شادروان دکتر محمد معین در نهم اردیبهشت ماه سال ۱۲۹۷ هجری شمسی برابر با هفدهم ماه رجب سال ۱۳۳۲ هجری قمری در محله زرجوب شهر رشت در خانواده ای روحانی دیده به جهان گشود. جد پدری او، مرحوم «محمدتقی معین العلماء» شخصیتی مورد احترام و محبوب اهالی بود. معین العلماء دو پسر به نام های ابوالقاسم و حسن داشت که از ابوالقاسم دو پسر به نام های محمد و علی به یادگار ماند. دکتر معین در کودکی و به فاصله سه روز، ابتدا مادر و سپس پدرش را که در عنفوان جوانی بودند، از دست داد.
در آن زمان بیماری همه گیری «حصبه» در گیلان باعث مرگ هزاران نفر، از جمله پدر و مادر دکتر معین شد. این ضایعه صدمه بزرگی به سلامتی معین العلماء وارد آورد، با این حال معین العلماء پس از درگذشت فرزندش سرپرستی محمد شش ساله و علی چهار ساله را بر عهده گرفت و تمام هم خود را مصروف تربیت آن دو کودک کرد.
معین العلما محمد را به مکتبخانه «میرزا غلامرضای تهرانی» فرستاد و همواره خود نیز به تعلیم محمد اهتمام ورزید. تا زمانی که معین العلما در قید حیات بود، محمد به فراگیری عربی و علوم قدیمه از پدربزرگ می پرداخت. پس از مدت کمی مکتبخانه «میرزا غلامرضا تهرانی» به همت معین العلماء و کمک اهالی محل به شکل مدارس جدید(دبستان) تبدیل شد و شاگردان مکتبخانه در ساختمانی برحسب اطلاعاتشان در کلاس های مختلف مشغول تحصیل شدند.
ابتدا محمد را در کلاس سوم نشاندند، اما معلم اندکی بعد به مدیر مراجعه کرده و گفت که «سطح این کلاس برای او پایین است» لذا محمد را در کلاس پنجم ابتدایی نشاندند. در نتیجه محمد پس از ۲ سال توانست دوره شش ساله ابتدایی را در سال ۱۳۰۴ با موفقیت به پایان رساند و مدرک ششم ابتدایی را دریافت دارد.
دکتر محمد معین از همان دوران کودکی دارای روحیه ای بزرگ و اخلاقی نیکو بود. ایشان دوره اول متوسطه و سال اول دوره دوم متوسطه را در دبیرستان نمره یک(که بعدها به نام دبیرستان شاهپور خوانده شد) سپری کرد. در مدت تحصیل در دوره متوسطه، صرف و نحو عربی و بخشی از علوم قدیمه را نزد جد خویش و مرحوم «سید مهدی رشت آبادی» و دیگر استادان وقت آموخت و عشق به مطالعه در نهادش ریشه دواند.
وی برای ادامه تحصیل به تهران عزیمت کرد و کلاس ۱۱ و ۱۲ را در رشته ادبیات در دارالفنون تهران به پایان رسانید. دکتر معین در سال ۱۳۱۰ به دانشکده ادبیات دانشسرای عالی در رشته ادبیات و فلسفه و علوم تربیتی وارد شد. در همین سال معین العلماء درگذشت.
محمد معین در سال ۱۳۱۳ موفق به اخذ درجه لیسانس شد. پس از طی دوره ۶ ماهه دانشکده افسری، ۶ ماه اول سال ۱۳۱۴ را به خدمت افسری گذرانید و در مهرماه آن سال به دبیری «دبیرستان شاهپور اهواز» منصوب شد، وی پس از سه ماه به ریاست دانشسرای شبانه روزی اهواز منصوب شد و در عین حال عضویت تحقق اوقاف و ریاست پیشاهنگی و تربیت بدنی استان ششم را نیز بر عهده گرفت. در همین ایام به وسیله مکاتبه از آموزشگاه روانشناسی بروکسل (بلژیک)، روانشناسی عملی و دیگر شعب آن از قبیل خط شناسی، قیافه شناسی و مغز شناسی را فرا گرفت. دکتر محمد معین در سال ۱۳۱۸ به تهران منتقل و در حین تصدی معاونت و سپس کفالت اداره دانشسراها در وزارت فرهنگ، وارد دوره دکترای زبان و ادبیات فارسی شد. پس از چندی با حفظ سمت به دبیری دانشکده ادبیات منصوب شد. جلسه دفاع از پایان نامه دکتری وی به عنوان «مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی» در روز سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۲۱ با حضور ملک الشعرا بهار، تدین و پورداود تشکیل و پایان نامه او با قید «بسیار خوب» قبول شد و ایشان به عنوان نخستین دکتر ادبیات فارسی در ایران شناخته شد.
