سلمان ساکت، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، شامگاه ۱۸ خردادماه، در آیین نکوداشت استاد محمود دلآسائی به پاس هفت دهه طبابت، نیکوکاری و دیگردوستی استاد دلآسائی که به همت انجمن چهارسوی هویت خراسان، در تالار فردوسی مجتمع دکتر علی شریعتی، جهاد دانشگاهی خراسان رضوی برگزار شد، با اشاره به اینکه انجمن خراسان رضوی از سال ۱۳۹۸ شروع به کار کرده است و تاکنون، گذشته از نشستهایی درباره کلیت هویت و حس تعلق به شهر، نشستهایی با عنوان «کتابشناخت» نیز برگزار کرده است، اظهار کرد: چراغ اول، در شهریور ۱۳۹۸، همایش بزرگداشت استاد محمد شریعتی با عنوان «دانش و اخلاق» بود. چراغ دوم، در آذر همان سال، به پاسداشت خدمات حاجی عابدزاده اختصاص داشت و با عنوان «حاجی عابدزاده و تجربه نهادسازی اجتماعی» برگزار شد. چراغ سوم، همزمان با همهگیری کرونا، به صورت مجازی و با عنوان «امر خیابان، خاطره و زندگی» برگزار شد.
وی افزود: چراغ چهارم، «شب آیینهای رضوی» و چراغ پنجم، «شب نغمهها و نواهای خراسان» بود. چراغ ششم، در مهرماه ۱۴۰۰، با عنوان «شب ۱۰۰ سال کتابفروشیهای مشهد» در مجتمع دکتر علی شریعتی جهاد دانشگاهی برگزار شد. چراغ هفتم نیز در شهریور ۱۴۰۱، همایش بزرگداشت استاد محمدرضا حکیمی با عنوان «مرزبان عدالت» بود.

عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به برگزاری چراغ هشتم برای نکوداشت استاد دکتر دلآسایی، بیان کرد: دکتر دلآسایی انسانی بسیار جدی و کوشا است. اگر هدفی را برگزیده، همه توان و تلاش خود را به کار برده تا به آن هدف دست پیدا کند. ایشان برای رسیدن به رشته پزشکی و پزشک شدن، حتی برای ورود به دبیرستان، زحمات بسیاری کشیده است. روی پای خود بزرگ شده، رنجها کشیده و سختیهای زیادی تحمل کرده است.
ساکت با اشاره به اینکه او کسی است که درد دردمندان و رنج رنجوران را نمیتواند تحمل کند و همه توان خود را برای کمک به دیگران صرف میکند، تصریح کرد: دکتر دلآسایی یک باورمند واقعی و یک دیندار حقیقی است. به خاطر زر و زور و تزویر، گامی از باورها و عقاید خود عقب ننهاده است. بهرغم جفاهایی که دیده اما به اصول اخلاقی و منش اجتماعی و سیاسی خود پایبند بوده است.
سیاست برای دلآسایی ابزاری برای خدمت بود نه کسب قدرت
وی در ادامه افزود: اگر به سیاست روی آورده، برای کسب جاه و مقام و ثروت نبوده است بلکه میخواسته از سیاست استفاده کند تا به مردم خدمت کند. به همین دلیل نیز اگر راه سیاست را بر او بستند، راه تازهای به روی خود گشود و مستقیم به مردم کمک کرد. او در واقع میخواست از سیاست برای خدمت به مردم بهره بگیرد. بنابراین معتقد بود در هر عرصهای میتوان به مردم خدمت کرد و الزاما نباید از طریق سیاست باشد؛ سیاست برای او ابزاری برای یاریرساندن بود. به همین دلیل، اگر میدید که سیاست با کسب منافع شخصی و گروهی همراه میشود از آن فاصله میگرفت.
عضو انجمن چهارسویی هویت خراسان با اشاره به اینکه نیکی و نیکوکاری در ذات دکتر جاری شده است، خاطرنشان کرد: اگر نیکی، نیکاندیشی و نیکورزی کرده، نهتنها این کارها را به رخ دیگران نکشیده بلکه حتی با خود نیز مرور نکرده که کار خاصی انجام داده، بلکه تنها به وظیفه خود عمل کرده است. حتی کمکهایی که به افراد مختلف کرده و خدمتهایی که روا داشته، اگر بعدها قدردان او نبودهاند، هرگز آن را بر زبان نیاورده و از آن پشیمان نشده است؛ کمک به دیگران برای او بیچشمداشت بوده است.
