احسان شریعتی، شامگاه ۱۸ خردادماه، در آیین نکوداشت استاد محمود دلآسائی به پاس هفت دهه طبابت، نیکوکاری و دیگردوستی او که در مجتمع دکتر علی شریعتی جهاد دانشگاهی مشهد برگزار شد، با اشاره به اینکه این آیین تنها به پاس طبابت، دیگردوستی و نیکوکاری نیست، بلکه بزرگداشت مجموعهای از این مفاهیم و ارزشهاست، اظهار کرد: ما استاد دلآسائی را نه فقط به سبب خدمات پزشکی و خیرخواهی، بلکه به دلیل باور، ایمان، مشی اعتقادی، تعهد سیاسی، آزادیخواهی و نیز قرار گرفتن ـ به تعبیر امروز ـ در سمت درست تاریخ، یعنی در سویه ملی و مردمی تاریخ معاصر ایران، گرامی میداریم.
وی با اشاره به اینکه رسالت طبابت، یعنی دفاع از زندگی و مبارزه با مرگ، بیماری، بلاها و رنجها، اصولاً پیششرط سعادت به شمار میرود، افزود: سلامت جسم و فقدان درد، نخستین شرط زندگی مطلوب است، اما مهمتر از آن، پس از این شرط اولیه، تندرستی، صلح و آرامش جان و روان و فقدان تشویش است. زیرا آنچه از هر توسعه صرفاً مادی مهمتر است و پس از توسعه مادی قرار میگیرد، تعالی معنوی فرد و جامعه است. از اینرو، کار پزشکی نیازمند عشق، شفقت و انساندوستی است. پزشک، تنها متخصص بیماری نیست، بلکه درمانگر انسان است.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه در اینجا مذهب، به معنای نوسازی دائمی است، بیان کرد: به تعبیر باستانی، هستی، کودکی است در حال بازی که مهرههای تقدیر را بر تختهنرد زمان جابهجا میکند. سلطنت و سیادت راستین از آنِ کودک است. بلوغ انسان زمانی محقق میشود که ما جدیت کودکی را در هنگام بازی به دست آوریم؛ بنابراین، کودک در اینجا مظهر انسانی است که از نو ساخته میشود و اگر بتوانیم این روحیه جستوجوگری و سلامت جان و روان را از کودکی حفظ کنیم، موفق شدهایم.
شریعتی با اشاره به اینکه دکتر دلآسائی متولد ۱۳۱۲ هستند، تصریح کرد: ایشان همنسل و همکلاس دکتر علی شریعتی بودند و از طریق آشنایی با استاد محمدتقی شریعتی، در کلاسهای درس ایشان حضور مییافتند و با اندیشههای وی آشنا شدند. استاد محمدتقی شریعتی در سال ۱۳۲۳ کانون نشر حقایق اسلامی را در مشهد، به همراه بزرگانی چون طاهر احمدزاده و دیگر دوستانشان، تأسیس کردند. خوشبختانه این جریان در برابر دو قطبیای شکل گرفت که در آن زمان، پس از شهریور ۱۳۲۰، در ایران پدید آمده بود. پس از یک دوره بیستساله تجدد آمرانه و سپس اشغال ایران و شرایط تهاجم خارجی، جامعه ایران و بهویژه شهر مذهبی مشهد، احساس رهایی میکرد.
درس اول دینداری، راستگویی است
وی ادامه داد: در یک سو، جریانهای مذهبی و سنتی حضور داشتند و از سوی دیگر، جریانهای روشنفکری متأثر از سوسیالیسم، کمونیسم و اندیشههای برخاسته از انقلاب اکتبر. در چنین فضایی، کانون نشر حقایق اسلامی و استاد محمدتقی شریعتی کوشیدند راه سومی را مطرح کنند؛ راهی که نه بازگشت به سنتگرایی منفعل بود و نه تسلیم شدن در برابر الگوهای وارداتی و ایدئولوژیهای رایج آن دوران. استاد شریعتی پیش از هر چیز یک معلم بود؛ معلمی که صداقت را اساس دینداری میدانست. نقل میکنند که روزی موضوع انشایی درباره خدا مطرح شد و یکی از دانشآموزان نوشت که به خدا اعتقاد ندارد. استاد نهتنها او را سرزنش نکرد، بلکه گفت: درس اول دینداری، راستگویی است.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه درک دینی اصیل، دروغ و تظاهر را برنمیتابد و حقیقتجویی را اصل قرار میدهد، گفت: در این نگاه، دین تنها مجموعهای از مناسک نیست، بلکه فرهنگی است که اخلاق، نقد، بازاندیشی و اصلاح مستمر، در کانون آن جای دارد. چنانکه دکتر دلآسائی در کتاب خود آورده است، باید سلامت ایمان و اندیشه خدمت به خلق را در همین کانون آموخت.
