هادی ولیپور قرهقیه، استاد دانشگاه در دانشگاههای تبریز و مسئول هنرهای تصویری حوزه هنری استان در گفتوگو با ایسنا بیان کرد: همانطور که اسکار گروس براکت، انسانشناس شهیر جهان، در کتاب «تاریخ تئاتر جهان» مینویسد، آیینها شکلی از معرفت هستند که از دیرباز برای چند منظور انجام شدهاند؛ روش تعلیم، مهار حوادث احتمالی آینده، بزرگداشت نیروی مافوق طبیعی یا مانور پیش از عملیات و جنبههای سرگرمکننده.
وی ادامه داد: آیینها اغلب دارای وجوه نمایشی هستند و یکی از جنبههای نمایشی آنها، ارتباط مستقیم با ادبیات است؛ ادبیاتی که پیشینه مکتوب و شفاهی آن در ایران بسیار قابلتوجه است. البته در میان اغلب ملل، بهویژه ایران، آیینها با ساحتهای مذهبی نیز گره مستقیم خوردهاند و همین مسئله موجب شده است که امروز هر جا به ادبیات آیینی اشاره میشود، ناخودآگاه همه به یاد ادبیات مذهبی بیفتند.
وی افزود: شدت این تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بهقدری است که ادبیات آیینی امروز ما تقریباً نمیتواند بدون ادبیات مذهبی وجود داشته باشد؛ زیرا ادبیات آیینی رنگوبوی دینی، الهی و مذهبی دارد. از سوی دیگر، ادبیات آیینی نیز مبتنی بر آرمانهای مذهبی مردم ایران است و نمود آن در شعر مذهبی یا در قوارهای بزرگتر، شعر آیینی، نهفته است.
ولیپور بر تفاوت ادبیات آیینی و مذهبی تأکید کرد: آنچه وجه تمایز ادبیات آیینی با ادبیات مذهبی است، این است که شعر مذهبی صرفاً با مذهب ایرانیان، یعنی تشیع، در ارتباط مستقیم است و شعر آیینی میتواند بسترهای فراگیرتری را، مانند اشعار مورد استفاده در آیینهای آیفتمندی، آیینهای گذار و آیینهای سرگرمکننده، نیز شامل شود.
وی در زمینه کارکرد ادبیات آیینی در جامعه امروز گفت: اکنون با توجه به تحولات بنیادین در جهانزیست بشر معاصر، ضرورت بازگشت به ادبیات آیینی در قالب شعر، خاطرات و آیینهای نمایشی بهشدت احساس میشود. این حوزه به دلیل پیوند با اساطیر، تاریخ و زیستبوم، میتواند گذشته را به امروز متصل کند. ادبیات آیینی در زمره هنرهای کاربردی، فراتر از سرگرمی، نقشی آموزشی ایفا کرده و بهعنوان ابزاری برای مدیریت بحرانهای آینده، تکریم بزرگان و بستری برای مانورهای عملیاتی عمل میکند.
وی با یادآوری رجوع مردم به ادبیات حماسی و مذهبی در دوران جنگهای تحمیلی، تصریح کرد: بهرهگیری از مفاهیم اساطیری نظیر رستم و آرش یا پیوند زدن شهدا با قیام کربلا، مصداق بارز این بحث است. استفاده رهبر شهید انقلاب از جمله مشهور امام حسین(ع) خطاب به یزید در مواجهه با سران استکبار، نمونهای عینی از کاربرد ادبیات آیینی در تبیین مواضع سیاسی و انقلابی در دنیای امروز است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: آذربایجان از دیرباز نحلههای مختلف ادبیات را تجربه کرده است؛ از ادبیات غنایی تا ادبیات حماسی. ادبیات آیینی آذربایجان نیز یقیناً در ایام پیشاصفویه رایج بوده است که نمود خود را در دوره صفویه بروز میدهد. مسائل فرهنگی و هنری یکدفعه شکل نمیگیرند، بلکه بهتدریج تکامل و تطور مییابند؛ زیرا در آن دوران ما با چهرههای بومی ادبی، موسیقایی و نمایشی مواجه هستیم که در بخشهای مختلف با نامهای متنوعی از آنها یاد میشود.
