هر سال با فرارسیدن ماه محرم، نشانههای متعددی از حضور فرهنگ عاشورا در فضای عمومی جامعه نمایان میشود. از سیاهپوش شدن خیابانها و برگزاری آیینهای سوگواری گرفته تا فعالیتهای خیرخواهانه، نذرها، گردهماییهای مردمی و بازخوانی روایتهای تاریخی، همگی نشان میدهند که عاشورا در ایران صرفاً یک مناسبت تقویمی نیست. این واقعه در طول قرنها از مرزهای تاریخ عبور کرده و به یک پدیده فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده است؛ پدیدهای که نه تنها در حوزه دین، بلکه در عرصههای مختلف زندگی اجتماعی ایرانیان نیز تأثیرگذار بوده است.
در نگاه نخست ممکن است عاشورا تنها یادآور شهادت امام حسین(ع) و یارانش در صحرای کربلا باشد، اما پژوهشگران علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی بر این باورند که اهمیت این واقعه فراتر از جنبه تاریخی آن است. آنچه عاشورا را ماندگار کرده، ظرفیت بالای آن برای تولید معنا، خلق نماد و بازتولید ارزشهای فرهنگی در طول نسلهای مختلف است. از همین رو بسیاری از مفاهیمی که امروز در فرهنگ عمومی جامعه ایران جایگاه ویژهای دارند، از جمله عدالتخواهی، ایثار، وفاداری، مسئولیتپذیری اجتماعی، دفاع از مظلوم و مقاومت در برابر ظلم، در بستر روایت عاشورا معنا یافتهاند.
عاشورا؛ وقتی یک واقعه تاریخی به جهانبینی فرهنگی تبدیل میشود
احمد کامرانیفر، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد به ایسنا اظهار میکند: برای درک جایگاه عاشورا در جامعه ایران باید از نگاه صرفاً تاریخی فاصله گرفت و آن را بهعنوان یک نظام فرهنگی مورد مطالعه قرار داد.
وی میافزاید: یکی از مهمترین اشتباهاتی که گاه در تحلیل واقعه عاشورا رخ میدهد، محدود کردن آن به یک رویداد تاریخی یا صرفاً یک مناسبت مذهبی است. در حالی که اگر بخواهیم واقعبینانه به موضوع نگاه کنیم، عاشورا امروز بخشی از ساختار فرهنگی جامعه ایران است. ما با پدیدهای مواجه هستیم که در طول قرنها توانسته از نسلی به نسل دیگر منتقل شود و در هر دوره تاریخی خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. همین ویژگی سبب شده است که عاشورا نه تنها فراموش نشود، بلکه هر سال و در هر نسل دوباره بازخوانی شود.
این پژوهشگر فرهنگ اسلامی با اشاره به مفهوم «حافظه جمعی» بیان میکند: در علوم اجتماعی اصطلاحی با عنوان حافظه جمعی وجود دارد که به مجموعه خاطرات، نمادها و روایتهایی اشاره میکند که یک جامعه آنها را بهعنوان بخشی از هویت خود حفظ میکند. عاشورا یکی از مهمترین عناصر حافظه جمعی ایرانیان است. بسیاری از افراد حتی اگر آگاهی تاریخی دقیقی از جزئیات واقعه کربلا نداشته باشند، با نمادها، مفاهیم و ارزشهای آن آشنا هستند. این آشنایی نه از طریق کتابهای تاریخی، بلکه از مسیر خانواده، آیینها، مراسم مذهبی و فرهنگ عمومی منتقل شده است.
