فاطمه مسعودی، مددکار و فعال اجتماعی به مناسبت روز جهانی کودکان کار در گفتوگو با ایسنا بیان کرد: در شهر قم نسبت به سایر شهرها، پدیده کودککار در سطح بسیار کمتری قرار دارد. برخلاف سایر شهرها که کودکان در چهارراهها به دستفروشی میپردازند، در داخل شهر قم این وضعیت بسیار نادر است و به ندرت میتوان با کودک دستفروشی در چهارراهها مواجه شد. با این حال، آن تعداد محدودی که حضور دارند، عمدتاً در اطراف حرم، جمکران یا ناحیه کوه خضر مستقر هستند. همچنین در برخی از خیابانهای داخلی شهر، تعدادی از کودکان به فروش اقلامی نظیر جوراب یا آدامس میپردازند.
وی افزود: علاوه بر این، گروهی از کودکان نیز به جمعآوری ضایعات اشتغال دارند که فعالیت آنها بیشتر در اطراف خیابانهای نیروگاه متمرکز است و ضایعات خود را به باسکولدارها در حاشیه شهر میفروشند که در مقابل، مبالغ محدودی دریافت میکنند؛ اکثریت کودکان کار در قم عمدتا از اتباع هستند.
علل خروج کودکان از چرخه تحصیل و ورود به دنیای کار
مسعودی با اشاره به علل خروج کودکان از چرخه تحصیل و ورود به دنیای کار گفت: بیشتر کودکان کار، یا یتیم هستند یا بدسرپرستند؛ مانند کودکانی که پدرشان در زندان به سر میبرد یا به دلیل اعتیاد، خانواده را رها کرده است. این شرایط، آنان را ناچار میکند برای تأمین مخارج خانواده و کمک به هزینههای روزمره، وارد بازار کار شوند و بهتدریج از تحصیل بازبمانند.
نماینده مردمی کودک یار استان قم ادامه داد: این خروج از تحصیل معمولاً به صورت ناگهانی نیست، بلکه با گذشت زمان و تحت فشارهای ناشی از کار رخ میدهد؛ زیرا کودکان به دلیل کار در خیابان تا دیر وقت، صبحها با خستگی و بیتمرکزی به مدرسه میآیند و توان انجام تکالیف خود را ندارند. متأسفانه در این میان، مدارس بهویژه در مواجهه با دانشآموزان پسر، پیگیری و نظارت کافی انجام نمیدهند و همین امر باعث میشود کودک، تحصیل را رها کرده و برای تأمین درآمد و هزینههایی نظیر اجارهخانه، کار را بر تحصیل ترجیح دهد.
مسعودی بیان کرد: حدود دو سال پیش، دانشآموز کلاس پنجمی که به دلیل کار کردن دیر به مدرسه میرسید و در انجام تکالیف ناتوان بود، توسط مدیر مدرسه تهدید به اخراج شد. با وجود پیگیریها و گفتوگو با مادر دانشآموز، مدیر با ما همکاری نکرد. خوشبختانه پس از گفتوگوهای بعدی، کودک متقاعد شد سال بعد در مدرسهای دیگر در همان پایه ثبتنام کند. این تجربه آشکار میسازد که موضوع کودکان کار نیازمند توجه جدی مسئولان و همکاری مؤثر مدیران مدارس است.
وی با بیان اینکه، بهترین شیوه حمایتی که خیریهها میتوانند برای این کودکان فراهم کنند، پوشش هزینههای تحصیل، شامل کمکهزینه، لباس مدرسه، لوازم تحریر و هزینههای ثبتنام است، اضافه کرد: چرا که خانوادههای با درآمد پایین و بدسرپرست، حتی در مدارس دولتی نیز با هزینههای بالای کتاب، ثبتنام و پوشاک مواجه هستند که این امر موجب رها کردن تحصیل توسط کودکان و ورود آنها به دنیای کار میشود. همچنین، یک روش حمایتی بسیار مؤثر، ایجاد انگیزههای تشویقی برای دانشآموزان است.
