دکتر حامد خاتمیپور، در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: یغما، با آنکه ریشههایش به مهاجران تنگدست و رنجدیدهای میرسید که برای نجات از خشکسالی یا زیارت بارگاه امام رضا(ع) به خراسان مهاجرت کرده بودند، توانست نامی ماندگار از خود بر جای گذارد و صدای نسلی باشد که در سکوت کویر، شکوه مناعت طبع و استقلال فکری را فریاد میزد.
وی با استناد به نوشتههای خدابخش صفادل، شاعر نیشابوری، بیان کرد: دو نسل پیشتر از حیدر یغما، گروهی از بادیهنشینان حاشیه کویر مرکزی ایران، در پی یک خشکسالی ویرانگر، یا شاید در مسیر زیارت امام رضا(ع)، از مسیرهای صعبالعبور خور و بیابانک خود را به خراسان رساندند.
عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور خاطرنشان کرد: این کاروانیان، با دستانی تهی، جسمهایی رنجور و روحهایی خسته، به دیار نیشابور پای نهادند. بخشی از این گروه، پس از پیمودن راه دراز، در نیشابور ماندگار شدند و روستای صومعه را برای سکونت برگزیدند. اسماعیل، فرزند حیدر بیگ که بعدها پدرِ پدرِ حیدر یغمای نیشابوری شد، یکی از همین مهاجران بود.
وی ادامه داد: حیدر بیگ، پدرِ پدربزرگ حیدر یغما، خود از دل این کوچ اجباری و جستجوی زندگی بهتر بود. این مهاجرتها که غالباً با مشقتهای فراوان همراه بود، روحیهای از مقاومت، استقامت و اتکا به خویشتن را در نسلهای بعدی این خانواده نهادینه کرد. همین روحیه است که بعدها در وجود حیدر یغمای خشتمال، تجلی یافت و او را به شاعری با مناعت طبعی کمنظیر بدل ساخت.

خاتمیپور به تاریخ تولد و زادگاه حیدر یغما اشاره کرد و گفت: حیدر یغمای خشتمال، در بیستم دیماه سال ۱۳۰۲ خورشیدی، در روستای صومعه، واقع در شش کیلومتری شمال نیشابور، از پدری به نام محمد و مادری به نام کشور دیده به جهان گشود. زادگاه او، در دل منطقهای با پیشینهای کهن و مردمی سختکوش، خود گواه دیگری بر ریشههای عمیق او در خاک خراسان و تاریخ پر فراز و نشیب این دیار است.
این استاد دانشگاه، سبک زندگی و پیشه یغما را نیز عاملی مهم در شکلگیری شخصیت شعری او دانست و اظهار کرد: نام خشتمال که بر تارک حیدر یغما نقش بست، نه تنها اشارهای به شغل او، بلکه نمادی از زندگی ساده، بیتکلف و دست و پنجه نرم کردن با سختیهای روزگار بود.
وی افزود: او، برخلاف بسیاری از شاعرانی که در ناز و نعمت میزیستند و شعر میسرودند، از بطن جامعه برخاسته بود و درد مردم، سختی معیشت و تلاش برای بقا را با تمام وجود لمس کرده بود. این تجربه زیسته، به اشعار او عمق و صداقتی بیبدیل بخشید و موجب شد تا کلامش با جان و دل مردم بنشیند.
خاتمیپور، جایگاه حیدر یغما در ادبیات را فراتر از یک شاعر ساده دانست و او را آینهای برای بازتاب ارزشهای انسانی برشمرد.
وی افزود: حیدر یغما، تنها شاعر نبود؛ او نماد استقلال فکری و پایداری در عقیده بود. مناعت طبع او به این معنا نبود که از مشکلات گریزان باشد، بلکه به این معنا بود که در عین مواجهه با سختیها، کرامت انسانی خود را حفظ کند و زیر بار ذلت نرود.
این استاد ادبیات تصریح کرد: او نشان داد که میتوان در عین سادگی و بیچیزی، از روحی بلند و اندیشهای والا برخوردار بود. همین ویژگیهاست که او را از بسیاری همعصرانش متمایز میسازد و نام او را در تاریخ ادبیات پارسی جاودانه میکند.
وی در ادامه اهمیت نگاهی که یغما به مقولاتی چون وطن، مردم و تاریخ داشت را مورد تأکید قرار داد و گفت: اشعار یغما، سرشار از عشق به ایران، ارادت به مردم و درک عمیقی از تاریخ پرشکوه این سرزمین است. او در اشعارش، نه تنها به زیباییهای طبیعت خراسان و نیشابور پرداخته، بلکه به عمق دردها و آلام مردم نیز نظر داشته است. این نگاه جامع، شعر او را از سطحینگری رهانیده و به آن بُعدی انسانی و اجتماعی بخشیده است. او با زبانی ساده و گیرا، مفاهیم عمیقی را منتقل میکرد که برای همگان قابل درک بود.
