رضا سلیماننوری در گفتوگو با ایسنا، درباره شاخصترین آیینهای نمایشی عزاداری در میان اقوام مختلف ایران و تفاوتهای آنان از نظر اجرا، نمادها و مفاهیم با یکدیگر، اظهار کرد: نمایشهای سنتی ایران را میتوان به دو دسته کلی نمایشهای سور یا شادیآور و نمایشهای سوگ تقسیم کرد. نمایشهای سوگ به موضوعاتی مانند سوگواری و تعزیت میپردازند و آیینهای نمایشی عزاداری محرم شاخصترین زیرمجموعه این نوع نمایشها به شمار میروند.
وی ادامه داد: پردهخوانی، تعزیه، شبیهخوانی، خیمهسوزان، نخلگردانی، طشتگردانی، بیلزنی، چایینه و مقتلخوانی تنها بخشی از آیینهای سوگ محرمی رایج در نقاط مختلف کشور هستند که هدف مشترک همه آنها گرامیداشت نام و یاد شهدای کربلا و دیگر بزرگان دین ازجمله پیامبر اکرم(ص)، حضرت علی(ع) و امام رضا(ع) است.
پردهخوانی؛ حلقه اتصال آیینهای سوگ و تعذیه
سلیماننوری با اشاره به پردهخوانی گفت: پردهخوانی نمایشی است که در آن، پردهخوان با استناد به تصاویر نقاشیشده روی پرده، وقایع مذهبی بهویژه حادثه عاشورا را روایت میکند. در این شیوه، نقال با بیانی رسا و آهنگین، داستانهای نقشبسته بر پرده را برای مخاطبان شرح میدهد. پیشینه تاریخی پردهخوانی را میتوان به نوعی نقالی همراه با موسیقی و آواز در دورههای پیش از اسلام نسبت داد که پس از ورود اسلام به ایران، به دلیل محدودیتهای موسیقی، به نقالی ملی ـ مذهبی تغییر یافت. این هنر بهویژه در دوره صفویه و همزمان با شکلگیری گونههایی همچون روضهخوانی، پردهداری، صورتخوانی و سخنوری رونق گرفت.
این کارشناس حوزه نمایشی تصریح کرد: برخی پژوهشگران، پردهخوانی را حلقه اتصال میان مراسم عزاداری عمومی محرم در دوره صفویه و شکلگیری تعزیه در دوره قاجار میدانند و آن را یکی از منابع تحول و تکامل تعزیه معرفی کردهاند. در مقابل، برخی دیگر معتقدند نقوش پرده در واقع ترجمان تصویری هنر تعزیه و دستاورد این هنر نمایشی است.
وی درخصوص مراحل اجرای پردهخوانی نیز بیان کرد: پیشواقعهخوانی، مناجات و فضایلخوانی، مناقبخوانی، خطبهخوانی و در نهایت نقل قصه و حدیث از مهمترین بخشهای این هنر است. پردهخوان در پایان نیز با لحنی سوزناک گریزی به صحرای کربلا میزند و با نوحه و ندبه، مجلس را به اوج حزن و اندوه میرساند.
تصویر و نمایش در خدمت سوگ
سلیماننوری در ادامه به شمایلنگاری مذهبی اشاره و اظهار کرد: شمایلنگاری یکی دیگر از هنرهای نمایشی و تصویری مرتبط با آیینهای عزاداری است که بر پایه مضامین برگرفته از تاریخ تشیع شکل گرفته است. این هنر از اواخر دوره آلبویه رواج داشت و در دوره صفوی بهطور گسترده در میان شیعیان ایران گسترش یافت و به نقاشی روی دیوارها، پردهها و کتابهای مصور راه پیدا کرد.
وی افزود: از آن زمان، سنت نقاشی دیواری در میان هنرمندان عامه توسعه یافت و شمایلگران، تصاویر ائمه اطهار(ع)، وقایع کربلا و دیگر رخدادهای مذهبی را بر دیوار ایوانها، حرمها، زیارتگاهها، سقاخانهها و آبانبارها ترسیم میکردند. هنوز نیز نمونههای ارزشمندی از این آثار در برخی امامزادگان و اماکن مذهبی کشور ازجمله امامزاده زید اصفهان باقی مانده است. تعزیه و شبیهخوانی دو آیین نمایشی نزدیک به هم هستند که در آنها وقایع کربلا یا دیگر رخدادهای اندوهبار زندگی اهلبیت(ع)، مانند مجلس مأمون و شهادت امام رضا(ع)، بازآفرینی میشود.