کامرانیفرادامه میدهد: ماندگاری عاشورا را باید در ظرفیت فرهنگی آن جستوجو کرد. جامعهها معمولاً رویدادهایی را در حافظه خود نگه میدارند که بتوانند میان گذشته و حال ارتباط برقرار کنند. عاشورا از این منظر یک نمونه کمنظیر است. مردم در هر دوره تاریخی توانستهاند بخشی از دغدغههای خود را در روایت عاشورا بازتاب دهند. به همین دلیل این واقعه هیچگاه صرفاً متعلق به گذشته باقی نمانده است. در دورهای نماد مبارزه با استبداد تلقی شده، در دورهای بهعنوان الگویی برای همبستگی اجتماعی مورد توجه قرار گرفته و در دورههای دیگر نیز جنبههای اخلاقی و انسانی آن برجسته شده است.
وی با اشاره به نقش آیینهای محرم در بازتولید فرهنگ عاشورا تأکید میکند: آیینها یکی از مهمترین ابزارهای انتقال فرهنگ هستند. وقتی درباره مراسم محرم صحبت میکنیم، در واقع درباره مجموعهای از رفتارها، نمادها و مناسک سخن میگوییم که هر سال تکرار میشوند و همین تکرار باعث تثبیت مفاهیم فرهنگی در ذهن جامعه میشود. نکته مهم این است که این آیینها فقط جنبه سوگواری ندارند، بلکه بستری برای شکلگیری روابط اجتماعی، مشارکت عمومی و انتقال ارزشهای مشترک نیز هستند.
این استاد دانشکاه ادامه میدهد: اگر به بسیاری از هیئتهای مذهبی نگاه کنیم، مشاهده میکنیم که در کنار مراسم عزاداری، فعالیتهای گستردهای در حوزه کمکهای مردمی، امور خیریه و مسئولیتهای اجتماعی انجام میشود. این مسئله نشان میدهد که فرهنگ عاشورا در ایران صرفاً بر احساسات مذهبی استوار نیست، بلکه در عرصه عمل اجتماعی نیز نمود پیدا کرده است. همین ویژگی موجب شده که این فرهنگ بتواند در شرایط مختلف تاریخی به حیات خود ادامه دهد.
کامرانیفر تصریح میکند: یکی از دلایل ماندگاری عاشورا در جامعه ایران، ظرفیت آن برای ایجاد همبستگی اجتماعی است. جامعه مدرن با وجود تمام پیشرفتهای خود، با نوعی فردگرایی گسترده مواجه است. در چنین شرایطی آیینهای جمعی اهمیت بیشتری پیدا میکنند. مراسم محرم از جمله معدود مناسبتهایی است که هنوز میتواند افراد را فارغ از تفاوتهای اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی در یک فضای مشترک گرد هم آورد. این مسئله از منظر جامعهشناسی اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا یکی از کارکردهای اصلی فرهنگ، ایجاد حس تعلق و انسجام اجتماعی است.
وی بر ضرورت بازخوانی مفاهیم عاشورا برای نسل جوان تأکید کرده و میگوید: یکی از چالشهای مهم امروز این است که چگونه میتوان پیام عاشورا را به زبان نسل جدید ترجمه کرد. جوانان امروز با نسلهای گذشته تفاوتهای جدی دارند؛ نوع آموزش، سبک زندگی، رسانهها و شیوه دریافت اطلاعات آنها تغییر کرده است، بنابراین اگر بخواهیم فرهنگ عاشورا همچنان پویا و اثرگذار باقی بماند، باید بتوانیم مفاهیم آن را با زبان و نیازهای امروز بازخوانی کنیم.
این استاد دانشگاه و پژوهشکر ادامه میدهد: نسل جدید بیش از آنکه به روایتهای صرفاً احساسی توجه کند، به دنبال فهم چرایی رخدادها و پیامهای آنها است، بنابراین لازم است بیش از گذشته بر جنبههای انسانی، اخلاقی و اجتماعی عاشورا تمرکز شود. مفاهیمی مانند کرامت انسانی، مسئولیت اجتماعی، عدالتخواهی و دفاع از حقیقت میتوانند برای نسل جوان معنا و جذابیت بیشتری داشته باشند. اگر این مفاهیم به درستی تبیین شوند، عاشورا همچنان میتواند نقش مهمی در شکلدهی هویت فرهنگی جامعه ایفا کند.