وی افزود: از دل مرثیهسراییهای عاشیقلر آذربایجان، روضهخوانی با تأکید بر دو کتاب مهم تشیع، «روضهالشهدا» و «اسرارالشهادت»، قوام یافت و بعدها در نمایشهای آیینی همچون واقعهخوانی، شبیهخوانی، نقالی مذهبی و... به کار گرفته شد. مسیر این ادبیات آیینی در آذربایجان از دوره صفویه شکل گرفته و بزرگان بسیاری را زیر پرچم خود قرار داده است. در ادبیات آیینی آذربایجان، حماسه، سوگچامه، اشعار مستند، اشعار قرآنی و حدیثی، تصویرسازی، مواضع انقلابی و استعمارستیزانه، نوحه و عزا و... دیده میشود.
وی بیان کرد: زبان ترکی آذری در شبیهخوانیها ظرفیت مهمی برای خلق آثار آیینی و مرثیهای دارد و با همراهی موسیقی موغامی، اصطلاحات بومی و ضربالمثلهای محلی، به اجرای تعزیه در آذربایجان حالوهوایی تعلیمی و سوگمحور میدهد. بیشتر این منظومهها حاصل ذوق محدود و نیت ثوابجویانه منظومهسازان بوده و اغلب نیز بینام ماندهاند، اما همین آثار در کنار اشتلمخوانی اشقیا، لحن خاص و اثرگذاری به ادبیات نمایشی منطقه بخشیدهاند.
ولیپور درباره تفاوت تعزیه آذربایجان با مناطق دیگر گفت: آنچه امروز از تعزیه و شبیهخوانی در آذربایجان باقی مانده، متأسفانه پوسته پوسیده اجرایی آن است. ظاهر تعزیه حفظ شده، اما هیچ تأثیرگذاری بر مخاطب در آن دیده نمیشود. مهمترین علت این مسئله، عدم رعایت قوانین تثبیتشده در این نمایش، بهعلاوه نزدیک کردن آن به نمایش واقعگرای غربی است که سمتوسویی نادرست یافته است.
وی ادامه داد: شوربختانه ما همچون بسیاری از بخشهای فرهنگی و هنری، دچار بیبندوباری تکنیکی و عدول از سنتهای تثبیت شده در تعزیه نیز هستیم. بنابراین قاعدتاً نباید تفاوت چشمگیری وجود داشته باشد، اما به دلیل عدم مطالعه در میان گردانندگان دستگاه تعزیه، ما از شهرهایی مانند زنجان، قزوین، تفرش، اراک، بوشهر و... بسیار عقبتر ماندهایم. تبریز شهر ولیعهدنشین بوده است، اما تفاوتهای معناداری بین اجرای شبیهخوانی ما و دیگر شهرهای فعال این عرصه وجود دارد.
شکلگیری تعزیه، محصول عصر قاجار
اسماعیل مجللی، پژوهشگر و مؤلف کتاب «شبیهنامه»، با نقد روایتهای رایج درباره پیشینه تعزیه، در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: این هنر به شکل امروزی خود نه ریشهای در دوران باستان دارد و نه اسناد معتبری از دورههای پیش از قاجار برای آن وجود دارد. با استناد به تاریخ ادبیات، موسیقی و نمایش ایران، شکلگیری تعزیه را میتوان محصول عصر قاجار دانست. این هنر از تلفیق سه عنصر ادبیات، موسیقی و نمایش و در بستر فضاهایی چون تکیهها پدید آمد و در همان دوره نیز به اوج شکوفایی خود رسید.
وی با اشاره به رونق محافل ادبی و نهضت بازگشت ادبی در دوره فتحعلیشاه قاجار، نسخههای تعزیه را حاصل فعالیت شاعران و ادیبان آن عصر دانست و افزود: همزمان با شکلگیری نمایشنامهنویسی نوین و تدوین موسیقی دستگاهی ایران، تعزیه نیز بهعنوان هنری تازه ظهور کرد. حکومت قاجار با حمایت از این هنر، آن را به ابزاری برای ترویج آموزههای مذهبی، مقابله با جریانهای فکری مخالف، سرگرمی عمومی و انتقال پیامهای اجتماعی و سیاسی تبدیل کرد.
این پژوهشگر همچنین درباره گسترش و تداوم تعزیه اظهار کرد: پس از دوران مشروطه و کاهش حمایتهای حکومتی، این هنر در شهرها با افول مواجه شد و حتی در مقاطعی محدودیتهایی را تجربه کرد، اما در روستاها و شهرهای کوچک به حیات خود ادامه داد. روستاها پناهگاه اصلی تعزیه در دوره افول آن بوده و بخش مهمی از میراث تعزیه امروز، از جمله تکایا، نسخهها و شیوههای اجرایی، بهواسطه حفظ و انتقال این هنر در مناطق روستایی به نسلهای بعدی رسیده است.
