگرایی؛ تهدیدی راهبردی برای ایران
وی در ادامه با اشاره به تمرکزگرایی در ساختار فضایی کشور گفت: یکی از مهمترین پیامهای بحران اخیر، آشکار شدن خطرات تمرکز شدید در نظام فضایی ایران بود. ما بهویژه در تهران با نوعی تمرکز چندلایه و انباشته مواجه هستیم؛ تمرکز جمعیت، سرمایه، زیرساخت، خدمات درمانی، مراکز تصمیمگیری، شبکههای ارتباطی، اشتغال و حتی فرصتهای فرهنگی و اقتصادی.
این پژوهشگر حوزه برنامهریزی شهری ادامه داد: چنین تمرکزی ممکن است در نگاه نخست نشانه توسعه یا قدرت تلقی شود، اما در ادبیات برنامهریزی فضایی و مدیریت بحران، ساختاری ذاتاً شکننده و آسیبپذیر محسوب میشود، زیرا هرچه یک سیستم متمرکزتر باشد، اختلال در یک نقطه میتواند کل شبکه را دچار بحران کند.
وی تأکید کرد: جنگ اخیر نشان داد وابستگی بیش از حد کشور به چند مرکز اصلی، بهویژه تهران، دیگر فقط یک مسئله مدیریتی یا اقتصادی نیست، بلکه به مسئلهای راهبردی و امنیتی تبدیل شده است.
شهرهای جدید؛ از تمرکززدایی تا وابستگی به کلانشهرها
کلانتری با اشاره به تجربه شهرهای جدید در ایران بیان کرد: ما سالها توسعه را با تمرکز اشتباه گرفتیم، در حالی که تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد تابآوری ملی بدون توزیع متعادل فضایی، بدون تقویت شهرهای میانی و بدون کاهش وابستگی به یک مرکز واحد امکانپذیر نیست.
وی اضافه کرد: فلسفه اولیه ایجاد شهرهای جدید، همانگونه که در نظریات کلاسیک شهرسازی مطرح شده، تمرکززدایی و ایجاد تعادل فضایی بود، اما در ایران بسیاری از شهرهای جدید بهجای آنکه به مراکز مستقل اقتصادی و اجتماعی تبدیل شوند، به پیرامون وابسته کلانشهر مادر بدل شدند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی گفت: بخش عمدهای از ساکنان پرند، پردیس یا هشتگرد همچنان برای اشتغال، خدمات و حتی هویت شهری به تهران وابستهاند.
کلانتری ادامه داد: در بسیاری موارد، ما بحران را از مرکز به پیرامون منتقل کردهایم، نه اینکه آن را حل کنیم. اگر بخواهیم از فضای پس از جنگ عبور کنیم، ناگزیر باید به سمت نوعی بازتنظیم فضایی حرکت کنیم؛ یعنی تقویت شهرهای میانی، توزیع متعادل خدمات، کاهش تمرکز عملکردها و ایجاد شبکهای از شهرهای توانمند و نسبتاً مستقل. در غیر این صورت، شکنندگی موجود در بحرانهای آینده نیز تکرار خواهد شد.
تابآوری شهری؛ بخشی از امنیت ملی
وی در ادامه درباره تغییر مفهوم امنیت شهری پس از جنگ اخیر اظهار کرد: بدون تردید، نگاه ما به مفهوم امنیت تغییر کرده است. در گذشته، امنیت عمدتاً در چارچوب نظامی و دفاعی تعریف میشد، اما امروز این مفهوم، پیچیدهتر و چندلایهتر شده است.
عضو هیئت علمی گروه پژوهشی برنامهریزی شهری و منطقهای پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی افزود: امنیت فقط به معنای حفاظت مرزی نیست، بلکه به این معناست که جامعه بتواند در شرایط بحران نیز حیات روزمره خود را حفظ کند. اگر سیستم حملونقل شهری، انرژی، آب، ارتباطات، خدمات درمانی یا زنجیره تأمین دچار اختلال شود، مسئله فقط کالبد شهر نیست، بلکه کیفیت زندگی، اعتماد اجتماعی و حتی آرامش روانی جامعه نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
کلانتری با تأکید بر اینکه امروز مفهوم تابآوری شهری بخشی از امنیت ملی است، تصریح کرد: شهری که شبکه محلات آن فعال باشد، خدمات در مقیاس محلی توزیع شده باشد، فضاهای عمومی زنده داشته باشد و وابستگی آن به ساختارهای متمرکز کمتر باشد، در برابر بحران مقاومتر خواهد بود.