نماینده مردمی کودک یار استان قم بیان کرد: به عنوان مددکار و تجربه کار در یک خیریه شاهد بودم که با اجرای طرح تشویقی برای کسب معدل بالا، حتی دانشآموزانی که به درس اهمیت نمیدادند نیز برای دریافت جوایز و کارتهای هدیه، انگیزه پیدا کرده و تلاش بیشتری برای بهبود وضعیت تحصیلی خود نشان دادند. به عنوان نمونه، برنامههایی نظیر اردوها در خیریه برگزار میشود تا آنها بتوانند همراه ما باشند.
وی در ادامه گفت: در مجموع، به نظر من هزینههای تحصیل بسیار حائز اهمیت است و این موضوع بستری برای کمکهایی است که بسیاری میتوانند به کودکان انجام دهند. یکی از خانوادههای تحت پوشش، موردی بود که مادری با فعالیت در تکدگری و جمعآوری ضایعات، به دلیل هزینههای تحصیلی، دو فرزند خود را به مدت دو سال بهطور کامل از تحصیل بازداشته بود.
مسعودی افزود: این کودکان به دلیل هزینههایی همچون مانتو، شلوار و سایر پوشاک از تحصیل بازمانده بودند، اما ما با کمک خیرینی که داشتیم، آنها را تحت پوشش قرار دادیم و هر سال هزینههای ثبتنام مدرسه و همچنین تمامی ملزومات مورد نیاز از جمله مانتو، شلوار و هر آنچه برای مدرسه لازم بود را تأمین کردیم. اکنون این کودکان که از دو سال پیش از درس عقب مانده بودند، در حال تحصیل هستند.
نماینده مردمی کودک یار استان قم گفت: یکی از پروندههای تحت پوشش ما، پسر ۱۲ سالهای است که در زمان اولین برخورد و آشنایی با وی، تنها ۹ سال داشت و از نخستین موارد کودککاری بود که با او برخورد کردیم. این کودک که از کودکان یتیم بود و خواهر و برادران زیادی داشت، در پارکها به دستفروشی اقلامی نظیر آدامس و جوراب میپرداخت. با برقراری ارتباط مستمر و مداخله ما، توانستیم از اخراج وی از مدرسه جلوگیری کنیم؛ بدین صورت که با مدیریت مدرسه گفتگو شد و از طریق ارائه حمایتهای مالی به خانواده و آغاز جلسات مشاوره، میزان حضور وی در خیابان و فعالیتهای دستفروشی کاهش یافت. این کودک پس از فوت پدر، دچار افسردگی شدیدی شده بود که حتی اثرات آن حتی در تغییرات پوستی و ایجاد لکههای ناشی از استرس و سختیهای زندگی قابل مشاهده بود.
وی با اشاره به این که برخی کودکان کار، چنانچه به سمت اعتیاد یا مصرف سیگار سوق پیدا نکنند، به سمت مصرف «چسب» گرایش پیدا میکنند، اظهار کرد: این ماده به دلیل در دسترس بودن بسیار آسان در اکثر سوپرمارکتها و فروشگاههای محلی، به شکلی بسیار خطرناک به نوعی مصرف میشود.
مسعودی بیان کرد: تلاش کردیم با همکاری دانشجویان، بروشور و اطلاعیهای با این مضمون که «لطفاً به کودکان، بهویژه کودکان کودککار، چسب نفروشید»، تهیه و در میان مغازهداران پخش کنیم؛ چرا که بسیاری از بزرگسالان و فروشندگان از خطرناک بودن این ماده و علت اصلی مصرف آن توسط کودکان آگاه نیستند و تصور میکنند صرفاً یک چسب معمولی است، با این حال، در آن مقطع حمایت کافی از این حرکت دریافت نشد.