وی پیرامون تعزیهخوانی به زبان آذری بیان کرد: واقعه خونین عاشورا که در سدههای اخیر یکی از اصلیترین سوژههای سرایش اشعار آیینی به حساب میآید، سبب شد که پابهپای شاعران فارسی، شاعران آذری نیز به سرایش اشعاری با محوریت عاشورا بپردازند که در این میان، آثار قابلتوجهی بهصورت اشعار ماندگار عاشورایی پدید آمده است که هماکنون نیز شاهد آنها هستیم.
وی در ادامه، در مورد نقش آذربایجان در ترویج و حتی شکلگیری هنری به نام شبیهخوانی تصریح کرد: این مهم کاملاً ملموس و غیرقابلانکار است و در این میان نباید از خطه غیور تبریز غافل ماند. نخستین صفحات ادبیات نمایشی و نمایشنامهنویسی ایران از همین منطقه برخاسته است که در صدر آنها میتوان به میرزا آقا تبریزی اشاره کرد.
مجللی افزود: تعزیه و سوگواریهای نمایشی در تبریز، پیشینهای دستکم چهار سدهای دارد و اسناد و مدارک این مهم نیز در دسترس است. از جمله، اولیا چلبی که در عهد صفویان در تبریز حضور یافته بود، در سفرنامه خود از سوگواریهای نمایشی ایام محرم در تبریز سخن میگوید. سابقه و پیشینه تعزیهخوانی به زبان ترکی، اگر تقدمی بر تعزیهخوانی به زبان فارسی نداشته باشد، تأخری نیز بهصورت چشمگیر در آن دیده نمیشود؛ بهنحوی که در مجموعه واتیکان بیش از ۳۰ نسخه مجلس تعزیه دیده میشود.
وی تأکید کرد: از اماکن عزاداری و شبیهخوانی تبریز در دوره قاجاریان میتوان به تیمچه مظفری اشاره کرد که تصاویر و اسناد آن در حال حاضر موجود است. همچنین شهر تبریز از معدود شهرهایی بود که در عهد ناصری، محلی اختصاصی برای اجرای تعزیه با نام تکیه دولت را در خود داشت و در روزنامه ناصری نیز گزارشی از اجرای مجلس تعزیه در تبریز منتشر شده است.
وی ادامه داد: نام تبریز در میان اشعار تعزیه نیز دیده میشود؛ بهنحوی که در مجلس شهادت حر، که به زبان فارسی خوانده میشود، عبیدالله بن زیاد برای تطمیع حر جهت اعزام به کربلا، پیشنهاد امارت تبریز را مطرح میکند. بنابراین از تبریز و نقش آن در حیات شبیهخوانی نباید غافل ماند. تعزیه معاصر تبریز توسط هنرمندان تئاتر اجرا میشود که با متن، بازیگری و سایر المانهای نمایشی آشنایی دارند و این مسئله قطعاً در پیشرفت این هنر در تبریز مؤثر خواهد بود؛ چراکه در سایر مناطق کشور اینگونه نیست. امید میرود در سالهای آتی پیشرفت بیشتری در این هنر شاهد باشیم.
ادبیات آیینی، متمرکز بر مناسک مذهبی
سعید طرزمی، دکتری تخصصی زبان و ادبیات فارسی، استادیار و عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه، در گفتوگو با ایسنا به تشریح تفاوت ادبیات مذهبی و ادبیات آیینی پرداخت و اظهار کرد: ادبیات مذهبی حوزهای گسترده است که آثاری همچون تفاسیر قرآن، متون دینی، آثار مرتبط با سیره پیامبر(ص) و مباحث فقهی را دربرمیگیرد، اما ادبیات آیینی بیشتر بر آدابورسوم و مناسک مذهبی متمرکز است. ادبیات آیینی را میتوان با وجود برخی تفاوتها، زیرمجموعهای از ادبیات مذهبی دانست که وظیفه معرفی و تبیین آیینها و سنتهای مذهبی را بر عهده دارد.
وی با اشاره به کارکردهای فرهنگی ادبیات آیینی در جهان معاصر گفت: انسان امروز در میان مظاهر فناوری و زندگی مدرن، تا حدی از ریشههای فرهنگی و سنتی خود فاصله گرفته است و آشنایی با ادبیات آیینی میتواند زمینه بازگشت به هویت فرهنگی و شناخت بهتر کارکردهای اجتماعی و معنوی آیینهای مذهبی را فراهم کند.