این استاد دانشگاه، در خصوص شعر «قدم به دیده یغما بنه به نیشابور پس از زیارت خیام و مرقد عطار» گفت: این شعر نشانهای از جایگاه رفیع یغما در کنار بزرگان ادب فارسی است.
وی توضیح داد: این جمله، به شکلی نمادین، حیدر یغما را در ردیف بزرگانی چون خیام و عطار قرار میدهد؛ نه از جهت سبکی و فنی، بلکه از جهت تأثیرگذاری و جایگاهی که در فرهنگ و هویت نیشابور یافته است. یغما، با آنکه زندگی سادهای داشت، توانست نام نیشابور را با روحیه آزادهگی و شعر پرمحتوای خود در ادبیات معاصر طنینانداز کند.

خاتمیپور، حیدر یغمای نیشابوری را میراثی ارزشمند برای ادبیات پارسی دانست و بر ضرورت شناخت و معرفی بیشتر آثار او تأکید کرد.
وی بیان کرد: حیدر یغما، فراتر از یک شاعر خشتمال، نمادی از استقامت، مناعت طبع و آزادهگی در جامعهای است که گاه در هیاهوی مادیگرایی، این ارزشهای والا را به فراموشی میسپارد. آثار او، گنجینهای از حکمت، صداقت و عشق به وطن است که باید بیش از پیش مورد توجه نسلهای امروز و فردا قرار گیرد تا چراغ راهشان باشد.
قطار میرود و من نشستهام به قطار/ ز روی سینه من میرود قطار، انگار
مرا به سوی وطن میبرد سریع، اما/ وطن کجاست در آنجا که نیست خانهی یار؟
چنان ملول تو گشتم که بر فلک برخاست/ ز چرخهای قطارم شرار آتشبار
گرفت جان مرا این ره نشیب و فراز/ اگر چه بیخبران را رود همی هموار
به شهر عشق بیا تا کسی نپرسدمان/ تو از کدام دیاری من از کدام دیار
اگر زمین و زمان ثبت در قباله توست/ در آن دیار که یار تو نیست، پا مگذار
بیا و رشته پیمان ما ببند و برو/ قرار کز دل ما بردهای بیا و بیار
قدم به دیده «یغما» بنه به نیشابور/ پس از زیارت خیام و مرقد عطار!
به گزارش ایسنا، حیدر یغما شاعری پیشکسوت بود که سرایش نخستین بیت شعرش را در ۴۰ سالگی آغاز کرد. درونمایه آثار اولیه او، ریشه در مضامین دینی، ستایش امامان (ع) و روایتهای مذهبی داشت. او در طی ۲۴ سال فعالیت شاعری، گنجینهای بیش از ۴۰ هزار بیت را در قالبهای متنوعی چون غزل، قصیده، مثنوی، شعر گویشی و رباعی خلق کرد؛ آثاری که آخرین بیت آنها، سه روز پیش از درگذشتش سروده شد.
پس از مرگ این شاعر برجسته، آثارش در دورانهای مختلف بازبینی و منتشر شد. نخستین گزیده اشعار او با عنوان اشک عاشورا در سال ۱۳۴۶ چاپ شد. در سال ۱۳۶۵ نیز سیری در غزلیات یغما در دانشگاه فردوسی مشهد منتشر گردید. پس از آن، جواد محقق نیشابوری در سال ۱۳۷۳ شاعر خشتمال (گزیدهای از اشعار حیدر یغما) را به چاپ رساند و در سال ۱۳۷۷، زندهیاد سعید کاویانی، سردبیر روزنامه صبح نیشابور، دیوان حیدر یغما را گردآوری و چاپ کرد.
در سال ۱۳۸۵، ابوالفضل یغما، فرزند این شاعر، دیوان پدر را با بازنگری و دگرگونیهایی منتشر نمود و در نهایت در سال ۱۳۹۲، مهدی نوروز و جواد محقق نیشابوری دیوان کامل اشعار حیدر یغما را به مخاطبان تقدیم کردند.
حیدر یغما نیشابوری، اگرچه عمری را در فقر و تنگدستی سپری کرد، اما همواره آزاده و با مناعت طبع زیست. او در دوم اسفند ۱۳۶۶ از دنیا رفت و آرامگاهش در نیشابور، در میان قبور حکیم عمر خیام و عطار قرار دارد.
انتهای پیام