ساکت با بیان اینکه امروز ایران در مرکز توجهات قرار گرفته و سخن از انسجام و همبستگی، نقل هر گفتار و نوشتاری است، تصریح کرد: کمتر کسی را میتوان یافت که چنین باورمندانه، صمیمانه و خالصانه، بدون هیچ چشمداشتی و بدون هیچگونه خودنمایی، به کشور، وطن، همشهریان و هموطنان خود خدمت کرده باشد.
رونمایی از تاریخ شفاهی خاندان دلآسایی
وی با اشاره به رونمایی از کتاب تاریخ شفاهی که درباره خاندان آقای دکتر دلآسایی است، بیان کرد: خانواده ایشان، خاندان سرشناسی بودهاند و هستند. خانه اجدادی آقای دکتر دلآسایی و خاندان ایشان همچنان باقی است. ما این پیشنهاد را از طرف انجمن مطرح میکنیم که این خانه، یکی از بهترین خانههای تاریخی در بافت تاریخی و قدیمی مشهد است که باید حفظ و احیا شود. این خانه میتواند نمادی از شرافت، نیکاندیشی و ازخودگذشتگی در این شهر باشد.

مقصد زندگی، انسان بودن و انسان زیستن است
در ادامه محمود دلآسایی، با تأکید بر جایگاه انسان در نظام آفرینش، اظهار کرد: آفریننده جهان و انسان، خداوندی است که خود میفرماید «الله احسن الخالقین». سخن امروز ما از انسان است، از ادب انسانی و از مقصدی به نام انسان بودن و انسان زیستن. زندگی، کوچه سبزی است میان دل و دشت؛ میان وجود انسان و جهان. در این مسیر، عشق و گذشت معنا مییابد. زندگی مزرعه خوبیها و راه رسیدن به خداوند است.
وی با اشاره به تأثیر استاد محمدتقی شریعتی و دکتر علی شریعتی بر اندیشههای خود تصریح کرد: دکتر شریعتی را عاملی تعیینکننده و نمادی در شکلگیری ساختار اعتقادی، فکری و انسانی خود میدانم. مرحوم استاد محمدتقی شریعتی نیز معلم بزرگ اندیشههای من بود، هرچند نتوانستم آنگونه که باید از دریای علم ایشان بهرهمند شوم.
دلآسایی بخشی از نوشتهای از دکتر علی شریعتی را قرائت کرد و گفت: «خدایا رحمتی کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد و قوتم بخش تا نامم را و نانم را ـ و حتی جانم را ـ در خطر ایمانم افکنم». آنچه از آن بزرگمرد آموختم، حفظ شرافت و انسانیت در زندگی بود.
دلآسایی با تأکید بر نگاه فعال به زندگی خاطرنشان کرد: حقیقت آن است که دوران ما غمانگیز است، اما زندگی محفل آرام غم خوردن نیست. زندگی، تنها خوردن و افسردن نیست؛ زندگی جنبش و پویایی است. از آغاز حیات تا آنجا که خدا میداند، زندگی مسیری پرخار، پرتلألؤ و آکنده از عطر است.
وی ادامه داد: اگر گلی میچینیم، باید بدانیم گل و خار و عطر در کنار یکدیگر هستند. زندگی را مغتنم بشمارید و بدانید زندگیِ ثمربخش، زندگیِ جمعی است. انسان به تنهایی به حیات ایدهآل نمیرسد؛ زندگی زمانی معنا و لذت مییابد که در کنار دیگر انسانها و با دوست داشتن آنان سپری شود.
زکاتِ تواناییها مسئولیت اجتماعی هر انسان است
این استاد دانشگاه با اشاره به مفهوم «زکات» در دین گفت: زکات تنها محدود به مصادیق سنتی نیست؛ امروز زکات میتواند بخشی از نیرویی باشد که خداوند به هر یک از ما عطا کرده است. اگر پزشکی دانشی دارد، زکات علم او آن است که حرفه خود را صرفاً به تجارت تبدیل نکند. هرچند طبابت با دستمزد همراه است، اما نباید شرط نخست آن، مطالبه مالی باشد.
