فضای مجازی فرصت گفتوگو را بیشتر کرده، اما همزمان بستری فراهم آورده که در آن خشونت کلامی نیز با سرعتی بیسابقه منتشر شود.
بسیاری از کاربران حرفهایی را در بخش نظرات مینویسند که احتمالاً هرگز در یک گفتوگوی حضوری بر زبان نمیآورند. پدیدهای که روانشناسان از آن با عنوان «اثر بازداریزدایی آنلاین» یاد میکنند.
به مناسبت روز جهانی مقابله با سخنان نفرتانگیز با طاهره نادرمنش، کارشناس مشاوره، درباره پیامدهای روانی نفرتپراکنی در فضای مجازی و تأثیر آن بر سلامت روان افراد گفتوگو کردهایم.
طاهره نادرمنش در ابتدای این گفتوگو با ایسنا با اشاره به گسترش خشونت کلامی در شبکههای اجتماعی میگوید: یکی از تغییرات مهم زندگی امروز این است که بخش قابل توجهی از ارتباطات انسانی به فضای مجازی منتقل شده است. در چنین فضایی افراد بدون آنکه طرف مقابل را ببینند یا واکنش احساسی او را مشاهده کنند، راحتتر دست به قضاوت، توهین یا تحقیر میزنند. همین موضوع باعث شده نفرتپراکنی به یکی از آسیبهای جدی ارتباطات آنلاین تبدیل شود.
وی معتقد است که بسیاری از افراد تصور میکنند یک جمله توهینآمیز یا یک کامنت تحقیرکننده تأثیر چندانی ندارد، در حالی که واقعیت روانشناختی چیز دیگری است.
این مشاور توضیح میدهد: مغز انسان طرد شدن اجتماعی را بسیار جدی تلقی میکند. مطالعات علوم اعصاب نشان دادهاند بخشهایی از مغز که هنگام درد جسمی فعال میشوند، در زمان تجربه طرد اجتماعی و تحقیر نیز فعالیت مشابهی دارند. به همین دلیل گاهی یک جمله آزاردهنده میتواند آثار روانی عمیقی بر فرد بر جای بگذارد.
نادرمنش با اشاره به افزایش مراجعات مرتبط با آسیبهای ناشی از فضای مجازی میگوید: در سالهای اخیر با نوجوانان و جوانانی مواجه بودهایم که به دلیل قرار گرفتن مداوم در معرض تمسخر، قضاوت یا حملات کلامی در شبکههای اجتماعی دچار افت عزت نفس شدهاند. برخی از آنها به تدریج از حضور در جمع فاصله میگیرند و اعتماد به نفس خود را از دست میدهند.
او برای توضیح عینیتر این موضوع به یکی از پروندههای مشاورهای خود اشاره میکند و میگوید: مدتی قبل جوانی به مرکز مشاوره مراجعه کرد که سالها تحت تأثیر جملات ناامیدکننده، تحقیرآمیز و بازدارنده اطرافیان قرار داشت. تکرار این پیامهای منفی به مرور باعث شده بود باور او نسبت به تواناییهایش تضعیف شود و اعتماد به نفس خود را در تصمیمگیریهای مهم زندگی از دست بدهد. او با وجود علاقه و استعداد کافی، نتوانسته بود رشته تحصیلی مورد علاقهاش را انتخاب کند و همین مسئله سالها ذهنش را درگیر کرده بود.
نادرمنش ادامه میدهد: این فرد دائماً گذشته را مرور میکرد و فرصتهای از دست رفته را به یاد میآورد. نشخوارهای فکری، اضطراب، سرزنش مداوم خود و ناامیدی نسبت به آینده از مهمترین مشکلاتی بود که تجربه میکرد. در جلسات مشاوره تلاش شد ریشه شکلگیری این باورهای منفی شناسایی شود و فرد نسبت به تأثیر کلمات و تجربههای گذشته بر نگرش فعلی خود آگاهی بیشتری پیدا کند. با استفاده از تکنیکهای مدیریت افکار منفی و بازسازی شناختی نیز به او کمک شد نگاه واقعبینانهتر و مهربانانهتری نسبت به خود داشته باشد.
به گفته او، نتیجه این فرآیند نشان داد که تأثیر کلمات بر سلامت روان افراد بسیار عمیقتر از آن چیزی است که معمولاً تصور میشود. این جوان پس از چند جلسه توانست بخشی از نشخوارهای فکری خود را کنترل کند، آرامش بیشتری به دست آورد و برای بازنگری در مسیر تحصیلی و شغلی خود انگیزه پیدا کند.
این کارشناس مشاوره میگوید: قرار گرفتن طولانیمدت در معرض پیامهای تحقیرآمیز میتواند زمینهساز بروز یا تشدید اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی شود. در برخی افراد نیز افکار منفی درباره خودشان تقویت میشود و این مسئله سلامت روان آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.»
این کارشناس معتقد است که یکی از خطرناکترین جنبههای نفرتپراکنی آنلاین، عادی شدن آن در جامعه است.
او میگوید: وقتی افراد هر روز با حجم زیادی از توهین، تمسخر و خشونت کلامی مواجه میشوند، به تدریج حساسیت خود را نسبت به این رفتارها از دست میدهند. در چنین شرایطی رفتاری که در گذشته ناپسند تلقی میشد، کمکم به بخشی از ارتباطات روزمره تبدیل میشود.»
نادرمنش با اشاره به نقش الگوسازی در فضای مجازی اظهار میکند: کودکان و نوجوانان بخش زیادی از رفتارهای ارتباطی را از محیط اطراف خود یاد میگیرند. وقتی در شبکههای اجتماعی میبینند که افراد با توهین و تحقیر با یکدیگر صحبت میکنند، این شیوه ارتباطی ممکن است برای آنها به یک الگوی طبیعی تبدیل شود.
این مربی مهارتهای زندگی تأکید میکند که نفرتپراکنی فقط به فردی که هدف حمله قرار گرفته آسیب نمیزند.
به گفته او، فضایی که در آن گفتوگو جای خود را به توهین بدهد، به تدریج سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهد. در چنین شرایطی افراد کمتر به شنیدن دیدگاههای متفاوت تمایل نشان میدهند و شکافهای اجتماعی عمیقتر میشود.
این مشاور، راه مقابله با این پدیده را تنها محدود به قوانین و مقررات نمیداند و معتقد است آموزش مهارتهای ارتباطی باید از سنین پایین آغاز شود.
او میافزاید: پیش از ارسال هر نظر یا واکنش در فضای مجازی باید از خودمان بپرسیم اگر همین جمله قرار بود رو در رو به ما گفته شود چه احساسی پیدا میکردیم. پشت هر حساب کاربری یک انسان واقعی با احساسات، نگرانیها و آسیبپذیریهای واقعی قرار دارد. فراموش کردن همین نکته ساده، یکی از دلایل اصلی گسترش نفرت در فضای مجازی است.
این مربی مهارتهای زندگی تأکید میکند که سلامت روان تنها با مراجعه به روانشناس حفظ نمیشود، بلکه کیفیت روابط انسانی نیز در آن نقش تعیینکنندهای دارد.
طاهره نادرمنش یادآور شد: شبکههای اجتماعی میتوانند فضایی برای تبادل تجربه، یادگیری و ارتباط باشند، اما این هدف زمانی محقق میشود که احترام، همدلی و مسئولیتپذیری در گفتوگوها حفظ شود. نیش کلمات ما شاید دیده نشوند، اما اثر آنها بر روان مخاطب کاملاً قابل درک و دریافت است.
انتهای پیام
