حجتالاسلام محمد حائری شیرازی در گفتوگو با ایسنا، بابیان اینکه یکی از نقدهای رایج که در فضای روشنفکری به جامعه شیعه وارد میشود، اتهام سرگردانی میان گذشته و آینده است، اظهار کرد: منتقدان میپرسند جامعهای که تقویم روانی خود را با سوگ و عزاداری برای رویدادی در هزار و چهارصد سال پیش تنظیم کرده است، چگونه میتواند ادعای پویایی و ساختن آیندهای پیشرفته بر محور یک «منجی» را داشته باشد؟
این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: پاسخ به این پرسش که آیا ایستادن در میان یک غم تاریخی و یک رؤیای دستنیافتنی، یک پارادوکس هویتی است، نیازمند عبور از نگاه سطحی و مراجعه به مهندسی تفکر شیعه در متون اصیل روایی است.
وی، عاشورا و ظهور را یک پیکره واحد دانست و گفت: با کالبدشکافی احادیث درمییابیم که عاشورا و ظهور، دو نقطه جدا افتاده یا متضاد در تاریخ نیستند؛ بلکه یک پیکره واحد و یک پروژه ناتمام محسوب میشوند که اولی «مبدأ» و دومی «مقصد» آن است.
حائری با بیان اینکه نخستین گواه این پیوند ارگانیک را میتوان در نگاه قرآنی و تأویل روایی آن یافت، افزود: خداوند در آیه ۳۳ سوره اسراء قاعدهای را مطرح میکند و میفرماید هر کس مظلوم کشته شود، ما به ولی او قدرت و تسلط دادهایم.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: اگرچه در ظاهر این یک حکم فقهی قصاص است، اما در تفسیر عیاشی، امام باقر (ع) در تأویلی عمیق میفرمایند: آن مظلوم تاریخ، حسین بن علی (ع) است و آن «ولی» که خداوند به او قدرت میبخشد تا ریشه ظلم را قطع کند، حضرت قائم (عج) است. این یعنی خداوند در قرآن، مأموریت پایانبخش تاریخ را مستقیماً به خونخواهی این مظلومیت گره زده است.
وی با بیان اینکه قیام حضرت مهدی (عج) مصادف با روز عاشورا خواهد بود، اظهار کرد: این پیوند نه تنها در رسالت، بلکه در انطباق زمانی تقویم تاریخ نیز خود را نشان میدهد؛ به گونهای که بر اساس روایت شیخ مفید در الإرشاد از امام صادق (ع)، روز خروج و قیام حضرت مهدی(عج) دقیقاً مصادف با روز عاشورا خواهد بود. این انطباق تصادفی نیست، بلکه حاوی این پیام روشن است که روزی که ظاهر حق شکسته شد، دقیقاً همان روزی است که پیروزی نهایی و استقرار حق کلید خواهد خورد.
حائری افزود: در امتداد همین نگاه است که زیارت عاشورا، برخلاف تصور رایج، از یک متن صرفاً سوگوارانه برای گذشته، به یک مانیفست آیندهنگری تبدیل میشود. پررنگترین دعای این زیارت، طلب آینده است؛ آنجا که از خداوند میخواهیم تا خونخواهی سیدالشهدا را در کنار امامی پیروزمند روزی ما کند (أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ). به کار بردن کلمه «یَرزُقَنی» نشان میدهد که عزادار آگاه، در اوج سوگواری در حال ثبتنام برای سربازی در رکاب یک رهبر زنده در آینده است.
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه نهضت مهدوی به دنبال یک انتقامجویی قبیلهای نیست، گفت: همین سربازان، در آوردگاه ظهور نیز هویتی کاملاً عاشورایی دارند، چنانکه علامه مجلسی در بحارالانوار بیان میکند که شعار محوری یاران حضرت مهدی، «یا لَثاراتِ الحُسَین» است. شعار هر ارتش، نشاندهنده ایدئولوژی آن است و این شعار ثابت میکند که نهضت مهدوی به دنبال یک انتقامجویی قبیلهای نیست؛ بلکه هدف آن، احیا و حاکمیتبخشی به همان گفتمان عدالتخواهانهای است که در کربلا به مسلخ رفت.
وی ضمن اشاره بر اینکه درک این شبکه درهمتنیده از روایات، معنای کلمه «انتظار» را برای انسان معاصر و بهویژه قشر دانشجو به طور بنیادین تغییر میدهد، اظهار کرد: اگر مهدویت را به عاشورا متصل کنیم، انتظار دیگر یک حالت منفعلانه نخواهد بود. نمیتوان در برابر فساد، بیعدالتی و ابتذال جامعه ساکت بود و ادعای انتظار داشت. عاشورا به ما درس «چگونه ایستادن» را میآموزد و مهدویت، «امید به پیروزی» را در رگهای جامعه تزریق میکند.
حائری افزود: در این نگاه، هر قدمی که یک جوان دانشگاهی برای اصلاح یک رویه غلط برمیدارد، هر مقالهای که برای استقلال کشورش مینویسد و هر کنشگری عدالتخواهانهای که انجام میدهد، تمرینی برای قرار گرفتن در اردوگاه آن امام منصور است.
این کارشناس مذهبی در پایان یادآور شد: در یک کلام؛ کربلا یک دانشگاه ناتمام است که ورودیهای آن در سال ۶۱ هجری گزینش شدند، اما فارغالتحصیلان نهایی آن، یاران حضرت مهدی (عج) در آخرالزمان هستند. کسی که بیداری صبح عاشورا را فهمیده باشد، با تکیه بر این ریشه تاریخی، قطعاً در قامت یک کنشگر فعال، چشمانداز روشن ظهور را در آینده خواهد ساخت.
انتهای پیام