وی افزود: همزمان، از نظر سیاسی و فکری، جنبشی به نام خداپرستان سوسیالیست شکل گرفت. دوستان و همراهان این جریان در نهضت ملی ایران برای استقلال و آزادی مشارکت داشتند و اعضای کانون اسلامی مشهد نیز به این جنبش میپیوستند. بدین ترتیب، دو حرکت فکری و سیاسی به موازات یکدیگر شکل گرفت؛ نهضت فکری نواندیشی دینی و نهضت ملی برای استقلال و آزادی. این جریان با نهضت ملی ایران نیز پیوند یافت؛ نهضتی که به رهبری دکتر محمد مصدق برای استقلال، آزادی، حاکمیت ملی و ملی شدن صنعت نفت شکل گرفته بود.
شریعتی با اشاره به اینکه بسیاری از اعضای کانون نشر حقایق اسلامی و فعالان مذهبی مشهد، خود را بخشی از این جنبش ملی میدانستند و در مسیر آن حرکت میکردند، خاطرنشان کرد: پس از کودتای ۲۸ مرداد و شکست دولت ملی دکتر مصدق، این مبارزه پایان نیافت، بلکه در قالب نهضت مقاومت ملی و دیگر اشکال مبارزه سیاسی و مدنی ادامه پیدا کرد. این مسیر در دهههای بعد نیز تداوم یافت و نهایتاً به انقلاب ۱۳۵۷ انجامید.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در سالهای نخست پس از انقلاب، امید آن بود که آرمانهای آزادی، عدالت، استقلال و مردمسالاری تحقق یابد. چهرههایی همچون دکتر کاظم سامی و بسیاری دیگر از نیروهای ملی و مذهبی کوشیدند این آرمانها را در عرصههای مختلف، از جمله بهداشت و درمان، پیگیری کنند. حتی درباره اداره نظام سلامت نیز ایدههایی مبتنی بر مشارکت، شوراها و مدیریت مردمی مطرح بود؛ اینکه امور تنها از بالا و به شکل متمرکز اداره نشود و مردم در سرنوشت خود نقش داشته باشند.

نهضتها زمانی آسیب میبینند که از آرمانهای اولیه فاصله بگیرند
شریعتی با اشاره به اینکه این خاطرات نشان میدهد چگونه یک نهضت، هنگامی که به نظام و نهاد تبدیل میشود، ممکن است به تدریج از آرمانهای اولیه خود فاصله بگیرد، گفت: در چنین شرایطی، انحرافهایی در عرصه اقتصاد، سیاست و فرهنگ پدید میآید و گفتمان آغازین جای خود را به رویکردهای دیگری میدهد. این چرخشها موجب شد بخشی از نیروهای فکری و سیاسی که در شکلگیری آن نهضت نقش داشتند، نسبت به مسیر طیشده انتقاد کرده و از آرمانهای نخستین خود دفاع کنند. واکنش به این تحولات گاه در قالب نقدهای فکری و فرهنگی و گاه در قالب فاصله گرفتن از قرائتهای رسمی و حکومتی بروز یافت.
وی بیان کرد: در چنین شرایطی، اهمیت شخصیتهایی چون دکتر دلآسائی بیشتر آشکار میشود؛ کسانی که در تمام این فراز و فرودها، اصول اخلاقی، انساندوستی، خدمت به مردم و وفاداری به ارزشهای انسانی را حفظ کردند و نشان دادند که میتوان در هر شرایطی در کنار مردم ایستاد و به آنان خدمت کرد.
