حجتالاسلام محمد حائری شیرازی در گفتوگو با ایسنا، بیان کرد: احتمالاً همه ما بارها از خود پرسیدهایم که اگر در سال ۶۱ هجری در کوفه یا مدینه حضور داشتیم، آیا در سپاه امام حسین (ع) شمشیر میزدیم؟ پاسخ احساسی اکثر ما به این پرسش یک «بله» قاطعانه است؛ اما اگر با تاریخ تعارف نداشته باشیم، درمییابیم که کوفیان نیز دقیقاً همینگونه فکر میکردند. آنها ۱۸ هزار نامه دعوت نوشتند، اما در روز واقعه، امام را تنها گذاشتند. مشکل آنها نه کفر بود، نه بیدینی و نه حتی نفرت از اهلبیت؛ بلکه آنها در یک آزمون بزرگ مردود شدند.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: این آزمون، دقیقاً همان آزمون امروز ما در عصر غیبت است و کالبدشکافی آن از منظر تاریخ و علوم حدیث، استراتژیکترین درس عاشورا را برای انسان منتظر در دنیای معاصر روشن میکند؛ درسی که غفلت از آن میتواند ما را به کوفیان قرن بیست و یکم تبدیل کند.
وی اظهار کرد: در بررسی تحلیلی تاریخ شیعه، بزرگترین درس عاشورا برای دوران انتظار در دو مفهوم کلیدی خلاصه میشود که نخستین آن، تمایز میان «شناخت امام تاریخی» و «معرفت به امام زمان» است. مرحوم شیخ صدوق در کتاب مهم «عِلَلُ الشَّرائِع» (ج ۱، ص ۹) حدیث تکاندهندهای از خود امام حسین (ع) نقل میکند که در پاسخ به چیستی شناخت خدا فرمودند: «مَعرِفَةُ أَهلِ کُلِّ زَمانٍ إِمامَهُمُ الَّذی یَجِبُ عَلَیهِم طاعَتُهُ» (شناخت مردم هر زمان نسبت به امامی که اطاعتش بر آنها واجب است).
این پژوهشگر قرآن و حدیث یادآور شد: فاجعه کوفه از همین نقطه آغاز شد؛ کوفیان امام حسین (ع) را میشناختند، اما صرفاً به عنوان نوه پیامبر (ص) و یک شخصیت محترم تاریخی، نه به عنوان «امام زمان» خود که باید در معادلات پیچیده سیاسی و اجتماعی از او تبعیت محض کنند. بزرگترین درس عاشورا این است که شناخت شناسنامهای منجی کافی نیست؛ منتظر واقعی باید جایگاه، پازل حرکتی و نقشه راه امام زمانش را در معادلات جهان امروز بشناسد.
وی اظهار کرد: دومین درس حیاتی عاشورا، پرهیز از فاجعهای به نام «اقدام دیرهنگام» است. در تاریخ نگاری عاشورا با گروهی به نام «توابین» مواجهیم؛ شیعیان خالصی که امام حسین (ع) را دوست داشتند اما روز عاشورا به یاری ایشان نیامدند، زیرا درگیر تحلیلهای اشتباه، ترس یا مصلحتاندیشی شدند. آنها چند ماه بعد پشیمان شدند، قیام کردند و هزاران نفرشان نیز به شهادت رسیدند، اما خون آنها نتوانست مسیر تاریخ را عوض کند، چرا که اقدامشان «بهموقع» نبود. بر همین اساس است که پیامبر اکرم (ص) در روایتی که در «کمالالدین و تمامالنعمة» (ج ۲، ص ۶۴۴) آمده، میفرمایند: «أفضَلُ أعمالِ اُمَّتی اِنتِظارُ الفَرَج». واژه «أعمال» به روشنی نشان میدهد که انتظار در ادبیات شیعه، یک حالت روانی یا انفعال و دسترویدست گذاشتن نیست؛ بلکه یک «کنش»، یک «پروژه» و یک اقدام شبانهروزی و بهموقع است.
حائری بیان کرد: این مفاهیم تاریخی، پیام بسیار روشنی برای دانشجوی امروز دارد که در قلب جنگ شناختی، اقتصادی و فرهنگی قرار گرفته است. کربلای امروز یک بیابان در عراق سال ۶۱ هجری نیست؛ بلکه کربلای امروز در شبکههای اجتماعی، فضای دانشگاه، آزمایشگاههای پژوهشی و میدانهای تصمیمسازی کشور در جریان است. مکتب عاشورا به جوان منتظر هشدار میدهد که مراقب باشد «تواب» عصر خود نباشد.
این استاد حوزه و دانشگاه گفت: توابین امروز کسانی هستند که وقتی زمان دفاع علمی، روشنگری رسانهای یا تولید علم اقتدار آفرین فرا میرسد، سکوت میکنند و تازه وقتی جبهه حق ضربه خورد، زبان به افسوس میگشایند. منتظر واقعی، زمانشناس است و میداند که نوشتن یک پایاننامه کاربردی، طراحی یک استارتاپ امیدآفرین، یا موضعگیری مستدل در برابر شبهات، دقیقاً مصداق شمشیر زدن در رکاب امام زمان (عج) است.
این پژوهشگر قرآن و حدیث اظهار کرد: عاشورا به ما ثابت کرد که اگر «معرفت» و «اقدام بهموقع» در کنار هم قرار نگیرند، حقیقت در قربانگاه تاریخ ذبح میشود. ما نباید صرفاً منتظر «آمدن» منجی باشیم، بلکه باید با کنشگری هوشمندانه، برای «آوردن» او تلاش کنیم.
انتهای پیام