طرزمی آذربایجان تاریخی را یکی از مهمترین خاستگاههای ادبیات آیینی در ایران دانست و افزود: پیوند این منطقه با آیینهای شیعی و بهویژه فرهنگ عاشورا سابقهای طولانی دارد. در دوره ایلخانیان، از قرن هشتم هجری، نشانههای پررنگ ادبیات عاشورایی در آذربایجان دیده میشود و شاعرانی همچون سلمان ساوجی از نخستین مرثیهسرایان برجسته در شعر فارسی به شمار میروند. همچنین از دوره صفویه تا کنون، آذربایجان یکی از کانونهای اصلی تولید و ترویج ادبیات آیینی بوده است.
این عضو هیئت علمی دانشگاه ارومیه با تأکید بر ظرفیتهای زبان ترکی آذربایجانی در خلق آثار آیینی اظهار کرد: ساختار زبانی، عاطفه و سوز نهفته در این زبان، آن را به یکی از مناسبترین ابزارها برای آفرینش شعر مذهبی تبدیل کرده است. بسیاری از شاعران برجسته، از جمله استاد شهریار، حسان، محمدحسین کهنمویی و دیگر شاعران آیینی، آثار ماندگاری را به زبان ترکی آذربایجانی خلق کردهاند که همچنان در مراسم مذهبی و آیینهای سوگواری مورد استفاده قرار میگیرند.
وی در ادامه با اشاره به برخی آسیبهای موجود در حوزه شعر و مداحی آیینی گفت: هرچند همچنان شاعران توانمند در این عرصه فعالیت میکنند، اما در مقایسه با گذشته، آثار ماندگار و شاهکارهای ادبی کمتری خلق میشود. همچنین استفاده گسترده از نغمهها و آهنگهای صرفاً هیجانی در برخی مجالس موجب شده است که توجه به محتوای ادبی و مفهومی آثار کاهش یابد.
طرزمی با تأکید بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای علمی در این حوزه اظهار کرد: نهادهایی همچون ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی حمایتهای مناسبی از فعالیتهای آیینی انجام میدهند، اما لازم است نقش پژوهشگران و متخصصان ادبیات آیینی در برنامهریزیها و سیاستگذاریها پررنگتر شود.
وی استاد شهریار را یکی از برجستهترین شاعران ادبیات آیینی ایران دانست و گفت: مهمترین ویژگی شعر آیینی شهریار، عاطفه عمیق و نگاه انسانی او به شخصیتهای دینی است. شهریار در آثاری چون «علی ای همای رحمت» و «شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین» جلوههایی از عظمت اخلاقی و معنوی اهل بیت(ع) را با زبانی تأثیرگذار و عاطفی به تصویر کشیده است.
این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به پیوند عمیق ادبیات آیینی با فرهنگ آذربایجان افزود: آیینهایی مانند «شاهحسینگویان» و سنتهای تعزیهخوانی از مهمترین نمودهای این پیوند به شمار میروند. برخی پژوهشها آیین شیر در تعزیههای آذربایجان را مرتبط با قبیله بنیاسد میدانند؛ قبیلهای که بنا بر روایتهای تاریخی در دفن شهدای کربلا نقش داشته است.
وی «نیر تبریزی» را برجستهترین شاعر ادبیات آیینی آذربایجان معرفی کرد و گفت: آثار این شاعر از نظر تصویرسازی، عاطفه، زبان و استناد به منابع تاریخی از جایگاه ویژهای برخوردار است. بسیاری از شاعران آیینی آذربایجان، علاوه بر توانایی ادبی، با علوم دینی و منابع تاریخی نیز آشنایی عمیقی داشتهاند و همین مسئله به غنای محتوایی آثار آنان کمک کرده است.
به گزارش ایسنا، آنچه از مجموع این دیدگاهها برمیآید، جایگاه ویژه آذربایجان در شکلگیری و گسترش ادبیات آیینی، شعر عاشورایی و آیینهای نمایشی مذهبی است؛ میراثی که از دل سنتهای فرهنگی و باورهای دینی مردم این خطه برخاسته و تا امروز تداوم یافته است. هرچند این حوزه همچنان از ظرفیتهای گستردهای برای تولید آثار ادبی و هنری برخوردار است، اما آسیبهایی همچون کمرنگ شدن جنبههای پژوهشی، فاصله گرفتن از برخی سنتهای اصیل و کمتوجهی به محتوای ادبی آثار، ضرورت بازنگری و توجه بیشتر به این عرصه را دوچندان کرده است.
انتهای پیام