وی افزود: هر یک از ما در هر جایگاهی میتوانیم زکات توانایی خود را بپردازیم. استادی که علم خود را صادقانه در اختیار دانشجویان میگذارد، پژوهشگری که دانش خود را در خدمت جامعه قرار میدهد، همه در حال ادای زکات نعمتهای الهیاند. انسانها را دوست بدارید و همراهان خود را قدر بدانید. خدمت به جامعه، بخشی از شکرگزاری نعمتهایی است که خداوند به ما عطا کرده است.
در ادامه نارین دلآسایی، فرزند دکتر محمود دلآسایی، با تأکید بر اینکه سخن گفتن از ۷۰ سال تلاش، دانش و محبت در چند دقیقه کاری دشوار است، اظهار کرد: پدرم راهی را برگزید که راه آسایش نبود بلکه مسئولیت بود. تخصص کودکان بیش از هر تخصص دیگری با امید به آینده و لبخند کودکان گره خورده است و طی این سالها، دستان شفابخش او آرامبخش هزاران خانوادهای بوده که با نگرانی به وی پناه میآوردند.
وی با اشاره به استمرار فعالیت حرفهای پدرش پس از هفت دهه، خاطرنشان کرد: بسیاری پس از دههها کار، دوران بازنشستگی را زمان استراحت میدانند، اما پدرم خدمت را رها نکرده است. حضور داوطلبانه و بیچشمداشت او در آسایشگاه معلولین فیاضبخش در کنار کسانی که بیش از همه نیازمند محبت هستند، ارزشمندتر از هر تقدیرنامهای است.
دلآسایی افزود: این حضور نشان میدهد که طبابت برای او تنها یک شغل نبوده؛ بلکه عهدی است با انسانها، با وجدان خود و با خدایی که خدمت به بندگانش را از ارزشمندترین عبادتها قرار داده است. هفتاد سال طبابت، یعنی ۷۰ سال تلاش برای آرامش دیگران و کاستن از رنجهای مردم.
فرزند دکتر دلآسایی با بیان اینکه امروز تنها از یک پزشک تجلیل نمیشود، بلکه از یک عمر انسانیت تقدیر به عمل میآید، گفت: من امروز به عنوان فرزندت، با تمام وجود افتخار میکنم که دختر پزشکی هستم که علم را با عشق آمیخت، خدمت را با فروتنی همراه کرد و انسانیت را در تمام سالهای زندگیاش زنده نگه داشت. بزرگترین سرمایه زندگی تو، قلبهایی است که با مهربانیات تسخیر کردهای.
در ادامه نوذر دلآسایی، پسر دکتر دلآسایی با اشاره به تولد پدرش در سال ۱۳۱۲، افزود: برای درک بهتر شخصیت و منش نسل پدرم، باید به سالهای پیش و پس از تولد او بازگردیم. هشت سال پیش از تولد ایشان، با انقراض سلسله قاجار در سال ۱۳۰۴، کشور وارد دورهای تازه از تحولات ساختاری و اجتماعی شد. این تغییرات، فضای فکری و اجتماعی جدیدی را شکل داد که نسل پدرم در آن رشد یافت.
وی ادامه داد: ۶ سال پس از تولد پدرم، در شهریور ۱۳۱۸، جنگ جهانی دوم آغاز شد و تا سال ۱۳۲۴ ادامه یافت. این جنگ، علاوه بر تحولات جهانی، پیامدهای گستردهای برای ایران داشت؛ از ناامنیهای اجتماعی و تضعیف ساختارهای اقتصادی گرفته تا شیوع بیماریهای واگیر و آسیبهای جدی به زیرساختهای کشور. پدرم در چنین فضای پرتلاطم و در خانوادهای مذهبی و سنتی، به عنوان چهارمین فرزند از میان ۹ فرزند، رشد یافت؛ نسلی که هر روز با تغییرات اجتماعی، پویایی فکری و تحولات عمیق ساختاری مواجه بود.
دلآسایی با اشاره به اهمیت تحصیل در آن دوره تصریح کرد: در آن زمان، ادامه تحصیل و مدرسه رفتن، خود حرکتی رو به جلو و تا حدی ساختارشکنانه محسوب میشد. این مسیر آموزشی همزمان با آشنایی پدرم با چهرههای برجسته فکری و فرهنگی کشور شکل گرفت و در تکوین شخصیت علمی و اجتماعی او نقش مهمی ایفا کرد. برای شناخت درست یک فرد، باید او را در بستر تاریخی و اجتماعی زمانهاش دید؛ نسلی که در میان تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی ایران بالید و مسئولیت ساختن آینده را بر عهده گرفت.
انتهای پیام
