پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ | ۰۲:۴۵
سدهای هشت‌گانه در مسیر کارآفرینی زنان روستایی

پژوهشی در حوزه توانمندسازی اقتصادی زنان

سدهای هشت‌گانه در مسیر کارآفرینی زنان روستایی

محققان در پژوهشی جدید با تمرکز بر مناطق روستایی غرب کشور، به شناسایی گره‌های کوری پرداخته‌اند که اجازه نمی‌دهد توانمندی‌های بالقوه بانوان در حوزه تولید و خدمات خرد به مرحله اجرا و سودآوری پایدار برای خانواده‌ها برسد.

به گزارش ایسنا، بر اساس شاخص‌های توسعه انسانی سازمان ملل متحد، زنان یکی از ارکان اصلی سنجش میزان توسعه‌یافتگی در هر کشوری محسوب می‌شوند. با این حال، آمارهای جهانی نشان‌دهنده کاهش نگران‌کننده نرخ مشارکت اقتصادی زنان طی دو دهه اخیر است. این موضوع در جوامع روستایی اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند، چرا که راه‌اندازی کسب‌وکارهای خرد در این مناطق می‌تواند با ایجاد فرصت‌های جدید اشتغال، نوآوری و درآمدزایی، نقش مستقیمی در بهبود رفاه و وضعیت معیشتی کل جامعه روستایی ایفا کند. در واقع، کسب‌وکارهای کوچک به عنوان ستون فقرات اقتصاد شناخته می‌شوند که نه تنها به کاهش فقر کمک می‌کنند، بلکه موجب توانمندسازی فردی و اجتماعی افراد نیز می‌گردند.

در ایران، کسب‌وکارهایی که با کمتر از ده نفر نیروی انسانی فعالیت می‌کنند، به عنوان مشاغل خرد شناخته می‌شوند. با توجه به اینکه بخش عمده‌ای از فعالیت‌های حیاتی در روستاها توسط زنان انجام می‌شود، ایجاد بستری برای فعالیت رسمی و اقتصادی آن‌ها ضرورتی انکارناپذیر است. آمارهای رسمی نشان می‌دهند که نرخ اشتغال زنان روستایی در کشور حدود ۱۵ درصد است که در مقایسه با نرخ حدود ۶۹ درصدی مردان، شکافی عمیق را به تصویر می‌کشد. شناسایی و رفع موانع پیش‌روی این زنان علاوه بر کاهش فقر، باعث افزایش اعتمادبه‌نفس، تقویت توان حل مسئله و ایجاد سرمایه اجتماعی در روستاها می‌شود که برای توسعه پایدار کشور حیاتی است.

مژده کتابی، پژوهشگر گروه ترویج و آموزش کشاورزی در دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینای همدان، به همراه دو تن از همکاران خود در این دانشگاه، تحقیقی جامع را در خصوص شناسایی موانع راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک توسط بانوان در روستاهای استان کرمانشاه انجام داده‌اند. این تیم تحقیقاتی با تمرکز بر چالش‌های بومی این منطقه، تلاش کردند تا با رویکردی علمی، عواملی را که باعث می‌شود زنان روستایی علی‌رغم داشتن انگیزه، نتوانند فعالیت اقتصادی خود را آغاز کنند یا در ادامه مسیر شکست بخورند، دسته‌بندی و تحلیل نمایند.

روش انجام این پژوهش بر پایه مصاحبه‌های عمیق و کیفی بنا شده است. محققان با ۱۴ نفر از زنان روستایی که یا صاحب کسب‌وکار خرد بوده و یا در آستانه راه‌اندازی آن قرار داشتند، گفتگوهای نیمه‌ساختارمندی را ترتیب دادند. در این روش، هر فرد مصاحبه‌شونده به محققان کمک می‌کند تا فرد واجد شرایط بعدی را پیدا کنند. سپس تمامی گفته‌ها و تجربیات این زنان با دقت ثبت و با روش تحلیل محتوا مورد واکاوی قرار گرفت تا کدهای استخراج شده، دسته‌بندی‌های نهایی موانع را شکل دهند.

