حسین حیدری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی، در گفتوگو با ایسنا، با تأکید بر اینکه بازنشستگی صرفاً پایان یک دوره شغلی نیست، گفت: بازنشستگی یک «گذار اجتماعی» مهم در زندگی افراد است که پیامدهای گستردهای در حوزه هویت اجتماعی، روابط اجتماعی و احساس تعلق به جامعه به همراه دارد.
وی با اشاره به طرح پژوهشی «آیندهپژوهی و تدوین سند راهبردی شهر تهران» اظهار کرد: یافتههای این پژوهش نشان میدهد بسیاری از افراد پس از بازنشستگی با نوعی گسست در نقشهای اجتماعی خود مواجه میشوند. فردی که سالها در یک سازمان یا حرفه دارای جایگاه مشخص، مسئولیت اجتماعی و شبکهای از ارتباطات بوده است، ناگهان از این ساختار خارج میشود و در بسیاری از موارد جایگزین مناسبی برای نقش اجتماعی پیشین او تعریف نشده است.
وی افزود: در مصاحبههای انجامشده، سالمندان بارها به این موضوع اشاره کردهاند که پس از بازنشستگی احساس میکنند کمتر در تعاملات اجتماعی جدی گرفته میشوند یا کمتر از تجربیات آنان استفاده میشود. این تجربه برای بسیاری از افراد به معنای نوعی حاشیهنشینی اجتماعی است.
حیدری ادامه داد: در چنین شرایطی، بازنشستگی صرفاً به مسئله معیشت یا خدمات رفاهی محدود نمیشود، بلکه به موضوعی مرتبط با منزلت اجتماعی و احساس مفید بودن افراد در جامعه تبدیل میشود.
کاهش منزلت اجتماعی؛ یکی از دغدغههای مهم سالمندان
این عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی با اشاره به نتایج پژوهش درباره منزلت اجتماعی سالمندان گفت: یکی از مضامین مهمی که در روایتهای سالمندان مشاهده میشود، مسئله منزلت اجتماعی است. منزلت اجتماعی در جامعهشناسی به میزان احترام، اعتبار و ارزشی اشاره دارد که جامعه برای یک فرد یا گروه اجتماعی قائل میشود.
وی افزود: بسیاری از افراد در دوران اشتغال به واسطه موقعیت شغلی خود از اعتبار اجتماعی برخوردار هستند، اما پس از بازنشستگی این اعتبار گاهی دچار تزلزل میشود؛ بهویژه در جوامعی که ارزش اجتماعی افراد را بیش از اندازه به نقش اقتصادی آنان گره میزنند.
حیدری خاطرنشان کرد: در روایتهای کیفی این پژوهش، برخی سالمندان عنوان کردهاند که در فضاهای عمومی یا تعاملات روزمره احساس میکنند اولویت یا احترام کافی به آنان داده نمیشود. برای نمونه، در حملونقل عمومی یا برخی خدمات شهری، حساسیت لازم نسبت به نیازهای سالمندان وجود ندارد.
وی تأکید کرد: این تجربههای روزمره، هرچند ممکن است در نگاه نخست کوچک به نظر برسند، اما در مجموع میتوانند بر احساس کرامت، ارزشمندی و رضایت از زندگی افراد تأثیر بگذارند.
این پژوهشگر حوزه مطالعات اجتماعی با بیان اینکه سالمندان حامل بخش مهمی از تجربه، حافظه تاریخی و دانش اجتماعی جامعه هستند، گفت: از منظر جامعهشناختی، کاهش منزلت اجتماعی سالمندان میتواند به تضعیف سرمایه اجتماعی جامعه نیز منجر شود.
شکاف میان ظرفیتهای سالمندان و فرصتهای مشارکت اجتماعی
حیدری در ادامه با اشاره به وضعیت مشارکت اجتماعی بازنشستگان اظهار کرد: مشارکت اجتماعی یکی از مهمترین شاخصهای سالمندی فعال به شمار میرود. در بسیاری از کشورها تلاش میشود سالمندان پس از بازنشستگی همچنان در فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، داوطلبانه و حتی حرفهای حضور مؤثر داشته باشند.
وی افزود: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که در فضای شهری تهران، سازوکارهای منسجم و گستردهای برای تداوم مشارکت اجتماعی بازنشستگان وجود ندارد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی ادامه داد: بسیاری از سالمندان در مصاحبهها به این موضوع اشاره کردهاند که پس از بازنشستگی فرصتهای محدودی برای فعالیت اجتماعی سازمانیافته در اختیار دارند. در واقع، نوعی شکاف میان ظرفیتهای فردی سالمندان و فرصتهای اجتماعی موجود مشاهده میشود.
این پژوهشگر حوزه مطالعات اجتماعی گفت: بسیاری از بازنشستگان از تجربههای حرفهای ارزشمند، مهارتهای تخصصی و دانش اجتماعی قابل توجهی برخوردارند، اما ساختارهای نهادی جامعه کمتر از این ظرفیتها بهره میگیرند.
حیدری تصریح کرد: تداوم این وضعیت در برخی موارد به شکلگیری احساس «بیکاربرد بودن» یا «بینقشی اجتماعی» در میان سالمندان منجر میشود؛ احساسی که میتواند پیامدهای مهمی برای کیفیت زندگی آنان و همچنین سرمایه اجتماعی شهر به همراه داشته باشد.