وی ادامه داد: در مقابل، شهری که بر سوداگری زمین، تمرکز شدید، وابستگی به خودرو و زیرساختهای عظیم اما شکننده بنا شده باشد، حتی در شرایط عادی نیز آسیبپذیر است.
شهر؛ یک سیستم زنده اجتماعی و اقتصادی
این پژوهشگر حوزه شهرسازی خاطرنشان کرد: ما باید بپذیریم که شهر فقط مجموعهای از ساختمانها نیست، بلکه یک سیستم زنده اجتماعی ـ اقتصادی است. اگر این سیستم در شرایط بحران انعطافپذیری نداشته باشد، کیفیت توسعه نیز زیر سؤال خواهد رفت.
وی افزود: آینده شهرسازی ایران باید از نگاه صرفاً کالبدی فاصله بگیرد و به سمت نوعی نگاه سیستمی، تابآور و انسانمحور حرکت کند.
معماری ایران ناگزیر از بازنگری عمیق است
کلانتری در ادامه درباره تأثیر این شرایط بر آینده معماری ایران گفت: به نظر من، معماری ایران ناگزیر از یک بازنگری عمیق است. بخشی از معماری معاصر ما طی سالهای اخیر گرفتار نوعی فرمزدگی و نمایشگرایی شده بود؛ پروژههایی که بیش از آنکه بر کیفیت زیست، اقلیم یا نیاز واقعی جامعه تمرکز داشته باشند، بر تولید تصویر و جلب توجه متمرکز بودند.
وی افزود: بحران اخیر نشان داد که معماری، پیش از آنکه مسئلهای صرفاً زیباییشناسانه باشد، موضوعی مرتبط با امنیت، آسایش، انعطافپذیری و کیفیت زندگی است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی ادامه داد: معماری آینده ایران ناگزیر است دوباره به مفاهیمی بازگردد که در معماری تاریخی ایران همواره وجود داشتهاند؛ مفاهیمی مانند اقلیمگرایی، حیاط، سایه، تهویه طبیعی، انعطاف فضایی و مقیاس انسانی.
بازگشت به سنت بهمعنای بازتولید فرمهای تاریخی نیست
وی با تأکید بر اینکه بازگشت به سنت بهمعنای بازتولید فرمی گذشته نیست، اظهار کرد: مسئله اصلی، فهم منطق عمیق معماری ایرانی است، نه بازتولید سطحی فرمهای تاریخی.معماری تاریخی ایران، بهویژه در شهرهایی مانند یزد، کاشان و اصفهان، حاصل قرنها تجربه زیستن در شرایط دشوار اقلیمی و اجتماعی بوده است. این معماری، نوعی دانش انباشته برای مدیریت انرژی، کاهش وابستگی و تولید آسایش محسوب میشود.
وی خاطرنشان کرد: امروز نیز در جهانی که با بحران انرژی، نااطمینانی سیاسی و فشارهای زیستمحیطی مواجه است، بسیاری از آن منطقها دوباره معنا پیدا میکنند.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: معماری آینده ایران باید بتواند میان سه حوزه تعادل ایجاد کند؛ ریشهمندی فرهنگی، هوشمندی تکنولوژیک و تابآوری فضایی و اجتماعی. اگر هرکدام از این سه حذف شود، نتیجه یا نوستالژی خواهد بود یا فرمزدگی تکنولوژیک.
تکنولوژی باید در خدمت تابآوری باشد
کلانتری در ادامه درباره جایگاه تکنولوژی در آینده معماری و شهرسازی ایران گفت: ما نمیتوانیم نسبت به تحولات تکنولوژیک جهان بیتفاوت باشیم. آینده معماری و شهرسازی ایران ناگزیر با موضوعاتی مانند هوش مصنوعی، داده، صنعتیسازی، شهر هوشمند و سیستمهای هوشمند مدیریت شهری پیوند خواهد داشت.
وی افزود: مسئله بسیار مهم این است که تکنولوژی نباید به یک نمایش فرمال یا واردات صرف تبدیل شود. متأسفانه در برخی پروژهها، تکنولوژی صرفاً به ابزاری برای تولید فرمهای پیچیده و تصاویر جذاب تبدیل شده است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی تصریح کرد: تکنولوژی زمانی ارزشمند است که بتواند کیفیت زندگی را ارتقا دهد، مصرف انرژی را کاهش دهد، سرعت و دقت ساخت را افزایش دهد و تابآوری شهر را تقویت کند. در شرایط پس از جنگ، تکنولوژی باید در خدمت استقلال و تابآوری قرار گیرد.
