سید محمود جوادی، پژوهشگر حوزه دین در یاداشتی که در اختیار ایسنا قرار داد، درباره مقام و شهادت امام حسین(ع) نوشت:
«در میان هزاران پرسش درباره علت و چرایی شهادت امام حسین علیه السلام، شاید یکی از پرسشهایی که احتمالاً در ذهن بیشتر ما شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام متبادر میشود این است که چرا خداوند امداد غیبی خود را شامل حال امام حسین (ع) و یاران باوفای آن حضرت در کربلا نکرد و راضی به کشته شدن سبط پیامبر (ص) شد؟ یعنی چرا شرایط برای کشته شدن آن حضرت به گونهای فراهم و تسهیل شد که آخرین بازمانده از اهل بیت پیامبر (ص) به شکلی فجیع و مظلومانه به شهادت برسد؟ این سؤالهای ساده از بدیهیترین پرسشهایی است که به ذهن ما خطور میکند و مارا به تأمل وا میدارد.
کربلا؛ سرزمینی با نامهای مختلف
در روایتها چنین آمده است، وقتی امام حسین (ع) در روز دوّم محرمالحرام سال ۶۱ هجری به سرزمین کربلا رسید، از مردم آنجا پرسید: نام این سرزمین چیست؟ گفتند: «غاضریه»، آن حضرت پرسید: آیا نام دیگری هم دارد؟ پاسخ شنید: به اینجا «نینوا»، «قادسیه» و «طَف» هم میگویند. امام فرمود: نام دیگری ندارد؟ پیرمرد مو سپیدی را آوردند و از او همین سوال را پرسیدند. او گفت: از بزرگانم شنیدم که به اینجا «کربلا» هم میگویند. امام حسین (ع) با شنیدن نام کربلا فرمود: «اللهمّ إنّی أعوذ بِک مِنَ الکربِ و البَلاء»؛ یعنی خدایا پناه میبرم بر خودت از همه مشکلات و بلاها، و نیز فرمود: «ههُنا مَناخُ رِکابِنا و مَحَطُّ رِحالِنا و مقتَلُ رجالِنا وَ مَسفَکُ دِمائِنَّا...»
بعد از آن فرمود: این موضع کرب و بلا و محل محنت و عنا است. فرود آیید که اینجا منزل و محل خیمههای ماست و این زمین جای ریختن خون ما است و در این جاست که قبرهای ما واقع میشود.
پرسیدن امام حسین (ع) از مردم درباره نام سرزمین کربلا نه از روی ناآگاهی آن حضرت از نام آنجا بود، بلکه برای این بود که این پرسش و گفتمان در ذهن حاضران نقش ببندد و نام کربلا در یاد آنها بماند؛ زیرا علم لدنی امام معصوم بر همه چیز احاطه دارد و امام حسین (ع) نیاز به دانستن از مادون خود ندارد.
گروهی بر این باورند که این کلمه ترکیبی از دو واژهٔ آشوری «کرب» (به معنای نزدیکی یا حرم) و «ایلا» (به معنای خدا) است و آن را به «حرم خدا» یا «خانه خدا» تعبیر میکند. برخی نیز بخش «لا» در کربلا را با جزء باستانی «La/Lu» در واژگان میانرودانی (مانند Lugal) مقایسه کرده و معنی «کرب عظیم» را برای آن در نظر میگیرند. [۱]
در واقع تقدیر الهی و مغناطیس سرزمین کربلا، امام (ع) را از شهر مکه مکرمه به این نقطه از کره خاکی کشانده بود تا در ظهر عاشورای سال ۶۱ هجری فرمان پایان عمر شریف آن حضرت از سوی پروردگار صادر شود و با ریخته شدن خون آن حضرت (با اذن خدا)، مُهر شهادت بر سرنوشت امام (ع) در آن زمان و مکان زده شود.
در بعضی از کتابها وارد شده است که امام حسین علیهالسلام زمین آن مناطق را از اهل نینوا و غاضریه به مبلغ ۶۰ هزار درهم خریداری کرد و از اهل آنجا تعهد گرفت که سه روز از زائرانش پذیرایی کنند [۲]. در واقع خرید زمین آن مناطق توسط امام (ع) به این دلیل بود که آن حضرت از محل شهادت و مدفن خود آگاه بود و نمیخواست در زمینی به خاک سپرده شود که در تملک دیگران باشد.