جامعه بدون حافظه تاریخی، محکوم به تکرار خطاست
این استاد دانشگاه ادامه داد: نسل جدید باید از گذشته بیاموزد؛ چراکه نسلی که گذشته خود را نشناسد، ناگزیر است همان اشتباهات را دوباره تکرار کند. البته برخی اندیشمندان نیز معتقدند تاریخ هرگز بهطور کامل تکرار نمیشود، زیرا هر رویداد تاریخی در بستر و شرایطی منحصربهفرد شکل میگیرد و از همین رو تکرار عیناً به همان شکل ممکن نیست. با این حال، تجربه نشان داده است که نه قدرتها و نه ملتها همواره از تاریخ درس نمیگیرند. از همین منظر گفته شده است که اگر تاریخ دوبار تکرار شود، بار نخست به صورت تراژدی و بار دوم به شکل کمدی رخ میدهد.
شریعتی افزود: بر همین اساس، برای آنکه خطاهای گذشته بار دیگر، این بار به شکلی مضحک و تکراری، بازتولید نشود، لازم است حافظه تاریخی جامعه حفظ و تقویت شود. در همین راستا، از گزارش و روایتی که دکتر محمود دلآسائی در قالب این کتاب ارائه کردهاند و به مناسبت آن در این نشست گرد هم آمدهایم، قدردانی میکنیم. این اثر تلاشی ارزشمند برای ثبت و بازگویی تجربهها و انتقال آن به نسلهای بعدی است.

دکتر محمود دلآسایی الگوی مسئولیتپذیری اجتماعی بود
در ادامه این برنامه، حمید مستشاری، رئیس هیأتمدیره انجمن خیریه حمایت از بیماران سرطانی مشهد، با اشاره به سابقه آشنایی خود با دکتر دلآسایی اظهار کرد: سالها پیش و در ابتدای حضورم در مشهد با دکتر محمود دلآسایی آشنا شدم. آن زمان به دنبال فردی بودم که بتواند راهنما و همراهی برای آشنایی بیشتر با شهر و فضای فعالیت در آن باشد و ایشان نخستین کسی بودند که به من معرفی شدند. از همان زمان این آشنایی به دوستی و ارتباطی عمیق تبدیل شد و پس از آن در مشهد تشکیل خانواده دادم و امروز پنج فرزند دارم که به نوعی ثمره همان سالهای همراهی و ارتباط با دکتر دلآسایی است.
وی با بیان اینکه در طول این سالها هر زمان به راهنمایی یا کمکی نیاز بود از دانش و تجربه ایشان بهرهمند میشدیم، به نقش دکتر دلآسایی در تقویت نگاه ویژه به مسئولیتهای اجتماعی، پرداخت و اضافه کرد: یکی از مهمترین درسهایی که از ایشان آموختم، توجه جدی به مسئولیت اجتماعی بود که نمونه بارز آن نیز ماجرای آسایشگاه معلولان شهید فیاضبخش است.
رئیس هیأتمدیره انجمن خیریه حمایت از بیماران سرطانی مشهد اضافه کرد: با اسناد و مدارکی که دکتر دلآسایی در اختیار داشتند و با تکیه بر حافظه و آگاهی دقیق ایشان از تاریخچه این مجموعه، توانستیم آسایشگاهی را که به نام دولت ثبت شده بود، دوباره به مردم بازگردانیم؛ مجموعهای با حدود ۸ هکتار زمین و ۴۰ هزار مترمربع زیربنا. تاریخچه این آسایشگاه نیز بر اساس همان اطلاعات و محفوظات دقیق دکتر دلآسایی تدوین شد. این اقدام در واقع گامی مهم در احقاق حقوق اجتماعی معلولان بود.
مستشاری با اشاره به یکی دیگر از اقدامات انجامشده در این مجموعه گفت: یکی از مشکلات جدی معلولان، دسترسی به خدمات دندانپزشکی است. بسیاری از مطبها به دلیل شرایط فیزیکی یا دشواری پذیرش بیماران دارای معلولیت، امکان ارائه خدمت به این افراد را ندارند. به همین دلیل با ابتکار دکتر دلآسایی و همراهی جمعی از پزشکان، تصمیم گرفته شد در آسایشگاه، مرکز دندانپزشکی ویژه معلولان راهاندازی شود.
وی خاطرنشان کرد: این مرکز ابتدا با یک فضای کوچک و دو یونیت دندانپزشکی آغاز به کار کرد، اما به مرور با همراهی پزشکان داوطلب توسعه یافت. در ادامه نیز با حمایت دکتر دلآسایی و مشارکت دوستان و خیران، کلینیکی مجهز ایجاد شد که امروز حدود ۱۲۵ دندانپزشک بهصورت افتخاری در آن به ارائه خدمات به معلولان میپردازند.
