قربان ولیئی شامگاه دیروز (یکشنبه ۲۴ خرداد) در عصر شعر «اینبار که میآیم...» یادمانی برای ماه بلند غـزل معاصر که به همت جهاددانشگاهی استان زنجان، معاونت فرهنگی دانشگاه زنجان برگزار شد، با طرح تأملاتی درباره چیستی شعر، اظهار کرد: مطابق یافتههای انسانشناختی، انسان در آغاز حیات خود برای مدتهای طولانی فاقد زبان بوده و سخن گفتن در مراحل بعدی تمدن انسانی شکل گرفته است.
وی با بیان اینکه زبان در نتیجه نیاز انسان به برقراری ارتباط با دیگران پدید آمد، افزود: اگر تنها یک انسان بر روی زمین وجود داشت، اساسا نیازی به زبان احساس نمیشد، زیرا آدمی برای ارتباط با خودش نیازی به سخن گفتن نداشت.
این پژوهشگر ادبیات فارسی ادامه داد: با شکلگیری زبان، انسان به تدریج برای گفتوگو با خویشتن نیز از زبان استفاده کرد و آنچه امروز به عنوان تفکر میشناسیم، در واقع نوعی سخن گفتن با خود است.
ولیئی با اشاره به ریشه واژه شعر در زبان عربی، تصریح کرد: شعر به معنای احساس کردن است و شاعران کسانی هستند که درمییابند زبان، انسان را به عادت دچار کرده و میان او و جهان فاصله انداخته است.
او تصریح کرد: از زمانی که انسان اشیا و پدیدهها را نامگذاری کرد، واژهها به تدریج جای مشاهده مستقیم جهان را گرفتند و شاعران کوشیدند با برهم زدن این نظام زبانی، امکان تجربهای تازه از جهان را فراهم کنند.
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان با بیان اینکه زبان در شعر به نوعی ضد زبان تبدیل میشود، گفت: در شعر، کارکرد معمول زبان دگرگون میشود و مخاطب دیگر با همان انتظاراتی که از گفتار روزمره دارد، با متن مواجه نمیشود.
وی با اشاره به بیت شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل از حافظ، افزود: مخاطب در مواجهه با چنین تصویری، در پی یافتن معنای ظاهری آن نیست، بلکه با جهانی از احساس و تجربه مواجه میشود که فراتر از کارکرد عادی زبان است.
ولیئی با تأکید بر اینکه بحث درباره ماهیت شعر، پرسشهای متعددی را پیش روی پژوهشگران قرار میدهد، اظهار کرد: تأمل در چیستی شعر، ما را به پرسشهایی درباره وضعیت شعر در روزگار معاصر و سرنوشت آن در آینده رهنمون میکند.
انتهای پیام
