به گزارش ایسنا، حمیدرضا نمازی در مراسم رونمایی از سامانه «علمخوان» که امروز سهشنبه ۱۹ خردادماه با هدف انتشار اخبار پژوهشهای دانشگاهی و عمومیسازی دستاوردهای علمی در موزه ملی تاریخ علوم پزشکی برگزار شد، با اشاره به اهمیت عمومیسازی علم و پژوهش گفت: ایده سامانه علمخوان از دغدغه «عمومیسازی پژوهش» و «عمومیسازی علم» شکل گرفت. در فلسفه علم و تاریخ علم، سالهاست که بحث «عمومیسازی علم» یا Science Popularization مطرح است و امروز این مفهوم به حوزه عمومیسازی پژوهش نیز وارد شده است.
نخستین گامهای عمومیسازی علم در جهان در ایران برداشته شد
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی با اشاره به سابقه تاریخی این موضوع در تمدن ایرانی اسلامی گفت: شاید بتوان کتاب «من لا یحضره الطبیب» را که محمد بن زکریای رازی در قرن چهارم هجری قمری نوشت، یکی از نخستین گامهای عمومیسازی علم در جهان دانست. این کتاب برای افرادی نوشته شده بود که به پزشک دسترسی نداشتند و بعدها الگوی آن در آثار دیگری مانند «من لا یحضره الفقیه» نیز مورد استفاده قرار گرفت.
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی با تشریح گروههای هدف عمومیسازی علم، گفت: نخستین گروه هدف، حوزه عمومی است؛ یعنی همان فضایی که به تعبیر هابرماس میان دولت و حوزه خصوصی قرار میگیرد، فضاهایی مانند شبکههای اجتماعی و کافهها، روزنامهها، مجلات و خبرگزاریها که در آنها گفتوگو شکل میگیرد.
وی ادامه داد: گروه دوم علاقهمندان هستند؛ افرادی که به دلیل تجربه شخصی، بیماری یکی از اعضای خانواده یا علاقهمندیهای فردی به موضوعی علمی جذب شدهاند. همچنین بیماران مزمن امروز به بازیگران مهم تولید دانش تبدیل شدهاند و تجربه زیسته آنها در شکلگیری دانش و سیاستگذاری سلامت اهمیت فزایندهای پیدا کرده است.
نمازی گروه سوم را متخصصان سایر حوزهها دانست و گفت: این افراد دانش تخصصی پزشکی ندارند، اما میخواهند وارد گفتوگوهای میانرشتهای شوند. به همین دلیل، عمومیسازی دانش برای این گروه نیز اهمیت دارد.
وی با اشاره به وضعیت دروس عمومی در دانشگاهها، اظهار کرد: امروز بسیاری از دروس عمومی دانشگاهها نیازمند عمومیسازی توسط صاحبان دانش هستند. برای مثال، در آموزش ادبیات فارسی دیگر صرفاً هدف آشنایی با حافظ و سعدی نیست، بلکه باید نشان دهیم این متون چه تأثیری بر تفکر، پژوهش و فعالیت حرفهای دانشجویان دارند.
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی با اشاره به دو الگوی رایج در عمومیسازی علم، گفت: الگوی نخست «پارادایم انتشار» است؛ یعنی پژوهشگر یا استاد دانشگاه خود یافتههایش را در قالب پادکست، یادداشت یا محتوای عمومی عرضه میکند. امروزه در بسیاری از کشورها دانشجویان تحصیلات تکمیلی موظف هستند در کنار پایاننامه خود، گزارههای کوتاه و قابل فهمی درباره نتایج پژوهششان ارائه کنند.
نقش خبرنگاران علم در عمومیسازی دانش
وی ادامه داد: الگوی دوم «پارادایم مشارکت» است؛ مدلی که در آن خبرنگاران علمی نقش واسطه میان علم و جامعه را ایفا میکنند. در این الگو، خبرنگار باید دانش و مهارت کافی داشته باشد تا بتواند یافتههای علمی را به درستی ترجمه و منتقل کند.
نمازی با تأکید بر نقش مهم خبرنگاران علمی، اظهار کرد: بسیاری از تحولات مهم علمی و حتی شناسایی برخی بحرانها، از جمله بحران تکرارپذیری پژوهشها، با نقشآفرینی خبرنگاران علمی برجسته شدهاند.