وی ادامه داد: مهمترین تفاوت این دو هنر در میزان بهرهگیری از عناصر نمایشی است. تعزیه بیش از هر چیز بر روایت مصیبت و بازخوانی دقیق وقایع استوار است، در حالی که شبیهخوانی بر جنبههای هنری و نمایشی تاکید بیشتری دارد. همچنین در تعزیه، اشعار و روایتها عامل اصلی برانگیختن احساسات مخاطب هستند، اما در شبیهخوانی، حرکات و بازی بازیگران نقش پررنگتری در ایجاد تاثر و اشک مخاطبان ایفا میکند.
سلیماننوری خاطرنشان کرد: البته پیشینه تعزیه در فرهنگ ایرانی به دوره آلبویه محدود نمیشود و میتوان ریشههای آن را در آیین سوگ سیاوش که پیش از اسلام در ایران برگزار میشد، جستوجو کرد.
وی با اشاره به آیین بیلزنی در خوسف خراسان جنوبی گفت: بیلزنی یکی از آیینهای نمایشی عزاداری است که ظهر عاشورا با حضور شمار زیادی از مردم، بهویژه کشاورزان، برگزار میشود. عزاداران با در دست داشتن بیل، به صورت دایرهوار کنار یکدیگر قرار میگیرند، بیلها را به سمت آسمان بلند میکنند و در حالی که «حیدرعلی» گویان به هوا میپرند، تیغه بیلها را به یکدیگر میکوبند. صدای برخورد بیلها تداعیکننده صحنههای واقعه عاشورا است.
این کارشناس حوزه نمایشی افزود: همزمان، عزاداران نخل بزرگی را به نشانه تشییع پیکر مطهر امام حسین(ع) و نخل کوچکی را به نشانه تشییع پیکر حضرت علیاصغر(ع) حمل میکنند و تا محل نمادین قتلگاه پیش میبرند. آیین بیلزنی در واقع بازآفرینی سوگواری طایفه بنیاسد است که سه روز پس از واقعه عاشورا، پیکر شهدای کربلا را با بیل به خاک سپردند.
چایینه؛ روایت زنانه سوگ در فرهنگ ایلام
سلیماننوری در ادامه با اشاره به آیین نمایشی «چایینه» اظهار کرد: چایینه از آیینهای ویژه زنان ایلامی است که در ایام محرم در قالبهای مختلفی همچون چایینه حضرت قاسم(ع) در روز هفتم، چایینه حضرت علیاکبر(ع) در روز هشتم، چایینه حضرت عباس(ع) در روز نهم، چایینه امام حسین(ع) در روز عاشورا و چایینه اربعین برگزار میشود.
وی افزود: در چایینه حضرت قاسم(ع)، رسم بر این است که لباس عروسی سبزرنگ بر تن دختری جوان و ازدواجنکرده که نماد عروس حضرت قاسم(ع) است، پوشانده میشود و بر سر وی پوششی سفید قرار میدهند. همچنین دو شمع روشن و سینیای پر از نقل و نبات در دست وی قرار میگیرد و حنا، عود و شمع در وسط میدان گذاشته میشود.
این کارشناس حوزه نمایشی ادامه داد: در این مراسم، چایینهخوانها با لباسهای رنگی و آراسته وارد میدان میشوند و زنی که «مُلایه» نامیده میشود، مداحی را آغاز میکند. در میانه اجرای مراسم، زنی کفنی آغشته به خون را به نشانه رسیدن خبر شهادت حضرت قاسم(ع) به میدان میآورد. از این لحظه، فضای نمادین جشن به عزا تبدیل میشود، شمعها خاموش میشوند، چادر سیاه بر سر عروس انداخته میشود و با نوحهخوانی ملایه، مجلس سراسر ماتم و اندوه میشود. چایینهخوانها نیز ابتدا دو زانو مینشینند و سپس به صورت حلقهوار دور میدان حرکت کرده و با کف دست بر پیشانی خود میزنند.
وی درباره نخلگردانی نیز گفت: نخلگردانی از دیگر آیینهای نمایشی محرم است که در برخی مناطق مرکزی ایران، بهویژه یزد و جنوب خراسان، برگزار میشود. در این مراسم، نخل که نمادی از تابوت امام حسین(ع) است، از چوببستی بزرگ به شکل برگ درخت ساخته میشود؛ هرچند شباهتی به برگ نخل ندارد.
سلیماننوری افزود: در ایام محرم، نخل را با پارچههای سیاه، شمشیر، قمه، خنجر، آینه، میوه، پولک و دستمالهای ابریشمی تزئین میکنند. روز عاشورا نیز نخل همچون کشتی بر دوش عزاداران در میان جمعیت حرکت میکند، سه بار میدان را دور میزند و سپس به محل استقرار خود بازمیگردد. این آیین با روضهخوانی، سینهزنی، توزیع نذری، ذبح قربانی و دود کردن اسفند همراه است.
