بیشتر افراد، معلمان خود را با رفتارهایشان به یاد میآورند و محققان اظهار کردند که دانشآموزان، حالات عاطفی معلم را حتی اگر نامش را به یاد نداشته باشند به خاطر دارند. آنان دادههای ۶۷۹ معلم ریاضی و بیش از ۱۷ هزار و ۵۰۰ دانشآموز در هشت کشور را بررسی کردند و به نتایجی دست یافتند.
محققان اظهار کردند: تدریس فقط فعالیتی فکری نیست، بلکه فعالیتی عاطفی نیز محسوب میشود و هدف از این تحقیق درک زنجیره کامل از رویدادهایی بود که احساس یک معلم را به عملکرد یک دانشآموز مرتبط میکند.
این تحقیق به دو احساس لذت و خشم پرداخت. لذت میتواند به معلمان کمک کند تا انعطافپذیر، صبور و متعهد بمانند اما خشم میتواند توجه را محدود کند، تنش را افزایش و معلمان را به سمت کنترل سوق دهد. فعالسازی شناختی نیز به این معنی بود که معلم دانشآموزان را به فکر کردن، استدلال کردن و فهمیدن و نه فقط حفظ کردن سوق میداد.
احساسات مثبت، آموزش را بهبود میبخشد
نتایج واضح بود؛ معلمانی که لذت بیشتری را گزارش کردند، در هر سه زمینه رتبه بالاتری کسب کردند. کلاسهای درس آنان بهتر مدیریت میشد، روابط آنان گرمتر بود و درسهایشان از نظر فکری دشوارتر بود. معلمانی که خشم بیشتری را گزارش کردند، الگوی متضادی را نشان دادند، دانشآموزان نظم کمتر، حمایت کمتر و تفکر عمیق کمتری ثبت کردند.
احساسات معلم همچنین با نتایج دانشآموزان مرتبط میشود. وقتی لذت با تدریس بهتر مرتبط بود، دانشآموزان در ریاضی اعتماد به نفس بیشتری داشتند و به موضوع علاقه بیشتری نشان میدادند. در کلاسهای درس با چالش شناختی قویتر، دانشآموزان در آزمونها نیز عملکرد بهتری داشتند.
محققان اظهار کردند: فرض کردیم که احساسات معلم بهعنوان اثر دومینو در کلاس درس عمل میکند و بهطور غیرمستقیم از طریق کیفیت آموزش وی با نتایج دانشآموزان مرتبط است.
دانشآموزان از لذت معلم سود میبرند
مدیریت کلاس درس، ارتباط قوی با علاقه دانشآموزان داشت. یک کلاس شلوغ و بههمریخته، توجه را کاهش میدهد زیرا دانشآموزان با سر و صدا، تاخیر یا عدم قطعیت کنار میآیند. یک کلاس آرام به آنان فضای تمرکز میدهد.
وقتی معلمان از تدریس لذت میبردند، تمایل داشتند آن ساختار را ایجاد کنند. وقتی خشم، کلاس را شکل میداد، علاقه کاهش مییافت. فعالسازی شناختی، بیشترین اهمیت را برای اعتماد به نفس و عملکرد در آزمون داشت. دانشآموزان وقتی معلمان از آنان میخواستند ایدهها را توضیح دهند، مسائل سختتر را حل کنند و مفاهیم را به هم ربط دهند، بیشتر یاد میگرفتند. لذت از کار عمیقتر پشتیبانی و خشم، تدریس را محدودتر و بیشتر بر کنترل تمرکز کرد.
محققان اظهار کردند: احساسات معلمان برای آموزش و یادگیری مهم است.
احساسات معلمی دلایلی دارد
نتایج این تحقیق نباید معلمانی را که احساس عصبانیت یا خستگی میکنند، سرزنش کند. معلمان با فشارهای زیادی ازجمله جمعیت زیاد دانشآموزان، نیازهای مختلف آنان و منابع محدود مواجه هستند. یافتهها نشان میدهد که معلمان میتوانند به راحتی در چرخههای عاطفی رفتاری قدرتمند گرفتار شوند.
یک معلم عصبانی ممکن است برای مدیریت موثر کلاس تلاش کند و به عملکرد ضعیف دانشآموزان منجر شود که به نوبه خود باعث میشود معلم احساس ناامیدی و عدم موفقیت بیشتری کند. برعکس، یک معلم شاد چرخه مطلوب ایجاد میکند که در آن تدریس موثر به موفقیت دانشآموزان منجر میشود و معلم از کار خود شادتر خواهد بود و به آن افتخار میکند.
حمایت از معلمان به دانشآموزان کمک میکند
نتیجه برای مدارس کاربردی است زیرا رفاه معلمان از موفقیت دانشآموزان جدا نیست. مدارس میتوانند استرس غیرضروری را کاهش، پشتیبانی قویتری در کلاس درس ارائه و به معلمان زمان دهند تا آماده شوند همچنین از طریق برنامههایی مانند مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی به آنان در مدیریت لحظات دشوار کمک کنند.
نتایج تحقیقات نشان داد که آموزش ذهنآگاهی میتواند بهطور معناداری استرس شغلی و فرسودگی شغلی را در میان معلمان کاهش دهد.
بر اساس گزارش ارث، محققان اظهار کردند که احساسات یک معلم صرفا یک محصول جانبی فرایند آموزشی نیست، بلکه یک عامل فعال در آن است. پیامد اصلی در دنیای واقعی این است که حمایت از رفاه عاطفی یک معلم برای موفقیت دانشآموزان بسیار مهم است.
نتایج این تحقیق در مجله «روانشناسی آموزشی» (Educational Psychology) منتشر شده است.
انتهای پیام