ضرورت گذر از حمایتهای مقطعی به ساختاری
وی با تأکید بر حمایت از کودکان تصریح کرد: در بحث حمایت از کودکان، میان کمکهای مقطعی و حمایتهای ساختاری تفاوت بنیادینی وجود دارد. کمکهای مقطعی، تأثیری ماندگار در زندگی یک کودک ندارند و تنها مانند یک مسکن عمل میکنند که برای مدت کوتاهی، حال کودک را خوش یا بهبود میببخشد. در مقابل، حمایت ساختاری مستلزم برنامهریزی دقیق و پیگیری مستمر است؛ ما نباید کودک را ناگهان رها کنیم، چرا که این کودکان اساساً از خانواده و جامعه طرد شدهاند. اگر به آنها توجه نکنیم و دوباره آنها را طرد کنیم، آسیبهای بسیار بیشتری به آنها وارد میشود؛ لذا قطعاً حمایتهای ساختاری بسیار کارآمدتر و بهتر هستند.
مسعودی با بیان اینکه برای دستیابی به حمایتهای پایدار، به باور من باید آگاهیسازی عمومی در میان مردم افزایش یابد، گفت: در حال حاضر، سطح آگاهی مردم در این زمینه کافی نیست و بسیاری از آنها نمیدانند چگونه میتوانند به کودکان کمک کنند. تصور عمومی مبنی بر اینکه کمک به کودکان از طریق خرید کردن از آنها صورت میگیرد، در واقع یک اشتباه بزرگ است. ما باید کودکان را از چرخه کار خارج کرده و آنها را به تحصیل تشویق کنیم. اگر آگاهیسازی در سطح جامعه افزایش یابد و مردم مشارکتهای نوین و متفاوتی داشته باشند تا کودکان را در مناطق مختلف به سمت مدرسه و تحصیل سوق دهند، این امر کمک بسیار بزرگی خواهد بود و حمایت بسیار بهتری محسوب میشود.
ضرورت آگاه سازی عمومی
نماینده مردمی کودک یار استان قم افزود: ساخت مستندهای آموزشی و پخش آنها در تلویزیون، فضای مجازی و استفاده از بنرهای تبلیغاتی در خیابانها برای توجه بیشتر به موضوع کودکان کار ضروری است. مردم نباید تصور کنند با خرید از کودکان به آنها کمک میکنند؛ چرا که این اشتباهترین اقدام ممکن است. وقتی از یک کودک خرید میشود، پول به دست او میرسد و خانواده نیز با مشاهده توانایی کودک در کسب درآمد، او را بیشتر به خیابانها میفرستد. این موضوع مانع از آن میشود که کودک به سمت تحصیل و تلاش برای آینده و یافتن شغلی مناسب برود و در نتیجه، باعث افزایش تعداد کودکان کار میشود.
این مددکار تأکید کرد: فعالیت در چرخه کار باعث میشود کودکان تحصیل را رها کنند و از ترس و خجالت در برابر دیگران فاصله بگیرند. در ابتدا ممکن است آنها با خجالت و اضطراب با مردم برخورد کنند، اما پس از مدتی، این خجالت و ترس از بین میرود که این مسئله تأثیری بسیار منفی بر رفتار، روحیه و شخصیت آینده آنها میگذارد.
وی با اشاره به پیامدهای ورود زود هنگام کودکان به دنیای کار تصریح کرد: ورود زودهنگام به دنیای کار، عاقبت خوبی برای کودک ندارد؛ با رسیدن به سن ۱۷ یا ۱۸ سالگی، آنها ناامیدی و خستگی عمیقی را تجربه میکنند که زندگی را برایشان بیمعنا میسازد و ممکن است به سمت اعتیاد سوق پیدا کنند. اگرچه احتمال تمایل کودکان کار به سیگار یا مشروبات الکلی کمتر است، اما همچنان این یک خطر جدی محسوب میشود.
مسعودی در پایان با تأکید بر آگاهی سازی عمومی گفت: مسئولان ذیربط باید از طریق آگاهیسازی عمومی، این امر را در جامعه نهادینه کنند که خرید از کودکان، کمکی به آنها نیست، بلکه با تشویق آنها به کار بیشتر در خیابان، در واقع به آینده آنها آسیب میزنند و جلوه بدی نیز از این وضعیت به نمایش در میآید.
انتهای پیام