کامرانیفر با اشاره به تفاوت میان «تکرار آیین» و «درک فرهنگی» اشاره کرده و می افزاید: جامعه زمانی میتواند از یک سرمایه فرهنگی بهرهمند شود که آن را آگاهانه بازخوانی کند. صرف تکرار آیینها اگر با فهم و شناخت همراه نباشد، ممکن است بخشی از کارکردهای فرهنگی خود را از دست بدهد. به همین دلیل نقش نهادهای آموزشی، رسانهها و مراکز فرهنگی در تبیین مفاهیم عاشورا اهمیت ویژهای پیدا میکند. باید تلاش کنیم نسل جدید عاشورا را نه فقط بهعنوان یک خاطره تاریخی، بلکه بهعنوان یک منبع الهام فرهنگی و اخلاقی بشناسد.
وی خاطرنشان میکند: عاشورا در طول تاریخ نشان داده که ظرفیت سازگاری با شرایط مختلف اجتماعی را دارد. همین ویژگی باعث شده است که پس از قرنها همچنان در متن زندگی مردم حضور داشته باشد. اگر بتوانیم میان میراث تاریخی عاشورا و نیازهای فرهنگی امروز ارتباط برقرار کنیم، این سرمایه فرهنگی همچنان میتواند نقشی مؤثر در تقویت هویت، انسجام و مسئولیت اجتماعی جامعه ایفا کند.
عاشورا و بازتولید سرمایه اجتماعی؛ پیوندی میان سنت، جامعه و نسلهای جدید
حجتالاسلام سیدعبدالله حسینی، مدرس دانشگاه با اشاره به نقش اجتماعی مراسم محرم اظهار میکند: وقتی از عاشورا سخن میگوییم، معمولاً ذهنها به سمت ابعاد اعتقادی و تاریخی این واقعه میرود، در حالی که از منظر جامعهشناسی، عاشورا یک پدیده اجتماعی گسترده نیز محسوب میشود. در واقع بخش مهمی از ماندگاری این واقعه به دلیل آن است که توانسته در طول زمان به بستری برای تعاملات اجتماعی، همبستگی جمعی و شکلگیری سرمایه اجتماعی تبدیل شود. اگر این کارکردها وجود نداشت، احتمالاً عاشورا نیز مانند بسیاری از رخدادهای تاریخی دیگر در محدوده کتابهای تاریخ باقی میماند.
وی با اشاره به مفهوم سرمایه اجتماعی میافزاید: سرمایه اجتماعی به زبان ساده به شبکه روابط، اعتماد و همکاری میان اعضای یک جامعه گفته میشود. یکی از ویژگیهای مراسم محرم این است که فرصتهای متعددی برای شکلگیری چنین روابطی فراهم میکند. از فعالیتهای داوطلبانه و مشارکت در برگزاری مراسم گرفته تا کمکهای مردمی و فعالیتهای خیرخواهانه، همگی زمینههایی برای افزایش اعتماد و همکاری اجتماعی هستند. به همین دلیل است که بسیاری از پژوهشگران، آیینهای محرم را صرفاً مناسک مذهبی نمیدانند، بلکه آنها را بخشی از سازوکارهای تقویت انسجام اجتماعی در جامعه ایران تلقی میکنند.»
این استاد جامعهشناسی و پژوهشگر دینی بیان میکند: یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ عاشورا، توانایی آن در عبور از مرزهای طبقاتی و اجتماعی است. در بسیاری از مناسبتهای اجتماعی، افراد در چارچوب گروههای همسان با خود قرار میگیرند، اما در آیینهای محرم معمولاً شاهد حضور طیفهای مختلف اجتماعی در کنار یکدیگر هستیم. این همنشینی و مشارکت جمعی، نوعی تجربه مشترک ایجاد میکند که میتواند احساس تعلق اجتماعی را تقویت کند. از منظر جامعهشناسی، این تجربه مشترک اهمیت فراوانی دارد، زیرا جامعه تنها از طریق قوانین و ساختارهای رسمی شکل نمیگیرد؛ بلکه بخش مهمی از انسجام آن از طریق همین تجربههای فرهنگی و عاطفی مشترک ایجاد میشود.