شهر سالمنددوست؛ پیششرط مشارکت اجتماعی سالمندان
این پژوهشگر حوزه مطالعات اجتماعی با اشاره به پیامدهای اجتماعی و روانی کاهش مشارکت اجتماعی سالمندان گفت: احساس بیکاربرد بودن و بینقشی اجتماعی میتواند پیامدهای روانی و اجتماعی مهمی به همراه داشته باشد و حتی بر سلامت روان سالمندان تأثیر بگذارد. از این رو، تقویت فرصتهای مشارکت اجتماعی برای بازنشستگان صرفاً یک اقدام رفاهی نیست، بلکه بخشی از سیاستهای ارتقای سلامت اجتماعی جامعه محسوب میشود.
وی درباره نقش محیط شهری در تجربه سالمندی اظهار کرد: شهر یکی از مهمترین بسترهای تجربه اجتماعی سالمندان است. در شهرهای بزرگ، بخش قابل توجهی از تعاملات اجتماعی افراد در فضاهای عمومی شکل میگیرد؛ از پارکها و مراکز فرهنگی گرفته تا شبکه حملونقل عمومی و سایر فضاهای شهری. بنابراین کیفیت این فضاها تأثیر مستقیمی بر میزان حضور اجتماعی سالمندان دارد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی افزود: در بخش کیفی پژوهش، سالمندان به مسائلی همچون احساس ناامنی در برخی فضاهای عمومی، مناسب نبودن برخی محیطهای شهری برای تردد سالمندان و هزینههای رفتوآمد اشاره کردهاند.
وی ادامه داد: برای سالمندان، حضور در شهر باید با احساس امنیت، آرامش و دسترسی آسان همراه باشد. اگر فضاهای شهری برای آنان دشوار یا ناامن باشد، طبیعی است که میزان مشارکت اجتماعی آنان کاهش پیدا کند.
حیدری تأکید کرد: شهر میتواند دو نقش متفاوت ایفا کند؛ یا بستری برای تعامل اجتماعی سالمندان باشد یا عاملی که به انزوای اجتماعی آنان دامن بزند. میزان سالمنددوستی شهرها نیز دقیقاً در همین نقطه تعیین میشود.
خانواده به تنهایی پاسخگوی همه نیازهای اجتماعی سالمندان نیست
وی با اشاره به نقش خانواده در زندگی سالمندان گفت: خانواده همچنان مهمترین نهاد حمایت اجتماعی برای سالمندان در جامعه ما محسوب میشود. در بسیاری از موارد، خانواده نخستین فضایی است که سالمندان در آن احساس احترام، تعلق و ارزشمندی میکنند.
این پژوهشگر حوزه مطالعات اجتماعی افزود: با این حال، خانواده به تنهایی نمیتواند پاسخگوی همه نیازهای اجتماعی سالمندان باشد. هنگامی که فرصتهای حضور اجتماعی در بیرون از خانه محدود شود، سالمندان ناچار خواهند بود بخش عمده تعاملات اجتماعی خود را در چارچوب خانواده تجربه کنند و این وضعیت گاهی میتواند فشار عاطفی بیشتری بر روابط خانوادگی وارد کند.
وی ادامه داد: در مقابل، اگر سالمندان بتوانند در شبکههای اجتماعی گستردهتری حضور داشته باشند، روابط خانوادگی نیز متعادلتر و پویاتر خواهد شد.
حیدری با تأکید بر اهمیت ارتباطات بیننسلی در خانواده خاطرنشان کرد: مشارکت دادن سالمندان در تصمیمگیریهای خانوادگی، احترام به تجربیات آنان و فراهم کردن امکان حضور اجتماعی برای آنان، میتواند به حفظ منزلت اجتماعی سالمندان در سطح خانواده کمک کند.
تکریم بازنشستگان فراتر از احترام نمادین است
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی در پاسخ به این پرسش که مفهوم تکریم بازنشستگان در جامعه چگونه باید فهمیده شود، اظهار کرد: تکریم بازنشستگان مفهومی فراتر از احترام نمادین یا برگزاری مراسمهای مناسبتی است. تکریم واقعی زمانی محقق میشود که ساختارهای اجتماعی و نهادی جامعه، امکان حضور فعال سالمندان را فراهم کنند.
وی افزود: این موضوع مجموعهای از اقدامات در حوزه سیاستگذاری شهری، خدمات اجتماعی، فرهنگ عمومی و برنامههای مشارکت اجتماعی را در بر میگیرد.
حیدری تصریح کرد: اگر جامعه بازنشستگان را صرفاً گروهی نیازمند حمایت تلقی کند، در واقع آنان را به حاشیه رانده است؛ اما اگر آنان را شهروندانی فعال، صاحب تجربه و دارای سرمایه اجتماعی بداند، میتواند از ظرفیتهای آنان در مسیر توسعه اجتماعی بهرهمند شود.
حاشیهراندن سالمندان به معنای از دست دادن سرمایه اجتماعی است
وی در جمعبندی یافتههای این پژوهش گفت: مهمترین پیام این پژوهش آن است که مسئله بازنشستگان صرفاً یک مسئله رفاهی یا خدماتی نیست، بلکه موضوعی اجتماعی و فرهنگی است که با مفاهیمی همچون منزلت اجتماعی، مشارکت اجتماعی و انسجام بیننسلی ارتباط مستقیم دارد.
حیدری افزود: جامعهای که برای سالمندان خود امکان مشارکت اجتماعی فراهم میکند، در واقع از سرمایه انسانی و تجربه انباشته خود بهره میبرد. در مقابل، جامعهای که سالمندان را به حاشیه میراند، بخشی از سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهد.
وی در پایان تأکید کرد: تکریم بازنشستگان باید به معنای فراهم کردن شرایطی باشد که آنان بتوانند همچنان در متن زندگی اجتماعی حضور داشته باشند؛ حضوری که هم به بهبود کیفیت زندگی سالمندان کمک میکند و هم موجب تقویت انسجام اجتماعی در جامعه میشود.
انتهای پیام