در همین سال دکتر معین با «مهین پرنیان امیرجاهد» دختر «محمدعلی امیرجاهد» موسس و مدیر سالنامه پارس ازدواج کرد. ثمره این ازدواج چهار فرزند شامل ۲ پسر و ۲ دختر بود که هر یک به درجات عالی تحصیلی دست یافتند(فرزند ایشان سرکار خانم دکتر مهدخت معین هم اکنون در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه علامه طباطبایی مشغول به تدریس بوده و راه پدر را دنبال می کند)؛ ایشان پس از فوت پدر، تلاش کرد و بخشی از آثار و مقالات دکتر محمد معین را به چاپ رساند تا همگان از این گنجینه برخوردار باشند.
دکتر معین پس از ازدواج با سمت دانشیار و سپس با سمت استاد «کرسی تحقیق در متون ادبی» در دانشکده ادبیات به تدریس مشغول شد و سه سال در دانشسرای عالی به تدریس پرداخت. از آغاز سال ۱۳۲۴ شمسی که طبع لغتنامه مرحوم «علامه علی اکبر دهخدا» طبق قانون، در مجلس شورای ملی شروع شد، دکتر معین به همکاری با ایشان برگزیده شد و بنا به تأکید «علامه قزوینی» که به دکتر محمد معین گفت «خواهشی از تو دارم که در انجام آن اصرار می ورزم. با دهخدا همکاری کن...» دکتر معین نیز چنین کرد و تا آخرین لحظات حیات دهخدا در کنار او ماند و با او همکاری کرد.
در تابستان سال ۱۳۳۳ دکتر معین به دعوت «دانشگاه هاروارد» به آمریکا عزیمت کرد و از موسسات فنی هنری و فرهنگی مشرق آمریکا دیدار کرد. سپس در کتابخانه ها و موزه های لندن و پاریس نیز تحقیقات ارزنده ای به عمل آورد. در دی ماه سال ۱۳۳۴ با موافقت علامه دهخدا سازمان لغتنامه از منزل شخصی ایشان که واقع در خیابان ایرانشهر بود به مجلس شورای ملی منتقل شد و دکتر معین به ریاست آن سازمان منصوب شد. در تابستان سال ۱۳۳۶ دکتر معین، همراه هیئت اعزامی دولت و دانشگاه تهران به «کنگره خاورشناسان» که در مونیخ (آلمان) منعقد می شد به اروپا عزیمت کرد و مدتی در سوئیس و آلمان به تحقیق و مطالعه پرداخت.
در اسفند ماه ۱۳۳۶ سازمان لغتنامه به دانشگاه ادبیات دانشگاه تهران انتقال یافت و طبق اساسنامه مصوب شورای دانشگاه، ریاست سازمان لغتنامه به دکتر معین محول شد. ایشان این سمت را تا آخرین روزی که دچار عارضه مغزی شد بر عهده داشت. در سال ۱۳۳۸ نیما یوشیج، شاعر نامدار معاصر و پدر شعر نو درگذشت. طبق وصیت او کار بررسی و نشر اشعار نیما به دکتر معین محول شد. نیما در وصیت نامه خود چنین نوشت «بعد از من هیچکس حق دست زدن به آثار مرا ندراد به جز دکتر معین. اگرچه او مخالف ذوق من باشد. دکتر محمد معین حق دارد...»
دکتر معین با وجود برنامه بسیار سنگین خود و کمبود وقت به وصیت نیما یوشیج به بهترین وجه عمل کرد و کتاب های «افسانه و رباعیات نیما» و «ماخ اولا» را منتشر کرد.
ایشان هنگام رسیدگی به رساله دکتری دانشجویی در دفتر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات، دچار بیهوشی موقت شد و پس از تزریق آمپول برای آنژئوگرافی(گویا خون به قسمتی از سلول های مغز نرسید)، به اغمای سنگین فرو رفت. خانواده ایشان تمام هم و سعی خود را کردند و از لندن و روسیه پزشکانی را به بالین دکتر آوردند، اما از پزشکان نیز کاری ساخته نشد لذا جهت درمان، دکتر را به کانادا بردند و قریب به سه ماه هم آنجا به مداوای او پرداختند، اما در آنجا نیز نتیجه ای حاصل نشد. در تمام این ایام، همسر ایشان هرگز از مراقبت از دکتر دست نکشید و با امید به خداوند و پیدا شدن راه حل ها و پیشرفت های پزشکی منتظر شفا و بهبودی دکتر ماند. پس از مراجعت از کانادا در پانزدهم آبان ماه ۱۳۴۶ دکتر معین را در «بیمارستان فیروزگر» بستری کردند. وی به مدت چهار سال دیگر در اغما به سر برد و سرانجام در سیزدهم تیرماه ۱۳۵۰ دیده از جهان بربست و به رحمت ایزدی پیوست.
پس از درگذشت او در سال ۱۳۵۱ عنوان «استاد ممتاز» از طرف دانشگاه تهران به دکتر معین اعطا شد. دکتر معین به معنای واقعی کلمه، امین بود. اگر کلمه ای از شاگرد یا کسی می شنید حتی اگر گوینده با تلفظ غلطی ادا می کرد، دنبال درست آن کلمه می رفت و صحیح آن را ثبت می کرد و نام گوینده را جزو منابع می آورد. به این طریق است که در مقدمه فرهنگ معین ده ها نام ذکر شده و در نوشته های ایشان همیشه نام منابع را می توان دید. این امانتداری ادبی باعث شد که علامه دهخدا آنچه طی ۳۰ سال به صورت فیش تهیه کرده بود را در اختیار دکتر معین قرار دهد.