حسینی با اشاره به تحول آیینهای مذهبی در عصر جدید تأکید میکند: فرهنگ عاشورا در طول تاریخ هرگز پدیدهای ایستا نبوده است. بسیاری تصور میکنند که آیینهای محرم همواره به یک شکل برگزار شدهاند، در حالی که اگر تاریخ این مراسم را بررسی کنیم، متوجه میشویم که در هر دوره تاریخی، متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی زمان خود تغییراتی را تجربه کردهاند. این انعطافپذیری یکی از دلایل مهم بقای فرهنگ عاشورا بوده است.
وی ادامه میدهد: امروز نیز با ظهور شبکههای اجتماعی و رسانههای نوین، شیوه مواجهه نسل جوان با مفاهیم مذهبی تغییر کرده است. در گذشته انتقال فرهنگ عاشورا عمدتاً از طریق خانواده، مسجد و هیئت صورت میگرفت، اما اکنون رسانهها نیز به بازیگران مهم این عرصه تبدیل شدهاند. این تحول هم فرصتهایی ایجاد کرده و هم چالشهایی را به همراه داشته است. از یک سو امکان دسترسی گستردهتر به منابع و روایتهای مختلف فراهم شده و از سوی دیگر خطر سطحی شدن برخی مفاهیم نیز وجود دارد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه نسل جدید بیش از گذشته به دنبال فهم عقلانی و تحلیلی مفاهیم دینی است، اظهار میکند: یکی از ویژگیهای نسل امروز این است که صرفاً به پذیرش سنتها اکتفا نمیکند و درباره چرایی آنها پرسش دارد. این مسئله لزوماً یک تهدید نیست، بلکه میتواند فرصتی برای بازخوانی عمیقتر مفاهیم عاشورا باشد. اگر بتوانیم به این پرسشها پاسخهای روشن، مستند و متناسب با نیازهای امروز ارائه کنیم، فرهنگ عاشورا نه تنها تضعیف نخواهد شد، بلکه میتواند مخاطبان جدیدی نیز پیدا کند.
حسینی تصربح میکند: یکی از مهمترین ظرفیتهای عاشورا در جهان معاصر، تأکید آن بر مسئولیت اجتماعی است. در بسیاری از روایتهای مربوط به عاشورا، مسئله انتخاب آگاهانه، مسئولیتپذیری و بیتفاوت نبودن در برابر سرنوشت جامعه مطرح میشود. این مفاهیم تنها به یک دوره تاریخی خاص تعلق ندارند، بلکه در هر زمان میتوانند مورد بازخوانی قرار گیرند. به همین دلیل است که عاشورا هنوز هم برای بسیاری از مردم معنادار است و صرفاً یک یادبود تاریخی محسوب نمیشود.
وی در ادامه با اشاره به برخی آسیبهای موجود در بازنمایی فرهنگ عاشورا توضیح میدهد: گاهی اوقات تأکید بیش از اندازه بر جنبههای احساسی و عاطفی، باعث میشود ابعاد فکری، اخلاقی و اجتماعی عاشورا کمتر دیده شود. در حالی که ماندگاری این واقعه دقیقاً به دلیل چندلایه بودن آن است. عاشورا هم ظرفیت عاطفی دارد، هم ظرفیت اخلاقی، هم ظرفیت فرهنگی و هم ظرفیت اجتماعی. اگر تنها بر یکی از این ابعاد تمرکز کنیم، تصویر کاملی از این فرهنگ ارائه نخواهیم داد.
این کارشناس مسائل دینی خاطر نشان میکند: برای حفظ پویایی فرهنگ عاشورا باید میان سنت و نیازهای جامعه امروز تعادل برقرار شود.هر فرهنگ زندهای ناگزیر است با تحولات زمانه وارد گفتوگو شود. اگر فرهنگ عاشورا توانسته بیش از سیزده قرن دوام بیاورد، به این دلیل است که در هر دوره تاریخی امکان تفسیر و بازخوانی جدیدی از آن وجود داشته است. بنابراین حفظ این میراث فرهنگی به معنای تکرار صرف گذشته نیست، بلکه به معنای فهم درست گذشته و پیوند دادن آن با مسائل و نیازهای امروز جامعه است.
حسینی در بخش دیگری از سخنان خود به نقش زنان در انتقال فرهنگ عاشورا اشاره میکند و میافزاید: یکی از موضوعاتی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، نقش زنان در حفظ و انتقال فرهنگ عاشورا است. در طول تاریخ، بخش مهمی از انتقال ارزشها و روایتهای عاشورایی از طریق خانوادهها و به واسطه زنان صورت گرفته است. علاوه بر این، شخصیت حضرت زینب(س) نیز بهعنوان نماد روایتگری، آگاهیبخشی و مسئولیت اجتماعی، جایگاه ویژهای در فرهنگ عاشورا دارد. به همین دلیل نمیتوان نقش زنان را در تداوم این فرهنگ نادیده گرفت.
وی بر ضرورت مطالعه علمی و پژوهشمحور درباره عاشورا تأکید کرد و میگوید: هرچه از نگاههای شعاری فاصله بگیریم و به سمت پژوهشهای عمیقتر حرکت کنیم، امکان فهم دقیقتر این پدیده فرهنگی نیز افزایش خواهد یافت. عاشورا ظرفیت آن را دارد که از منظرهای مختلف تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و حتی ارتباطی مورد بررسی قرار گیرد. چنین مطالعاتی میتواند به درک بهتر جایگاه این واقعه در زندگی معاصر کمک کند.
این مدرس دانشگاه خاطرنشان میکند: عاشورا را نباید صرفاً متعلق به گذشته دانست. آنچه این واقعه را ماندگار کرده، توانایی آن در ایجاد گفتوگو میان گذشته و حال است. هر نسلی میتواند بخشی از دغدغههای خود را در این روایت بازتاب دهد و از آن برای فهم بهتر مسائل زمانه خود بهره بگیرد. به همین دلیل است که عاشورا همچنان در جامعه ایران حضوری زنده و اثرگذار دارد و به نظر میرسد در آینده نیز یکی از مهمترین منابع هویت فرهنگی و اجتماعی ایرانیان باقی بماند.
به گزارش ایسنا اگرچه بیش از سیزده قرن از واقعه عاشورا میگذرد، اما این رخداد همچنان یکی از مهمترین عناصر هویت فرهنگی ایرانیان محسوب میشود. آنچه عاشورا را از بسیاری رویدادهای تاریخی متمایز میکند، توانایی آن در عبور از مرزهای زمان و تبدیل شدن به یک فرهنگ زنده است؛ فرهنگی که در آیینها، مناسبات اجتماعی، حافظه جمعی و نظام ارزشی جامعه حضور دارد و همچنان در حال بازتولید است.
کارشناسان معتقد هستند ماندگاری عاشورا تنها به دلیل اهمیت تاریخی یا مذهبی آن نیست، بلکه به سبب ظرفیت بالای این واقعه برای تولید معنا، ایجاد همبستگی اجتماعی و انتقال ارزشهای فرهنگی از نسلی به نسل دیگر است. از این منظر، عاشورا را میتوان یکی از مهمترین سرمایههای فرهنگی جامعه ایران دانست؛ سرمایهای که در صورت بازخوانی آگاهانه و متناسب با نیازهای زمانه، همچنان میتواند در تقویت هویت فرهنگی، انسجام اجتماعی و مسئولیتپذیری جمعی نقشآفرین باشد.
انتهای پیام