امام حسین علیهالسلام بوسیله علم لدنی که به اقتضای مقام امامت از آن بهره میبرد، از اخبار غیبی آگاه و نسبت به شهادت حتمی خود در کربلا باخبر بود و به آن یقین داشت و میدانست که هرگز زنده به کوفه نخواهد رسید، به همین دلیل یاران خود را از سرنوشت خود مطلع میساخت و پس از گفتوگو با عمر بن سعد و اتمام حجت با سپاه یزید، جان خودرا تقدیم کرد و تسلیم امر و اراده پروردگار و قضا و قدر الهی شد.
اذن الهی برای شهادت امام حسین (ع)
در روایتها چنین آمده است، پس از سپیدهدم روز عاشورا (روز جمعه ۱۰ محرم ۶۱ هجری)، که آفتاب جهانتاب برای مشاهده بزرگترین فاجعه تاریخ سر از مشرق بیرون میکشید، امام حسین علیه السلام با مشاهده بارانی از تیرهایی که از سمت لشکر عمر بن سعد به سوی خیمهگاه اهل بیت پیامبر (ص) سرایز میشد، به یاران خود فرمود: «إِنَّ الله عَزّوَجَلّ قَد أذِنَ فی قَتلِکُم الیَومَ وَ قَتلی فَعَلیکُم بِالصّبرِ وَ القِتال»؛ خداوند عزوجل امروز اِذن به کشته شدن (شهادت) من و شما داد پس صبر پیشه کنید و بجنگید. [۳]
در آن روز خدای متعال (طبق تعبیر امام حسین علیه السلام) به سربازان، ابزارهای جنگی و اشیائی که در اختیار لشکر عمر بن سعد بود اذن داد خون سیدالشهدا و یاران آن حضرت را بریزند تا نام ایشان در تاریخ جاودانه شود، وگرنه امامی که مستجابالدعوه است میتوانست با دعای خود، اقدام به دفع بلا کند تا خود و یارانش را به سلامت از این مهلکه دور کند، اما با این کلمات «إلهِی رِضًی بِقَضائِکَ، تَسلِیمًا لأمْرِکَ، لا مَعبودَ سِواکَ، یا غِیاثَ المُستَغیثینَ»؛ خداوندا راضیم به رضای تو، تسلیم امر تو هستم و هیچ معبودی جز تو نیست، ای فریادرس فریادخواهان، با نفسی مطمئنه به استقبال شهادت رفت و خود را تسلیم امر خدا کرد، وگرنه خون فرزند حضرت ابراهیم علیه السلام (حضرت اسماعیل) نزد خدای متعال عزیزتر و رنگینتر از خون فرزند رسول خدا حضرت محمد (ص) نبود که اولی جانش به وسیله چاقوی پدر گرفته نشد (چون چاقو اذنی از سوی خدا برای بریدن گلوی اسماعیل نداشت) ولی امام حسین علیه السلام به وسیله تیر و شمشیر و نیزه سربازان لشکر عمر بن سعد به شهادت رسید، از اینرو میتوان گفت که سخن امام حسین علیه السلام در مورد اذن خداوند متعال در کشته شدن او و یارانش، اشاره به این آیه شریفه دارد که فرمود: «ومَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ إِلّا بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ هیچ ناگواریای به شما نمیرسد، مگر به فرمان خداست [۴]. مقصود از آن نیز اذن تکوینی الهی در حادثه خونین کربلاست.
امام علیهالسلام با این سخن میخواهد به یاران خود بفهماند که اگر کشته شدن در تقدیر آن حضرت و یاران خود از قبل نوشته شده است، اکنون اذن این شهادت از سوی خدا صادر شده است؛ لذا باید در این راه شکیبایی پیشه کنند و با ابراز رضایت نسبت به قضای پروردگار، با نفسی مطمئنه تسلیم تقدیر الهی شوند.