یافته‌های این مطالعه نشان دادند که موانع موجود بر سر راه اشتغال زنان روستایی کرمانشاه به هشت گروه اصلی تقسیم می‌شوند. در میان این موارد، موانع فرهنگی و اجتماعی با اختصاص بیش از ۱۶ درصد از کدها، قدرتمندترین عامل بازدارنده شناخته شد. پس از آن، چالش‌های مالی و اقتصادی، مسائل مربوط به سیاست‌گذاری و قوانین، موانع دولتی و نهادی، و مسائل فردی در رتبه‌های بعدی اهمیت قرار گرفتند. همچنین موانع آموزشی، جغرافیایی و در نهایت مسائل خانوادگی نیز به عنوان دیگر عوامل تاثیرگذار در عدم موفقیت یا عدم ورود زنان به عرصه کارآفرینی شناسایی شدند.

در تحلیل نتایج به‌دست آمده، مشخص گردید که ریشه بسیاری از مشکلات در باورهای سنتی و ساختارهای جنسیتی نهفته است که نقش زن را تنها در خانه‌داری محصور می‌بیند. همچنین پیچیدگی‌های اداری برای دریافت مجوزها و بیمه، به همراه عدم دسترسی به سرمایه اولیه و وثیقه‌های بانکی، مسیر را برای زنان دشوارتر کرده است. پژوهشگران تاکید می‌کنند که برای عبور از این وضعیت، دولت باید در کنار ساده‌سازی فرآیندهای قانونی، به فکر تقویت صندوق‌های خرد محلی و ایجاد بازارهای مستقیم برای فروش محصولات روستایی باشد تا انگیزه فعالیت اقتصادی در بانوان تقویت شود.

اهمیت یافته‌های این پژوهش در آن است که نشان می‌دهند موانع فرهنگی چگونه مستقیماً بر اعتمادبه‌نفس زنان تاثیر می‌گذارند. در بسیاری از روستاها، زنان برای کوچک‌ترین قدم‌های اقتصادی نیازمند تایید همسر یا پدر هستند و در صورت مخالفت آن‌ها یا جامعه محلی، از مسیر خود باز می‌مانند. این موضوع نشان می‌دهد که صرفاً تزریق پول یا وام به روستاها کافی نیست و باید برنامه‌های آگاه‌سازی فرهنگی برای مردان و خانواده‌ها نیز تدوین شود. تحول فرهنگی تدریجی و معرفی الگوهای موفق زن روستایی می‌تواند این سد ذهنی را شکسته و جامعه را با منافع اقتصادی اشتغال زنان همراه کند.

از سوی دیگر، در بعد اقتصادی، نبود مالکیت دارایی‌هایی مثل زمین یا سند خانه به نام زنان، عملاً آن‌ها را از سیستم بانکی حذف کرده است. این پژوهش بر لزوم بازنگری در قوانین حمایتی و ایجاد ساختارهای مشاوره حقوقی رایگان تاکید دارد. زنان روستایی اغلب از حقوق قانونی خود بی‌اطلاع هستند و در مواجهه با بوروکراسی اداری و فرآیندهای زمان‌بر ثبت کسب‌وکار، به سرعت ناامید می‌شوند. اصلاح این قوانین و ایجاد بسترهای دیجیتال برای بازاریابی محصولات می‌تواند پیوند میان تولیدات خرد روستایی و بازارهای شهری را برقرار کرده و ثبات اقتصادی را برای این خانواده‌ها به ارمغان بیاورد.

گفتنی است نتایج این مطالعه علمی ارزشمند در «فصلنامه مطالعات کارآفرینی و توسعه پایدار کشاورزی» منتشر شده است. این نشریه علمی تخصصی وابسته به «دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان» است و نقش مهمی در انتشار پژوهش‌های کاربردی برای بهبود زیست‌بوم کشاورزی و کارآفرینی در مناطق روستایی کشور ایفا می‌کند.

بدون تردید، توجه به نتایج این تحقیق می‌تواند مسیر را برای برنامه‌ریزان استانی و کشوری جهت توانمندسازی واقعی زنان در مناطق محروم هموار سازد.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی