در محلههای شنبدی، دهدشتی، بهبهانی و کوتی، گروه گروه مردم از راه میرسند. پیرمردی که عصا به دست دارد، زنی که شمع نذریاش را با احتیاط حمل میکند، نوجوانی که کنار مادرش ایستاده و کودکانی که با کنجکاوی به شعلهها خیره شدهاند. در بعضی مسجدها، سینیهای گِلی روی منبرها چیده شده و عزاداران شمعهای خود را روی آن میگذارند. در برخی خانهها نیز منبرهای کوچکی برای همین شب آماده شده است، رسمی که سالهاست از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و هنوز در دل شهر زنده مانده است.
ریحانه دباغ، پژوهشگر هنر، معتقد است اگر شمعزنی را فقط یک رسم مذهبی بدانیم، بخش مهمی از معنای آن نادیده گرفته میشود.
او در گفتوگو با ایسنا میگوید: این آیین در طول زمان به بخشی از حافظه فرهنگی مردم بوشهر تبدیل شده و هر سال با تکرار آن، گذشته دوباره در زمان حال حضور پیدا میکند.
به عقیده وی، وقتی مردم در شب عاشورا شمع روشن میکنند، فقط یک عمل آیینی انجام نمیدهند. آنها در واقع وارد تجربهای میشوند که خاطره، باور، سوگواری و امید را همزمان در خود دارد. برای بسیاری از خانوادهها این مراسم ادامه چیزی است که از پدران و مادرانشان به ارث بردهاند.
دباغ از زاویه نشانهشناسی به شمع نگاه میکند و توضیح میدهد که شمع در فرهنگ مردم بوشهر فقط ابزار روشنایی نیست.
این پژوهشگر هنر ادامه میدهد: شعلهای که میسوزد و در عین حال نور میدهد، برای عزادار معنایی فراتر از روشنایی دارد. این شعله یادآور ایثار و ازخودگذشتگی است. به همین دلیل است که شمع در بسیاری از آیینهای سوگواری جایگاهی ماندگار پیدا کرده و در شب عاشورا به یکی از پررنگترین نشانههای عزاداری تبدیل شده است.

به گفته دباغ، تاریکی شب و نور شمعها در کنار هم تصویری نمادین از واقعه عاشورا را در ذهن مردم بازسازی میکند. خیلی از عزاداران، تاریکی را نشانه غربت و تنهایی بازماندگان کربلا میدانند. روشن کردن شمع برای آنها فقط یک سنت نیست، نوعی ادای احترام به رنجی تاریخی است که قرنها در حافظه شیعیان باقی مانده.
او با بیان اینکه یکی از نکات مهم این آیین، پیوندش با نذر و حاجتخواهی است، تاکید میکند: کسی که شمع روشن میکند، معمولاً نیتی در دل دارد. گاهی این شمع برای آرامش یک درگذشته است، گاهی برای شفای بیماری، گاهی برای برآورده شدن آرزویی که هنوز محقق نشده. به همین دلیل شمعزنی فقط یک کنش جمعی نیست، بلکه تجربهای شخصی هم هست و هر فرد معنای خودش را در آن پیدا میکند.
دباغ از بُعد فلسفی نیز به این آیین نگاه میکند و میگوید: در شمعزنی، فقدان و امید کنار هم قرار میگیرند. شمع میسوزد تا نور بدهد و همین ویژگی آن را به نماد وفاداری و پایداری تبدیل میکند. شاید به همین دلیل است که این عنصر ساده در فرهنگهای مختلف چنین جایگاهی پیدا کرده است.
او معتقد است که ماندگاری این سنت بیش از هر چیز به توانایی آن در پیوند دادن نسلها مربوط میشود. در لحظهای که شمع روشن میشود، گذشته فقط به عنوان یک خاطره بازگو نمیشود. گذشته در همان لحظه حضور پیدا میکند. کودک کنار پدربزرگش شمع روشن میکند و بیآنکه متوجه باشد، بخشی از یک روایت چندصدساله را ادامه میدهد.

این پژوهشگر هنر بوشهری به بُعد زیباییشناختی این مراسم هم اشاره میکند و میافزاید: وقتی صدها شمع در تاریکی روشن میشوند، منظرهای شکل میگیرد که واجد نوعی زیبایی عمیق و احساسی است. انعکاس نور روی دیوارهای بافت تاریخی، حرکت آرام شعلهها در باد و چهرههای سوگوار، همه با هم یک تجربه بصری میسازند. در آن لحظه، آدم فقط تماشاگر مراسم نیست، خودش بخشی از آن فضا میشود.
وی حتی شمعزنی را از منظر هنر معاصر قابل بررسی میداند و میگوید: در این آیین مرز میان اجراکننده و تماشاگر از بین میرود. هر کسی که شمعی روشن میکند، در شکلگیری مراسم سهم دارد. این یک هنر مشارکتی است، تصویری که از کنار هم قرار گرفتن کنشهای کوچک مردم ساخته میشود.
در پایان، دباغ شمعزنی را نوعی مقاومت فرهنگی در برابر فراموشی توصیف و تصریح میکند: هر شمعی که روشن میشود، تنها یادآور یک واقعه تاریخی نیست، بلکه با سوختن خود، بخشی از هویت و خاطره مشترک مردم بوشهر را زنده نگه میدارد. اگر این آیین هنوز باقی مانده، به این دلیل است که مردم آن را فقط یک رسم نمیدانند. مردم بوشهر شمع زنی را بخشی از زندگی و حافظه جمعی خودشان میبینند.

شاید راز ماندگاری شمعزنی در همین باشد که این مراسم هر ساله همزمان با شب عاشورا در بافت تاریخی بوشهر برگزار میشود و طاق خونی یا همان «خینی» سالهاست که به محلی برای شمعهای حاجتخواهی زنان و جوانان به ویژه دختران تبدیل شده است. شمعهایی که به دیواره طاق چسبانده و روشن می شوند تا تاریکی شب عاشورا را با نور روشن گردانند.
اگرچه عدهای بر این باورند که طاق کنونی، طاق خونی نیست، بلکه طاق روغنی است که به اشتباه سالهاست تحت عنوان طاق خونی به پناهگاهی برای حاجتخواهی اهالی بندر اعم از زن و دختر و پیر و جوان تبدیل شده است.
حال با همه اینها، در شبی که شهر در سوگ و ماتم عاشورا فرو میرود صدها شعله کوچک در کنار هم چیزی فراتر از نور میسازند و روایتی از اندوه و امید و وفاداری و حافظهای را رقم میزنند که هنوز در کوچههای قدیمی بوشهر زنده است و نفس میکشد.
انتهای پیام