صدور اذن خدا برای کشته شدن امام حسین علیه السلام منوط به وقوع یک سری اتفاقات مهم و رخ دادن برخی اسباب خاص بود، که دعوت مردم کوفه از امام (ع) برای آمدن به شهر کوفه، بستن راه امام (ع) توسط «حُر»، توقف امام (ع) در کربلا، غربال شدن شبانه یاران امام حسین (ع) و اتمام حجت امام (ع) با لشکر یزید از جمله اسباب و اتفاقات طبیعی لازم پیش از صدور اذن الهی برای وقوع امر شهادت امام حسین علیه السلام بود.
ظهر عاشورای سال ۶۱ هجری در کربلا، یک قرار «عاشقانه، عارفانه» میان امام حسین (ع) و خدا بود؛ یعنی ترکیبی از انتخاب آگاهانه و اراده الهی که با عشق و عبودیت آمیخته بود و از زمان خلقت آدم که فرمود: «إِنِّیٓ أَعۡلَمُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ» [۵] در تقدیر آن حضرت نوشته شده بود تا اینکه قرار این لحظه وصال (شهادت امام حسین علیه السلام) در این زمان و مکان تحقق و تجلی یافت.
یقیناً خداوند متعال در لحظه شهادت، استقبالی کمنظیر و درخور شأن و مقام والای امام حسین علیه السلام ترتیب داده و ملائکه خودرا با «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی»؛ (تو ای روح آرام یافته، به سوی پروردگار بازگرد در حالی که هم تو از او خوشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم درآی، و در بهشتم وارد شو) [۶]؛ به پیشواز آن حضرت فرستاده بود.
پیشگویی شهادت
رسول خدا (ص) و امیرالمومنین (ع) نیز پیشتر، از زمان، مکان و نحوه این شهادت مطلع بودند و آن را پیشگویی کرده بودند. در این پیشگوییها، علاوهبر شهادت امام، جزئیات مربوط به برخی حوادث و شرایط آن، مانند زمان و مکان شهادت، شرکتکنندگان در قتل و سران آنها، و کسانی که از یاری وی امتناع میورزند، نیز دیده میشود.
بنا بر روایـت ابن قولویه از امام صادق(ع) در یک نوبت کـه رسـول خـدا (ص) در حجره امسلمه بود و جبرئیل نیز نزد آن حضرت حضور داشت، ناگاه امام حسین (علیهالسّلام) وارد حجـره شـد. در این هنگام، جبرئیـل بـه رسـول خـدا گفت: «امـت تـو این فرزندت را خواهند کشت. آیا میخواهی خاک زمینی را که او در آن کشته خواهد شد، نشانت دهم؟» رسـول خـدا(ص) فـرمـود: «آری». پس جبرئیـل دسـت بـرد و مشتی از خاک کربلا را به آن حضرت داد، که به رنگ سرخ بود. [۷] [۸] رسـول خـدا (ص) امسلمه را از این ماجرا باخبر کرد و فرمود: «جبرئیل به من خبر داده که امتم حسین را خواهند کشت و این تربت را نیز به من داده است. هرگاه خون تازه در آن دیدی، بدان که حسین کشته شده است». امسلمه آن خاک را درون شیشهای نهاد. آن شیشه نزد امسلمه بود تا زمانی که امـام حسین قصد خروج از مدینه کرد. امسلمه نزد ایشان رفت و با نگرانی، پیشگویی رسول خدا (ص) را درباره شهادت آن حضرت و قضیه خاک را بازگو کرد. امام در پاسخش فرمود: «اگر نروم نیز، کشته خواهم شد». سپس دستی بر چشمان امسلمه کشید و او مکان شهادت امام و یارانش را در کربلا مشاهده کرد. در این هنگام امام مقداری از خاک کربلا را به امسلمه داد و فرمود: «اگر این خاک، و خاکی که رسول خدا به تو داده است، خونین شد، بدان که من کشته شدهام.» او پس از عزیمت امام به کربلا، همواره به آن خاک مینگریست تا اینکـه عـصر روز عاشورا آن را خونین یافت، پس فریاد زد «واحسینا، وا ابـن رسـول الله»، و مردم مدینه نیز همراه او گریستند و در مدینه چنان غوغایی برپا شد که هیچگاه کسی مثل آن را ندیده بود. [۹] [۱۰]
امیرالمومنین علی علیه السلام در موارد متعددی به برخی از جزئیات واقعه عاشورا و شهادت امام حسین علیهالسلام سخن گفته است. بر اساس گزارشات روایی و تاریخی، امام علی (علیهالسّلام) در عبور از سرزمین کربلا، ضمن پیشگویی شهادت امام حسین (علیهالسلام) به برخی از جزئیات واقعه عاشورا مانند نشان دادن محل خیمهگاه اشاره مینمایند: «مَرَّ امیرُ المُؤمِنینَ (علیهالسّلام) بِکَربَلاءَ فی اُناسٍ مِن اصحابِهِ، فَلَمّا مَرَّ بِهَا اغرَورَقَت عَیناهُ بِالبُکاءِ، ثُمَّ قالَ: هذا مُناخُ رِکابِهِم، وهذا مُلقی رِحالِهِم، وهُنا تُهرَقُ دِماؤُهُم، طوبی لَکِ مِن تُربَةٍ، عَلَیکِ تُهرَقُ دِماءُ الأحِبَّةِ!» [۱۱] [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶].
