در دنیای امروز، اشتغال یکی از مهمترین شاخصهای توسعه انسانی و اجتماعی به شمار میرود. برای افراد دارای معلولیت، داشتن شغل تنها به معنای دریافت حقوق ماهانه نیست؛ بلکه نماد استقلال فردی، حضور مؤثر در جامعه و اثبات توانمندیهایی است که سالها زیر سایه نگاههای کلیشهای و محدودکننده پنهان مانده است. اشتغال میتواند احساس مفید بودن را در افراد تقویت کرده و آنان را از دریافتکننده خدمات حمایتی به کنشگران فعال اقتصادی و اجتماعی تبدیل کند.
براساس قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت، دستگاههای دولتی موظفاند حداقل ۳ درصد از سهم استخدامی خود را به افراد دارای معلولیت اختصاص دهند و دولت نیز مکلف به حمایت از اشتغال این افراد از طریق تسهیلات، آموزش و مناسبسازی محیط کار است.
با این حال، بسیاری از افراد دارای معلولیت همچنان با چالشهایی نظیر تبعیضهای پنهان، کمبود فرصتهای شغلی متناسب، مناسبسازی نشدن محیطهای کاری و نگرشهای نادرست نسبت به تواناییهایشان روبهرو هستند. چالشهایی که موجب شده نرخ بیکاری در میان این قشر همچنان بالاتر از میانگین جامعه باشد.
تسهیلات اشتغالزایی؛ فرصتی ارزشمند، اما نه کافی
حمایتهای مالی و بیمهای بهزیستی بدون تردید نقش مهمی در توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت ایفا میکند، اما واقعیت این است که اشتغال پایدار تنها با پرداخت تسهیلات محقق نمیشود. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که بسیاری از مشاغل ایجادشده در قالب خوداشتغالی، برای تداوم فعالیت به آموزشهای تخصصی، مشاوره کسبوکار، دسترسی به بازار و حمایتهای تکمیلی نیاز دارند.
از سوی دیگر، بخش مهمی از چالش اشتغال معلولان نه در تأمین سرمایه اولیه، بلکه در مرحله ورود به بازار کار نمایان میشود. بسیاری از کارفرمایان هنوز شناخت دقیقی از توانمندیهای افراد دارای معلولیت ندارند و همین مسئله موجب شده فرصتهای شغلی متناسب با ظرفیتهای آنان کمتر از حد انتظار باشد.
رضا، ۳۵ ساله و دارای معلولیت جسمی حرکتی که مدرک کارشناسی حسابداری دارد، از تجربه سالها جستوجوی کار به ایسنا میگوید: بارها در آزمونها و مصاحبههای استخدامی شرکت کردهام، اما معمولاً پیش از سنجش تواناییها، با نگاه به معلولیتم رد شدهام.
محمد، ۴۰ ساله و فعال در حوزه خدمات فنی نیز میگوید: من کار را شروع کردم اما ماندن در بازار کار سختتر از ورود به آن است؛ حمایتها باید ادامهدار باشد نه مقطعی.
سمیه، دارای مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی، معتقد است: مشکل اصلی ما فقط جسمی نیست؛ جامعه هنوز به توانایی ما اعتماد ندارد.
زهرا، ۲۹ ساله و دارای معلولیت بینایی نیز به ایسنا میگوید: ما فرصت برابر میخواهیم، نه ترحم؛ توانایی داریم اما دیده نمیشویم.
بهزیستی؛ از پرداخت تسهیلات تا حمایتهای بیمهای
در همین زمینه، مدیرکل بهزیستی استان زنجان از بهرهمندی بیش از ۸۰۰ نفر از مددجویان تحت پوشش از برنامههای حمایتی حوزه اشتغال خبر داده است.
مریم کرمی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اعتبارات اختصاص یافته از سوی سازمان بهزیستی کشور، اظهار میکند: بیش از ۸۰۰ مددجوی تحت حمایت از مشوقهای مختلفی از جمله تسهیلات اشتغالزایی، بیمه خویشفرمایی، بیمه کارفرمایی و سایر حمایتهای مرتبط با اشتغال بهرهمند شدهاند.
وی با تأکید بر اینکه دریافت تسهیلات اشتغالزایی منجر به قطع مستمری مددجویان نمیشود، میافزاید: افراد مستمریبگیر دارای پرونده فعال در سامانه بهزیستی میتوانند بدون نگرانی از حذف حمایتهای معیشتی، از تسهیلات اشتغالزایی استفاده کنند.
مدیرکل بهزیستی استان زنجان با بیان اینکه متقاضیان پس از طی دورههای آمادهسازی شغلی و ارزیابی توسط تسهیلگران حوزه اشتغال، صلاحیت لازم برای دریافت تسهیلات را کسب میکنند، خاطرنشان میکند: مددجویانی که در بخشهای دولتی و غیردولتی مشغول به کار هستند، مشمول دریافت این تسهیلات نخواهند بود.
کرمی همچنین با اشاره به رویکرد حمایتی بهزیستی در زمینه قطع مستمری مددجویان، میگوید: خروج از چرخه حمایت مستلزم بررسی دقیق شرایط اقتصادی خانواده و اطمینان از توانایی تأمین حداقل نیازهای اساسی زندگی است و بهزیستی در این زمینه با نگاه حمایتی و کارشناسی تصمیمگیری میکند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به حمایتهای بیمهای اشاره کرد و میافزاید: در حال حاضر بیش از ۷۰۰ نفر از زنان سرپرست خانوار شهری تحت پوشش بیمه پایه بازنشستگی تأمین اجتماعی و بیش از ۴۰۰ نفر از زنان سرپرست خانوار روستایی تحت پوشش بیمه اجتماعی روستاییان و عشایر قرار دارند که پس از تکمیل سابقه بیمهپردازی از مستمری بازنشستگی بهرهمند خواهند شد.
معلولیت را محرومیت نکنیم
اشتغال افراد دارای معلولیت، آزمونی برای سنجش میزان تحقق عدالت اجتماعی است. هرچند قوانین حمایتی و سهمیههای استخدامی مسیر را مشخص کردهاند، اما اجرای کامل آن همچنان با چالش مواجه است.
تسهیلات و حمایتهای بهزیستی گام مهمی در مسیر توانمندسازی است، اما کافی نیست و بدون اصلاح نگاه کارفرمایان و توسعه فرصتهای شغلی پایدار، اثرگذاری آن محدود خواهد ماند.
در نهایت، روایتهای افراد دارای معلولیت نشان میدهد مسئله اصلی نه نبود توانایی، بلکه نبود فرصت برابر برای دیده شدن این تواناییها است.
انتهای پیام
