مجتبی ابوالقاسمی، شاعر در گفتوگو با ایسنا گفت: پس از گذشت قرنها، عاشورا همچنان سرچشمهای زنده و پایانناپذیر برای خلق روایتهای تازه در ادبیات و شعر معاصر است. در این میان، شعر «آیینی مذهبی»، رسالتی مهم مبنی بر تبیین فلسفه قیام سیدالشهدا(ع) و انتقال پیامهای اجتماعی، فرهنگی و دینی نهضت ایشان بر عهده دارد.
وی اظهار کرد: برخی افراد نگاه سادهای به مقوله شعر آیینی دارند، در حالی که بهتر است برای آن از عنوان «شعر آیینی مذهبی» یا «شعر مذهبی» استفاده شود؛ چرا که میتوان گفت همه شعرها از یک آیین و جهانبینی برخاستهاند. علاوه بر اینها همانگونه که در ادبیات، شاخههایی مانند دفاع مقدس داریم، در این حوزه نیز باید تعریف دقیقتری ارائه شود.

وی افزود: آنچه امروز در شعر آیینی مورد نیاز است، صرفاً بیان احساسات نیست؛ هرچند برای گریستن بر مصائب اهلبیت(ع) اجر و پاداش فراوانی در نظر گرفته شده و خود امام حسین(ع) نیز فرمودهاند «من کشته اشکها هستم»؛ اما امروز باید از منظرهای فلسفی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به واقعه عاشورا نگاه کنیم و پیامهای آن را برای جامعه تبیین کنیم.
دبیر محفل ادبی «رواق ادب» اداره کل کتابخانههای استان خراسان رضوی با تاکید بر رسالتهای یک شاعر آیینی، خاطرنشان کرد: مهمترین این رسالتها، تبیین فلسفه عاشوراست؛ اینکه چرا امام حسین(ع) قیام کرد، هدف ایشان چه بود و چگونه برای احیای نماز، سنت پیامبر اکرم(ص) و حفظ اسلام جان خود را فدا کرد. به همین دلیل سرودن شعر مذهبی و اهلبیتی از دشوارترین گونههای شعر است.

پیوند قلبی با اهلبیت(ع) و مطالعه هدفمند؛ دو مولفه مهم شاعران آیینی
او ادامه داد: شعر امام حسین(ع) توفیقی الهی است و هر شاعری به آن دست پیدا نمیکند. شاعر آیینی باید این مفاهیم را با گوشت و پوست خود درک کرده باشد و دلش با مصائب اهلبیت(ع) پیوند خورده باشد. نکته مهم دیگر ان است که سرودن برای امام حسین(ع) تنها با احساسات لحظهای شکل نمیگیرد بلکه نیازمند مطالعه، مقتلخوانی و شناخت دقیق واقعه عاشوراست. زمانی که شاعر مقاتل را میخواند و خود را در صحنه عاشورا تصور میکند، عاطفه در وجود او شکل میگیرد و شعر متولد میشود.
وی درباره اثرگذاری دو مولفه «مهارت فنی» و «تجربه زیسته» در شعر شاعران آیینی، اظهار کرد: طبیعتاً مهارت در سرودن شعر اهمیت دارد اما به تنهایی کافی نیست. شاعری که میخواهد درباره اهلبیت(ع) شعر بگوید باید در این فضا رشد کرده باشد، با معارف دینی آشنا باشد و شناخت عمیقی از تاریخ و فرهنگ اهلبیت(ع) داشته باشد.
این شاعر آیینی، یادآور شد: بیشتر ایرانیان از همان کودکی و در بستر خانواده با اهلبیت(ع) آشنا و مانوس میشوند. وقتی انسان با قرآن، واقعه غدیر و آیات مرتبط با جایگاه اهلبیت(ع) مأنوس باشد، این مفاهیم در اندیشه و شعر او نیز نمود پیدا میکند.
ابوالقاسمی ادامه داد: افراد بسیاری هستند که از نظر علمی و دانشگاهی در سطح بالایی قرار دارند اما نمیتوانند شعری اثرگذار خلق کنند؛ زیرا شعر تنها چینش واژهها و رعایت قافیه نیست. اگر شاعر نتواند فلسفه عاشورا را درک و تبیین کند، شعر او حالت تصنعی پیدا میکند. شاعر آیینی باید مقتل بخواند، قالبهای شعری را بشناسد، مطالعه مستمر داشته باشد و بهترین اثر خود را ارائه کند؛ زیرا شعر مذهبی حامل پیام و رسالت است و نمیتوان بدون آمادگی و شناخت کافی وارد این عرصه شد.