وی با اشاره به آیین خیمهسوزان اظهار کرد: در این مراسم، گروهی با لباسهای سرخ که نماد سپاهیان ابنزیاد هستند، خیمههای نمادین امام حسین(ع) را به آتش میکشند. خیمهسوزان از کهنترین آیینهای عزاداری شیعیان به شمار میرود که پیشینه آن به دوره آلبویه بازمیگردد و امروزه نیز در شهرهای مختلف کشور برگزار میشود.
این پژوهشگر حوزه نمایش، مقتلخوانی را از دیگر آیینهای مهم عزاداری برشمرد و گفت: در این شیوه، راوی با نقل وقایع جانسوز عاشورا و بهرهگیری از تغییر لحن، حرکات دست و بیان نمایشی، تلاش میکند صحنههای کربلا را برای مخاطب مجسم کند. پیشینه مقتلخوانی به قرن چهارم هجری قمری میرسد و از آن بهعنوان یکی از مهمترین روشهای جلوگیری از تحریف واقعه عاشورا و ترویج فرهنگ کربلا یاد میشود. از قدیمیترین آثار این حوزه نیز میتوان به مقتل ابومخنف و مقتل خوارزمی اشاره کرد. این آیین علاوه بر ایران، در عراق و لبنان نیز رواج دارد.
آیینهای نمایشی؛ پیوند فرهنگ بومی و سوگ
سلیماننوری در پاسخ به این پرسش که آیینهای نمایشی عزاداری تا چه اندازه ریشه در فرهنگ بومی اقوام دارند و تا چه میزان از یکدیگر تاثیر پذیرفتهاند، اظهار کرد: نمایشهای آیینی و سنتی عزاداری به دلیل ماهیت مردمی، محلی و پیوند عمیق با خانوادهها و جماعتهای اصیل، از تاثیرگذاری بیشتری نسبت به دیگر گونههای نمایشی برخوردارند.
وی افزود: آیینها بر اساس نیازهای درونی و معنوی انسانها شکل گرفتهاند و به دلیل دغدغهها و تجربههای مشترک انسانی همچون حقیقتجویی، عدالتخواهی، تولد، ازدواج، مرگ، کار و معیشت، دارای بنیانهای مشترک هستند؛ اما با عبور از فرهنگها، اقلیمها و قومیتهای مختلف، جلوههایی متنوع و منحصربهفرد پیدا کردهاند.
این کارشناس حوزه نمایشی ادامه داد: مهمترین ویژگی آیینهای نمایشی عزاداری که موجب ماندگاری آنها شده، ارتباط دوسویه میان اجراکنندگان و تماشاگران است. این نمایشها با صراحت بیان و جذابیت بالا اجرا میشوند و از آنجا که همه اقشار جامعه در آن حضور دارند، هرگز به طبقه خاصی محدود نبودهاند. حتی در برخی موارد از زبان انتقادی، نیش و کنایه نیز برای انتقال پیام استفاده میشود.
وی خاطرنشان کرد: هنرمند نمایش آیینی گاه همچون روانشناسی خبره، جدال خیر و شر و کشمکش درونی انسانها را در شخصیتهایی مانند حر ریاحی به تصویر میکشد و گاه همچون مورخی آگاه، با روایت حماسه قهرمانان و اسطورههای مذهبی و ملی، به استحکام ارزشهای اخلاقی جامعه کمک میکند.
سلیماننوری درخصوص نمادها، پوششها، موسیقیها و عناصر نمایشی این آیینها گفت: اغلب این آیینها بر پایه تقابل خیر و شر شکل گرفتهاند. رنگهای سبز و سیاه نماد جبهه حق، پاکی و نیکی هستند و رنگ قرمز برای نمایش شخصیتهای شر و باطل به کار میرود. همچنین سازهایی همچون نی، سنج، طبل، شیپور، دمام و کرنا فضای حماسی و سوگوارانه این آیینها را شکل میدهند. مهمترین پیام این آیینها، پاسداشت جایگاه بزرگان تشیع و انتقال پیام مبارزه با ظلم، عدالتخواهی و ایثار به نسلهای مختلف است.
رئیس هیأت مدیره انجمن توسعه گردشگری چهارباغ خراسان درباره تاثیر رسانههای نوین بر آیینهای نمایشی عزاداری اظهار کرد: تغییر سبک زندگی و گسترش رسانههای نوین اگرچه تا حدی موجب کمرنگ شدن جایگاه آیینهای سنتی در میان بخشی از جامعه شده، اما از سوی دیگر زمینه معرفی بهتر و ارتقای کیفیت اجرای این آیینها را نیز فراهم کرده است.
وی افزود: آموزش صحیح آیینهای نمایشی عزاداری به نسل جوان، ثبت و مستندسازی این میراث با بهرهگیری از فناوریهای نوین و همچنین حفظ جایگاه و تکریم پیشکسوتان این هنرها، مهمترین راهکارهای حفظ اصالت و تداوم آیینهای نمایشی عزاداری در ایران است.
انتهای پیام