رئیس هیأتمدیره انجمن خیریه حمایت از بیماران سرطانی مشهد ادامه داد: در حال حاضر این مرکز یکی از نمونههای کمنظیر در ارائه خدمات دندانپزشکی به معلولان است. فضای آن بهگونهای طراحی شده که مراجعهکنندگان احساس محرومیت یا نیازمندی نکنند و خدمات را به عنوان حق خود دریافت کنند.
مستشاری با بیان اینکه طی بیش از ۶ دهه از همراهی و شاگردی در کنار دکتر دلآسایی بهره برده است، گفت: بسیاری از موفقیتها و اعتباری که در فعالیتهای صنعتی و اجتماعی به دست آوردهام، مرهون همین ارتباط و راهنماییها است. هرچه امروز دارم، حاصل زنجیرهای از اعتماد، همراهی و مسئولیتپذیری اجتماعی است که با حضور و راهنمایی ایشان شکل گرفته و تداوم یافته است.

رونمایی از چهارمین اثر مجموعه «تاریخ شفاهی مشهد»
در ادامه، خلیل حسینیعطار، پژوهشگر حوزه کتاب، در این مراسم با بیان اینکه تاکنون چهار عنوان کتاب در مجموعه تاریخ شفاهی مشهد توسط انتشارات «محقق مشهد» منتشر شده است، اظهار کرد: نخستین اثر این مجموعه با عنوان «تمام و ناتمام؛ زندگی، زمانه و آثار حسین مسعودی خراسانی» به کوشش نسرین مسعودی، دومین اثر با نام «شهر خاطرات؛ نکوداشت و ارجنامه حسین ادیبیان» به کوشش رضا سلیماننوری، سومین اثر تحت عنوان «سرگذشتنامه خاندان دلآسایی» به کوشش دکتر محمود دلآسایی و چهارمین اثر با عنوان «قطرهای از دریا؛ خاطرات جواد عطایی» به کوشش جمشید قشنگ و مهندس جواد عطایی روانه بازار نشر شدهاند.
وی با اشاره به رونمایی از سومین جلد این مجموعه در این مراسم، افزود: این کتاب به سرگذشت خاندان دلآسایی و خاطرات دکتر محمود دلآسایی اختصاص دارد که پیشگفتار، تبارشناسی اجداد و خاطرات اجتماعی و سیاسی ایشان را تا پس از انقلاب اسلامی در بر میگیرد.

حسینیعطار با بیان اینکه دکتر محمود دلآسایی از شاگردان و حواریون استاد محمدتقی شریعتی و همکلاسی دکتر علی شریعتی بوده است، تصریح کرد: آشنایی ما با ایشان از برکات برنامه «چراغ اول چهارسو» در شهریورماه ۱۳۹۸ با موضوع بزرگداشت استاد محمدتقی شریعتی در تالار شهر مشهد آغاز شد. در آن مقطع، جمع کوچکی از علاقهمندان شامل دکتر احسان بیکزاده، صدرا میردامادی، رضا خاکشور، مرحوم ناصر اشکیانی، حسین ثاقب و اینجانب، اهتمام به ثبت خاطرات بزرگان را آغاز کردیم.
این پژوهشگر ادامه داد: مصاحبه با دکتر محمود دلآسایی از جذابترین بخشهای این پروژه بود؛ حافظه شگفتانگیز ایشان بارها ما را در حین گفتوگو دچار حیرت میکرد. اکنون بخشی از آن مصاحبهها که بارها از سوی ایشان بازخوانی و تکمیل شده، در قالب کتاب برای علاقهمندان تاریخ شفاهی مشهد منتشر شده است.
حسینیعطار به کتاب پنجم این مجموعه اشاره کرد و گفت: کتاب پنجم با عنوان «دفتر خاطرات: از دانشگاه فردوسی مشهد تا حسینیه ارشاد»، به خاطرات استاد پرویز خرسند اختصاص دارد. استاد پرویز خرسند در پایان اردیبهشتماه سال جاری از میان ما رخت بربست و ما اکنون در سوگ او که یکی از درخشانترین حافظههای شهرمان بود، نشستهایم. خاطرات این کتاب بخشی از یادمانهای اوست که در اواخر دهه ۸۰ طی ۱۲ جلسه در مشهد و تهران ضبط کرده بودم و پیشتر در یادداشتی با عنوان «غریبِ زمانه» به معرفی آن پرداختهام.
انتهای پیام