اکثر قریب به اتّفاقِ آنچه از امام علی علیهالسلام درباره حادثه کربلا گزارش شده است، در دوران خلافت ایشان و بسیاری از آنها، در خودِ سرزمین کربلا بوده است. گفتنی است که امام علی (ع)، در دوران خلافت خود، حداقل، سه بار از سرزمین کربلا، عبور کرده است؛ دو بار در مسیر رفت و بازگشت از جنگ صفّین، و یک بار در مسیر حرکت برای جنگ نهروان. از این رو، مطالب فراوانی در این سفرها در مورد حادثه کربلا از آن امام (ع) گزارش شده است. در این سفرها، دو فرزند بزرگوار امیر مؤمنان علیهالسّلام، حسن و حسین (علیهما السلام) نیز ایشان را همراهی میکردهاند و لذا امام حسین (ع)، در محرم سال ۶۱ هجری، لا اقل، چهارمین باری بوده که به سرزمین کربلا، گام مینهاده است و پرسش از نام آن وادی، هنگام ورود به آن، بدین معنا نیست که تا آن زمان به آن مکان نیامده بوده است.»
پانویس:
۱- Gelb, Ignace Jay, Benno Landsberger, A. Leo Oppenheim, Erica Reiner, and Verlag JJ Augustin, eds. Assyrian Dictionary. Vol. ۱, no. ۱. The Institute, ۱۹۵۶.
۲- مرحوم حاج میرزا حسین محدث نوری استاد حاج عباس قمی، در مستدرک الوسائل (کتاب حدیثی) جلد ۱۰ صفحه ۳۲۱ و جلد ۱۴ صفحه ۶۰ به نقل از کشکول شیخ بهایی این قضیه را نقل میکند. مرحوم نمازی شاهرودی در مستدرک سفینه البحار جلد ۸ صفحه ۳۸۷ این قضیه را نقل میکند. کتاب مستدرک مکمل کتابهای حدیثی است. احادیثی که جا داشته صاحب وسائل یا سفینه البحار بیاورند در مستدرک آمده است.
۳- إثبات الوصیة، ص ۱۶۳ وکامل الزیارات ص ۷۳.
۴- آیه ۱۱ سوره تغابن.
۵- آیه ۳۰ سوره بقره.
۶- آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر که به آیات نفس مطمئنه معروف است.
۷- ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، باب ۱۷، ص۵۸، ح۲.
۸- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج٤٤، ص٢٤١، ح۳۵.
۹- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۴۵.
۱۰- عاملی، علی بن یونس، الصراط المستقیم، ج۲، ص۱۷۹.
۱۱- محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیهالسلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۳، ص۲۴۸.
۱۲- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۱، ص۲۹۵.
۱۳- ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ج۱، ص۲۸۲.
۱۴- شریفرضی، محمد بن حسین، خصائص الائمه (علیهمالسّلام)، ج۱، ص۴۷.
۱۵- ابوالعباس حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، ج۱، ص۲۶.
۱۶- راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۱۸۳.
انتهای پیام