وی با بیان اینکه در گذشته، بزرگان شعر فارسی هم همین مسیر را پیمودهاند، توضیح داد: در این زمینه میتوان به محتشم کاشانی با ترکیببند مشهور «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» اشاره کرد که توانست عمیقترین احساسات عاشورایی را در قالب شعر به تصویر بکشد. امروز نیز حوادث روزگار ما میتواند یادآور صحنههای کربلا باشد. وقتی تصاویر شهدا، خانوادههای داغدار و رنجهای ناشی از جنگ را میبینیم، بسیاری از جلوههای عاشورا در ذهن انسان تداعی میشود و همین موضوع احساسات شاعر را برمیانگیزد.
ظرفیت بیانتهای شعر عاشورایی برای خلق روایتهای تازه
این شاعر درباره ظرفیتهای کشفنشده عاشورا در شعر معاصر، توضیح داد: درباره عاشورا و شعر عاشورایی هرچه گفته شود باز هم سخن ناتمام است. شاعران هر دوره وامدار گذشتگان هستند اما هر شاعر زبان و نگاه خاص خود را دارد و میتواند افقهای تازهای را پیش روی مخاطب بگشاید.
ابوالقاسمی با اشاره به ضرورت بازآفرینی مفاهیم عاشورایی برای نسل امروز، افزود: همانگونه که آثار کلاسیکی مانند شاهنامه بارها بازنویسی و بازخوانی میشوند تا برای نسل جدید قابل فهم باشند، مفاهیم عاشورا نیز باید متناسب با زبان و نیازهای هر دوره بازتولید شوند. در ادبیات دینی و مذهبی امروز گونههای متنوعی از شعر وجود دارد که هر کدام میتوانند دریچهای تازه به مفاهیم عاشورایی باز کنند. بسیاری از مضامین مشترک هستند اما نحوه پرداخت و زاویه نگاه شاعران میتواند متفاوت و نو باشد.


دبیر محفل ادبی رواق ادب اداره کل کتابخانههای استان خراسان رضوی، خاطرنشان کرد: حوادث معاصر نیز ظرفیتهای جدیدی برای شعر عاشورایی ایجاد کردهاند. گاه با دیدن رشادتها، ایثارگریها و صحنههای جانفشانی انسانها، ذهن ناخودآگاه به یاد صحنههای عاشورا، حضرت ابوالفضل(ع) و دیگر قهرمانان کربلا میافتد و این موضوع افقهای تازهای را در شعر انقلاب و شعر عاشورایی پیش روی شاعران قرار میدهد.
ابوالقاسمی با اشاره به پویایی مداوم ادبیات عاشورایی، گفت: عاشورا سرچشمهای پایانناپذیر از معنا و الهام است و همچنان ظرفیتهای فراوانی برای روایت، تفسیر و بازآفرینی هنری دارد؛ ظرفیتهایی که میتوانند متناسب با مسائل و نیازهای هر عصر در قالب شعر و ادبیات به نسلهای جدید منتقل شوند.
ماه غم آمد و محرم شد، آسمان دلم تَرک دارد
سرگذشتی که خانمان سوز است، غمی اندازه فدک دارد
ساقی آمد به سمت شط فرات، عطش خیمهگاه بر دوشش
گرچه شقالقمر نمود اما، بر دلش داغ نُه فلک دارد
کربلا چشمهای پر از خون بود، شرحهشرحه غم و پریشانی
این حسینی که کشته اشک است، با علی درد مشترک دارد
همچو خورشید نور میبخشید، آمد و در دل سیاهی شب
گفت راهش جدا کند از ما هر کسی بر قیام، شک دارد
رو به گودال قتلهگاه آمد، خون گل را به آسمان پاشید
تا شهادت دهد به عشق، حسین! راه حق اینچنین محک دارد
گفت زینب در آن حماسه سرخ، من ندیدم به غیر زیبائی
گرچه خورشید و طشت زر امروز، روی زخم دلم نمک دارد
کاروان نیزه نیزه میآمد، دل افلاکیان پر از غم شد
اسم اعظم به روی لب جاریست، ماه غم آمد و محرم شد.
«گفتنیست که تمامی شعرهای ذکر شده، از سرودههای مجتبی ابوالقاسمی، شاعر آیینی مشهد است».
انتهای پیام