دکتر محمد معین یکی از پژوهشگران موفق عصر حاضر به شمار می رود که آثار ارزشمندی در حوزه تحقیقات ادبی ایران از خود به جای گذاشته است. این اندیشمند برجسته که نخستین دکتر در رشته زبان و ادبیات فارسی بود مجموعه ای از صفات انسانی و اخلاقی را دارا بود که جمع آنها به ندرت در یک تن یافت می شود. این خصوصیات از او انسانی بزرگ و پژوهشگری موفق ساخته بود. برجستگی دکتر معین در انجام تحقیقات و پژوهش های ادبی ناشی از عوامل گوناگونی است که بخشی از آنها ریشه در نبوغ و استعداد فوق العاده او دارد و بخش دیگر ناشی از دقت و امانتداری و تلاش برای جستجوی روشمند حقایق علمی است.
پشتکار فراوان، تواضع علمی، واقع بینی و عدم تعصب، داشتن روحیه همکاری، آشنایی با زبان های متعدد خارجی و زبان های پهلوی و پارسی باستان، بهره گیری از روش تلفیقی در عرضه آثار ادبی، آشنایی با مراکز تحقیقاتی سایر کشورها و روحیه پژوهندگی در موقعیت او نقش بسزایی داشته اند.
اهمیت کار دکتر معین، تشخیص مهمترین نیازها و اولویت های پژوهشی آن عصر بود که به او در میان معاصرانش جلوه خاصی می داد. اصولا یکی از علل برجستگی او در عرصه پژوهش و تحقیق علمی، توجه ویژه اش به «مسئله تحقیق» بود. بررسی و شناسایی این دغدغه ها می تواند از یک طرف راهنمای سایر محققان و جوانان پژوهشگر در عرصه تحقیقات ادبی شود تا خود بتوانند مهمترین مسائل پژوهشی را تشخیص دهند و از طرف دیگر، ما را با دیدگاه پژوهشگران برجسته ادب فارسی درباره اصلی ترین مسائل و مشکلات مطالعات ادبی آشنا سازد.
استاد معین در بررسی های خود به این نتیجه رسیده بود که از زمان رواج فرهنگ نویسی در ایران تا عصر حاضر، بیش از ۲۰۰ جلد کتاب در لغت فارسی چه در ایران و چه در خارج تالیف شده که اگر چه از لحاظ تعداد قابل ملاحظه بودند، اما از نظر کیفیت و اعتبار ارزش چندان مهمی نداشتند؛ چرا که اغلب گردآورندگان آنها با اصول و مبانی تدوین فرهنگ آشنا نبودند. هر چند آشنایی با دهخدا سرآغازی برای این کار عظیم بود، اما برخورد ایشان با گروه باستان شناسان فرانسوی در شوش اولین جرقه های این کار را قبلا روشن کرده بود.
این استاد گرانقدر ضمن انجام تعهد بزرگی که در قبال کار لغت نامه داشت شخصا نیز به دنبال آرزوی دیرینه اش یعنی تدوین و چاپ فرهنگ فارسی رفت و سرانجام پس از بیست سال کار و کوشش شبانه روزی بدان جامه عمل پوشانید. ایشان از زمان تصحیح و حاشیه نویسی بر برهان قاطع شروع به فیش برداری کرد و طی بیست سال نزدیک به یک میلیون و ۳۰۰ هزار فیش تهیه کرد و آنها را در فرهنگ معین به ثبت رساند.
ایشان در نشان دادن طرز تلفظ کلمه ها همان روشی را در پیش گرفت که امروز در اغلب فرهنگ های جهان مورد استعمال قرار دارد و آن استفاده از حروف خط آوانگار بین المللی «فونتیک» است.
فرهنگ معین در میان فرهنگ های فارسی به فارسی، با روش های تازه تر و مطلوب تری تدوین شده و به لحاظ به کارگیری اصول و روش های دانش فرهنگ نویسی به عنوان مرجعی برای تحقیق در واژگان زبان فارسی مورد مطالعه قرار می گیرد.
دکتر معین به این نتیجه رسید که زبان فارسی خود مستقلا دارای ضوابط دستوری است؛ بنابراین در طی نه سال یادداشت های دستوری خود را تدوین و آنها را در پنج رساله منتشر کرد. این رساله تنها شامل دستور زبان فارسی نیست، بلکه مشتمل بر نکات دستور تطبیقی، تاریخچه دستور زبان فارسی و نکات مربوط به انشا و املای فارسی نیز است.
پژوهش اطمینان بخش، ژرفکاری و فراگیری تحقیق از ویژگی های پسندیده دکتر معین در تصحیح متون بود تا پژوهشگران بعدی با اعتماد به درستی و کامل بودن تصحیح و تحقیق متن، کار او را ادامه دهند.

انتهای پیام