کلانتری ادامه داد: صنعتیسازی میتواند سرعت بازسازی را افزایش دهد، داده و هوش مصنوعی میتوانند در مدیریت بحران نقش مهمی ایفا کنند و سیستمهای هوشمند نیز قادرند وابستگی به منابع محدود را کاهش دهند. اگر تکنولوژی بدون فهم بستر اجتماعی و فرهنگی وارد شود، نتیجه آن تولید فضاهایی خواهد بود که شاید از نظر بصری جذاب باشند، اما فاقد معنا و پایداریاند.
مسئله امروز ایران فقط بازسازی نیست
عضو هیئت علمی گروه پژوهشی برنامهریزی شهری و منطقهای پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی در ادامه با اشاره به ضرورت بازسازی پس از بحران اظهار کرد: بازسازی ضروری است، اما اگر فقط به بازسازی کالبدی محدود شود، بخش مهمی از مسئله نادیده گرفته خواهد شد.
وی افزود: تجربه جهانی نشان میدهد پس از هر بحران بزرگ، کشورها معمولاً با دو مسیر مواجه میشوند؛ یا صرفاً آنچه تخریب شده را بازتولید میکنند، یا از بحران بهعنوان فرصتی برای بازاندیشی در الگوی توسعه استفاده میکنند.
کلانتری تصریح کرد: به اعتقاد من، مسئله امروز ایران فقط بازسازی فیزیکی نیست، بلکه بازاندیشی در منطق توسعه شهری است. ما باید این پرسش را مطرح کنیم که آیا الگوی توسعهای که طی چند دهه گذشته دنبال کردهایم، همچنان پاسخگوست یا خیر.
این استاد دانشگاه ادامه داد: آیا توسعه صرفاً به معنای رشد کالبدی و افزایش ساختوساز است یا باید به سمت نوعی توسعه متوازن، انسانمحور و تابآور حرکت کنیم؟اگر این بازاندیشی اتفاق نیفتد، این خطر وجود دارد که همان الگوهای پیشین، با همان آسیبپذیریها، دوباره بازتولید شوند.
وی افزود: اما اگر از این بحران برای اصلاح ساختارها، تقویت تابآوری شهری، کاهش نابرابری فضایی و بازتعریف رابطه میان شهر، جامعه و دولت استفاده کنیم، این مقطع تاریخی میتواند به نقطه آغاز یک تحول مثبت تبدیل شود.
آینده شهرهای ایران در گرو تصمیمهای امروز است
کلانتری در ادامه این گفتوگو درباره اولویتهای آینده معماری و شهرسازی ایران در فضای پس از جنگ گفت: امروز بیش از هر زمان دیگری باید بپذیریم که آینده شهرهای ایران، نه فقط در پروژههای بزرگ، بلکه در کیفیت تصمیمهایی ساخته میشود که اکنون میگیریم.
وی افزود: اگر بخواهم مهمترین اولویتها را نام ببرم، باید به چند محور اساسی اشاره کنم؛ بازگرداندن انسان به مرکز برنامهریزی، اصلاح سیاست زمین، کاهش تمرکز فضایی، تقویت حملونقل عمومی، احیای مقیاس محله، بازتعریف رابطه میان تکنولوژی و اقلیم و همچنین تغییر در نظام آموزش معماری و شهرسازی.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی تأکید کرد: ما باید از این مرحله تاریخی برای رسیدن به نوعی بلوغ جدید استفاده کنیم. آینده معماری ایران نه در تکرار گذشته است و نه در تقلید شتابزده از جهان، بلکه در فهم عمیق واقعیت ایران و خلق راهحلهایی متناسب با این واقعیت شکل خواهد گرفت.
وی ادامه داد: اگر بتوانیم میان هویت، تکنولوژی و تابآوری تعادل ایجاد کنیم، این بحران میتواند به نقطه آغاز یک تحول مثبت در شهرسازی و معماری ایران تبدیل شود.
کلانتری در پایان گفت: شاید مهمترین نکته این باشد که دفاع از ایران، فقط دفاع نظامی نیست؛ دفاع واقعی زمانی محقق میشود که شهرهای ما بتوانند در شرایط بحران نیز زندگی، امید، انسجام اجتماعی و کیفیت زیست را حفظ کنند. این همان نقطهای است که معماری و شهرسازی، از یک فعالیت حرفهای صرف، به بخشی از آینده ملی ایران تبدیل میشوند.
انتهای پیام
