ناصر پورحسن در گفتوگو با ایسنا، با تبیین ضرورت راهبردی مقاومت در تمامی ارکان جامعه اظهار کرد: مقاومت در منظومه فکری و سیاسی امروز، یک استراتژی کلان و ایجابی است که از حالت دفاعی صرف خارج شده و به یک پارادایم برای «پیشرفت درونزا» تبدیل شده است. این رویکرد به معنای انزوا نیست، بلکه به معنای بازسازی توانمندیهای داخلی برای عبور از فشارهای بیرونی است. در دنیای سیاست امروز، کشوری که نتواند مؤلفههای قدرت خود را در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تقویت کند، در برابر نوسانات جهانی آسیبپذیر خواهد بود؛ بنابراین مقاومت، پیششرطِ حفظِ استقلال و حاکمیت ملی در جهانِ پرآشوبِ کنونی است.
وی در خصوص ضرورت مقاومت سیاسی افزود: در عرصه سیاسی، مقاومت به معنای اتخاذ تصمیمات مستقل و هوشمندانه در نظام بینالملل است. این یعنی نظام سیاسی کشور باید بهگونهای عمل کند که هزینهی فشارهای خارجی بر جامعه افزایش یابد و در مقابل، قدرت چانهزنی و کنشگری فعال در عرصههای دیپلماتیک تقویت شود. مقاومت سیاسی، هویتبخش است و به جامعه این اطمینان را میدهد که مسیر پیشرفت توسط اراده ملی تعیین میشود، نه دیکتههای خارجی. دانشگاهها در این میان وظیفه دارند تا با تربیت نخبگان تحلیلگر، این «خودباوریِ استراتژیک» را به بدنه جامعه منتقل کنند.
پورحسن همچنین درباره ابعاد اقتصادی مقاومت تصریح کرد: اقتصاد مقاومتی به معنای کاهش آسیبپذیری ساختارهای اقتصادی از طریق تقویت تولیدات داخلی و دانشبنیان است. مقاومت اقتصادی یعنی گذار از اقتصادِ مبتنی بر مصرف و خامفروشی به سمت اقتصادیِ نوآور که با تکیه بر ظرفیتهای نخبگانی، بهرهوری را افزایش میدهد. در این حوزه، مقاومت به معنای واقعی کلمه یعنی «تابآوری در برابر شوکها»؛ به طوری که تحریمها یا نوسانات بازارهای جهانی نتواند چرخ صنعت و معیشت مردم را از حرکت باز دارد. این امر مستلزم همکاری نزدیک دانشگاه و صنعت برای بومیسازی فناوریهای راهبردی است.
این استاد علوم سیاسی با تأکید بر مفهوم «تابآوری اجتماعی» گفت: در کنار ابعاد سیاسی و اقتصادی، تابآوری اجتماعی ستون فقرات مقاومت است. تابآوری به معنای توانایی جامعه برای حفظ همبستگی و امید در مواجهه با بحرانهاست. اگر سرمایه اجتماعی، یعنی اعتماد مردم به یکدیگر و به نهادهای حکمرانی، بالا باشد، جامعه در برابر تنشها دچار فروپاشی نمیشود. مقاومتِ اجتماعی یعنی حفظ «امیدِ واقعبینانه» در جامعه و جلوگیری از یأسآفرینی؛ امری که از طریق شفافیت، عدالتخواهی و تقویت پیوندهای اخلاقی و مدنی در سطح محلی و ملی محقق میشود.
وی تصریح کرد: بدون تردید، مقاومتِ علمی و فرهنگی، پیشنیازِ بنیادین برای تحقق سایر ابعاد مقاومت است؛ چرا که در غیاب دانشِ بومی، تحلیلهای راهبردی و بینشِ صحیح، مسیرِ دستیابی به تابآوریِ پایدار گم خواهد شد. جامعهای که در آن تولید علم به تقویت قدرت ملی و رفاه عمومی منجر شود و در عین حال، اخلاقِ اجتماعی و وحدتِ ملی به عنوان اصولِ اصلی اولویت یابد، به درجهای از پایداریِ ساختاری دست خواهد یافت که نه تنها در برابر تلاطمها و چالشهای بیرونی خم نمیشود، بلکه میتواند تهدیدها را به فرصتی برای تعالی، اقتدار و پیشرفتِ تمدنی تبدیل کند.
انتهای پیام