هشدار نسبت به پوپولیسم علمی
وی در ادامه به چالشهای عمومیسازی علم پرداخت و گفت: یکی از مهمترین این چالشها، «پوپولیسم علمی» است؛ یعنی شرایطی که افراد با اطلاعات اندک اما اعتمادبهنفس بالا درباره موضوعات تخصصی اظهارنظر میکنند.
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی چالش دیگر را رعایت اخلاق در اطلاعرسانی علمی دانست و گفت: نباید ذهن خود یا دیگران را به محل انباشت اطلاعات نادقیق تبدیل کنیم و نباید اخبار ناپخته و تأییدنشده را منتشر کنیم. در حوزه سلامت بهویژه باید مراقب بود که اطلاعرسانی موجب اضطراب سلامت در جامعه نشود.
وی همچنین با انتقاد از برخی شیوههای روایتگری در حوزه سلامت، گفت: در پزشکی عباراتی مانند «قاتل کبد چرب» یا «درمان قطعی» معمولاً بیان دقیقی از واقعیتهای علمی نیستند. علم فرآیندی تدریجی است و دستاوردها در یک مسیر مستمر شکل میگیرند.
نمازی با اشاره به مفهوم «علم شهروندی»، اظهار کرد: امروز تأکید میشود که مردم تنها دریافتکننده دانش نباشند، بلکه در فرآیند تولید دانش نیز مشارکت کنند. در علم شهروندی، افراد صرفاً موضوع پژوهش نیستند، بلکه میتوانند در شکلگیری و پیشبرد پژوهشها نقش داشته باشند.
وی افزود: عمومیسازی علم در جذب حمایتهای مردمی و خیریهها نیز نقش مهمی دارد. بسیاری از بنیادهای علمی بزرگ جهان زمانی شکل گرفتند که مردم توانستند اهمیت دستاوردهای علمی را درک کنند.
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی به «اساسنامه استادی و معلمی دانشگاه تهران» در سالهای ۱۳۲۱ و ۱۳۲۲ اشاره کرد و گفت: در این سند، ویژگیهای یک استاد دانشگاه بهصراحت بیان شده است. در بند پنجم تأکید شده که استاد باید اهمیت ایران را در یکی از رشتههای علمی یا ادبی بشناساند و در بند ششم نیز بر شناساندن تاریخ علوم و فرهنگ ایران از طریق مقایسه و تطبیق علوم قدیم و جدید تأکید شده است.
نقش حسین گل گلاب در پیوند علم با فرهنگ
نمازی با اشاره به یکی از چهرههای شاخص و ممتاز در این حوزه که دغدغه بومیسازی علم و پیوند آن با فرهنگ ایرانی را داشت، گفت: مرحوم دکتر حسین گلگلاب سالها با دوربین عکاسی به نقاط مختلف ایران سفر کرد، از گیاهان عکاسی و آنها را نامگذاری کرد. در دورانی که هنوز مدرسه طب شکل نگرفته بود، در ساماندهی آموزش علوم پایه در دانشسرای عالی، محل فعلی باغ نگارستان، نقش داشت و بعدها در بنیانگذاری بسیاری از نهادهای دانشگاهی کشور مشارکت کرد.
وی ادامه داد: دکتر گلگلاب علاوه بر فعالیتهای علمی، در حوزه موسیقی، تاریخ ایران و پیوند علم با فرهنگ نیز تلاشهای فراوانی انجام داد. او استاد گیاهشناسی دانشکده پزشکی و داروسازی بود و نمونهای از دانشمندی به شمار میرفت که علم را با فرهنگ و هویت ملی پیوند زده بود.

نمازی با اشاره به سرود «ای ایران»، اظهار کرد: از آنجا که این روزها موضوع ستایش ایران مطرح است، دکتر گلگلاب را میتوان یکی از نمادهای عمومیسازی علم و فرهنگ در ایران دانست. وی در مهرماه سال ۱۳۲۳ سرود «ای ایران» را سرود؛ اثری که با مصرع مشهور «ای ایران، ای مرز پرگهر» آغاز میشود و به یکی از ماندگارترین نمادهای هویت ملی ایرانیان تبدیل شده است.
وی تاکید کرد: ستایش ایران اهمیت دارد و دغدغه ما در عمومیسازی پژوهش نیز ایران است، اما مهمتر از ستایش ایران، مراقبت از ایران و تلاش برای پیشرفت آن از مسیر علم، پژوهش و آگاهی عمومی است.
انتهای پیام
